/تحلیل/

حل معمای چهار سال ناآرامی و جنگ در خاورمیانه

سیاسی

میان تلاطم نظامی، امنیتی، عدم استقرار و فتنه مذهبی در خاورمیانه سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان به دنبال طرحی در شورای امنیت هستند که براساس آن جدول زمانی گفت‌وگوهای موسوم به صلح نهایی بین دولت خودگردان فلسطینی و رژیم صهیونیستی تعیین شود و براساس آن به اصطلاح به کشمکش و رویارویی‌های فلسطینی - اسرائیلی خاتمه دهند!

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در لبنان، پیش از آن بسیاری از پارلمان‌های اروپایی و حتی انگلیسی‌ها در مصوبات غیر الزام آور، کشور فلسطین را به رسمیت شناختند. هم زمان، اتحادیه عرب درصدد بر آمده است تا طرح به رسمیت شناختن کشور فلسطین را به سازمان ملل ببرد تا کشور فلسطین عضوی رسمی همچون دیگر کشورها در این سازمان شود.

آمریکایی‌ها در مقابل همه رویدادها به دلیل برخی مشکلات با اسرائیل سکوت معنا دار در عین حال جهت دارای به سود رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده‌اند.

براساس طرح سه کشور عضو اتحادیه اروپا، زمان دو ساله برای پایان مذاکرات سازش با اسرائیل تعیین شده و این جدول زمانی نشان می‌دهد که هماهنگی‌های لازم با دولت آمریکا که دوره ریاست جمهوری اوباما در آن تا دو سال دیگر به پایان می رسد، صورت گرفته است.

با آن که محور تشکیل دولت و سرزمین فلسطین مورد نظر طرح سازش اروپای‌ها، بر سرزمین‌های اشغالی سال 1967 متمرکز شده است اما در طرح ابتدایی هیچ سخنی از عقب نشینی اسرائیل از این سرزمین‌ها در میان نیست و هیچ دیدگاهی درباره برچیده شدن شهرک‌های یهودی‌نشین در این مناطق ارائه نشده الا این که حرف و حدیث در باره تبادل اراضی بین دو طرف به میان آمده است.

اکنون طرحی که از سوی دولت اوباما در طول شش سال زمامداریش محقق نشد قرار است تا در قالب طرحی اروپایی بار دیگر به جریان افتد. جابجایی و ایفای نقش‌های جایگزین، سیاستی رایج بین اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها است، کاری که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان سیاسی در مذاکرات هسته‌ای اخیر در وین بین آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها رخ داد. یعنی جایی که آمریکا به دلیل ملاحظاتی خود مستقیم نمی‌تواند ایفای نقش کند آن را به شرکای اروپایی‌اش واگذار می‌کند. با این وصف، عدم وصول به توافق یا تفاهم سیاسی بر سر برنامه صلح آمیز هسته‌ای ایران در وین را به یکی دیگر از عناوین تحولات اخیر در کنار اقدامات اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها درخصوص طرح سازش فلسطینی – اسرائیلی اضافه کنید.

با صرف نظر از موفقیت یا شکست طرح پیشنهادی اروپای‌ها، به زمان طرح آن باید دقتی ویژه صورت گیرد، زمانی که همه تحولات امنیتی و نظامی خاورمیانه به سوی تفرقه، از دست رفتن نیروهای مادی و انسانی منطقه و احتمالا تجزیه خاورمیانه پیش خواهد رفت که نتیجه طبیعی آن قدرت یافتن اسرائیل است:

1- مصر و لیبی به دلیل بحران‌های چهار سال اخیر از دایره هرگونه رویارویی احتمالی با اسرائیل خارج شده‌اند.

2- اردن با ترس از بروز ناآرامی‌هایی همچون دیگر کشورهای عربی، همچنان به پایداری روابط با اسرائیل و هم پیمانی دایمی با آمریکا فکر می‌کند.

3- لبنان به رغم توانایی‌های مقاومت اسلامی، در گیر مبارزه با نیروهای تکفیری و افراطی داعشی‌ها و النصره است.

4- سوریه عملا به مناطق و جزایر نفوذ تبدیل شده و تمامی توان و اندیشه نظام به فکر مبارزه با مجموعه‌های مسلح تروریستی و تکفیری سوق داده شده است و حتی نمی‌تواند به شکل قوی و قاطع به حملات اسرائیل پاسخ دهد.

5- عراق به دلیل بحران‌های نظامی و امنیتی پس از اشغال این کشور در سال 2003 توسط ارتش آمریکا، عملا از هرگونه رویارویی با اسرائیل خارج شده است.

6- یمن که روزی یکی از طرف‌های مهم جبهه پایداری اعراب بود سرگرم تحولات داخلی است.

7- الجزایر نیز به رغم استقرار امنیتی و سیاسی سرگرم آمادگی جهت رویارویی با نیروهای سلفی و تکفیری است.

8- سودان که یکبار تجربه تجزیه کشور را با تشکیل دولت مسیحی جنوب پشت سر گذاشته اکنون با بحران تجزیه احتمالی دارفور و دیگر بحران‌های داخلی از جمله سلفی‌ها دست و پنجه نرم می‌کند.

9- شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس به دلیل مناسبات اقتصادی، نظامی و امنیتی با آمریکا و اروپا اصولا از معادله هرگونه رویارویی با اسرائیل بیرون هستند و تمام فکر و ذکر خود را صرف درگیری در تحولات چهار ساله اخیر خاورمیانه کرده‌اند.

10- اتحادیه کشورهای عرب در سایه تحولات اخیر خارومیانه دوران تفرقه و بحران تجزیه سیاسی را پشت سر می‌گذراند و هیچ نقش فعالی نمی‌تواند در قبال تحولات سیاسی فلسطین ایفاء کند.

11- به رغم تحولات فلسطین، عدم وحدت عمل در میان گروه‌های فلسطینی کاملا به چشم می‌خورد و به رغم موضوع دولت وفاق ملی، مواضع تند متقابل گروههای فلسطینی نشان می‌دهد خلاء توافق در میان آنها موج می‌زند.

12- نگاه منطقه‌ای و بین‌المللی در تحولات خاورمیانه رویکرد مبارزه با تروریسم و داعش دارد و موضوع فلسطین به حاشیه‌ای از حاشیه‌های خاورمیانه تبدیل شده است.

در چنین شرایطی به ناگاه موضوع به رسمیت شناختن کشور فلسطین به شکل نمادین و غیر الزام آور از سوی بسیاری از پارلمان‌های اروپایی در دستور کار قرار می‌گیرد و هم زمان طرح جدیدی برای پایان درگیری فلسطینی‌ها و رژیم صهیونیستی به میان می‌آید.

این در حالی است که از زمان آغاز بحران در خاورمیانه همه کارشناسان اذعان داشته‌اند که رویکرد اصلی تحولات اخیر و ظهور داعش و دیگر جریان‌های فتنه مذهبی در خاورمیانه با هدف حفظ امنیت اسرائیل است و ادامه این روند، تجزیه خاورمیانه بر اساس قومیت‌ها و مذاهب را به دنبال خواهد داشت که خروج آن در میان تشکیل و ظهور دولت‌های کوچکتر در منطقه، قدرت برتر اسرائیل در میان آنها و اعتراف رسمی دولت‌های غربی به یهودی بودن دولت اسرائیل خواهد بود.

در میان سیر خانمانسوز خاورمیانه و از دست رفتن فرصت‌ها و از بین بردن توانایی‌های انسانی و لجستیک کشورها و دولت‌های این منطقه، انگلیس، فرانسه، آلمان با همراهی خاموش آمریکا در صددند تا راهی برای پایان دادن به موضوع فلسطین در قالب سازمان ملل پیدا کنند تا پس از چهار سال معمای جنگ و ناآرامی در خاورمیانه از میان آتش و دود در منطقه آشکار شود و این مصداق عینی خروج دستکش مخملی از دست چدنی غرب در قبال تحولات فلسطین و خاورمیانه است.

ایران به عنوان قوی‌ترین حلقه در زنجیره ایستادگی در برابر نقشه‌های اسرائیل در منطقه اکنون تحت شدیدترین فشارهای سیاسی و اقتصادی قرار دارد از همین رو سوالی اساسی در برابر دیدگان استراتژیست‌های منطقه قرار دارد که آیا در سایه چنین موازنه‌ای و چنین روندی در خاورمیانه آیا واشنگتن که امنیت اسرائیل را امنیت خود و امنیت آمریکا را امنیت اسرائیل می پندارد آیا به راستی به سوی پایان دادن به مناقشات پرونده صلح آمیز هسته‌ای کشورمان در طی هفت ماه آینده خواهد رفت؟

انتهای پیام

کد N620739

وبگردی