۱

آنچه لندن در خلیج فارس به دنبال آن است

  • ۲بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
شورای همکاری خلیج فارس,بحرین

تاسیس یک پایگاه دائمی نظامی خبری عادی و ساده نباید تلقی شود. شاید شرایط منطقه برداشتی متفاوت از آینده در برابر لندن قرار داده که موجب شده احساس کند حضور نظامی امری ضروری شده است. اگر اینگونه است، چنین برداشتی به خودی خود می تواند مخاطره آمیز ترین برداشت از شرایطی باشد که بریتانیا از آینده درذهن خود تصور کرده و احساس میکند در پس بی سیاستی های ایالات متحده می تواند جلو تر از زمان بر شرایط منطقه حاکم شود.

دولت بريتانيا اعلام كرده با همكاري دولت بحرين قصد تاسيس يك پايگاه دريائي نظامي در نزديكي منامه را دارد. آنگونه كه منابع نظامي گفته اند بخش عمده اي از هزينه هاي ايجاد اين پايگاه دائمي شامل ساخت ،خدمات فني ،امور كارگاهي ، تاسيساتي و در نهايت تجهيزات عمومي و تخصصي كه حدود 85 درصد كل هزينه ها را شامل مي شود از سوي منامه تامين و 25 درصد ديگرمربوط به هزينه هاي جاري در زمان بهره برداري ست كه توسط بريتانيا تامين خواهد شد.هرچند گفته شده دولت هاي عربستان و بحرين به نوعي هزينه هاي زمان بهره برداري رانيز تقبل كرده اند. اين پايگاه درمنطقه اي موسوم به "مينا سلمان" برپا وساختاري كاملا تهاجمي - رزمي خواهد داشت به نحوي كه رزمناوها و ناوهاي هواپيمابر امكان توانائي پهلو گيري درآن را دارند. مقامات بريتانيائي و بحريني البته هيچ اشاره اي به تعداد سربازان و كادر فني وعملياتي مستقر در اين پايگاه نكرده اند ،اما پاره اي كارشناسان نظامي احتمال ميدهند در شرايط عادي بين 500 تا 1000 نيرودرآن استقرار دائمي خواهند داشت .پس از پايگاه هاي ناوگان پنجم دريائي ايالات متحده در بحرين و فرانسه در امارات عربي متحده،اين سومين پايگاه بزرگ عملياتي متحدان غربي درخليج فارس است.حضور مجددا نيروي دريائي نظامي بريتانيا آنهم پس ازحدود 44 سال ازهنگام ترك منطقه ،اين سوال را مطرح كرده " علت حضورمجدد نيروي دريائي سلطنتي درخليج فارس و تاكيد بر دائمي بودن اين حضور چيست؟" و گرايش دادن ترتيبات امنيتي به سوي رويكرد هاي نظامي در اين شرايط حساس و شكننده به چه علت صورت ميگيرد؟آنهم پس ازسال 1971 كه انگلستان تصيم گرفت اداره و مسئوليت هاي سياسي ،امنيتي ،نظامي و اقتصادي استراتژيك ترين نقطه جغرافيائي جهان را به ايالات متحده واگذار كند.درك نوع و كيفيت مناسبات سنتي دولت هاي عرب منطقه خليج فارس با بريتانيا كه پيشينه آن به اواخر قرن 18 باز مي گردد، پاسخ به اينگونه سوالات را به نحو شگفت انگيزي راحتر ميكند.حداقل از جنبه رواني موضوع .آنگاه كه متوجه شويم دولت هاي منطقه عربي كه تشكيل كشورها و متعاقبا تاسيس حكومت هاي خود در عصر مدرن را مديون سياست ها و اقدامات دولت انگلستان ميدانند تا لطف ايالات متحده. در واقع اين دولت ها درك تئوريك و نمادين 3 مولفه مدرن " جغرافياي كشور، تاسيس دولت وتشكيل  ملت " خودرا فارغ از نوع روابط شان با  امریکا ،زاده سياست هاي بريتانيا ميدانند و اين درك خود را در سياست هاي 4 تا 5 دهه اخير خود همواره مد نظر قرار داده اند به نحوي كه حتي روابط بسيار گرمشان با واشنگتن  هيچگاه موجب تغيير ديدگاه هاي آنان نسبت به بريتانيا نشد. واقعيت آنستكه بسياري از اين كشورها، اساسا به نگاه و برداشت لندن از تحولات جامعه عربي اصالت بيشتري ميدهند تابه نگاه ايالات متحده. اين برداشت هيچ ربطي هم به شرايط كنوني منطقه و روابط تقريبا صدمه خورده آنها با آمریکا ندارد و نگاهي كاملا سنتي ست،اما مي توان گفت وضعيت كنوني آنها را به نگاهي دوباره و كاربردي تر به گذشته كشانده است . اسناد وزارتخارجه بريتانيا و نيز انتشار گفتگو هاي سري ميان آخرين پادشاه ايران با نزديك ترين مشاور خود " اسدالله علم" در سالهاي منتهي به دهه 60 ميلادي وبحث هاي مربوط به تشكيل كشور هائي جديد در منطقه مانند بحرين و امارات به وضوح نشان ميدهد تا چه حد اين دولت ها علي رغم اطميناني كه بريتانيا نسبت به تعهدات ايالات متحده براي حمايت از اميران عرب پس از خروج نيرو هاي انگليسي به آنها ميدهد،باز هم اعراب نسبت به آنچه كه آنان ايجاد خلاء قدرت ناشي از عدم حضور انگلستان در منطقه توصيف شده ابراز نگراني عميق ميكنند. اكنون در پس تحولات 5 سال گذشته خاورميانه عربي، انگلستان بار ديگر تصميم به حضور پررنگ در خليج فارس گرفته است. آيا لندن به تصورات 45 سال پيش اميران عرب تازه به قدرت رسيده آن زمان باز گشته است؟ آيا به اين نتيجه رسيده واگذاري امنيت و ثبات منطقه صرفا به ايالات متحده اشتباه بوده است؟بايد اندكي صبر كرد و ديد. ولي فكر ميكنم با توجه به نارضايتي آشكار اكثر دولت هاي عرب منطقه از سياست هاي واشنگتن خصوصا طي سال هاي اخير اگر اين سوال از رهبران عرب پرسيده شود ،پاسخ آنها حتما مثبت خواهد بود. اما هر چه هست تاسيس يك پايگاه دائمي نظامي خبري عادي و ساده نبايد تلقي شود. شايد شرايط منطقه برداشتي متفاوت از آينده در برابر لندن قرار داده كه موجب شده احساس كند حضور نظامي در منطقه امري ضروري شده است. خصوصا كه فرانسه با برداشتي مشابه ، اقدام به تاسيس پايگاهي نظامي در امارات كرده . اگر اينگونه است، چنين برداشتي به خودي خود مي تواند مخاطره آميز ترين برداشت از شرايطي باشد كه بريتانيا از آينده درذهن خود تصور كرده و احساس ميكند در پس بي سياستي هاي ايالات متحده  مي تواند جلو تر از زمان بر شرايط منطقه حاكم شود. .مایکل فالوم وزیر دفاع انگلستان ميگويد "ما اکنون یک بار دیگر برای طولانی‌مدت در خلیج فارس مستقر خواهیم شد".نمي توانم به ضرس قاطع ادعا كنم ،اما انگلستان از اين آشكار تر نمي توانست به ايالات متحده بگويد در اداره حساس ترين منطقه دنيا ناتوان عمل كرده است.در اين زمينه البته ديدگاهي ديگر و همسو نيز مطرح است. ناپيداري جهان عرب ممكن است انگليس را وادار به اقداماتي اينچنين كرده باشد. ثبات دولت هاي عرب خليج فارس اكنون به يك دغدغه جدي استراتژيست هاي غربي در آمده . كشمكش هاي جدي قدرت و رقابت ميان پرنسس هاي جوان سعودي براي كسب قدرت پس از مرگ شاه عبدالله 92 ساله، رقابت تند قدرت ميان شاهزادگان قطري كه به دوسوي متفاوت شيخ تميم جوان و حمد بن جاسم كاركشته كشانده شده اند، آينده نامعلوم عمان در پي كسالت سلطان قابوس،وضعيت به شدت مخاطره آميز و ناپايدارسياسي بحرين در پي سركوب جنبش آزاديخواهي اين كشورو اوضاع زير خاكستر كويت، شايد همگي موجب شده انگلستان فارغ از سياست هاي ايالات متحده ، تصميم گرفته خود دست به ابتكار عمل استراتژيك بزند و زمين را تنها به ايالات متحده واگذار نكند ،هنگامي كه دقيقا معلوم نيست جهت سياسي و ساختاراجتماعي جهان عرب به كدام سو خواهد رفت.اما اقدام دولت بريتانيا با هر انگيزه اي كه صورت گرفته باشد كه فكر ميكنم مهمترين آنها گرفتن ابتكار عمل از دست ايالات متحده در منطقه باشد،بايد گفت رويكرد نظامي در پيش گرفته شده،به تامين ثبات و امنيت منطقه خليج فارس كمكي نخواهد كرد.matinmos@gmail.com

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.