• ۲۹بازدید

مجتهدزاده:عربستان در معادلات ژئوپولتیکی جهان جایی ندارد/رفسنجانی می تواند به سعودی ها اطمینان دهد

پیروز مجتهدزاده,ایران و عربستان

کارشناس مسائل بین الملل می گوید: سفر سعود الفیصل به وین در حاشیه آخرین روزهای مذاکرات هسته ای ایران و1+5 بیشتر شبیه به یک نمایش، ابراز دشمنی و اخلال گری در بهبود روابط ایران و غرب بوده است.

پیروز مجتهد زاده، کارشناس مسائل بین الملل و استاد استاد ژئوپولتیک دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و مشاور پژوهشی دانشگاه سازمان ملل متحد و مدیر عامل بنیاد پژوهشی یوروسویک  لندن است که  از وی تا کنون بیش از بیست عنوان کتاب به زبان‌های انگلیسی و فارسی منتشر شده‌است.

بعد از تمدید مذاکرات ایران و غرب در وین به مدت شاهد اتفاقی تاحدودی نادر در عرصه دیپلماسی بودیم و آن هم سفر وزیر خارجه عربستان به محل مذاکرات در حالیکه کشورش  در هیچ طرف میز مذاکره قرار ندارد.سفر شتابزده و غیر منتظره سعود الفیصل به وین آ هم در روز آخر مذاکره ایران با گروه 1+5 از سویی موجب تعجب محافل سیاسی شده و از سوی دیگر برخی تحلیل گران و رسانه های منطقه ای، یکی از دلایل تمدید مذاکرات را دیدار سعود الفیصل و جان کری برای متقاعد کردن وی در زمینه عدم توافق سریع با ایران می دانند.در همین رابطه روزنامه ترکیه ای"دیلی صباح" در تحلیلی نوشت که سفر نابه هنگام وزیر خارجه عربستان به وین نمایانگر سطح ناامیدی ریاض از حصول توافق بین ایران و  ۱+۵    بوده زیرا این کشور از افزایش نفوذ ایران در منطقه نگران است .

در این زمینه و پاسخ به چرایی این سفر و نقش عربستان سعودی در تحولات بین المللی و همچنین چشم انداز رابطه ریاض و تهران با پیروز مجتهد زاده به گفتگو پرداختیم که متن گفتگوی وی با خبرآنلاین به شرح زیر است:

درست است که می گویند یکی از دلایل  تمدید توافق ایران با 1+5 سفر وزیر خارجه عربستان سعودی به وین بوده است؟

خیر؛ من مطلقا این گمان را ندارم. چراکه معتقدم سفر سعود الفیصل به وین در حاشیه آخرین روزهای مذاکرات هسته ای ایران و1+5 بیشتر شبیه به یک نمایش، ابراز دشمنی و اخلال گری در بهبود روابط ایران و غرب بود. بیشتر جنبه نمایش داشت تا واقعیت برای اینکه عربستان سعودی در معادلات ژئوپولتیکی جهان قرار ندارد که وزیر خارجه آن بتواند در چنین سطحی کارشکنی هایی را انجام دهد که به زیان صلح و امنیت جهانی باشد.

همه می دانیم که کارشکنی های واقعی و اصلی در روند مذاکرات ایران و 1+5 از جانب رژیم اسرائیل صورت گرفته است و رژیم صهیونیستی در حقیقت مشوق این اقدامات از طرف سعودی‌ها بوده و باز هم میزان بالای نفوذ خود در دنیای عرب و استفاده ابزاری از سران و سیاستمداران عرب به خصوص اردن و عربستان را به نمایش گذاشت؛ بنابراین من صورت گرفتن یا نگرفتن مسافرت سعودالفیصل به وین را علی السویه می دانم.

باید بسیار دقت داشته باشیم  که عوامل و عناصری هستند که سعی می کنند شبهه ای از قدرت لابی عربی بر علیه ایران به وجود بیاورند و منظور از این تاش که از طرف سعودی ها ، قطری ها و اماراتی ها حمایت می شود. منظور این است که ایران بتواند در روابط مستقیمش با این کشورها یعنی عربستان، امارات و قطر تسلیم بشود و این وضعیتی است که می تواند برای سیاست خارجی ایران بسیار خطرناک باشد و دقت فراوانی را می طلبد.به دلیل اینکه ما در روابط خودمان با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و دیگر کشورها به دنبال تسلیم شدن و تسلیم کردن کسی نیستیم و این برخورد برخوردی مستعمراتی، نژادپرستانه و خلاف همه اصول روابط بین الملل است.

برخورد کشورها با یکدیگر باید برای توسعه همکاری های سیاسی، اقتصادی و ژئوپولتیکی باشد نه برای تسلیم کردن و نابودکردن ملت ها؛ سال هاست که شاهدیم برخی کشورهای عربی منطقه خلیج فارس دست در دست اسرائیل گذاشته و با پیروی سنتی خودشان از ایالات متحده آمریکا به دنبال کسب امتیازات سرزمینی از ایران هستند. این ها از ما جزیره و امتیازات جغرافیایی- سیاسی دیگر می خواهند.این ها در روابط ایران و عراق همچنان به دنبال تصاحب کردن شط العرب هستند و بسیاری از انگیزه های این چنینی را نسبت به ایران پیگیری می کنند که دیگر در عرصه روابط بین الملل محلی از اعراب ندارد.

به دلیل اینکه تاکنون نتوانستند موفقیتی کسب کنند امروز به شگردهای جدید اسرائیلی متوسل می شوند که آن هم به نمایش گذاشتن قدرت لابی گری شان است و ایجاد این استتباط میان ایرانیان که آن ها نیز مانند اسرائیل دارای لابی بسیار پرنفوذی در ایالات متحده امریکا هستند که اصلا چنین چیزی نیست.

ما آنچه که از لابی گری های عربی در غرب نزد آمریکا و اروپایی ها دیده ایم عبارت بوده است از پیروی گام به گام برخی سیاستمداران عربی از خواسته های زیاده خواهانه  رژیم اسرائیل. از این رو، سفر سعودالفیصل کوچکترین تاثیری بر تصمیم گیری مذاکره کنندگان ایران و 1+5 نداشته است چون نمی توانست داشته باشد. این یک سفر نمایشی بود که تنها برای ابراز وجود و برای اینکه مقامات عربستان بگویند ما هم دست  اندر کار هستیم، صورت گرفت. در حالیکه جان کری  به همه دنیا ثابت کرد که برای تصمیم گیری در این مذاکرات حتی به صورت گام به گام با نتانیاهو تلفنی صحبت می کرد و از او دستور می گرفت و در مقابل لابی اسرائیلی یا یهودی، آقای سعود الفیصل فقط در وین نقش یک عامل را به نمایش گذاشت. بار دیگر تاکید و تکرار می کنم که  چیزی به نام لابی عربی وجود ندارد هرچند ممکن است برخی سیاستمداران عرب افتخار داشته باشند که امروز به پادوهای لابی یهودی و فرمانبرداران اسرائیل تبدیل شده اند.

اگر روابط ایران و عربستان بهبود پیدا کرده و بازسازی شود، این اتفاق به نفع عربستان نیست؟ پس چرا آن ها برای بهبود رابطه تلاشی نمی کنند؟

قطعا بهبود رابطه صد در صد به نفع خودشان است و من همواره گسترش روابط ایران و عربستان را توصیه کرده و به این نکته اشاره کرده ام که ایجاد موازنه های قدرت بین ایران و عربستان در خلیج فارس نه تنها صلح و امنیت منطقه را تامین می کند بلکه صلح و امنیت مناطق وابسته به این منطقه مثل اروپا و آمریکا را که نیازمند صادرات صلح امیز نفت از این منطقه هستند را نیز تضمین خواهد کرد. این نظر حاصل مطالعات چندین ساله من درباره روابط سیاسی در منطقه خلیج فارس که به تجربه برای من ثابت شده است که بهترین دوران صلح،امنیت و پیشرفت دوران همکاری های نزدیک و ایجاد موازنه بین ایران و عربستان بوده است.پس از انقلاب دوره ای که ما این شرایط مسالمت آمیز را با عربستان تکرا رکرده ایم، دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بود اما پس از آن شرایط ژئوپولتیکی منطقه تغییر کرد.

 با کمال تاسف باید گفت صهیونیست ها موفق شدند طی سال های اخیر سعودی ها را دچار ترس شدیدی کنند و با اغواگری، برتری خواهی تشیع بر تسنن را القاء کنند. عربستان به دلایل آشکاری فریب این اغواگری ها و فریبکاری ها را خورده و خودش را درگیر سلسله اقدامات وحشتناکی کرد که امروز نتیجه اقداماتی که  به صورت تکفیری گری، داعش، طالبان و القاعده در سراسر منطقه خاورمیانه، آسیای مرکزی، پاکستان و افغانستان و اطراف ایران را در بر می گیرد و شاهد هستیم که این وضعیت، وضعیت بسیار دشواری است.

حال باید دید در این شرایط، چگونه می شود به بهبود روابط رسید که البته باید گفت ایده آل است چراکه وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در دو نوبت در سال گذشته  تلاش کرد که با دیدار، گفتگو و رفت و آمد به مناطق عربی خلیج فارس بتواند که بهبودی در این شرایط ایجاد کند اما من از همان ابتدا به این قضیه خوشبین نبودم به این دلیل که اغواگری های اسرائیل و نفوذش در اندیشه های سیاسی و دیپلماتیکو امنیتی آل سعود بسیار عمیق ترو ریشه دارتر از آن است که بشود با این دید و بازدیدها حل کرد.ما باید شرایطی را به وجود بیاوریم که در عمل به عربستان ثابت شود که ایران به دنبال هیچ گونه ژئوپولتیک شیعه گرا نبوده و نیست و در مصلحت خودش نمی بیند که دنبال چنین راهبردهایی را بگیرد.

چه کارعملی باید انجام داد که به آن ها ثابت بشود؟

برای حل مسئله باید کار بسیاری صورت بگیرد وما باید کاری کنیم که ریشه های اغواگری های اسرائیل خشکانده شود. یعنی باید در عمل نشان بدهیم و این وظیفه سیاست گذاران است که اقداماتی انجام دهند که خلاف ایده های اسرائیلی ثابت شود.همچنین غربی‌ها نیز دریابند که به سود ایران نیست که بخواهد در اسلام تنها به دنبال شیعه گرایی باشد چراکه جمهوری اسلامی ایران از آغاز پیدایش و انقلاب هرگز به دنبال این حرف ها نبوده و تنها به دنبال وحدت جهان اسلام بوده است.آن‌چیزی که اسرائیلی ها برای ایجاد بدبینی و دشمنی وسیله قرار دادند،کمک ایران به مسلمانان شامات یعنی سوریه، لبنان و فلسطین در مبارزات شان برای احیای سرزمین های از دست رفته به دست رژیم صهیونیستی است در حالی که باید ثابت و علنی بشود که این کمک ها روی حساب و کتاب خاصی صورت می گیرد و در ارائه این کمک ها به شیعه یا سنی بودن افراد توجه نمی شود.این ها نکای است که ما باید برای حل آن قدم هایی را برداریم و سعی کنیم که زمینه های بدبینی، کینه توزی و انتقام جویی اسرائیلی ها در منطقه از بین برود.

سفر احتمالی آیت الله هاشمی رفسنجانی به عربستان می تواند این رابطه را ترمیم کند؟ با توجه به شناختی که از طرف مقابل دارید، چقدر امیدوار هستید؟

من واقعا امیدوارم که این طور باشد. آنچه مسلم است این است که برای همه ما ثابت شده که سعودی‌ها حداقل به یک نفر ایرانی اعتمادشان را حفظ کرده اند و آن یک نفر هم آقای هاشمی رفسنجانی است.امیدوارم که سعودی ها به حرف های ایشان گوش بدهند و بر اساس اعتمادی که به وی دارند سعی کنند موقعیت و وضعیت واقعی جمهوری اسلامی ایران را درست تشخیص بدهند.

 متاسفانه آنچیزی که در این رابطه به ضرر ایران عمل خواهد کرد سابقه چندسال گذشته بوده است که بعضی از عوامل سیاسی دعواعای داخلی جناح ها را در زمان احمدی‌نژاد به روابط خارجی و منطقه ای ایران کشاندند و به سوء تفاهم‌ها و سوء تعبیرها افزودند که بازهم در این رابطه نیز تنها کسی که می تواند این سوء تفاهم ها را رفع کند آقای هاشمی است که می تواند حقایق را آنچنان که هست، برای آن ها بازگو کند.من مطمئن هستم که سودی ها می دانند که شخصی مانند هاشمیی رفسنجانی با زیربناها و اعماق سیاست گذاری جمهوری اسلامی ایران آشناست و او می تواند اطمینان بدهد که هیچ طرح و برنامه ای در ایران برای احیای توفق و چیره شدن تشیع به تسنن، هلال شیعی و ژئوپولتیک شیعه وجود ندارد و در قاموس تفکر ایرانی چنین چیزی هایی نمی گنجد.

 

2929

وبگردی