کارشناس مسائل آلمان:

نگاه آلمان به موضوع هسته ای ایران متأثر از عوامل امریکا و اسرائیل است

سیاسی

کارشناس مسائل آلمان معتقد است: رویکرد آلمان در مذاکرات هسته ای ایران را نه در چارچوب اصول سیاست خارجی، بلکه باید در چارچوب مناسبات آلمان-آمریکا و حمایت آن از موجودیت رژیم صهیونیستی بررسی کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست ششم همایش دیپلماسی هسته ای امروز سه شنبه 11 آذرماه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی با محوریت مسائل منطقه ای و دیپلماسی هسته ای و به مدیریت دکتر "علی مرشدی زاده" برگزار شد.

در این نشست "فریدون ناعمی" کارشناس ارشد مطالعات آلمان دانشکده مطالعات جهان طی سخنانی با موضوع آلمان و تحریم های ضدایرانی مرتبط با برنامه هسته ای ضمن تشریح اصول و روند تصمیم گیری در سیاست خارجی آلمان از صدراعظم، وزیر خارجه و وزیران مرتبط با روابط خارجی و نیز پارلمان آلمان (بوندستاگ) به عنوان افراد و نهادهای مسئول تصمیم گیری در این حوزه نام برد.

وی افزود: بر این اساس سیاست خارجی آلمان بر اساس منافع ملی و مبتنی بر اصول ارزشی تعریف شده و در آن اتحادیه اروپا، حفظ روابط حسنه با آنسوی آتلانتیک و برقراری صلح و جهانی سازی نقش محوری دارند. وی با اشاره به تاریخچه روابط ایران و آلمان که از اوایل قرن هفدهم میلادی آغاز شده و طی دوره های مختلف فراز و نشیب داشته است افزود: در سال 1974 آلمان جایگاه نخست را در تجارت خارجی ایران کسب کرد و به دنبال آن دو کشور شاهد گسترش بیش از پیش مناسبات در حوزه های سیاسی، اقتصادی و نظامی بودند.

به گفته این کارشناس مسائل آلمان موضع گیری مشخص برلین در برنامه هسته ای ایران به سال 2006 و پس از انتشار گزارش آژانس بین المللی مبنی بر وجود تردیدهایی در مورد ماهیت این برنامه باز می گردد که طی آن "آنگلا مرکل" صدراعظم این کشور خواستار توقف فعالیت های هسته ای ایران به منظور جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح هسته ای شد.

ناعمی در بخش دیگر سخنان خود از نقش آفرینی آلمان در تهیه و تصویب دو قطعنامه ضدایرانی در شورای امنیت سازمان ملل در سال های 2008 و 201 سخن گفت و یادآور شد: با این حال آلمان همواره از انجام مذاکره برای یافتن راه حل مسالمت آمیز اختلافات غرب و ایران بر سر برنامه هسته ای این کشور حمایت کرده است. وی علت رویکرد آلمان در قضیه هسته ای ایران را همسویی سیاست خارجی آلمان با سیاست های دفاعی-امنیتی اتحادیه اروپا به ویژه نسبت به منطقه خاورمیانه ارزیابی کرد.

این کارشناس آلمان در ادامه اظهار داشت: باید توجه داشت که رویکرد آلمان در مذاکرات هسته ای ایران را نه در چارچوب اصول سیاست خارجی، بلکه باید در چارچوب مناسبات آلمان-آمریکا و حمایت بی چون و چرای این کشور از موجودیت رژیم صهیونیستی بررسی کرد. وی با بیان این که تحریم های اقتصادی بیش از ایران به اقتصاد آلمان و شرکت های آلمانی فعال در ایران صدمه زده است گفت: آلمان طی سه دهه اخیر بیشترین روابط سیاسی و اقتصادی را با ایران داشته و دولتمردان این کشور بیشترین آشنایی را با شرایط ایران دارند از این رو می توان از این ظرفیت برای میانجیگری در مذاکرات هسته ای استفاده کرد.

در ادامه این نشست دکتر "شیدا مهنام" به سخنرانی با موضوع "جزر و مد دیپلماسی هسته ای ایران" پرداخت. وی در تشریح پژوهشی که به طور مشترک با دکتر "محمد رضا سعید آبادی" استادیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران انجام داده گفت: پایش در دیپلماسی هسته ای ایران طی یک دهه اخیر نشانگر وقوع جزر و مد قابل ملاحظه ای است.

وی تصریح کرد: بر این اساس در حالی که برنامه صلح آمیز هسته ای ایران یکی از مهمترین موضوعات سیاست خارجی این کشور است، اما نقش دیپلماسی هسته ای در کاهش زیان و تامین منافع سیاسی، اقتصادی و بین المللی جمهوری اسلامی ایران از یک وزن در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و روحانی برخوردار نبوده است. به گفته خانم مهنام دیپلماسی هسته ای احمدی نژاد و پیامدهای آن مبتنی بر "انسداد شناختی" بود در حالی که دیپلماسی هسته ای دولت روحانی و آثار آن مبتنی بر "انعطاف عملی" است.

این کارشناس روابط بین الملل تاکید کرد: قفل ذهنی دست اندرکاران پرونده هسته ای ایران در دولت احمدی نژاد بر روی واقعیت های معادلات جهانی و قدرت غرب در این معادلات، توان تجزیه و تحلیل صحیح را کاهش داده و تجزیه و تحلیل های مبتنی بر تصورات دلخواه را جایگزین کرده است. در حالی که مذاکرات با بازیگران اصلی به جای پیچیده تر کردن پرونده هسته ای با ورود بازیگران غیر اصلی بر آمده از انعطاف عملی و یا دیپلماسی قهرمانانه است که نشانگر درک واقعیات سیاسی در جهان امروز است.

"مهدی اعلایی" دانشجوی دکتری روابط بین الملل علوم و تحقیقات در ادامه این نشست به ارائه مدل زوپا در مذاکرات هسته ای ایران پرداخت و گفت: این پژوهش با استفاده از مدل موسوم به زوپا (ZOPA: Zone of Potential Agreement) و با هدف قرار دادن فاز جدید دگردیسی در چارچوب مذاکرات هسته ای ایران و قدرت های گروه 1+5 می کوشد واقعیات روند جاری و آینده احتمالی این مذاکرات را بررسی کند.

وی افزود: بر این اساس زوپا برنامه ای است که در دانشگاه هاروارد برای چانه زنی و پیدا کردن راه حل مورد توافق طرفین بیشتر در حوزه تجارت و اقتصاد به کار گرفته می شود. اعلایی افزود: در چارچوب مذاکرات هسته ای، منطقه ای که نیل به توافق میان طرفین را بر مبنای منافع آنها امکان پذیر می کند که ZOPA نامیده می شود. این حوزه دستیابی بهتر را به جای به دست آوردن بهترین گزینه های بدیل و یا ناکامی در نیل به توافق را برای هر طرف مد نظر قرار می دهد.

این کارشناس روابط بین الملل یاد آور شد: طبق این مدل انعطاف در خطوط قرمز بازیگر ایرانی و یا آمریکایی نتایج صحنه را دگرگون می کند و می تواند فضای توافق را فراخ و یا محدود کند، در نتیجه به همان نسبت بر شدت بحران افزوده و یا از آن بکاهد. به گفته وی یکی از موارد مهم اختلاف بین دو کشور موضوع "گریز هسته ای" است که عامل اصلی خطوط قرمز طرفین را تشکیل می دهد. لذا شکل گیری هر گونه توافقی بین ایران و غرب منوط به نوع مواجهه با این موضوع از سوی دو طرف است.

"عبدالرسول دیوسالار" دیگر سخنران این نشست به موضوع دیپلماسی هسته ای ایران و در مواجهه با دکترین های امنیتی-نظامی روسیه پرداخت و با طرح این سوال که موضع دقیق روسیه به عنوان یکی از بازیگران تاثیرگذار فرامنطقه ای در برابر روند افزایش قدرت ملی ایران چیست؟ گفت: سیاست کلی روسیه بر محدودسازی قدرت ملی ایران متکی بر شیوه های غیرمستقیم استوار است.

وی افزود: با مراجعه با اسناد بالادستی امنیتی-نظامی روسیه این واقعیت روشن می شود که سیاست محدودسازی غیرمستقیم قدرت ایران که توسط روسیه پیگیری می شود با افزایش نرخ قدرت ملی این کشور تغییر می کند. به گفته وی نقش کلیدی مفهوم موازنه قوا در سیاست عملگرایانه سال های اخیر روسیه به ویژه در مسائل اوکراین، گرجستان و گسترش ناتو به شرق بر اهمیت این مسئله که روس ها تا چه میزان تحمل افزایش قدرت هسته ای ایران را دارند، می افزاید.

در ادامه این نشست "کامران کرمی" پژوهشگر مسائل خلیج فارس به سخنرانی با موضوع دیپلماسی هسته ای ایران و شکل دهی به ادراک متغیر داخلی و منطقه ای عربستان سعودی پرداخت. وی با اشاره به افزایش غیرمعمول اشتیاق به داشتن انرژی هسته ای در خاورمیانه گفت: توافق موقت ژنو موسوم به برنامه اقدام مشترک و توافق جامع احتمالی ایران و 1+5 که منجر به پذیرفته شدن فعالیت غنی سازی در خاک ایران شده است، دارای آثار و پیامدهای منطقه ای است.

به گفته وی قرار گرفتن ایران در باشگاه هسته ای و مزیت های اقتصادی-صنعتی از این انرژی، منجر به تغییر در موازنه منطقه ای و کنش های سیاسی در سطح منطقه ای خواهد شد. در این چارچوب عربستان سعودی به عنوان کنشگر منطقه ای رقیب ایران، به عنوان بزرگترین کشور صادرکننده نفت در جهان از تصمیم خود برای ساخت 16 نیروگاه اتمی تا سال 2030 با هزینه بیش از 100 میلیارد دلار خبر داده است. همچنین همکاری های هسته ای با فرانسه، چین و پاکستان بخش دیگری از این تلاش دامنه دار است.

کرمی در ادامه یاد آور شد: عربستان از به هم خوردن توازن منطقه ای نگران است و خود را در نگرانی غرب از هدف برنامه هسته ای ایران سهیم می داند. در عین حال به دلایل دیگری همچون افزایش نرخ جمعیت، رشد مصرف برق و شیرین کردن آب دریا، بخش عمده ای از تولید نفت عربستان مصروف این نیازها شده و برای این که سعودی ها قدرت نفتی خود را همچنان حفظ کنند به انرژی صلح آمیز هسته ای نیاز دارند.

وی در پایان تاکید کرد: دولت عربستان با ادراک خود از شرایط در حال تغییر داخلی و منطقه ای به توافق هسته ای ایران و 1+5 نگاه خواهد کرد و کنش های احتمالی آن منجر به الگوی رفتاری خواهد شد که ضمن چاره اندیشی برای موازنه بخشی در سطح منطقه ای، به سمت استفاده از انرژی هسته ای صلح آمیز حرکت می کند.

وبگردی