۰

تحلیل جرج فریدمن از ظهور داعش/ ترکیه مایل به اعمال فشار نسبت به داعش نیست

  • ۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
داعش,جرج فریدمن

اندیشکده استراتفورد به ارزیابی تاثیرات حضور جغرافیایی داعش در سیاست‌های مهمترین بازیگران منطقه از جمله آمریکا و ایران پرداخته و حملات هوایی آمریکا در کشورها از جمله عراق و سوریه را تنها تهدید کننده یکپارچکی این کشورها دانست.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم اندیشکده استراتفورد آمریکا در مقاله‌ای به قلم "جرج فریدمن" نوشت: درحالی که گفتگوهای اتمی با ایران بدون دستیابی به توافق، در پروسه زمانی رو به گسترشی پایان یافته است، فهم مسولیت عدم توافق میان آمریکا و ایران، بدون درک ملاحظات ناشی از تغییرات ژئوپلتیکی در منطقه میسر نخواهد بود و این تغییرات نیز ریشه در ظهور داعش دارد.

فریدمن در ارتباط با خصوصیات گروه تروریستی داعش معتقد است که این گروه علیرغم تفاوت اندکی که از حیث ایدئولوژیکی با سایر گروههای رادیکال دارد اما از حیث جغرافیایی، با سایرین تفاوت عمده‌ای دارد. لذا در حالی که گروههای تروریستی نظیر القاعده آرزومند کنترل سرزمینی موثر هستند؛ داعش توانسته خودش را به عنوان هسته مرکزی گروههای تروریستی فراملی و در قالب یک بازیگر ژئوپلتیک تعریف کند که تقریباً نواحی مشخصی از دوکشور عراق و سوریه را در کنترل خود دارد و از تسلیحات متعارف برای دفاع و توسعه سرزمینی بهره می برد. لذا داعش جدا از اینکه به انسجام نیروهای متفرق چریکی می پردازد، از تشکیلات و ساختار تروریستی قابل توجهی در منطقه بهر مند بوده ونیزتوانسته است خودرا به عنوان بازیگر جدید منطقه ای مطرح کند.

فریدمن با ابراز تردید در ارتباط با ادامه بقای این گروه، بیان می دارد در حالی که این گروه هدف حملات هوایی قرار دارد، احتمالات مربوط به توسعه متصرفات ارضی آن نیز نامشخص بوده و در کردستان عراق نیز با مشکلاتی مواجه شده است و البته ارتش عراق نیز به موفقیت‌هایی در ارتباط با ضد حمله و مقابله موثر با این گروه دست یافته است.

تهدید نوین سرزمینی

فریدمن، داعش را گرداب و مهلکه ای برای دولت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می داند که طی آن، بازیگران به بازتعریف مواضع شان در منطقه پرداخته اند. وی مطرح می کند که علیرغم موجودیت جدید داعش، طبیعت سرزمینی آن سبب شده است تا نتوان آن را نادیده گرفت و در نتیجه، دولتها مجبور به بازیابی سیاست ها و روابطشان با یکدیگر شده اند. نویسنده بیان می دارد که عراق و سوریه تنها طرفهایی نیستند که مجبور به برخورد و مقابله با داعش هستند؛ سایر قدرتهای منطقه‌ای مانند ترکیه، ایران و عربستان نیز نیازمند ارزیابی مواضعشان در این زمینه هستند چرا که داعش به عنوان یک سازمان تروریستی می تواند موجب رنج و اندوه شده و اغتشاش و آشوب ایجاد کند، اما بقای آن در شرایط هرج و مرج بهتر تامین خواهد شد. لذا بقای ژئوپلتیکی داعش دربردارنده چالش های ژئوپلتیکی برای سایرین خواهد بود. در کشورهای عراق و سوریه این گروه خود را نماینده بخش هایی از جمعیت سنی معرفی کرده است در حالی که در واقعیت، این گروه خود را بویژه بر سنی های عراق تحمیل کرده و مخالفتهایی علیه آن بویژه در میان سنی ها وجود دارد.

این نویسنده آمریکایی در ارتباط با دامنه تهدیدات داعش، اینگونه ادامه می دهد که این گروه ضمن مدیریت مخالفتها و مبارزات، فشارهایی را علیه کردستان و نواحی شیعه نشین وارد کرده است و علیرغم تلاش برای ایجاد پیوندهای ژئوپلتیک با نیروهایش در سوریه، درصدد است تا پویش داخلی عراق را متاثر نماید. در شرایط فعلی با حضور داعش در نواحی نزدیک به غرب و شمال بغداد، تهدیداتی متوجه تولیدات نفت در کردستان و دولت بغداد شده است. البته این گروه در سوریه اثرات پیچیده ای از خود برجای گذاشته است؛ داعش در سوریه با تضعیف سایر رقبا توانسته است قدرتمند تر گردد؛ اما به موازات آن، سبب تحکیم مواضع بشار اسد نیز شده است. این تحولات بیانگر پیچیدگی های ژئوپلتیکی حضور داعش در منطقه است.

مقابله با داعش

ظهور داعش تعادل را در عراق دستخوش تغییر نموده است. ضعف دولت عراق و نیروهای کردستان در مقابله با داعش، زمینه را برای حضور آمریکا در این ارتباط فراهم نموده است. این شرایط با خود چالش هایی را به همراه داشت که طی آن، آمریکا میان دو گزینه عدم تعهد و تعهد کامل درگیر شده بود. راه حل واشنگتن در این ارتباط، ارسال نیروی هوایی و حداقلی از نیروی زمینی به همراه ایجاد ائتلاف منطقه‌ای برای حمله به داعش بود.

ترکیه و مواضع آن در ارتباط با داعش

یکی از بازیگران ائتلاف منطقه ای ترکیه است. این کشور نسبت به تحولات سوریه و عراق که به موازات مرزهای جنوبی اش رخ می دهد، بسیار آسیب پذیر است. در شرایط کنونی درخواست آمریکا از ترکیه ارسال نیروها بویژه نیروی زمینی برای مقابله با داعش است. تاکنون مواضع ترکیه دربردارنده تلاش برای دور نگه داشتن منازعات از مرزهایش بود به این خاطر از مداخله مستقیم و گسترده در منازعات خودداری می کرد.

فریدمن در این رابطه می نویسد که ترکیه مایل به اعمال فشارداعش نسبت به کردهای عراق نیست زیرا آن را قابل تسری به کردهای ترکیه می داند. همچنین وی مطرح می کند اگر تکیه به موازات آمریکا وارد منازعه شود این مداخله عرصه ای برای سنجش نیروهای نظامی ترک خواهد بود که برای چند دهه وارد منازعه ای جدی نشده اند؛ لذا شرایط برای ترکیه دشوار است در حالی که خطرات جدی است تضمینی برای پیروزی وجود ندارد.

به اعتقاد فریدمن سیاست ترکیه احیاء نقش امپراطوری عثمانی است که مستلزم تجمیع سیاستهای اعراب در جهت منافع این کشور است؛ لذا تضمینی برای موفقیت آنکارا در این حوزه وجود ندارد. در حقیقت آنکارا می تواند وارد منازعه ای با دولتهای عربی شود که همانند واشنگتن قادر به خروج از آن نخواهد بود.

این نویسنده آمریکایی در ادامه استدلال می کند در حالی که ترکیه با تهدیداتی چون بی ثباتی در مرزهای جنوبی اش و ظهور قدرت جدید سرزمینی در عراق مواجه است اما تا کنون به درخواست آمریکا عمل نکرده است زیرا منافعش با منافع آمریکا در سوریه همسو نیست؛ ترکیه به دنبال سقوط رژیم اسد در سوریه است اما آمریکا بخاطر ترس از قدرت یابی گروههای تروریستی در سوریه، موافق این کار نیست. لذا مسائل مرتبط با اسد، بهانه لازم را برای ترکیه به منظور دوری از منازعات منطقه ای فراهم کرده است؛ زیرا نفع ترکیه در جایگزینی یک دولت سنی هوادار ترکیه به جای دولت فعلی اسد است. لذا با مخالفت آمریکا، آنکارا دلایل لازم را برای عدم مداخله با خود خواهد داشت. در حالیکه اگر آمریکا با این درخواست آنکارا موافقت کند در حقیقت ترکیه نتایج مطلوبی را در سوریه به دست خواهد آورد اما خطرات عراق بنحو جدی پابرجا خواهند بود. در پایان این بخش باید گفت که به عقیده فریدمن، هسته ارتباطات ترکیه ــ آمریکا از موضوعاتی چون نحوه ارتباط با اسرائیل به نحوه برخورد با داعش تغییر یافته است.

نقش منطقه‌ای ایران

فریدمن با اشاره به جایگاه ایران به عنوان بازیگر مهم منطقه‌ای، اظهار می دارد ظهور داعش به نحو مشابهی بر مواضع ایران نیز موثر بوده است. در نگاه تهران، داعش قادر به تاثیرگذاری بر معادلات دولت مرکزی بغداد است. لذا باید با این تهدید مقابله کرد. فعالیت ایران در مقابله با داعش، اگرچه در قالب شکل دهی به گروههای کوچک در شرق کردستان و یا هدایت حملات هوایی عراق مطرح است اما سیاست ایران در عدم پذیرش حداقل سلطه سرزمینی داعش بر خاک عراق، می تواند زمینه ساز همسویی ایران با آمریکا شود چرا که هدف مشترک آن دو در قالب شکست داعش می تواند پررنگ شود. لذا از منظر فریدمن اعتقاد واشنگتن مبنی بر تقویت دولت مرکزی عراق به جای سلطه گروه‌های تروریستی، می تواند سبب همسویی با ایران در این حوزه شود و طیف گسترده مسائل مطروحه در این بستر حتی می تواند مسائل مهمی چون برنامه هسته‌ای ایران را به حاشیه ببرد؛ به نحوی که علیرغم عدم توافق در این زمینه، نشانه‌هایی مبنی بر تهدید یا تغییر توافق اصلی مشاهده نشده است.

عربستان تامین کننده مالی افراط گرایان

جرج فریدمن روابط تهران ـ واشنگتن را هشداری برای سومین بازیگر منطقه‌ای می داند که از توان تامین مالی نیروهای رادیکال برخوردار است. به اعتقاد فریدمن ریاض، ایران را رقیب طبیعی خود در خلیج فارس می داند که می تواند با تاثیر گذاری بر جمعیت شیعه، موجب بی ثباتی در این کشور شود. از نگاه عربستان، آمریکا تضمین کننده نهایی امنیت ملی این کشور است و جدا از روابط گرم تهران ـ واشنگتن، مسئله خودکفایی انرژی آمریکا می تواند از وزن سیاسی عربستان نزد آمریکا بکاهد.

فریدمن استدلال می کند که حمایت مالی عربستان از داعش با وجود این ملاحظات، امری غیرمنطقی است چرا که قدرتمند شدن داعش سبب تقویت پیوند آمریکاـ تهران می شود؛ در شرایطی که ریاض به تنش میان آن دو نیازمند است، در حالی که به احتمال قوی عربستان نیز در مسیر قدرت یابی خلیفه قرار خواهد داشت. لذا فریدمن پیشنهاد می کند که ریاض می تواند با تقویت نیروهای سنی مقابل داعش به سست کردن مبانی مناسبات ایران و آمریکا روی بیاورد.

حملات هوایی آمریکا تنها تهدید کننده یکپارچگی کشورهاست

داعش برای آمریکا این نکته را آشکار ساخته است که این کشور نمی تواند به راحتی از منطقه خارج شود. فریدمن اظهار می دارد که آمریکا در گام نخست در ایجاد نظم مورد نظر در عراق شکست خورده است از دیگر سو سیاستهای آمریکا در ایجاد ائتلاف بسیار پیچیده است؛ چرا که حضور ترکیه، ایران و عربستان در ائتلاف متاثر از مسائل موجود است اما نکته برجسته، تاثیر داعش بر روابط سه بازیگر منطقه ای با آمریکا است؛ لذا در حالی که ترکیه نگران تکرار کابوس تاریخی درگیری در منازعات اعراب است؛ ملاحظات آمریکا و ایران در این حوزه مشترک است و در ضلعی دیگر، ریاض نگران ترک خود از سوی واشنگتن، در جریان اقبال به تهران است. در حالی که در سطحی دیگر، واشنگتن از گسترش تعهدات در عراق ناخشنود است .

این نویسنده آمریکایی در پایان بیان می دارد که بعید است که داعش بتواند به حیاتش ادامه دهد اگر چه اقدام آمریکا در حمله هوایی به داعش، فقط می تواند یکپارچگی سرزمینی آن را از بین ببرد و البته تحرکات آن مجدداً در قالب پایگاههای چریکی و تروریستی ادامه یابد.

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.