فرصتی تاریخی که حیف است از دست برود

به خوبی می توان جدیت را در چهره آنانی که در هتل کوبورگ وین مشغول مذاکره برای رسیدن به توافقی بر سر برنامه هسته ای ایران هستند، دید.

حمید احمدی

به خوبی می توان جدیت را در چهره آنانی که در هتل کوبورگ وین مشغول مذاکره برای رسیدن به توافقی بر سر برنامه هسته ای ایران هستند، دید؛ حتی اگر بارقه های امید در چشمان آنان و خبرنگارانی که در بیرون از هتل ایستاده اند لحظه به لحظه تغییر کند. خبرنگارانی که منتظر بیرون آمدن یکی از اعضاء هیات های مذاکره کننده هستند تا تنها با یک کلمه حال و هوای مذاکرات را برای آنها بازگو کند. بارقه هایی که گاهی می درخشد وگاهی خستگی ساعت ها مذاکره پشت درهای بسته, آن را کم سو و بی رمق می کند.

هیچگاه سختی, پیچیدگی و حساسیت مذاکرات ایران با پنج بعلاوه یک بر کسی پوشیده نبوده است. این موضوع را در یکسال گذشته که دیگر خبری از آن نشست های سرد و بی نتیجه سالهای قبل نیست، بیش از گذشته احساس می کنیم. بخش زیادی از این سختی را می توان در سرسختی و بیرحمی منتقدان و مخالفانی یافت که کیلومترها دورتر از وین در تهران و واشنگتن, منتظر روز سوم آذر نشسته اند که اگر توافق نشود و یا آنچه توافق می شود باب میلشان نباشد زمین و زمان را به هم بدوزند. بعد دیگر این سختی را باید در ریاض و تل آویو جستجو کرد که جزء به سلاخی ایرانیان و برنامه هسته ای صلح آمیز ایران رضایت نمی دهند. امری که هیچ یک از طرفین غربی مذاکره آنقدر غیرواقع بین نیستند که به دنبال آن باشند.
فارغ از نیروهای خبیثه مخالف توافق ایران و پنج بعلاوه یک, بعد فنی موضوع (که در هدف نهایی دو طرف این مذاکرات نهفته است) نقشی تعیین کننده ای دارد. هدف غرب، با محوریت و رهبری آمریکا اطمینان از این است که ایران نتواند در سالهای آینده دوباره در مسیر دستیابی به پتانسیل و ظرفیت تولید بمب اتم (به زعم و ادعای آنها) قرار گیرد و در مقابل، ایران به حق این انتظار را دارد که غرب تحریم های تحمیلی بر ایران را بردارد و در سالهای بعد نیز و با بهانه جویی های واهی، نظام تحریم ها را دوباره به کار نیاندازد.
حدود یکسال مذاکرات حرفه ای، فنی و هدفمند بین ایران و پنج بعلاوه یک و بویژه (به صورت بی سابقه ای) بین ایران و آمریکا، پیشرفت های غیرقابل انکاری که در این ماراتون یکساله به دست آمده است و اراده ای که تهران و و اشنگتن برای رسیدن به توافق از خود نشان داده اند، افکار عمومی بین المللی را به این نقطه مشترک رسانده است که فرصتی تاریخی برای رسیدن به توافق ایجاد شده که حیف است از دست برود. تمامی طرف های اصلی این مذاکرات و حتی ناظران منصف بیرونی نیز بر این امر اذعان دارند و از آن به عنوان فرصتی یاد می کنند که شاید اگر استفاده نشود از دست برود و امکان خلق فرصتی مشابه در آینده هرگز فراهم نشود.
ضرب الاجل سوم آذر نزدیک تر از آن است که بتوان انتظار داشت تا فرارسیدنش توافقی جامع حاصل شود. ولی بدون تردید ظریف و کری دست خالی وین را ترک نخواهند کرد. آنقدر باتجربه، مصمم و حرفه ای هستند که از میان انباشتی از آنچه هنوز توافق نشده است، چیزی برای توافق پیدا کنند و نگذارند تلاش های یکساله شان هدر رود؛ تمام رمز و راز کار سیاست خارجی همین است که در میانه ناامیدی ها و سختی ها، بهانه ای برای دست دادن و ماندن پشت میز مذاکره پیدا کنید. شاید مجبور باشیم روز دوشنبه را تا پاسی از شب بیدار بمانیم و چشم انتظار کنفرانس خبری پایانی مذاکرات، ولی بعد از دیدن یک شهرآورد احتمالا کسل کننده، شاید گفته های وزراء خارجه ایران و آمریکا بتواند امید و هیجان تازه ای را مهمان خانه های ایرانیان و حتی خیابان های شهرهایمان کند.
آنچه که ایرانیان را امیدوار می کند که امیدوار بمانند این است که می بینند که در میانه بی تفاوتی و انفعال نمایندگان چین و روسیه در وین، چگونه ظریف با همکارانشان ساعت های پرفشار و سنگینی را در مذاکره با هیات های غربی پشت سر می گذارند و لحظه ای را برای گفتگو از دست ن می دهند و حتی شنیده شده است که گاهی فریادهای ظریف در مذاکرات، همکاران محافظش را نگران از حال او، به داخل اتاق مذاکره کشانده است. کسانی که وارد این قمار (عاشقانه) شده اند, در پایان, شاید هیچشان نماند الا هوس قمار دیگر!

چگونه می توان اینها را دید و امیدوار نبود....
4949 

کد N594087