• ۸بازدید

باوند: آمریکا دیگر دنبال سقوط اسد نیست

سوریه,داعش,النصره القاعده سوریه ,ایالات متحده آمریکا

دکتر داوود هرمیداس باوند در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین از تغییر استراتژی آمریکا در سوریه و پیامدهای بحران عراق می‌گوید.

سعید جعفری پویا:  «از همان ابتدا غلط بود که ما گفتیم بشار اسد باید کنار برود» این را هنری کیسینجر دیپلمات کارکشته و استراتژیست آمریکایی به زبان می آورد؛ حالا و بعد از گذشت سه سال از بحران سوریه و پی آمدن نتایج خطرناک برای منطقه. این اظهار نظر را باید نوعی تغییر استراتژی آمریکا در قبال بحران سوریه دانست یا تنها بخشی از مصاحبه وزیر خارجه پیشین آمریکا با نشریه اشپیگل آلمان؟
دکتر داوود هرمیداس باوند بر این باور است رفتارهای ایدئولوژیک و رادیکالی گروه داعش همه را (حتی اسرائیل) را از پیش آمدن نظم جدیدی که یکی از بازیگرانش، گروه موسوم به دولت اسلامی باشند ترسانده است و این باعث شده بشار اسد به ابوبکر بغدادی ترجیح داده شود. در ادامه مشروح گفتگوی خبرآنلاین با دیپلمات بازنشسته وزارت خارجه و کارشناس مسائل بین الملل را می خوانید:

کیسینجر در اظهار نظری تازه گفته است که تاکید بر رفتن اسد از ابتدای امر اشتباه بوده و ایالات متحده نباید بر چنین اصلی تاکید می کرده است. آیا راهبرد آمریکا در قبال سوریه تغییر کرده است؟

اگر به پیشینه موضوع بنگریم به تحولات موسوم به بهار عرب می رسیم که در آن فرآیند انتظار این بود که مسئله در سوریه هم به همان شکل دنبال شود و در نهایت اسد سقوط کند. این باور به حدی جدی بود که وقتی وزیر خارجه وقت ترکیه به تهران آمده بود تلاش کرد ایران را به دست برداشتن از حمایت از اسد مجاب سازد و حتی با قاطعیت مدعی شد که 3 ماه دیگر اسد سقوط خواهد کرد. کشورهای غربی و عربی هم برای این مهم بسیار هزینه کردند و مخالفان درونی اسد را تجهیز کردند و تسلیحات فراوانی در اختیار آنها قرار دادند. کشورهای شورای همکاری و عربستان و قطر هم معتقد بودند اگر سرپل هلال شیعی را بشکنند، محور هلال شیعی ضرورت وجودی خود را از دست می دهد. ولی این انجام نشد و بیش از سه سال ادامه پیدا کرده و اوضاع پیچیده تر هم گردید.

نکته دیگر اینکه در فرآیندهای مربوط به سوریه جناح افراطی تندرو و جبهه النصره پدیدار شدند و به اندازه ای رفتارهای خشونت بار و نگران کننده از خود بروز دادند که بسیاری را از آینده محتمل پس از اسد ترساندند. نظامی که احتمالا دست به جنایات فراوان می زند و دروزی ها، علوی ها، مسیحیان و کردها را می کشد. به همین دلیل دولت های غربی و به ویژه آلمان و آمریکا اظهار داشتند ترجیح می دهند با وجود اینکه فرآیند اقدامات سوریه مصادیق جنایات بشر است، اما این روند ادامه یابد چون اگر افراطی ها بیایند بحران به شدت گسترده تر خواهد بود.

چه بخواهیم و چه نه اسرائیل هم بازیگر کلیدی در این بحران بوده و است. نظر تل آویو در خصوص استمرار حکومت اسد چیست؟

اسرائیل هم از رخدادهای جدید نگران شده است. چرا که این رژیم تاکنون با حکومتی طرف بود که می دانست اقدام غیر قابل پیش‌بینی در قبال اسرائیل از خود بروز نمی دهد و همیشه سکوت کرده است و اقدام عملی در قبال تل آویو صورت نداده است. به یاد داریم در جنگ میان اسرائیل و لبنان، تل آویو برای اینکه از انسداد محور ارسال کمک از سوریه به لبنان اطمینان حاصل کند بخش های از جنوب سوریه را هم بمباران کرد، اما دمشق هیچ اقدامی انجام نداد و تنها سکوت اختیار کرد. در نتیجه حالا که رفتارها و سیاست های داعش همه را نگران کرده اسرائیل هم به این می اندیشد که مبادا با روی کار آمدن آنها و استقرار نظامی رادیکال امنیت او هم به خطر بیفتد. ضمن اینکه توجه داشته باشد خود کیسینجر هم استراتژیست است و هم یهودی. در نتیجه مطمئنا ثبات اسرائیل برای او بسیار حائز اهمیت است، پس وقتی او می گوید حمایت از رفتن اسد اشتباه بوده یقین داشته باشید که او امنیت اسرائیل را هم مد نظر قرار داده است.

پس از آغاز عملیات هوایی محدود ائتلاف علیه داعش برخی از تحلیلگران این اقدامات را بهانه ای برای حمله به سوریه و سقوط اسد دانستند. حالا اما با این اظهار نظر کیسینجر شاید باید اطمینان حاصل کنیم که آمریکا چنین قصدی را نداشته حالا از کرده خود پشیمان است

این مسئله البته بیشتر از سوی ترکیه دنبال می شد و آنکارا از ابتدا تاکید کرد که حمله به داعش باید در ادامه به سقوط اسد منجر شود. در حالی که نه کشورهای غربی و نه حتی کشورهای عربی چنین باوری نداشتند و ندارند. هرچند عربستان و قطر در ابتدا حمایت های فراوانی از گروه های تکفیری انجام دادند تا اسد سقوط کند، اما حالا آنها هم احساس خطر کرده اند. در حال حاضر تقریبا عموم کشورها به این نتیجه رسیده اند داعش خطری جدی است. رصد رفتارها و سیاست های ایدئولوژیک این گروه تردیدی را برای کشورهای مختلف باقی نگذاشته که در صورت به قدرت رسیدن داعش اوضاع نگران کننده ای در منطقه حکمفرما خواهد شد. مایلم مثالی تاریخی برای شما بزنم تا موضوع بهتر روشن شود.

اگر خاطراتان باشد وقتی اعضای گروه طالبان و القاعده به جلال آباد و کابل حمله کردند و این دو شهر را تصرف نمودند، بیل کلینتون و آمریکایی ها از این اقدام استقبال کردند، اما به مرور زمان و قدرت گیری بیشتر این گروه و حمله آنها به سفارت آمریکا در کنیا و تانزانیا جهان دریافت که اشتباه کرده و با جریانی خطرناک روبه رو شده است. بنابراین شورای امنیت کمیسیون ویژه ای در این خصوص علیه طالبان و القاعده تشکیل داد و در نهایت روند تحولات به سمت اقدام نظامی علیه طالبان گرایش یافت. موضوع داعش هم دقیقا پیرو همان الگو است و همان انگاره ها در مورد آن صادق است.

در گمانه زنی هایی که رسانه های آمریکایی در خصوص نامه باراک اوباما به رهبری انقلاب انجام می دهند، گفته شده که در آن نامه رئیس جمهور آمریکا به ایران اطمینان داده که در پی سرنگونی اسد نیست و حتی از جمهوری اسلامی خواسته که در مسیر مبارزه با داعش همراه ایالات متحده باشد. تا چه اندازه می توان به این ادعاها استناد کرد؟

من بعید می دانم اینگونه بوده باشد چون کشورهای غربی و آمریکا نه در پاریس و نه در اجتماع ده کشوری که قرار بود محوریت مبارزه با داعش را برعهده گیرند از ایران دعوت نکردند، ولی در عین حال آنها بر این باور بودند ایران به موازنه این ائتلاف به صورت خیلی آرام همکاری برای مبارزه با داعش را در پیش می گیرد. ضمن اینکه آنها نیک می دانند ایران به صورت گسترده وارد عملیات نخواهد شد. چون ورود نظامیان به این مناقشه پیامدهای فراوانی خواهد داشت و کشورهایی که وارد چنین منازعاتی آنهم به صورت نظامی می شوند زمین گیر خواهند شد. اما این همسویی به صورت بالفعل و دوفاکتو وجود دارد و آمریکا می داند ایران از این فراتر به مسئله ورود نخواهد کرد چون اساسا بیش از این هم برای ایران مناسب و مطلوب نیست. چراکه اگر ایران بخواهد پررنگ تر وارد شود نیروهای سنی عراقی نسبت به آن موضع خواهند گرفت و نوعی خشم و نارضایتی نسبت به ایران در آنها بروز خواهد کرد که می تواند اوضاع را پیچیده تر از این بنماید. بر همین اساس من معتقدم رویه ای که ایران در پیش گرفته روند مطلوب و منطقی است.

52308

وبگردی