/گزارش/

دوران "صلح سرد"

آمريكا,روسيه,اوكراين

"وجود زیردریایی‌های سری روسیه در سواحل سوئد، تحریم‌های تلافی‌جویانه، رهگیری جنگنده‌های روس توسط ناتو و ارتباط متشنج میان غرب و مسکو بر سر مساله اوکراین هراس از بازگشت به دوران جنگ سرد را به وجود آورده که جهان را برای چندین دهه گرفتار خود کرده بود."

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، خبرگزاری فرانسه در گزارشی نوشته است: «حتی میخائیل گورباچف، آخرین رهبری شوروی در بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد سقوط دیوار برلین نسبت به وقوع جنگ سرد دیگری در جهان هشدار داد و اعلام کرد: اگر اوضاع میان شرق و غرب به همین منوال پیش برود روسیه و غرب بر سر مساله اوکراین و سایر مسائل به توافق نرسند، جهان جنگ سرد دیگری را به خود خواهد دید که مطمئنا خوشایند نخواهد بود.

البته این هشدار تنها از جانب گورباچف پیر نبود، حتی الکساندر استاب، نخست وزیر فنلاند نیز نسبت به این مساله هشدار داد و گفت: اقدامات روسیه در اوکراین، جهان را در آستانه یک جنگ سرد دیگر قرار می‌دهد.

اما در حالیکه کارشناسان موافقتند که اوضاع کنونی به شدت خطرناک است، بر این باورند که تشخیص زمان تغییر موضع آمریکا و روسیه، این دو ابر قدرت اتمی جهان، مشکل است حتی به نظر می‌رسد تنها چند دقیقه مانده به نابودی جهان این تغییر حاصل شود!

کارشناسان به جای یک جنگ سرد، دوره‌ای از تعادل و توازن مجدد ژئوپلیتیکی را سال‌ها پس از ایفای نقش ایالات متحده به عنوان ابر قدرت جهان شاهدند.

ولادیمیر ایوسیو، مدیر اندیشکده مرکز مطالعات سیاست عمومی مستقر در مسکو می‌گوید: گفتن این که ما در یک جنگ سرد هستیم، بدفهمی و برداشت نامناسب از اوضاع کنونی است. این یک جنگ سرد نیست بلکه دوره‌ای از انتقال است. تسلط غرب رو به افول است؛ غرب دیگر نمی‌تواند بر جهان امر و نهی کند.

توسعه طلبی، قدرت ایدئولوژیکی

کارشناسان می‌گویند، چندین فاکتور در تنش کنونی میان واشنگتن و مسکو وجود دارد که آن را با فاکتورهای میان این دو ابر قدرت تا زمان سقوط دیوار برلین به سال 1989 متمایز می‌کند.

ایوسیو می‌گوید: نخست، جنگ سرد بیش از یک درگیری میان دو ابر قدرت رقیب بود؛ بلکه یک جنگ یا بهتر است بگوییم نبرد ایدئولوژیکی، نبرد ایده‌ها که دیری هم نپایید.

در اینجا تفاوت‌های فاحش ایدئولوژیکی وجود دارد اما پرده آهنین مدت‌ها نتوانست به طول بینجامد و حتی در دوران حاضر هم نمی‌تواند مدت‌ها پابرجا بماند.

همانطور که روسیه ولادیمیر پوتینی نمی‌تواند در حال حاضر برای غرب پذیرفتنی باشد، شوروی نیز در آن زمان برای چندین دهه دشمنی برای اروپا و آمریکا بود.

ساموئل چاراپ و جرمی شاپیرو در گزارش اخیر خود در "تاریخ حاضر" می‌نویسند: شوروی توسعه‌طلب بود؛ قدرت ایدئولوژیکی با جاه‌طلبی‌های جهانی و دشمنی عمیق با منافع غربی روسیه پس از شوروی نیز غیر قابل تحمل است و در سال گذشته هم تعدادی از هنجارهای بین‌المللی را زیر پا گذاشت است. تغییرات زلزله‌وار در زمان فروپاشی پرده آهنین هم از لحاظ سیاسی و هم اقتصادی رخ داده و اوضاع را برای بازگشت دوباره جنگ سرد غیر ممکن کرده است.

علی رغم تحریم‌ها علیه روسیه به خاطر دست داشتن در تحولات اوکراین اقتصاد غرب و روسیه به شدت دگرگون و به هم تنیده شده و از نظر سیاسی هم مسکو و غرب با یکدیگر در مسائل مختلفی همکاری کرده‌اند؛ به ویژه درباره مساله هسته‌ای ایران. سرگئی رادخپکو، کارشناسان مسائل روسیه و جنگ سرد در دانشگاه آبریستویس انگلستان می‌گوید: تفاوت فاحش امروز میان این دو ابر قدرت مساله چین است. امروز، چین بزرگترین تضمین برای روسیه است مبنی بر اینکه مسکو هیچ گاه با وجود پکن‌ تنها و منزوی نخواهد ماند؛ نه از نظر سیاسی و نه از نظر اقتصادی. این اختلاف بسیار بزرگ است و نکته اصلی اینجاست که غرب برای بازگردان روسیه از طریق یک شوی نظامی و استفاده از نیرو، با مشکل گسترده‌ای مواجه خواهد شد.

صلح سرد

کامیل گراند، از بنیاد تحقیقات استراتژیک می‌گوید: اگر این جنگ سرد نیست پس چیست؟ این یک "صلح سرد" است. ما در معماری جدیدی از پس از جنگ سرد به سر می‌بریم؛ جایی که ایده‌ همکاری، یک مسیر طبیعی پرداختن به مساله روسیه است که دیگر هم اعتباری ندارد. در یک مدت طولانی‌تر روسیه ابزاری برای آنکه ابر قدرت‌ باشد ندارد. این تنها یک تصور برای خشنود کردن مردم روسیه است. غرب باید متوجه باشد که به یک دوره جدید در ژئوپلتیک وارد شده و باید اتلاف وقت را به امید بازگشت به یک اوضاع بهنجار از سر بیرون کند. البته باید به این مساله توجه داشته باشیم که درگیری اوکراین در حال تبدیل شدن به یک جنگ نیابتی است. در این مورد، آنچه ما در روابط غرب و شرق امروزه شاهدش هستیم بازپخش جنگ سرد است؛ بله، در مقیاس کوچک اما با همان امکان مساوی خطر افزایش تنش‌ها.»

انتهای پیام

کد N581813