۱
عبدالله ناصری در گفتگوی تفضیلی با مهر:

نبوغ سیاسی اصلاح طلبان خیلی بالاتر از اصولگرایان است/لاریجانی رئیس مجلس مطلوب روحانی

  • ۴بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
سیاست

عبدالله ناصری معتقد است روحانی تمایل دارد رئیسی مانند لاریجانی در مجلس آینده قدرت را در دست بگیرد و تاکید می کند اصلاح طلبان دیگر مجلسی مانند مجلس ششم را تجربه نخواهند کرد.

عبدالله ناصری فعال سیاسی اصلاح طلب، عضو شورای مشورتی خاتمی و عضو بنیاد باران است که در سال‌های دوران اصلاحات مدیر عامل خبرگزاری ایرنا بود. وی در گفتگو با خبرگزاری مهر عنوان کرد که اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس شورای اسلامی شرایط را در نظر می‌گیرند و اگر چهره های شاخص این جبهه تایید صلاحیت نشوند امکان ائتلاف با اصولگرایان میانه رو وجود دارد. چرا که در عالم سیاست هرچیزی ممکن است. ناصری تاکید دارد کنشگر سیاسی حال بین است و  معتقد است نزدیک‌ترین واقعه‌ای  که روحانی را می‌شود یک ارزیابی مجدد کرد انتخابات پیش روی مجلس است.

به گفته ناصری روحانی مایل است رئیسی مانند لاریجانی در مجلس قدرت را در دست بگیرد و تاکید می کند اصلاح طلبان دیگر مجلسی مانند مجلس ششم را تجربه نخواهند کرد.

این فعال سیاسی اصلاح طلب درباره وزیر پیشنهادی علوم هم معتقد است که وی گزینه مطلوبی است.(این مصاحبه قبل از جلسه رای اعتماد به نیلی احمد آبادی انجام گرفته است)

متن کامل گفتگوی خبرنگار مهر با عبدالله ناصری را در ادامه می‌خوانید:

ارزیابی شما از دولت روحانی چیست و نقاط ضعف و قوت این دولت را در چه می‌بینید؟

 ظهور دولت تدبیر و امید یک نقطه عطف و یک شوک ارزشمند اجتماعی به جامعه ایران بود که خیلی امیدبخش و امیدوار کننده بود. تا الان نیز به رغم انتقادها، در مجموع دولت تدبیر و امید نمره قبولی می گیرد. روحانی دولت را در شرایط حساس و بحران‌های ملی و بین المللی تحویل گرفته است. دراین یک سال بیشتر معضلات بین المللی و در راس آن مسایل هسته ای درشرف حل شدن است. بحران روابط با کشورهای اروپایی و کشورهای همسایه به نفع مطلوبی در حال حل شدن است. در عرصه داخلی نیز برخی شعارهای روحانی محقق شده است.

تورم کنترل شده و راهکارهای قابل قبولی در حوزه اقتصاد و برنامه ریزی برای آینده کشوردر حال تدوین و اجرا است. اینها همه فضای امید را بیشتر کرده است. تنها حوزه‌ای که تا به حال دولت به صورت جدی وارد آن نشده همان رویکرد انسداد سیاسی سازماندهی شده دولت گذشته است. فضای عمومی و سیاسی بازتر شده است. درانتخابات 92 رئیس جمهور با شعار اصلاح طلبی روی کار آمده در حالی که عضو جامعه روحانیت مبارز بوده و صبغه اصولگرایی دارد و خود رئیس جمهور  تا به الان بر شعارهای اصلاح طلبی که داده   وفادار مانده است. اما در زمینه  انسداد سیاسی در دو وزارتخانه اطلاعات و کشور اتفاق خاصی نیفتاده است.

معتقدم روحانی آنچنان که در حوزه بین الملل موفق شد باید به این واقعیت توجه کند تا توسعه فراگیر سیاسی اجتماعی نهادینه نشود، در توافقات بین المللی و برنامه ریزی جدید اقتصادی دراز مدت موفق نخواهد بود.

شما در صحبت‌هایتان به این اشاره کردید که روحانی با شعارهای اصلاح طلبی روی کار آمد در حالی که صبغه اصولگرایی دارد و خود روحانی بارها اعلام کرده است اصلاح طلب نیست. آیا شما این تمایل را در روحانی می‌بینید که به سمت اصلاح طلبان کشیده شود یا صرفا برای حفظ پایگاه اجتماعی‌اش به سمت اصلاح طلبان آمده است؟

برای اصلاح طلبان و جبهه اصلاحات مهم نیست یک انسان از نظر تشکیلاتی وارد این جریان شود. بلکه نفوذ اندیشه اصلاح طلبی در میان افراد مهم است. امروز اگر کسی مثل آقای مطهری حرف‌هایی را در مجلس می زند و از موقعیت نمایندگی اش بسیار بهتر از برخی نماینده های اصلاح طلب استفاده می کند باید پذیرفت که این یعنی توسعه اندیشه اصلاح طلبی. لذا باید گفت و امیدوار بود که اندیشه اصلاح طلبی در جامعه در حال رسوخ جدی است. مهم این است که روحانی با شعارهای اصلاح طلبی آمده و پیروز شده و کماکان همان شعارها را ادامه می دهد و به نظرم در یکسال اخیر در گسترش اندیشه اصلاح طلبی موفق بوده است.

روحانی حتما اگر بخواهد آینده پرتوفیق‌تر از گذشته داشته باشد باید به عقبه اجتماعی‌اش که اصلاح طلبان هستند توجه کند. مخصوصا در انتخابات پیش رو یعنی مجلس شورای اسلامی.

آیا این دغدغه خود روحانی هم هست؟

من معتقدم نزدیک‌ترین واقعه ای ّ  که روحانی را می شود ارزیابی مجدد کرد انتخابات مجلس است. اساسا برای روحانی شاید مجلسی که به اصطلاح با گفتمان اصلاح طلبی خودش هماهنگ‌تر باشد مناسب‌تر است.

 اما واقعیت این است تجربه تاریخی سیاسیون و ملت از مجلس ششم این زمینه را ایجاد نخواهد کرد. لذا به نظر من روحانی به سمت مجلسی از نوع مجلس پنجم خواهد رفت که البته این هم ارزشمند است چرا که به تعبیر لاریجانی استبداد اقلیتیِ پر هزینه، دیگر در مجلس نخواهد بود و اصلاح طلبان در شرایط اضطرار به مجلسی مانند مجلس پنجم تن خواهند داد.

 در شرایط موجود ایده آل برای اصلاح طلبان مجلس پنجم است یا مجلس ششم؟

 مجلس ششم یک پدیده نادر تاریخی بود. امیدواریم جامعه به این رشد برسد و دستگاه های تسهیل کننده و برگزار کننده این توانمندی مدنی را درخودشان ببینند که انتخاباتی  مشابه انتخابات مجلس ششم برگزار کنند. این ایده آل تاریخ ایران خواهد بود اما به نظر سیاسی معتقدم الان مجلس ششم دیگر تکرار نخواهد شد. بنابراین ایده آل ما مجلس پنجم نیست. امیدواریم اصلاح طلبان در چارچوب قوانین موضوعه و قانون اساسی و بدون رویکرد سیاسی در نظارت استصوابی در انتخابات شرکت کنند، اگر این اتفاق بیفتد که احتمالش را کم می‌دانم حتما مجلس آینده اگر چه مجلس ششم نخواهد بود اما مجلسی با اکثریت اصلاح طلبان خواهد بود.

شما قبلا در مصاحبه‌ای گفته بودید اکنون لاریجانی عاقل‌تر شده است. این عاقل‌تر شدن لاریجانی را در چه می‌بینید؟ ایده آل و مناسب دولت روحانی و اصلاح طلبان رییس مجلسی مانند لاریجانی است؟

اینکه قبلا گفتم آقای لاریجانی خیلی عقل مدارتر و عاقل تر شده است به این معناست که مصالح و منافع ملی را خیلی خوب تشخیص می‌دهد. لاریجانی در حوزه مدیریت رسانه ملی چنین رویکردی نداشت کاملا در قد و قواره یک انسان جناحی ظاهر می‌شد ولی الان نه.

لاریجانی سیاست ورز باهوشی است. هشت سال جانبداری از دولت احمدی نژاد و عملکرد او، ضرورتی را برای لاریجانی ایجاد کرده است که نسبت به گذشته مطالعه کند. اما نکته بعد این است که جبهه اصلاح طلبان از الان وارد تعیین مصادیق نشده و تلاش اصلاح طلبان بر این است که رئیس شاخص اصلاح طلب در مجلس ریاست بکند اما اصلاح طلبان براساس ویژگی هوشمندی شان بنا به ضرورت در هر زمان تاکتیک مطلوبی را اتخاد می کنند آنچنان که در سال 92 نامزد شاخص اصلاح طلبِ خود را در یک نظرسنجی و یک جمع بندی عاقلانه کنار گذاشتند و از یک عضو جامعه روحانیت مبارز که شعارهای اصلاح طلبی سر می‌داد، حمایت کردند.

آیا دولت هم رئیس مجلسی مانند علی لاریجانی را می پسندد؟

الان فکر می‌کنم روحانی با لاریجانی هماهنگی دارد و روحانی مایل است رئیسی مانند لاریجانی قدرت را در مجلس بدست بگیرد.

 این روزها از هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از چهره های همراه با اصلاح طلبان یاد می شود اما اصلاح طلبان در مجلس ششم مقابل هاشمی ایستادند و در گذشته رابطه‌ای تنگاتنگ و همدلانه‌ای بین هاشمی و اصلاح طلبان نبوده است. فکر می کنید هاشمی تغییر کرده است یا اصلاح طلبان تغییر و تعدیل داشته‌اند؟

سیاست مدار یا تشکل سیاسی که بخواهد دائم روی یک پا بایستد سیاست مدار نیست؛ اصلا کنشگری سیاسی معقول این است که در روند تغییر باشد. اصلاح طلبان همزمان با روند تحولات خودشان را هماهنگ کردند. در واقع حال‌بین‌تر و رویکرد عصری دارند. این اتفاق برای آقای هاشمی هم افتاده است، یعنی زمانه را به خوبی می‌شناسد. ضمن اینکه بارها تاکید کرده ام حتما بخشی از رسانه های اصلاح طلب در دوره حاکمیت اصلاحات نوع نگاهی که به آقای هاشمی داشتند، نگاه مطلوبی نبود و همان موقع هم مورد انتقاد رهبری جبهه اصلاحات و افراد خردمند و باسابقه جبهه اصلاحات بودند.

بعد از دوم خرداد فضایی در جامعه به وجود آمد و التهابات سیاسی ظهور و بروز داشت که ممکن است از سر احساسات باشد و این بعد از هر دوره جدیدی در جامعه ما پیش می‌آید. آنچه مهم است این که رهبری جبهه اصلاحات و بدنه اصلی و باسابقه اصلاحات با شعارهایی که علیه هاشمی بود موافق نبودند. این یک دوره کوتاه در برخی رسانه های جدید بود. حتی به نظر من الان نویسنده آن یادداشت ها و صاحبان آن گفتگوها نیز خطای خود را انکار نمی‌کنند. همچنان که آقای هاشمی و برخی نزدیکان آقای هاشمی در گفتمان سیاسی اجتماعی خود عصری و روزآمد شده اند.

موضع گیری‌های خبرگزاری ایرنا در آن زمان چگونه بود؟

کاملا ایرنا موضع گیری‌اش در فضای ملی بود و آن زمان که من رئیس این خبرگزاری بودم نگذاشتم فضای سیاسی وارد اتاق خبر شود. یک گزارش دانشگاهی توسط اساتید دانشگاه علامه برای سه سال 81، 82 و 83  تهیه شده که اخبار خبرگزاری ایرنا را تحلیل محتوا کرده است. نتیجه گزارش هست و من نتیجه آنرا برای همه مسئولان سطح بالای مملکتی فرستادم. نتیجه گزارش این بود که حتی در برخی مواقع تولید خبر بیشتر به سمت اصولگرایان بود. معتقدم این یک واقعیت است که در هر دولتی رسانه‌ای که امکانات در اختیار دارد حتما برای بقای خودش باید به منتقدان فضای بیشتری بدهد.

رهبری بارها صراحتا فرموده اند افراد و جریانات سیاسی از فتنه 88 و حوادث بعد از آن اعلام برائت کنند. آقای خاتمی هم اخیرا اعلام کرده است دیدگاه بدبینانه نظام علیه اصلاح طلبان باید از بین برود و البته ما هم منکر اشتباهاتمان نیستیم. پس چرا تا الان این اعلام برائت از سوی امثال خاتمی صورت نگرفته است؟

اصلاح طلبان بعد از حوادث 88 هزینه های سنگینی را داده اند. علت عمده این هزینه سنگین، رفتارهایی بود که جریان رقیب از پیش از انتخابات 88 در برنامه های تبلیغاتی خود با ابزار صدا و سیما ایجاد کرد و فضا را ملتهب ساخت تا روز رای گیری و اتفاقاتی که آن روز رخ داد. این واقعیت‌هایی است که در بسیاری از پرونده های زندانی‌های سیاسی شاخص اصلاح طلب وجود دارد و جای بحثش هم الان نیست. شاید برای انتخابات 88 باید کسان دیگری محاکمه می‌شدند. بعد از یک سال برخی از بزرگان جبهه اصلاحات و برخی بزرگان غیر تشکیلاتی از جمله آقای هاشمی عنوان کردند که همه گذشته فراموش شود و زندانی‌ها آزاد شوند و فضای رسانه ای باز شود و دوباره جامعه به مدار خود بازگردد، ولی ظاهرا در کشور عده ای موافق بودند که همان روند ادامه پیدا کند. این فضا همچنان باقی ماند تا در انتخابات 92 با تبدیل قوه مجریه به یک قوه تا حدودی اصلاح طلبانه فضایی ایجاد شد که  شاید بتوان یک مقدار صریح تر صحبت کرد. من برداشتم از صحبت های خاتمی این است که  وی این تاکید را داشته که ما باید به گونه ای عمل کنیم و گفتگوها به صورتی انجام شود که جایگاه و واقعیت درون نظامیِ اصلاح طلبان بیشتر برای افکار عمومی تبیین شود چون ممکن است این سو تفاهم برای برخی پیش آید که با پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات دیگر نیازی به بازتولید گفتمان و ادبیات درون نظامی و مفاهمه با حاکمیت نیست. آقای خاتمی تاکید دارد کماکان این روند باید دنبال شود. فکر می‌کنم جریان عاقلی که در سال 88 در کنار احمدی نژاد بود و از آن روند حمایت می کرد امروز معتقد است در برخی رفتارهای سال 88 باید تجدید نظر شود، همچنان که امروز بزرگترین مدعی رفع حصر آقای علی مطهری است.

نزدیک‌ترین واقعه ای  که روحانی را می شود ارزیابی مجدد کرد انتخابات پیش رو است. اساسا برای روحانی شاید مجلسی که به اصطلاح با گفتمان اصلاح طلبی خودش هماهنگ‌تر باشد مناسب‌تر است.  اما واقعیت این است تجربه تاریخی سیاسیون و ملت از مجلس ششم این زمینه را ایجاد نخواهد کرد.

به این نکته توجه کنیم که این صحبت خاتمی این برداشت را به ما القا نکند که اصلاح طلبان هیچ وقت درون نظام نبودند و خودشان را درون نظام نمی‌دیدند. حافظان اصلی انقلاب اصلاح طلبان هستند. شاخص ترین و واقعی ترین افرادی که می توانند گفتمان جمهوری اسلامی ایران را تبیین کنند همان جریان اصلاح طلبی است که در واقع همان جریان چپ تاریخی می باشد.

امروز اصلاح طلبان در محدودیت رسانه‌ای به سر می‌برند. اگر فضای رسانه‌ای مطلوبی در اختیارشان قرار گیرد آنچه که در رسانه های محدود اصلاح طلبی بیان می شود طبیعتا حجم بیشتر و روشنتری بیان خواهد شد. تلقی شخصی من این است که حکومت و ارکان تصمیم ساز حاکمیت به این جمع بندی رسیده اند که مسائل بعد از 88 را زودتر جمع کند. مسایل 88 بسیار در عرصه بین المللی و مصالح  ملی کشور تاثیر داشته است. البته واقعیت این است که یک جریان افراطی که قدرت داشته است حتما این را نمی خواهد. البته هر وقت فضای نزدیکی و رفع سوءتفاهم ها شکل می گیرد و یا رایحه آن استشمام می شود سنگرهای بخش تندرو فعال می شود.

پس شما معتقدید در جریان اصلاح طلبی تغییر رویکردی صورت نگرفته است؟

طبیعی است انسان غیرمعصوم همیشه این باور را داشته باشد که در مرحله ای اشتباه داشته است و هنر یک کنشگر سیاسی این است که اگر روزگاری اشتباهی کرده است اشتباهش را تبیین کند. بالاخره اگر کنشگران در دو جبهه در سال 88 رخداد سال 92 را پیش بینی می کردند احتمالا خیلی حرف‌ها را نمی‌زدند و بخشی از کنش های خودشان را تعدیل می کردند. این ویژگی انسان‌های غیرمعصوم است که گاهی اوقات خطا مرتکب می شوند و شامل حال اصلاح طلبان نمی‌شود. مهم این است که امروز اصلاح طلبان معتقدند باید گذشته را فراموش کرد و  به    خاطر مصالح ملت از آنچه که حق و حقوق بر گردن یکدیگر است دو طرف عبور و گذشت کنند. البته جریان اقلیت تندرو نمی‌خواهد کشور مسیر آرامش را طی کند. این چیزی است که روحانی به خوبی متوجه شده و فکر می‌کنم برای این قضیه تدابیری دارد.

امروز پنج سال از انتخابات 88 می گذرد. دولت خروجی 88 عمرش سپری شده. من هم معتقدم اگر قرار باشد مسایل 88 کماکان در دستور کار بخشی از نهادها باشد به حق و شایسته است که عملکرد آن بخش از دولت قبل که تعارض با سرمایه ملی و مصالح ملی داشته در دستور کار رسیدگی قرار گیرد.

نکته مهم این است که آن سوءتفاهم و سوء ادراک ها از بین برود. من تردید ندارم که بسیاری از کارشناسان پرونده حوادث 88 با واقعیت های جدیدی روبرو شدند و نگاه خود را تعدیل کردند. ما باید مهر پایانی بر سوءتفاهم ها و ادراک‌ها بزنیم البته با توجه به این نکته که هیچ کس حق جشن وشادمانی و قهرمانی برای خود ندارد.

این روزها شاهد برگزاری همایش‌های زیادی از سوی احزاب اصلاح طلب هستیم. ارزیابی شما از برگزاری چنین همایش‌هایی و تحرک بیشتر احزاب اصلاح طلب چیست؟ آیا حمایت‌های معنوی دولت از احزاب باعث شده که فضا بازتر شود؟

سال 92 یک اتفاقی افتاده است. تعارف که نداریم، مثل 84 که یک اتفاق غیرمنتظره رخ داد، آقای روحانی با شعار اصلاح طلبی بر سر کار آمده، هنوز هم بر آن شعارها تا حدود زیادی وفادار بوده است و آن‌ها را تکرار می کند. دولت هرچند که از نظر کمی، حجم قدرت قابل توجه ای نداشته باشد (که به نظر من دارد) ولی بالاخره رئیس جمهور نفر دوم کشور و حافظ قانون اساسی است و نمی‌تواند بیش از حدی تحول پیش آمده را نادیده بگیرد لذا این اتفاق علی رغم اینکه تغییرات بنیادی و آنچنانی مثلا در وزارت کشور رخ نداده، البته این وزیر کشور با دو، سه وزیر کشور دولت آقای احمدی نژاد شخصا متفاوت است اما یک اصولگرا است. خیلی به آرمان توسعه سیاسی و تحزب اعتقادی ندارد، اما به هر صورت  او وزیر کشور چنین رئیس جمهوری است لازم است حداقل ها را رعایت کند.

این فضایی که ایجاد شده طبیعی است فضای انفتاح و گشودگی است حتما جناح های سیاسی درچنین فضایی فعال می شوند کاری هم که حزب اعتماد ملی انجام داد در همین راستا بود البته حزب اعتماد ملی لازم بود زودتر از اینها فعالیت خودش را شروع می کرد دوستان چون این روند را با رضایت و هماهنگی دبیرکل باید دنبال می کردند و دبیرکل موافقت کرد کار یک مقدار طول کشید اما حرکت خوبی بود و امیدواریم حزب اعتماد ملی بیش از گذشته فعال شود در آستانه انتخابات بقیه احزاب نیز باید همین روند را دنبال کنند چه احزابی که در شرف تاسیس هستند و چه احزابی که قانونا برقرارند و باید نشاط و فعالیت سیاسی خود را توسعه دهند.

تعامل و ائتلاف دولت و اصلاح طلبان در انتخابات آینده مجددا شکل می گیرد؟ ممکن است روحانی به سمت اصولگرایان کشیده شود؟

دولت چون مجری انتخابات است نباید برخلاف دولت آقای احمدی نژاد در روند اجرای انتخابات دخالت کند که بیانگر جانبداری از یک جریان باشد.

اصلاح طلب ها و جبهه اصلاحات آن چیزی که از آقای روحانی می خواهند فقط یک چیز است و آن اینکه در روند انتخابات که بار زیادی به دوش وزارت کشور است در بررسی صلاحیت ها اهتمام و دغدغه داشته باشد و جبهه اصلاحات هیچ جانبداری دیگری از دولت نمی خواهد، طبیعتا دولت تمام دغدغه اش باید این باشد که مجلسی با رویکرد همسو با خودش سرکار بیاید. واقعیت این است که انتخابات قابل دفاعی برگزار شود و دولت در نوع تعامل و گفتگو با بعضی نهادهای فرادولتی و بیرون از دولت نقش مهمی دارد. البته امروز جایگاه روحانی در خارج از جریان اصلاحات و در درون اصولگرایان جایگاه قابل تاملی است.

برنامه های جریان اصلاحات برای انتخابات چیست؟

طبیعتا جبهه اصلاحات و شورای مشورتی خاتمی برنامه هایشان را دارند. یعنی شورای مشورتی همان فعالیتی را که برای انتخابات ریاست جمهوری شروع کرد را با حفظ هویت خودش و توسعه از نظر کمی و جذب افراد بیشتر کماکان برای انتخابات مجلس دارد چون معتقد است اگر تحولی در مجلس رخ ندهد خیلی از شعارها و برنامه های دولت در 8 سال ممکن است به نتیجه ای نرسد.

در جلسات شورای مشورتی جهانگیری و عارف نیز حضور دارند؟

جهانگیری عضو شورای مشورتی بوده که بعد از انتخابش به عنوان معاون اول یک جلسه آمدند اما طبیعی است بعضی از اعضای کابینه که عضو شورای مشورتی بوده اند عموما به دلیل مشغله ای که دارند نمی آیند و طبیعی است باید شرایطشان را درک کرد.

 از تشکیلات آقای عارف چند نفر عضو شورای مشورتی هستند خودش حضور ندارد    البته همه افراد به اعتبار صبغه فردی در این شورا عضو هستند که ممکن است شخصا نیایند و نمایندگانشان حضور داشته باشند.

این روزها  بنیاد باران فعالیت سیاسی هم انجام می دهد با توجه به اینکه بیشتر اعضای آن چهره های شاخص اصلاح طلب هستند؟

بنیاد باران هیچگاه فعالیت سیاسی نداشته است از جبهه اصلاحات طیف فراگیری در بنیاد باران حضور دارند و هیچ نوع فیلتر و گزینش خاصی وجود ندارد جز وفاداری به قانون اساسی و صلاحیت عمومی. در میان اعضای بنیاد باران افرادی وجود دارند که ماهیتا اصلاح طلب هستند اما از نظر کنش سیاسی در این سالها بسیاری از آنها در عرصه سیاسی کنش و فعالیتی نداشتند.

بنیاد باران هیچ وقت فعالیت حزبی و سیاسی نکرده است اما در هر مرحله ای از انتخابات بوده است چه در شورای شهر، چه در مجلس، اعضای بنیاد باران در صحنه انتخابات بوده اند و از بنیاد باران برنامه هایی خواسته اند. بسیاری از اعضای بنیاد باران مدیران کارکشته سی سال گذشته انقلاب هستند.

برخی اصلاح طلبان پیشنهاد ائتلاف اصلاح طلبان با اصولگرایان میانه رو را مطرح کردند آیا امکان چنین ائتلافی در انتخابات وجود دارد؟

نفی نمی کنم. بستگی به شرایط سال آینده دارد. تقریبا در ماههای آخر سال که وارد این فضا شویم باید شرایط کشور و زمینه هایی که برای اجرای انتخابات وجود دارد را دید. باید دید آیا کماکان بنا بر این است که یک طیف فراگیر اصلاح طلبی در انتخابات حضور نداشته باشد آن موقع بسته به شرایط  روز تصمیمی گرفته خواهد شد، آنچنان که در هفته آخر ریاست جمهوری تصمیم گرفته شد و خیلی ها هم فکرش را نمی کردند و معادلات پیش بینی شده بسیاری را به هم زد. بنابراین آنچه مسلم است اصلاح طلبان کارکشتگی سیاسی و نبوغ سیاسی شان خیلی بالاتر و متفاوت تر از اصولگرایان است. این یک واقعیت تاریخی است. باید دید در فضای آن موقع چه مقدار اصلاح طلبان می توانند در انتخابات شرکت کنند.

 اگر امکان حضور چهره هاش شاخص اصلاح طلب در انتخابات وجود نداشته باشد ممکن است به سمت چهره‌های با صبغه اصولگرایی بروند؟

احتمالش است. هیچ چیز را از لحاظ سیاسی نمی توان مطلق گفت. کنشگر منفعت طلب ملی نه شخصی، حتما در زمان حال خود تصمیم می گیرد.

سیاست مدار یا تشکل سیاسی که بخواهد دائم روی یک پا بایستد سیاست مدار نیست؛ اصلا کنشگری سیاسی معقول این است که در روند تغییر باشد. اصلاح طلبان همزمان با روند تحولات خودشان را هماهنگ کردند.بارها تاکید کرده ام حتما بخشی از رسانه های اصلاح طلب در دوره حاکمیت اصلاحات نوع نگاهی که به آقای هاشمی داشتند نگاه مطلوبی نبود .

 ارزیابی شما از تشکیلات ندا چیست عده ای معتقد هستند  که فعلا چنین تشکیلاتی نباید شکل می گرفت و برخی هم انتقاد های زیادی به این تشکیلات و لیدر آن دارند.

ندا بچه های اصلاح طلب هستند حتی اگر امروز نسل دوم و یا سومی از جریان اصولگرایی بیاید و اراده کند یک تشکل جدی راه بیاندازد باید از آن حمایت کرد و به همین جهت خیلی از اصلاح طلبان و رهبران آنها از این تشکل حمایت کردند اما نکته مهم این است که این دوستان که نسل جوان هستند و کمتر فراز و نشیب های تاریخ جمهوری اسلامی را دیدند و یا خوانده اند باید در مسیر حرکت سیاسی شان کاملا هوشمندانه عمل کنند، در بعضی از دام هایی که ممکن است از ناحیه رقیب و یا از ناحیه دریافت های ذهنی قرار بگیرند، نیفتند. من همیشه تاکید کرده ام یکی از دامهای خطرناک دام توهم ترمینولوژی است. با واژگان بازی نکنیم اصلاحات زنده است رهبران نسل اول زنده هستند مانیفستش از سال 76 تا به امروز روزآمد و مدرن شده است و روز به روز مطابق با شرایط خودش را هماهنگ کرده است. بنابراین اگر خدای نکرده کسانی در این دام بیفتند که ما آمده ایم اصلاحات و اصلاح طلبی را بازتعریف کنیم این دام، دام خطرناکی است، یعنی هنوز ریاست دوره اول نسل اصلاحات این توان را دارد که خودشان را بازسازی کنند اما ندا حتما تشکیلاتی است که باید هر چه زودتر مرامنامه و اساسنامه اش را منتشر کند و از نظر من این ها چه پیرمردهایش و چه جوانانش در درون جبهه اصلاحات تعریف می شوند. امیدواریم رسما کارشان را شروع کنند.

نظرتان درباره وزیرپیشنهادی علوم چیست آیا با توجه به حساسیت مجلس، نباید رییس جمهور شخص دیگری را معرفی می کرد؟

بهترین گزینه برای وزارت علوم  بعد از دکتر توفیقی، آقای فرجی دانا بود که در برابر یک اقدام سیاسی مجلس قرار گرفت. طبیعتا بعد از استیضاح وی نجفی گرینه شایسته ای یود اما خودش نپذیرفت. در مجموع بین شش هفت گزینه معرفی شده دکتر نیلی گزینه مطلوبی بود که مورد قبول اکثر دانشگاهیان بود و بهترین گزینه بود. مجلسی ها نگران معرفی نجفی بودند. این وزیر پیشنهادی رای می اورد اما ممکن است رای بالایی نیاورد و عده ای می خواهند بهره برداری سیاسی کنند.

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.