۲

بررسی 35سال عدم رابطه ایران و آمریکا/از اشغال سفارت تا گفت و گوهای مستقیم روسای جمهور

  • ۱۲بازدید
  • ۲ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و آمریکا

سی و پنج سال پیش و در پی اشغال سفارت آمریکا در ایران، روابط دیپلماتیک دو کشور به طور کامل قطع شد.

به گزارش خبرآنلاين، پس از قطع روابط، ایران و آمریکا به دو دشمن در سطح بین الملل تبدیل شدند. اگرچه برخی دولت‌ها نظیر رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی در پی منافع خود به آتش دشمنی ایران و آمریکا دمیدند اما در درون خود این کشورها هم نه تنها اراده ای برای بهبود روابط نبود که حتی منافع ملی و سیاست خارجی خود را هم با همین فرض «دشمنی» بنا نهادند.

دولت آمريکا در چندين دوره تلاش هايي براي برقراري ارتباط و گفت و گو ميان رهبران دو کشور انجام دادند که همه آن ها تا پيش از دولت يازدهم به نتيجه مشخصي نينجاميد. در دولت يازدهم اما اوضاع تا حدودي تغيير کرد. در ادامه مروري خواهيم داشت به اتفاقات و جرياناتي که در تمام اين سال ها در باره رابطه دو کشور و تلاش رهبران آن براي برقراري مجدد ارتباط روي داده است:

اولین اعتراف

نخستین جرقه‌های تلاش برای تلطیف روابط دو کشور در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون زده شد. در اسفندماه  سال 1378 مادلین آلبرایت، وزیر خارجه دولت بیل کلینتون در سخنرانی خود در انجمن ایران و آمریکا وابسته به انستیتو خاورمیانۀ دانشگاه جورج تاون گفت: «در سال 1953، آمریکا نقش بارزی در سرنگونی نخست‌وزیر مردمی ایران، یعنی دکتر محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور در آن زمان چنین می‌پنداشت که اعمالش به دلایل استراتژیک موجه است. اما این کودتا، آشکارا به تحول سیاسی ایران ضربه وارد کرد و اکنون می‌توان به سادگی دریافت که چرا بسیاری از ایرانیان از این دخالت آمریکا در امور داخلی‌شان خشمگین هستند. علاوه بر این در ربع قرن بعد نیز، غرب و ایالات متحده به حمایت خود از رژیم شاه ادامه دادند. البته این حمایت‌ها به رشد اقتصادی کشور کمک زیادی کرد، اما حکومت شاه با خشونت، هرگونه نارضایتی سیاسی را سرکوب می‌کرد. همانگونه که پرزیدنت کلینتون گفته است، ایالات متحده آمریکا باید سهم منصفانه از مسوولیت مربوط به مشکلاتی که در روابط ایران و آمریکا پدید آمده است به عهده گیرد. حتی در سال‌های اخیر، اکنون معلوم شده است که برخی از سیاست‌های ایالات متحده در قبال عراق در خلال مناقشۀ این کشور با ایران به طرز تاسف‌باری کوته‌بینانه بوده است. به ویژه با تجربه‌های دیگری که ما از صدام حسین به دست آوردیم.»

دیواری از بی‌اعتمادی که نریخت

این نخستین باری بود که آمریکا به دخالت مستقیم در امور داخلی ایران اعتراف می‌کرد. اگرچه به گفته مقام معظم رهبری، در هیچ کجای سخنان آلبرایت از ایران عذرخواهی نشد(6فروردین سال 79 در مشهد). در سوی دیگر این شطرنج سیاسی دولت‌های ایران یکی پس از دیگری آمریکا را دشمن خود خواندند تا نوبت به دولت سید محمد خاتمی و شعار تنش زدایی در سیاست خارجی رسید. رئیس این دولت پس از سفر به آمریکا برای شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل و مصاحبه‌ای که با کریستین امانپور مجری سی ان ان انجام داد و در آن از دیوار بلند بی اعتمادی بین دو کشور صحبت کرد، بسیاری به آینده روابط امیدوار شدند. اما گویا این دیوار بی اعتمادی در دولت او فرو نریخت. سخنان خاتمی نه فقط در بعد بین المللی که در بعد داخلی هم تباعات متعددی داشت و بسیاری او را به سازشکاری متهم کردند. به طوری که بعد‌ها حتی او مجبور شد مواضع تندی نسبت به آمریکا بگیرد. به عنوان مثال در 16 آذر سال 78 در دانشگاه علم و صنعت گفت:  "وقتی می گوییم میان ما و آمریکا دیوار بلند بی اعتمادی برقرار است, شعار نمی‌دهیم. آیا ملت ایران حق ندارد زیان ها و تحقیرهایی که در این مدت دیده را ناشی از سیاست نادرست آمریکا بداند ما امروز در چنین موقعیتی قرار داریم."

در دوران اصلاحات، یکی از گروگان‌های سفارت ایران با گروگانگیر خود دیدار کرد. باری روزن افسر مطبوعاتی سفارت آمریکا 19 سال پس از ماجرای گروگانگیری در جلسه‌ای که به منظور بررسی روابط دو کشور درپاریس برگزار شده بود با عباس عبدی یکی از دانشجویان پیرو خط امام که در اشغال سفارت حضور داشت برخورد کرد. این دیدار در آن روزها در محافل رسانه‌ای جهان مورد توجه قرار گرفت. باری روزن در آخرین مصاحبه خود اعلام کرد که عبدی در آن دیدار از او عذرخواهی کرده است.

جنگ صلیبی، ایران محور شرارت

در آن سوی میدان پس از روی کار آمدن نو محافظه کاران در ایالات متحده آمریکا ، سیاست خارجه این کشور نیز حالت تهاجمی‌تری به خود گرفت. بوش پسر در پی حملات یازده سپتامبر سیاست خصمانه‌تری را نه فقط در برابر ایران که در برابر تمام جهان اسلام در پیش گرفت و عملا سخن از جنگی صلیبی به میان آورد.  وی ایران را محور شرارت خواند و پس آن دو جنگ را در همسایگی ایران به راه انداخت.

در این سال‌ها یک بهانه دیگر برای دشمنی با ایران پیدا شده بود و آن پرونده هسته‌ای بود. با این اوصاف کورسوی بهبودی روابط ایران و آمریکا از بین رفت و ادبیات خصمانه جایگزین آن شد، به طوری که این جمله که " همه گزینه‌ها حتی گزینه نظامی روی میز است" به یک جمله تکراری در کلام مسئولان آمریکایی بدل گشت. سیاست خارجی آمریکا در دوران بوش پسر به شکلی علنی و عیان ضد ایرانی و خشونت بار بود. این سیاست تا زمانی که دولت سید محمد خاتمی با شعار توسعه سیاسی در ایران بر سر کار بود، نتوانست در مجامع بین المللی راهی برای آمریکا بگشاید و حتی در مقاطعی باعث شکلگیری اجماع‌هایی نیم بند علیه آمریکا شد.

نامه نخست

در سال 1384 که محمود احمدی‌نژاد بر کرسی ریاست جمهور تکیه زد، شعار عدالت محوری در سیاست داخلی و استکبارستیزی در سیاست خارجی در پیش گرفته شد. احمدی نژاد که در بسیاری از نطق‌های انتخاباتی اش دولت اصلاحات را به انفعال در سیاست خارجی متهم می کرد، آمده بود تا نقشی فعال در روابط بین الملل ایفا کند.

اگر چه محمود احمدی نژاد درتمام دوران ریاست جمهوری‌اش هیچگونه نرمشی در برابر آمریکا و غرب نشان نداد و حتی با مطرح کردن مسایلی نظیر هولوکاست باعث بر افروخته شدن بسیاری از آتش‌های زیر خاکستر شد اما به نظر می رسد در رابطه با آمریکا،تمایلی در دولت او برای برقراری رابطه وجود داشت. اتفاقاتی که در دوران ریاست جمهوری او روی داد اتفاقات بی سابقه ای بود. در سال اول ریاست جمهوری اش نامه‌ای 17 صفحه ای به جرج بوش نوشت تا نخستین رییس جمهوری ایران باشد که به طور مستقیم به رییس جمهور آمریکا پیام می‌دهد.

وزارت امور خارجه آمریکا در اولین واکنش به نامه محمود احمدی‌نژاد، آن را «تلاشی ضعیف» برای گفتگو با مردم آمریکا خواند. نامه احمدی نژاد با استقبال سرد مقامات آمریکایی همراه بود و آن را نامه‌ای حاوی موعظه بر اساس آموزه‌های اسلامی دانستند و بر خلاف انتظار آنان، این نامه هیچ فکر جدیدی برای حل بحران هسته‌ای ایران در بر نداشت.

نامه احمدی نژاد بیشتر، یک اقدامی ایدئولوژیک برای اثبات درستی دیدگاه‌های جمهوری اسلامی تلقی شد تا ابتکاری جدید برای بر طرف کردن اختلافات عمیق بین ایران و ایالات متحده آمریکا. احمدی نژاد در این نامه ضمن بررسی وضعیت موجود درجهان، با اشاره به هولوکاست و مساله اسراییل به نوعی به محکوم کردن سیاست خارجی آمریکا می‌پردازد. نکته جالب در این دوره عکس العمل های متفاوت داخلی است. کسانی که روزگاری مصاحبه رئیس جمهور پیشین با سی ان ان را بر نمی تافتند، این‌بار نامه احمدی‌نژاد به جرج بوش را عملی فوق العاده و از الهامات خداوند می‌خواندند.

اوباما و سیاست تغییر

دوران ریاست جمهوری جرج بوش افول کرد و نخستین سیه چهره آمریکایی به عنوان رییس جمهور به کاخ سفید قدم نهاد آن هم با شعار تغییر. شاید نتوان گفت که اصول سیاست خارجی باراک حسین اوباما تغییر چندان زیادی کرده است اما حداقل در ظاهر خیلی چیز‌ها عوض شد.

در ارتباط با ایران نیز چند اتفاق برای نخستین بار افتاد. اوباما برای ایرانیان پیام تبریک نوروزی فرستاد. نوروز 87 اوباما در پیام خود با اشاره به تیرگی روابط ایالات متحده و ایران از زمان برپایی جمهوری اسلامی گفت "برای کم و بیش سه دهه، روابط بین ملت های ما دستخوش تنش بوده اما در این زمان، انسانیت مشترک خود را به یاد می آوریم که ما را بهم پیوند می دهد."

احمدی نژاد در دوبار حضور خود در مجامع عمومی سازمان ملل، پیشنهاد مناظره با همتای آمریکایی اش را مطرح کرد که هرگز به آنها پاسخی داده نشد.با این حال همچنان اتهام‌ها به قوت خود باقی بود. ایران آمریکا را متهم به زورگویی و جنایت می‌کرد و آمریکا هم ایران را متهم به تروریسم وتلاش برای دستیابی به سلاح کشتار جمعی.

بیانیه اوباما در 13 آبان

سال 88 در خاطره ایرانیان محو نخواهد شد. انتخابات ریاست جمهوری ایران با مشارکت بالای مردم برگزار شد. محمود احمدی‌نژاد با 24 میلیون رای برنده این انتخابات عنوان شد اما دو تن از رقبای انتخاباتی او نتایج انتخابات را نپذیرفتند.

در بحبوحه اتفاقات پس از این انتخابات که به «فتنه 88» معروف شد، در 13 آبان سال 88 باراک اوباما بیانیه ای در سی امین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی نوشت و گفت: " آمریکا به دنبال رابطه با جمهوری اسلامی ایران است، رابطه‌ای که بر پایه منافع متقابل و احترام دوجانبه باشد. ایران باید انتخاب کند که آیا راه را بر روی فرصت‌ و موفقیت‌ بگشاید یا خیر. ما به مدت 30 سال شنیده‌ایم که دولت ایران مخالف چه چیزی است. هم‌اکنون مسئله این است که

کم کم این مسئله که آمریکا در اغتشاشات پس از انتخابات ایران دست داشته است به اتهامی رایج در گفتمان سیاسی ایران تبدیل شد و تیرگی روابط بیش از پیش گشت. از سوی دیگر آمریکایی‌ها هم که در برقراری رابطه با ایران ناکام مانده بودند کوشیدند تا اجماعی بی‌سابقه علیه ایران در جامعه جهانی به وجود بیاورند.اين سياست دولت اوباما تا آخر دولت محمود احمدي نژاد ادامه داشت. البته اوباما همچنان در ظاهر نشان مي داد که اراده جدي براي برقراري ارتباط با ايران دارد . اما گويا با اين ارتباط نيازمند يک تغيير جدي در ايران بود.

دولت يازدهم و اتفاقات بي سابقه در رابطه دو کشور

دولت حسن روحاني با شعار تغيير در سياست خارجي و تعامل سازنده با جهان بر سر کار آمد. مردمي که از افراط گرايي که دوره هاي گذشته خسته شده بودند به اعتدال گرايي راي دادند که يد طولاني در سياست خارجي و مديريت استراتژيک داشت. در حدود يک سال و نيمي که از دولت روحاني گذشته اتفاقات زيادي در رابطه با روابط سياسي دو کشور روي داده است که تا پيش از آن بي سابقه بوده است.

حسن روحاني در اولين سفرش به نيويورک براي شرکت در مجمع عمومي سالانه سازمان ملل تلفني با رئيس جمهور آمريکا سخن گفت. اين يک اتفاق بي سابقه در تاريخ دو کشور بود. براي اولين بار روساي جمهور دو کشور به صورت مستقيم با هم صحبت مي کردند. در جريان همين سفر نيز محمد جواد ظريف در نشست گروه 1+5 براي مذاکرات هسته اي شرکت که در آن وزراي خارجه 6 کشور شرکت کرده بودند. به اين ترتيب براي اولين بار وزراي خارجه دو کشور پشت يک ميز نشستند. در حاشيه اين مذاکرات هم وزراي خارجه ايران و آمريکا با هم صحبت کردند.

از آن موقع تا کنون تا کنون چندين دور مذاکره براي رسيدن به توافق جامع هسته اي صورت گرفته است که در چندين نوبت محمد جواد ظريف و جان کري پشت درب هاي بسته به صورت مستقيم مذاکره کرده اند. اگرچه موضوع صحبت هاي آنان برقراري رابطه ميان دو کشور نيست و صرفا در رابطه با موضوع هسته اي ايران گفت و گو مي کنند، اما در رابطه با دو کشور ديگر يخ گفت و گو مذاکره آب شده است. در ايران ديگر کسي نيست که مذاکره کنندگان با غرب را از اين جهت که حاضر شده اند با غربي ها سخن بگويند سازشکار بخواند. در عوض ايراني ها به اين باور رسيده اند که مي توان در مذاکره در عين حالي که قدرت خود را نشان داد به دنبال تامين منافع بود.

2929

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.