گزینه دمکراسی تونسی برای خاورمیانه

داعش

فقدان مدارای اجتماعی و تحمل پذیری در خاورمیانه و شمال آفریقا صرفا و تنها به احساس روانی نبود آن خلاصه نشده، بلکه "نبود روح مدارا وجسم تحمل پذیر" در شتابی معکوس، سالهاست با خشونتی بی همتا و غیر قابل کنترل خود رابه جامعه جهانی تحمیل و چون جسمی سخت به سد راهی برابر هرگونه فرآیند و تحول دمکراتیک در جوامع عربی تبدیل شده است

راشد الغنوشي رهبر جنبش اسلامی النهضه تونس روز شنبه25 اكتبر ويك روز قبل از برگزاری انتخابات پارلمانی در کشورش  طي اظهاراتي شگفت انگيزگفت" گذار تونس به دموکراسی نمونه خوبی در مورد چگونگی شکست افراط گرایانی مانند گروه جهادی داعش است". الغنوشی در آستانه اولین انتخابات پارلمانی این کشور پس از انقلاب سال ۲۰۱۱عليه بن علي، که دوشنبه 27اکتبرنتایج آن اعلام و با پیروزی حزب سکولار ندای تونس  به اتمام رسید به خبرگزاری فرانسه گفته است" موفقیت تجربه تونس به ویژه در مبارزه با افراط گرایی و مبازره با داعش و گروه های افراطی مشابه، مورد علاقه مجامع بین المللی است ".يك چنين رويكرد دمكراتيكي از سوي يك انقلابي ديروز و پراگماتست امروز به خودي خود جالب و ما را دربرابر اين گزينه قرار داده كه آيا تجربه تونس اكنون ميتواند به الگوئي براي ساير كشورهاي خاورميانه و آفريقاي عربي براي گذار به دمكراسي تبديل شود؟. تا آنجا كه به الغنوشي و حزب اوحتی با این شکست دمکراتیک وقبول آن  مربوط ميشود پاسخ  مثبت است .اما در زماني كه بسياري از كشورهاي منطقه در حال گذران  تجربه تحول اجتماعي خونيني هستند چگونه ميتوان به تسري مدل دمكراسي تونسي به منطقه ، پيش ازپذيرش دولت ها ،ملت هاي عرب را نسبت به آن اميدوار كرد در حالي كه اساسا بسياري از آنها با چنين مفاهيمي اگر نه مخالف،حداقل نگاهي بدبينانه و غير اعتمادي دارند؟الغنوشي مي گويد" یکی از بهترین راه های مبارزه با تروریسم، پشتیبانی از اسلام میانه رو است. زیرا تروریسم اسلامی ریشه در تفسیری افراطی از اسلام دارد".او علي رغم كسب رتبه دوم در پارلمان با 70 كرسي درارزيابي واقعي از شرايط كشورش كه بالقوه به نفع اوو حزب النهضه است اماترجيح داده تنها بازيگر صحنه نباشد، با اشاره به توافق با مخالفان در اوایل سال جاری و واگذاری دولت موقت به تکنوکرات ها به صراحت مي گويد" ما کشور را نجات دادیم. اکنون ما یک قانون اساسی و بدنه انتخاباتی قوي داریم. البته این کار آسانی نبود ما فداکاری کردیم . به خاطر تونس و دموکراسی، قدرت را قربانی کردیم. ما به هدف اول انقلاب که آزادی بود دست یافته ایم. درسی که ما از انقلاب سال ۲۰۱۱ آموختیم وفاق بود. ما آموختیم که در تونس نمی توان با یک حزب حکومت کرد." رهبر دمكراسي خواه اسلامي تونس از گفته هاي خود نتيجه مي گيرد" تمامی اقشار تونس در انقلاب هزینه دادند و کسی نمی تواند کنترل آن را به طور طولانی در دست بگیرد".ديدگاه هاي جالب راشد الغنوشي ثابت مي كند آنچه خاورميانه و آفريقا عربي به آن نياز دارد، عمدتا فضاي مدارا و تحمل پذيري متقابل در درون نهاد ها اجتماعي و كنشگران ملي ست.مدارا و تحمل از سوي تمامي كانون هاي اجتماعي،سياسي و مذهبي. متاسفانه فقدان اين فضا در خاورميانه و شمال آفريقا صرفا و تنها به احساس رواني نبود آن خلاصه نشده، بلكه "نبود روح مدارا وجسم تحمل پذير" در شتابي معكوس، سالهاست با خشونتي بي همتا و غير قابل كنترل خود رابه جامعه جهاني تحميل و چون جسمي سخت به سد راهي برابر هرگونه فرآيند و تحول دمكراتيك در جوامع عربي تبديل شده است. خشونتي مقدس و افراطي كه نه تنها انرژي پايان ناپذيرش را از عميق ترين كانون هاي سرخورده اجتماعي مي گيرد،بلكه با تكيه بر نوعي مشروعيت ايدئولوژيك ، جامعه منتسب به خود و پيراموني اش را مورد هجوم بي رحمانه اي قرار داده است. بيائيد واقع بين باشيم، تحول دمكراتيكي كه تونس انتظار آن را مي كشد، ما را در برابر اين سوال دير هنگام قرار نداده كه چرا پياده سازي الگوئي مشابه در ساير كشورهاي خاورميانه دنبال ودر زمان خود ش پيش از سال 2011امكان سنجي نشد؟ جاهلانه وتاسف آور، شايد خود را ازدرك اهميت روح مدارا و تحمل پذيري سهوا محروم يا عامدانه ترجيح داديم با اغماض از كنار آن عبور كنيم.بي توجهي كه اكنون عواقب آن دامنگر همه شده است. بيش از 50 سال است به بهانه ايجاد و حفظ صلح جهاني بر پايه امنيت مسلح، آنهم به قيمت حمايت از رژيم ها ي غير دمكراتيك عرب در خاورميانه و شمال آفريقا،غرب خودرا از شناخت عميق و چگونگي كاركرد كانون هاي موثر اجتماعي ونحوه رسوب گذاري لايه هاي دروني اين جوامع محروم كرد وبا ارزيابي هاي اشتباه همه تحولات رااز منظر رقابت هاي استراتژيك دولت ها در عصر مدرن نگريست. چنين نگرش يك جانبه اي منطقا مانع از درك عميق و واقعي درون اجتماع عربي شد. نتيجه هم معلوم است!اكنون در برابر شتابي هراس انگيزاز تحولات خونين منطقه، جامعه جهاني سرخورده ومنفعل خود را در برابر سوالات متعدد وبي پاسخي يافته است كه منشاء همه آنها به فقدان جامعه شناختي از جوامع خاورميانه اي باز ميگردد.چرائي پرابهام و دليل بهت ذهني در قبال علت وقوع بهار عربي (وقوع سونامي بحران مشروعيت حاكميتي عربي) در مصر،تونس، ليبي،عراق،سوريه ،بحرين و بسياري ديگركشورها در همين ضعف شناختي - تحليلي نهفته است. وقايع خاورميانه همه ما را غافلگيركرد،اما به روشني نشان داد در وراي آنچه تصور مي شود ،تا چه حد ازدرك واقعيات عاجز و به همان ميزان همه در معرض ضربه قرار گرفته اند.نمي توان ادعا كرد دير شده ، اما تجربه تلخي كه اكنون جامعه عرب در حال سپري كردن آن است، چنانچه كنترل و واقعيت نهفته درچرائي بروزآنها واكاوي و پذيرفته نشوند، يا جلو تر از زمان براي آينده پيش بيني واقع بينانه اي صورت نگيرد، نتيجه نهائي معلوم نيست مطابق با آنچيزي باشد كه جامعه جهاني حتي به صورت حداقلي انتظار آن را دارد.آيا براي چنين روزي آمادگي وجود دارد؟ در حالي كه تجربه كنوني تونس و نوع تفكري كه اپوزيسيون مدارا گراي اين كشور آنرا نمايندگي مي كند به عنوان ثمره بهار عربي در برابر ما قرار دارد وميتواند و مي توانست زودتراز اينها به يك الگوي وفاقي براي خاورميانه عربي تبديل شود . اكنون چنين امكاني وجود دارد؟. نمي دانم!. قضاوت با شما. شايد ديروز ضعف تحليلي استراتژيست ها مانع از اين مدل سازي شد ،يا امروز مخالفت و مقاومت دولت هاي تماميت خواه و غير دمكراتيك عرب؟. قضاوت مشكل است. اما دليل هرچه باشد مدل سياسي و مداراي اجتماعي تونس يا آنچه اپوزيسيون اين كشورآنرا نمايندگي ميكند بالقوه مي تواند به مدلي منطقه اي ،دمكراتيك،فراگيرومورد وثوق جامعه بين المللي براي اعراب تبديل شود.همانگونه كه الغنوشي به آن اشاره مستقيمي كرده است. matinmos@gmail.com

 

 

 

کد N560407

وبگردی