۱

اصلاح طلبان با کدام تشکیلات سیاسی می خواهند وارد رقابت انتخاباتی شوند؟

  • ۴بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

رسانه‌های اصلاح‌طلب برای اثبات قدرت خود،‌ رقیب اصولگرای خود را کم‌توان معرفی می‌کنند. از نگاه این رسانه‌ها، ‌اصولگرایان با چالش بزرگی به نام «وحدت» مواجه‌اند که سلایق سیاسی متکثر، رخصت متحد شدن را به آنها نمی​دهد.

اختلافات ميان اصولگرايان نه حرف تازه​اي است و نه موضوعي است که بتوان آن را انكار کرد. اين جناح سياسي پس از ناکام ماندن در انتخابات رياست جمهوري يازدهم در سال 1392 تلاش​هاي آشکار و پنهاني را براي جبران شکست خود آغاز کرده که در آخرين نمونه مي​توان به نشست اخير اصولگرايان با حضور آيت​الله مصباح يزدي اشاره کرد. به رغم اظهارنظرهاي گاه متشتت كه در بين اصولگرايان به گوش مي‌رسد، مي‌توان اراده‌اي قوي را مشاهده كرد كه نمي‌خواهد اجازه بدهد آنچه در سال‌هاي 1384 و 1392 برايشان اتفاق افتاد، تكرار شود.

اصولگرايان هنوز شيريني پيروزي در انتخابات مجلس نهم را در زمستان 1390 به ياد دارند و همچنان دنبال فرمولي هستند كه با وجود اختلافات بعضاً سنگين ميان خود به ليست واحد يا ليست‌هاي داراي اشتراك بالا برسند. به نظر می رسد، دستيابي به اين هدف چندان سخت نيست. تشكل‌هايي مانند جبهه پيروان كه متشكل از 18 گروه كوچك و بزرگ اصولگراست به همراه احزاب كم‌طرفدارتري چون جمعيت ايثارگران و جمعيت رهپويان از انسجام نسبی برخوردارند. حتي جبهه پايداري كه بارها بازي اصولگرايان را به‌هم زده، در درون خود از ساختار حزبي منسجمي برخوردار است.

چنانچه سوت انتخابات كشيده شود، توان به ميدان آوردن بدنه اجتماعي موافق از سوي اصولگرايان - صرف‌نظر از حجم قابليت و توانايي- برايشان وجود دارد.

انسجام در میان اصلاح طلبان چگونه است؟

در جناح مقابل ، اما چنين انسجام حزبي وجود ندارد. با آن كه سروصداي برخي تشكيلات اصلاح‌طلب بلند است اما وقتي هياهوها مي‌خوابد عقبه‌اي كه بتواند در روزهاي كارزار سياسي به كار بيايد، مانند سراب است.دو هفته پيش حزب اعتماد ملي سعي كرد در يك مانور سياسي قدرت خود را به رخ بكشد اما نشست حزب پيش از آن كه عملياتي باشد و راهبردی جدی در آن مطرح گردد به شعار و رجزخواني گذشت.

شايد تنها تشكل سابقه داری كه توانسته ظاهر را حفظ كند و صورت خود را با سيلي سرخ نگه دارد، كارگزاران است. اين حزب امسال براي آن كه گرد رخوت چند سال اخير را از صورت بزدايد، به ترميم شوراي مركزي خود پرداخت. اما از همان ابتدا معلوم بود تركيب ناهمگوني كه پديد آمده، توان كارهاي بزرگ را ندارد. استعفاي محمد هاشمي حتي اگر توسط رسانه‌هاي اصلاح‌طلب بخواهد خفيف و كوچك شمرده شود، اين واقعيت را كه كارگزاران دست‌كم در حال پوست‌انداختن است، تغيير نمي‌دهد. پوست‌ انداختني كه در دوره نزديك شدن به انتخابات، وقت مناسبي برايش نبود.

تشکل دیگر، حزب "ندا" ست که از نخستین روزهای مطرح شدن، به شدت مورد حمله قرار گرفت. اصلاح طلبانی که شناسنامه تشکل حزبی را تنها به نام خود صادر کرده بودند، ورود صادق خرازی را برنتابیدند و علنا به انتقادات گسترده از او پرداختند. هر چند بعدا در اقدامی که به نظر می آید تصنعی باشد، حضور "ندا" را مثبت خواندند، اما تلخی برخورد روزهای نخست، همچنان باقی خواهد ماند. در هر حال "ندا" هنوز جان لازم را برای آنکه در عرصه انتخابات ، حضور فعال داشته باشد، پیدا نکرده است.

اصلاح طلبان و به خصوص استخوان خردكرده‌هاي آنها مي‌دانند كه در شرايط كنوني فقط مي‌توانند به اتكاي دو، سه چهره مشهور وارد ميدان شوند. به بيان ديگر همين دو، سه نفر ناجي آنها خواهند بود و به ناچار باید بار تمام فعالیتهای سیاسی را در نبود تشکیلات مستحکم اصلاح طلب به دوش بکشند.

اما آيا اين چهره‌هاي شاخص مي‌توانند جايگزين گروه‌ها و احزاب شوند ؟ پاسخ «آري» به اين سؤال بيش از اندازه خوشبينانه است چون اختلاف بين همين افراد - به گواهي رخدادهاي انتخابات 92- و تفرق بين چهره‌هاي اصلاح طلب زياد است و حساب كردن روي آن با ريسك بزرگ همراه است. پاسخ منفی به این پرسش ، فعلا و در شرایط حاضر، واقع بینانه تر است؟

 

1717

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.