۰

ایران و روسیه بیش از ایران و آمریکا به یکدیگر نزدیک هستند

  • ۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و روسیه

ایران می تواند از یک سو برای حل و فصل برخی از مسائل نظیر پرونده هسته ای به بهبود روابط با غرب بپردازد و از سوی دیگر روابط خود با کشورهایی نظیر روسیه را تقویت نماید.

شعيب بهمن

روابط ايران و روسيه در پنج قرن گذشته جزو منحصر به فردترين روابط بين دو كشور در تاريخ تحولات ديپلماتيك و استراتژيك محسوب مي شود. دليل اين امر، سابقه طولاني و نسبتاً مداوم روابط دو كشور است که مجموعه‌اي از نبردها، جنگ‌ها، دوستي‌ها و تعاملات سازنده را در بر مي‌گيرد. به نحوي که تقريباً هيچ نوع رابطه‌اي را نمي‌توان در دايره‌ المعارف روابط ديپلماتيك يافت كه ايران و روسيه، گونه‌اي از آن را نيازموده باشند. از جنگ بر سر اراضي گرفته تا شركت در اتحاد و ائتلاف‌هاي استراتژيك عليه يكديگر و روابط حسن همجواري تا همكاري‌هاي استراتژيك، همگي در روابط طولاني ايران و روسيه يافت مي‌شوند. در اين بين نظام بين الملل و نحوه توزيع قدرت در آن، يکي از عواملي محسوب مي شود که همواره بر روابط ايران و روسيه تاثيرگذار بوده است.
به نحوي که باعث بوجود آمدن اين فرضيه شده که هرگاه روابط ايران با غرب مطلوب بوده، تهران نسبت به مسکو بي‌اعتنايي کرده و بالعکس هرگاه روابط ايران و غرب شرايط نامطلوبي را گذرانده، تلاش هاي تهران جهت نزديکي به مسکو افزايش يافته است. اگر چه اين فرضيه در برخي مقاطع تاريخي تا حدي صحيح بوده، اما به نظر مي رسد مي توان با پيگري يک سياست چند وجهي و برقراري موازنه مثبت، آن را ابطال کرد. از اين رو در ادامه ضمن نگاهي به سياست موازنه مثبت در روابط ايران و روسيه، به بررسي دغدغه هاي مشترک و زمينه هاي همکاري دو کشور نيز خواهيم پرداخت.

موازنه مثبت؛ سياست ايران در قبال روسيه
سياست موازنه در روابط بين الملل بر اساس ايجاد توازن ميان قدرت ها يا جريان هاي بين المللي تعريف مي شود. به نحوي که اگر در عرصه يک کشور، بازيگران مختلفي در حال رقابت باشند، آن کشور جهت تامين منافع و مصالح خود و در امان ماندن از پيامدهاي منفي رقابت قدرت ها، اقدام به ايجاد توازن و عملکرد يکسان ميان آنها مي نمايد. چنين سياستي معمولا به دو نوع سياست «موازنه منفي» و «موازنه مثبت» تقسيم مي شود. در سياست موازنه منفي، کشور مورد رقابت با واکنشي تدافعي سعي مي کند به هيچ يک از بازيگران دخيل در عرصه رقابت، امتيازي ندهد؛ اما در سياست موازنه مثبت، کشورها سعي مي کنند با تمام طرف ها رفتار مشابهي داشته باشند و روابط خود را گسترش دهند. در طول تاريخ ايران نيز بکارگيري سياست موازنه، مسبوق به سابقه بوده است. به نحوي که عموما از سياست خارجي دکتر محمد مصدق به عنوان سياست موازنه منفي و از سياست محمد رضا پهلوي در دوران پس از کودتاي 28 مرداد با عنوان سياست موازنه مثبت ياد مي شود.
به طور کلي موقعيت بين المللي ايران ايجاب مي کند که همواره در روابط خود نوعي سياست موازنه را پيش گيرد. نکته جالب توجه در خصوص کاربرد سياست موازنه در ايران اين است که همواره يکي از طرف هاي اين سياست، روسيه بوده است. چنانکه هم دکتر محمد مصدق و هم محمدرضا پهلوي در سياست موازنه خود، بحث کاهش و يا افزايش رابطه با روسيه(شوروي) را در نظر داشتند.
در اين بين هنگامي که حسن روحاني به سمت رياست جمهوري ايران انتخاب شد، بسياري از تحليل گران و رسانه هاي روسيه تصور مي کردند که روابط تهران و مسکو وارد دوران تيرگي خواهد شد. استدلال اصلي آنها، تحصيل رئيس جمهور ايران در بريتانيا و تمايل وي به گسترش روابط با غرب بود که طي دوران مبارزات انتخاباتي، تاکيد زيادي بر اين راهبرد شده بود. به همين دليل نيز گزينه مطلوب روس ها در انتخابات سال 1392، سعيد جليلي بود که مواضع سخت تري نسبت به غرب داشت.
به هر روي آنچه بسياري از روس ها را به درست بودن تحليل خود در مورد بهبود روابط ايران با غرب و سردي روابط تهران و مسکو واداشت، نخستين ارتباط تلفني ميان روساي جمهور ايران و آمريکا بود. به نحوي که بسياري از روس ها در آغاز تصور مي کردند بهبود روابط ايران با غرب به سرعت ادامه خواهد يافت و تهران ديگر توجهي به مسکو در معادلات منطقه اي و بين المللي نخواهد کرد. با اين حال پس از مدت اندکي، روس ها دريافتند که ايران نه تنها قصد ندارد روابط خود با روسيه را تحت تاثير بهبود رابطه با غرب و حل مسئله هسته اي قرار دهد، بلکه تهران مصمم به افزايس سطح مناسبات دو جانبه نيز مي باشد. اين مسئله تا حد زيادي رويکرد بسياري از تحليل گران روس را درباره چشم انداز رابطه دو کشور تغيير داد.
از سوي ديگر رويکرد ايران نشان داد که تهران به جاي موازنه منفي و يا حرکت به سمت غرب، قصد دارد از راهبرد موازنه مثبت در روابط خود با روسيه و غرب استفاده کند. به نحوي که در اين رابطه همچنان روسيه از اهميت زيادي در سياست خارجي ايران برخوردار است و دو کشور مي توانند روابط خود را تا سطوح بالاتري ارتقاء دهند. آنچه باعث تقويت چنين رويکردي مي شود، از يک سو دغدغه هاي مشترک دو کشور در خصوص مسائل منطقه اي و جهاني و از سوي ديگر، زمينه هاي مختلف همکاري است که تهران و مسکو مي توانند با تاکيد بر آنها، روابط خود را گسترش دهند.

دغدغه هاي مشترک؛ زمينه هاي همکاري
در حال حاضر ايران و روسيه دغدغه هاي مشتركي چون كنترل بحران هاي موجود در خاورميانه، حفظ ثبات منطقه اي، سد نفوذ قدرت هاي بزرگ و ... دارند. همين امر باعث شده که فدراسيون روسيه و جمهوري اسلامي ايران، ملاحظات و منافع مشترك بسياري داشته باشند. به همين دليل نيز به نظر مي رسد توسعه روابط ايران و روسيه از اهداف سياسي بلندمدت تهران و مسکو است و دو طرف در پي ارتقا روابط چند لايه در حوزه هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي برآمده اند. آنچه چنين امري را نزد مقامات بلندپايه سياسي هر دو کشور تقويت مي کند، چند مفروض اساسي است:
1. اگر چه ايران و روسيه داراي تاريخ، فرهنگ و مذهب متفاوت هستند، اما ميان آنها اختلافات اصولي و ارزشي ـ آنگونه که ميان ايران و امريکا يا روسيه و امريکا وجود دارد ـ کمتر يافت مي شود.
2. به رغم آنکه در طول تاريخ، نبردهاي زيادي ميان ايران و روسيه صورت گرفته و دو طرف بارها به دلايل ارضي و مرزي رو در روي يکديگر قرار گرفته اند، با اين حال هم اکنون ايران و روسيه فاقد هرگونه اختلافات ارضي و مرزي هستند و اختلافات تاريخي نبايد روابط فعلي طرفين را خدشه دار نمايد.
3. اگر چه ماهيت سياست خارجي ايران و روسيه متفاوت است، اما هر دو کشور در قبال بسياري از مسائل منطقه‌اي و جهاني، مواضع يكسان و همسويي دارند و عموما مواضع رسمي آنها به يکديگر شباهت زيادي دارد.
4. اگر چه روابط سياسي دو كشور در قالب اتحاد استراتژيک تعريف نمي شود، اما در عين حال هيچ تنش جدي ميان ايران و روسيه وجود ندارد و نمي توان اين روابط را خصمانه تلقي کرد.
5. به رغم وجود منافع متضاد و غيرهمسو ميان دو کشور، با اين حال منافع مشترك و همسان زيادي در سطوح منطقه‌اي و جهاني بين ايران و روسيه وجود دارد و تهران و مسکو مي توانند از روابط خود جهت تامين منافع منطقه اي و بين المللي بهره مند گردند.
6. به رغم آنکه هر دو کشور ايران روسيه داراي منابع غني نفت و گاز هستند و در نگاه اول، رقبايي جدي براي صدور انرژي خود به مناطق مختلف به ويژه اروپا محسوب شوند، ‌با اين حال در کنار هم قرار گرفتن آنها و اتخاذ موضوع واحد در حوزه انرژي مي‌تواند تأثير زيادي بر بازارهاي جهاني بگذارد.
7. به رغم آنکه ايران و روسيه به ارائه طرح هاي مختلفي براي امنيت منطقه مي پردازند، با اين حال هر دو کشور بر برقراري ساز و كار امنيت منطقه‌اي بدون حضور بازيگران فرامنطقه اي تاکيد مي ورزند و اين امر مي تواند فصل مشترک همکاري هاي منطقه اي آنها باشد.
8. اگر چه ايران و روسيه در برابر توسعه طلبي هاي غرب و مسائلي نظير گسترش ناتو به شرق، به انحاء مختلف واکنش نشان مي دهند، اما واقعيت آن است که هر دو کشور از اين وضعيت ناراضي هستند و با آن به مقابله مي پردازند.
9. به رغم آنکه ميزان ضدهژمون گرايي ايران و روسيه در برابر هژمون گرايي آمريکا متفاوت است، با اين حال هر دو کشور از نظم حاكم بر نظام بين‌الملل ناراضي هستند و براي برقراري نظمي عادلانه و چندقطبي تلاش مي کنند.
ويژگي‌هاي فوق بيانگر گستره‌ وسيع و تقريبا هماهنگ و همسوي مناسبات و روابط ايران و روسيه مي‌باشند. به نحوي كه ويژگي‌هاي فوق به همراه ظرفيت‌هاي موجود، مي‌تواند روابط دو كشور را در حوزه هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي تا سطح راهبردي ارتقاء دهد. در اين راستا مي توان به قصد دو کشور در خصوص انجام معاملات نفتي اشاره کرد که گام مهمي جهت توسعه روابط اقتصادي محسوب مي شود. همچنين سياست جديد ايران و روسيه در منطقه خاورميانه نيز بيانگر مواضع راهبردي همسوي دو کشور است. نقطه اوج اين مواضع همسو را مي توان در بحران سوريه مشاهده نمود. در واقع بحران سوريه يکي از مهمترين نمونه هاي سياست مشترک ايران و روسيه محسوب مي شود که باعث شد تهران و مسکو براي اولين بار در خاورميانه به همکاري هاي مشترک در حوزه نظامي و امنيتي بپردازند.
مباحث فوق نشان مي دهند که پيگيري يک سياست چندوجهي، اگر چه مشکل، اما امري ممکن مي باشد و ايران مي تواند از يک سو براي حل و فصل برخي از مسائل نظير پرونده هسته اي به بهبود روابط با غرب بپردازد و از سوي ديگر روابط خود با کشورهايي نظير روسيه را تقويت نمايد.

49308

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.