۱

چرا ترکیه از مذاکرات ایران و امریکا حمایت می کند؟

  • ۹۲بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و ترکیه

فرایند حل و فصل اختلافات و سوتفاهمات میان ایران و امریکا پرونده هسته ای ایران است و این موضوع می تواند آزمونی برای سنجش اراده دو کشور برای ورود به فضای جدید واعتماد سازی دو جانبه باشد

دکتر رضاصولت:

فرایند حل و فصل اختلافات و سوتفاهمات میان ایران و امریکا پرونده هسته ای ایران است و این موضوع می تواند آزمونی برای سنجش اراده دو کشور برای ورود به فضای جدید واعتماد سازی دو جانبه باشد که با خارج شدن این پرونده از دستور کار دو کشور،ایران و امریکا می توانند مسیر عادی سازی روابط دو جانبه را هم در پیش بگیرند که به نظر نویسنده اغاز مذاکرات مستقیم بین ایران و امریکا بر اساس مدل معامله بزرگ صورت می گیرد که دو کشور گفتگو های خود را از موضوعی پیچیده ،بین المللی و حساسیت بر انگیز اغاز کرده اند اما اراده جدی در حاکمیت سیاسی ایران و امریکا وجود دارد ودست یابی به راه حلی برای پایان دادن به اختلافات و سوٌتفاهمات باطنی پروسه ای طولانی امکان پذیر خواهد بود.اما سوال اصلی اینجاست با اغاز صحبت های مقدماتی بین ایران و امریکا و حرکت احتمالی خوشه ای در روابط دو کشور،خاورمیانه و منظقه چه عکس العملی از خود نشان خواهد داد؟به نظر نگارنده جریاناتی به خصوص در منطقه خاورمیانه و بطور مشخص اسرائیل وکشورهای عرب منطقه هستند که روابط دو کشور ایران وامریکا را مخل منافع خود می دانند وتحت هر شرایطی تلاش می کنند مسیر عادی سازی روابط دو کشور را مختل کنند.جدا از کشورهای عرب منطقه و اسرائیل،چین و روسیه هم در ظاهر استقبال می کننداز عادی سازی روابط میان ایران وامریکا،اما در اصل چون منافع انها با بهبوداین رابطه به خطر می افتد مخالف دو نوع نزدیکی تهران _ واشنگتن هستند.و این مسئله مطرح است که ایاهدف نهایی واشنگتن فاصله گرفتن از بلوک کشورهای عربی است؟

احتمال نزدیک شدن امریکا به ایران،برای کشورهای حوزه خلیج فارس نگران کننده است زیرا این کشورها در برابر ایران قرار گرفته اند و روابط سردی با تهران دارند؛اما نویسنده تاکید دارد ترکیه به دلایل گوناگون از جمله 1)عملیاتی کردن استراتژی به صفر رساندن مشکلات با همسایگان2)کاهش هزینه های تئوری ایجاد کمربند امنیتی در محیط پیرامونی ترکیه3)افزایش تئوری هوش سرشاردر وزارت خارجه4)مخالفت مداوم امریکا با رابطه ترکیه با ایران5)موضوع کردها6)کاهش نقش روسیه در منطقه7)تمایلات تاریخی ترکیه برای باز یابی قدرت امپراطوری عثمانی تا سال 2050 8)ایران در زمینه انرژی دومین شریک تجاری ترکیه(پس از روسیه)محسوب می شود9)ایجاد مناطق ازاد در مرزهای دو کشور 10)مقاوت ترکیه در قبال تحریم های بین المللی در خصوص ایران11)تلاش برای ایجاد سیاست های مستقل و سعی دارد از وضعیت ((متحد استراتژیک))امریکا خارج شود12)سران حزب عدالت و توسعه در خاورمیانه به دنبال حداکثر سازی منافع هستند و یک دولت تاجر محسوب می شوندکه به بازارهای ایران علاقمند هستند 13)با در نظر گرفتن وابستگی به انرژی ایران،به ویژه گاز طبیعی،ترکیه برای جلوگیری از تیرگی روابط خود با ایران انگیزه بسیار مهمی دارد ونیز می کوشد اقداماتی را انجام ندهد که به ایران برای حمایت ازحزب کارگران کردستان بهانه دهد 14)کاهش فشار بر حکومت ترکیه در مورد توسعه توانمندی تسلیحاتی هسته ای خود15)گسترش نفوذ در اسیای مرکزی و قفقاز از طریق ایران و جلوگیری از نقش افرینی عمده روسیه به عنوان یک دلال قدرت در منطقه 16)ایران و ترکیه دو کشور غیر عرب منطقه هستند که هر دو به دنبال استفاده از ((نظم نوین)) در حال ظهور در منطقه هستند.17)ترکهاهمیشه معتقد بودند تحریم های سازمان ملل نباید تاثیری بر روابط انکارا و تهران داشته باشد 18)با وجود تحریم های امریکا ترکیه هنوز هم بزرگترین مشتر گاز طبیعی ایران است به علاوه((جودت ایلماز ))وزیر توسعه ترکیه در طول بازدید خود از ایران در اواخر ماه می،خواستار گسترش روابط اقتصادی انکارا با تهران شد که در حال حاضر به 22 میلیارد می رسد 19)با تحریم فرایند بانکی نقل و انتقالات وجوه مربوط به ایران راممنوع کرده است وترکیه که با این تحریم ها محدود شده بود فرمول تجارت طلا را ابداع کرد.ترکیه پول نفت و گاز را با لیر ترکیه پرداخت می کند که در ((هالک بانک))ترکیه نگهداری می شود.ایرانی ها از این پول برای خرید طلا در ترکیه استفاده می کنند. 20)ترکیه منابع انرژی اذربایجان را به مشتریان اروپایی اختصاص می دهد و منابع قبرس و اسرائیل پیش از انکه برای انکارا بهره ای داشته باشد،باید مسیر سیاسی طولانی را طی کنند بنابراین ترکیه نمی تواند به منابع ایران پشت کند.21)ترکیه از پیوستن ایران به کنفرانس ژنو 2 و ناکارامد بودن مذاکرات بدون حضور ایران تاکید دارد. 22)رویکرد ترکیه نسبت به مسئله هسته ای به شدت به سیاست گذاری امریکا و اعتبار پیبندی اعضای ناتو به بند پنجم معاهده واشنگتن در باب دفاع دسته جمعی وابسطه است. 23)سند سیاست امنیت ملی ترکیه،ایران را از فهرست تهدید های خارجی اش خارج ساخته و گفتگو،همکاری و روابط مثبتی بر حسن همجواری با تهران کاملا تثبیت شده است. 24)حجم تجاری ترکیه و ایران به حدود 10 میلیارد دلار در سال 2010 افزایش یافته است که در طول پنج سال اینده وعده داده شده است این رقم به 30 میلیارد دلار برسد.25)ترکیه بر این باور است که تحریم ها،گزینه ملایم تر دیپلماتیک را به خطر می اندازد و به همین دلیل در سازمان ملل با تحریم های ایران مخالف است؛در حقیقت تحریم ها در جبهه دیپلماتیک و اقتصادی برای ترکیه پر هزینه است. 26)مسئله هسته ای ایران موجب مشکلات برای تلاش های هسته ای غیر نظامی شده و موجب انگیزش پرسش های بین المللی در مورد قصد واقعی ترکیه از برنامه هسته ای اش می شود. 27)ترکیه ایران هسته ای را یک تهدید وجودی ندانسته و ایران را از منظر دوست یا دشمن نمی بیند ،بلکه ایران را همسایه ای می بیند که باید مدیریت شود.

. بنابراین در بررسی روابط سه کشور مهم آمریکا به عنوان هژمون جهانی، ترکیه به عنوان کشوری که تلاش می کند به یک بازیگر مهم جهانی تبدیل شودوایران به عنوان یک قدرت منطقه ای یک نوع کد رفتاری عقلایی توام با منافع یکدیگر مشاهده می شود.در مرحله بعدی انتظار می رود آمریکا پیام های دکتر روحانی ودکتر ظریف را بدون بررسی رد نکندتا با توجه به نفوذ وهمین طور اشتراک منافع آمریکا ،ترکیه وایران در منطقه یک تفاهم وسیع تر بین المللی ایجاد شودتا همگی توافق نمایند که رشد،توسعه وامنیت در این منطقه منافع همگان چه بازیگران خرد،ملی،منطقه ای وجهانی حفظ وتقویت شود.استقبال وعلاقمندی آنکارا به مذاکرات آمریکا وایران در همان کد رفتاری است که سالها در زمینه سیاستهای خود با کاخ سفید هماهنگ بوده است؛بنابراین اگر قرار باشد بین این قدرتها یک توافقی صورت گیرد،بر این مبنا خواهد بود که آنان در حوزه های فی مابین ومشترک ضمن حفظ ادعاهاوپیگیری منافع خویش ،به ادعاهای طرف مقابل نیز اعتراف نموده واز هر اقدامی که موجبات تحریک وتهدید مستقیم منافع طرفهای مقابل گردد احتراز نماید.باراک اوباما در منطقه خاور میانه با استراتژی قدرت نرم عمل می کندو موضوع تروریسم هسته ای را مطرح می نماید اما آمریکا یی هانیز به خوبی می دانندایران در سالهای اخیر نشان داده است در مذاکرات هسته ای تبحر خاصی دارد ومی داند چگونه وارد مذاکره شود؛ولی به نظر می رسد با آغاز گفتگوی ایران وآمریکا ،ایران دیگر تمایلی نخواهد داشت با تکیه براختلافات روسیه وآمریکا مسئله هسته ای خود را هدایت کند.اما چرا ترکیه تا این میزان از گفتگوی اوباما و روحانی استقبال می کند ؟به نظر می رسد صرف نظر از سودهای اقتصادی وفنی همسویی آنکارا را با تهران و واشنگتن،آنکارا از واشنگتن خواهان نقش بیشتر در بازیگری نظام بین الملل می باشد،این موضوع کمک می کند کاهش تنش در روابط آمریکا وایران شرکای آسیایی،اروپایی،آمریکا وایران نیز سطح مناسبات خود را با ترکیه ارتقا دهند؛چراکه سابقه حزب حاکم عدالت وتوسعه نشان داده است آنها تاجر خوبی در منطقه هستند.اما با زبان منطقه سخن نمی گویند،چرا که اساساًتفکر آمریکا منطقه ای نیست.بعلاوه کاهش تنش یا حتی در خوش بینانه ترین حالت عادی سازی در روابط آمریکاوایران،دینامیسم موجود ما بین چانکایا وکاخ سفید را تغییر نخواهد دادو تاریخ گویای این موضوع است که تحولات منطقه تغییری در روند همکاری ودینامیسم های چند بعدی ترکیه در قبال ایران وآمریکا ایجاد نخواهدکرد.چرا که بخاطر بی اعتمادی آمریکا به روسیه؛پیگیری سیاست های سنتی آمریکا درمنطقه بر عهده ترکیه است،این استراتژی مطابق همان استراتژیهایی است که اززمان هنری کسینجر شروع شده وتا به امروز نیز در دستگاه سیاست خارجی آمریکانسبت به ترکیه مشاهده می شود.ازطرفی در دستگاه وزارت خارجه ترکیه ایران در گروه کشورهای اوراسیایی قرار دارد بطور مثال استراتژی آنکارا با تهران همانند استراتژی آنها باژاپن می باشد.از منظر نویسنده نگاه ترکیه به اعراب در حد فاصل نگرش لیبرالیستی ورئالیستی قابل بررسی است وانگاره های حداثر سازی منافع عینی ،مادی وماهوی در آن حاکم است حال آنکه روابط ترکیه وایران بدین شکل است:اول اعتماد سازی بعد آغاز مذاکرات،بنابراین ارزیابی ماهیت استقبال آنکارا از روابط آمریکا وتهران در فرایند تاریخی شبکه های گسترده همکاریهای موجود میان آنکارا وتهران وآنکاراو واشنگتن نهفته است.پس نزدیکی ایران وآمریکا باعث می شود تا ترکها بتوانند از ظرفیتهای کامل برای همکاری موٌثر تر استفاده کنند.از طرفی از زمان به قدرت رسیدن اوباما نگاه واشنگتن به ترکیه صرفاًژئوپلیتیکی نبوده است ونقش ترکیه پررنگ تر از قبل گردیده است.نویسنده معتقد است ایران وترکیه دو کشور خاورمیانه ای وهمسایه همدیگر هستند وفهم مشترکی میان آنها حاکم است ؛ترکیه بخاطر حضور در ناتو ،نهادهای اروپایی،عضویت غیر دائم در شورای امنیت،سازمان کنفرانس اسلامی،اکو وغیره با زبان وادبیات تهران وواشنگتن آشنا است.از طرفی در تنظیم سیاست خارجی آمریکا مشارکت واقعی ترکیه در ذیل برنامه های استراتژیست های کاخ سفید در خاورمیانه وغیره قرار می گیرد؛گام اول در مذاکرات ایران وآمریکا برداشته شدو هر دو طرف بر تحقق اهداف مشترک وهمکاری سازنده تاٌکیددارند اما بر اساس پویش ها در فرایند مذاکرات دگم های زیادی مطرح می شود که ممکن است مذاکره تهران و واشنگتن را دچار سکته سیاسی نماید،قطعاً دکتر ظریف وزیر خارجه ایران به خوبی می داند روابط بین الملل از واقعه یازده سپتامبر ومطرح شدن موضوعاتی از قبیل تروریسم،سلاح های هسته ای وتروریسم هسته ای تاٌثیر قابل ملاحظه ای گرفت اما اساساً11سپتامبر آمریکا راتغییر داد،نه آنکه جهان را تغییر داده باشد؛پس ترکیه می تواند یک عامل شتاب دهنده در دوران نقاهت مذاکرات باشد.چرا که اتصال ترکیه به سیاستهای خاور میانه ای به آماده ساختن آنکارا برای درک بهتر اتصال ایران وآمریکا در موضوعات هسته ای کمک می نماید .ترکها از برنامه های استراتژیک کاخ سفیددر منطقه با خبرهستند .بدین لحاظ ترکیه می تواند قدرت چشم اندازی مذاکرات ایران وآمریکارا افزایش دهد وبا پردازش اطلاعات برای تهران و واشنگتن ،اختلافات را کاهش داده و به خط مشی از پیش تعیین شده هدایت کند.بنابراین نگارنده معتقد است فعال شدن ترکیه در زمینه بهبود روابط آمریکاوایران را باید درلایه های اولین سفر وزیر امور خارجه آمریکا در سال گذشته میلادی به ترکیه جستجو کرد .چرا که تاریخ گواه این مدعاست که اولین سفر دولت های جدید کاخ سفید به ترکیه برای اهداف استراتژیکی دو کشور طراحی می شود که ضمانت اجرایی برنامه ها را تضمین می کند.عدم توجه ترکیه به قطعنامه ها علیه ایران ،خرید منابع انرژی از ایران ،حمایت مداوم از ایران برای شرکت در اجلاس های ژنو ، تبریک همزمان رئیس جمهور ونخست وزیر ترکیه به دکتر حسن روحانی به مناسبت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری گواه این مدعاست.

نگارنده در انتها بر این باور است آمریکا با تمرکز اولیه روی مبارزه با ایران در کوتاه مدت از لحاظ سیاسی موجب جلب توجه افکار عمومی شد .از طرفی با طرح تروریسم هسته ای وترسیم چهره ای شیطانی و بهره برداری از ترس های مبهم موجود می توان حمایت عمومی را به سمت این امر جلب کرد.اما به عنوان یک استراتژی بلند مدت اوباما متوجه شد این شیوه چندان قانع کننده نیست وموجب بروز تفرقه در سطح بین المللی می شود،و زمینه رابرای عدم تحمل دیگران فراهم می سازد(با بیان اظهاراتی چون "هر که با ما نیست علیه ماست")باعث پیدایش احساسات خصمانه می شود و می تواند نقطه آغازی باشد برای آنکه آمریکایی ها بر اساس میل خود دیگران را یاغی معرفی می کنند در نتیجه این خطر وجود خواهد داشت که آمریکا در خارج به عنوان یک قدرت خود کامه شناخته شود وایدئولوگ های ضد آمریکا با زدن انگ جنگ طلبی و خود سری بر آمریکا ،در سطح بین المللی بر اعتبار خویش بیفزاید؛بنابراین اوباما با طرح قدرت هوشمند وائتلاف سازی های منطقه ای و طرح موضوع تروریسم هسته ای سعی بر تقویت جنبه رهبری آمریکا به نسبت جنبه سلطه آمریکایی پرداخت.پس پذیرش نا آرامی های جهان عرب به عنوان مهمترین چالش حاضر ،آمریکا را نیازمند مذاکره بیشتر با ایران می کند هر چند که پیچیدگی مسئله بالاست،درعین حال متمرکز نشدن به نقش ایران در نا آرامی های جهان عرب به معنای نادیده گرفتن واقعیت اصلی خاور میانه می باشد که عبارت است از بیداری سیاسی گسترده جامعه بشری جهان عرب وهمچنین آگاهی روز افزون ملت عرب نسبت به تفاوت های غیر قابل تحمل.اما مذاکره باایران محتاج یک تعهد بلند مدت بر مبنای حس عدالت اخلاقی وحرکت منافع ملی آمریکا و ایران به سمت تکامل طبیعی روابط تواٌم با همکاری باشد به گونه ای مذاکرات ،بیشتر بر اساس مبانی اعتقادی مشترک با متحدان بلند مدت مانند ترکیه تحقق می یابد تا از طریق قدرت نمایی خصمانه .پس ترکیه بخوبی می داند استراتژیست هایش نیازمند تلاش مداوم برای مشارکت دادن دوستان آمریکا وایران در جهان در یک چار چوب مشترک جهت کنترل مذاکرات و در صورت امکان از میان برداشتن منا بع احتمالی خطر است .از طرفی آنکارا این مذاکرات را تماشا نخواهد کردچرا که خود رادر نزدیک شدن تهران و واشنگتن به یکدیگر سهیم می داند پس بخوبی می داند نقش ترکیه در این مذاکرات بیش از ایجاد یک فرصت جهت افزایش تجارت وسود است وپدیده ای با ابعاد اخلاقی عمیق تر به حساب می آید و آنکارا در صورتی قادر به ایفای نقش خواهد بود که درک استراتژیک بالایی نسبت به پیوستگی میان امنیت ملی آمریکا،ایران و امنیت جهانی داشته باشد که شواهد وسیاستهای اعمالی واعلامی در ترکیه نشان می دهد هیچ کشوری در جهان به اندازه آنکارا از نزدیکی روابط تهران وواشنگتن خوشحال نیست.
4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.