۰

پیش بینی مصباحی مقدم از اکثریت پیروز مجلس دهم و حضور موثر هاشمی رفسنجانی در جامعه روحانیت

  • ۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
انتخابات مجلس دهم,جامعه روحانیت مبارز,غلامرضا مصباحی مقدم,اصلاح طلبان,اصولگرایان

«مجلس دهم با اکثریت نسبی اصولگرا و اقلیت نسبی اصلاح طلب خواهد بود»، این پیش بینی عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز از نتیجه انتخابات مجلس دهم است.

مریم هدیه لو: حجت الاسلام دکتر غلامرضا مصباحی مقدم نماینده 63 ساله و چند دوره مردم تهران ری و شمیرانات، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی و از اقتصاد دانان برجسته مجلس است. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد و دکترای فقه بوده و تجربه ریاست بر کمیسیون های اقتصادی، برنامه و بودجه و کمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی دولت را نیز دارا است.  حجت الاسلام مصباحی مقدم از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارزه، کارشناس، نویسنده و پژوهشگر اقتصادی و استاد دانشگاه امام صادق است. او به سختی معتقد است که این جامعه یک طیف فکری هست اما یک حزب نیست.... گفت و گوی خبرآنلاین در محورهای مربوط به فعالیت های جامعه روحانیت مبارز و همچنین اینده سیاسی اصولگرایان در انتخابات مجلس دهم است

آقای دکتر علاوه بر ترکیب کمیته سیاسی جامعه روحانیت برای انتخابات مجلس، چه کسانی به احتمال زیاد اضافه خواهند شد و قرار است این کمیته چه کارهایی انجام دهد؟
ترکیب فعلی همان ترکیب کمیته ی سیاسی قبلی است و تغییری رخ نداده است. ظاهرا تصمیمی هم بر تغییرش نیست.

انتخاب اعضای کمیته بر چه اساسی معمولا انجام می شود؟منظورم شاخصه های فعالیت است.
انتخاب اعضای کمیته سیاسی بر اساس چند نکته بوده است. یک نکته مهم برای حضور اعضای شورای مرکزی آمادگی بیشتر این دوستان از نظر ذهنی و فکری برای این کار و دوم آمادگی انها برای این است که فرصت بیشتری را برای جلسات و فعالیت ها جهت انجام وظیفه در کمیته ی سیاسی و کمیته ی انتخاب بگذارند. نکته ی سوم نیز تجربه های قبلی  است که اینها دست به دست هم داده اندکه موجب شده، افراد فعلی برای جامعه انتخاب شوند.

کمیته چه کارهایی برای فعالیت های جامعه در جهت حضور بهتر در شرایط سیاسی فعلی کشور انجام خواهد داد؟ کاری که کمیته انجام می دهد اولا سیاست گذاری برای انتخابات است. تبعا باید سیاست گذاری کرد و مشخص باشد که اهداف ما چیست و ترکیب کسانی که به عنوان گروه های همسو یا نمایندگان آنها بخواهند در این همسویی شرکت کنند. ایجاد ارتباط و جلسه گذاشتن به صورت جمعی و به صورت فردی و استفاده از نظرات انها که کمک می کند به تصمیم گیری ها و اینکه تمام همت و تلاش مجموعه جامعه روحانیت این است که بتوانیم اکثر هماهنگی و ایجاد ائتلاف را درمیان اصولگرایان پدید بیاوریم.

فکر می کنید با توجه به تجربه انتخابات های قبلی به ویژه انتخابات دهم و یازدهم ریاست جمهوری و این که اصولگرایان نتوانستند به وحدت مورد نظر برسند، در این شرایط می توانید ائتلافی میان اصولگرایان به وجود بیاورید؟منطورتان همان گروه های اصولگرای قبلی است؟
ببینید! گفتید همان قبلی ها نه کسانی که لزوما برای انتخاب ریاست جمهوری انتخاب شده اند. اینکه اقدامات جدید در این شرایط در میان گروه های سیاسی اصولگرا ضرورت دارد غیر قابل انکار است و اقدامات خاصی را نسبت به قبل می طلبد. ما در این دوره با پیش بینی این که رقابت تنگاتنگی بین جناح اصول گرا و جناح اصلاح طلب در پیش خواهد بود به عرصه وارد می شویم.

این نوع بینش جدید به چه معنی است؟
این مساله قطعا به ما کمک می کند که به انسجام بیشتری فکر و روی آن تاکید کنیم و تبعا توجیه ما هم برای هر چه زودتر دست به کار شدن و سریعتر گرد هم آوردن اعضا همین مساله است که احساس می کنیم یک رقابت جدی در پیش است و در رقابت جدی باید کوشا باشیم.

آقای دکتر حضور جدی اصلاح طلب ها در این دوره که سازماندهی آن ها از همین حالا اغاز شده، موجب یک موج جدید در اصول گرایان در جهت دستیابی به وحدت و یک دستی نشده است؟
اصول مدنظر ما اقتضا می کند که همواره دنبال وحدت و ائتلاف باشیم، تبعا چون اصول مشترکی هم داشته ایم این اصول مشترک مبنای ما برای همکاری خواهد بود ولی حتما شرایط حاضر اقتضائات خاص خودش را دارد. در گذشته اصلاح طلبان به انتخابات ها ورود کردند و گاهی می گفتند که به صورت جدی وارد می شوند اما در چند انتخابات گذشته واقعا متشکل وارد نشدند حتی بعضی اوقات بخش هایی از اصلاح طلبان سخن از تحریم انتخابات کرده یا برخی هایشان ابراز می کردند که انگیزه لازم برای حضورمتشکل سیاسی وانتخاباتی را ندارند. بعضی از افراد اصلاح طلب نیزاحساس می کردند که چندان با استقبال روبرو نخواهند شد و این مساله را نیز خصوصا بعد از مجلس ششم و عملکرد آن مجلس شاهد بودیم، تبعا حضور این طیف فکری سیاسی پراکنده بود.

اما به نظر می رسد در حال حاضر شرایط به شکل دیگری است.
درست است. انتخابات گذشته نشان داد که اصلاح طلبان این ظرفیت را دارند که به شکل منسجم و متشکل وارد شوند و اتفاقاتی که در ریاست جمهوری یازدهم افتاد، همین مساله را نشان داد. این نوع حرکت اصلاح طلبان را من قبلا پیش بینی کرده بودم که به این شکل به میدان بیایند.

به چه شکلی؟
با هم و به صورت منسجم به میدان بیایند و کاندیدای واحد برای انتخابات داشته باشند که بتوانند در رقابت سیاسی کشور موقعیت برتر پیدا کنند. البته به این مساله کاری نداریم که ناگزیر شده اند باتوجه به شرایط آن زمان، یک کاندیدای غیر اصلاح طلب را مورد حمایت قرار دهند.

آقای دکتر فکر می کنید فعالیت های اصولگرایان بر مبنای اصولگرایی است؟
معتقد نیستم کاری که اصول گرایان در انتخابات گذشته و در چند دوره اخیر انجام داده اند، بر مبنای اصول بود وعدم انسجام و بی توجهی به ائتلاف، یک امتیاز منفی در عملکرد اصول گرایان محسوب می شود.

چه اتفاقی افتاد که برخی اصولگرایان بر مبنای اصول رفتار نکردند؟
ببینید، طبیعت قضیه اقتضا می کند هرجایی که یک مجموعه احساس کند رقیب ندارد یا رقیب ضعیف است به اختلافات درونی بیشتری می پردازد. درمقابل وقتی یک مجموعه احساس می کند که رقیب قدری و قدرتمندی در مقابل خودش دارد، برای این که بخواهد قدرت را بدست بیاورد و جایگاهی را در قدرت سیاسی احراز کند، حتما روی ائتلاف یا وحدت تاکید بیشتری می کند تا بتوانند نتیجه ی بهتری بگیرد. نکته جالب ماجرا این است که حتی در جوامع بشری، اقلیت ها منسجم تر عمل می کنند و حال انکه اکثریت ها چنین انسجامی ندارند. من معتقدم در دوره های گذشته نیز در انتخابات ریاست جمهوری قبل و انتخابات مجلس نهم و یه خرده جلوتر مجلس هشتم نوعی غفلت وغرور به سراغ طیف اصولگرایان آمد،درحالی که شرایط فعلی دوره رقابت درون جناحی نیست و آن رقابت درون جناحی خاصیت مواقعی است که رقیب جدی وجود ندارد.

آقای دکتر اقداماتی که اقای تقوی در جامعه انجام می دهند و تصمیمات ایشان برایند تصمیم گروهی و جمعی جامعه است و یا این که به صورت فردمحور انجام می شود؟
کار کارگروهی است که مورد قبول و تایید جمع است.

قبلا در زمان وحدت میان اصولگرایان، جامعتین محور وحدت قرار می گرفتند، آیا در حال حاضر نیز برای انتخابات مجلس دهم به همین شکل محور وحدت قرار خواهید گرفت؟
اصل وحدت از آغاز مورد قبول و تایید هر دو جامعه بوده است، اما هیچ گاه دو جامعه یکی نشده اند دو تا جامعه بوده اند که دو حوزه کاری متفاوت داشته اند. ائتلاف هم خواهیم داشت اما نقطه هدف ما در این ائتلاف، انتخابات خبرگان است چون جامعه مدرسین کار ویژه خودش را به طور عمده انتخابات خبرگان میداند و باتوجه به جایگاهی که در حوزه علمیه ی قم دارد نیز همین درست است. خواسته ما براین است که باهم در این حوزه همکاری داشته باشیم.

یعنی جامعه مدرسین برای انتخابات مجلس برنامه خاصی ندارد؟
در گذشته صحبت های مختلفی از اعضای محترم جامعه مدرسین شنیده ایم ولی به طور عمده بنایشان براین نبوده که به موضوع ورود کنند، بلکه بنا را بر این گذاشته اند که از کلیت انتخابات حمایت کنند و از حضور پر شور مردم پای صندوق انتخابات حمایت کنند، ولی اینکه به سمت ورود بیشتر به انتخابات حرکت کنند، معمولا پرهیز کرده اند.

این از نکته های خیلی مهم در جریان کاری اصولگرایان است.یعنی سازماندهی جامعتین برای انتخابات مجلس تشکیل نمی شود؟
حتما تلاش می کنیم که جداگانه وارد ماجرای انتخابات شویم. منتهی یک عرصه ی کاملا مشترک را توافق خواهیم کرد و عرصه ای که احیانا جامعه روحانیت وارد شده و جامعه مدرسین وارد نمی شود مجلس شورای اسلامی دهم است. انتخابات مجلس خبرگان عرصه ی مشترک هر دو جامعه است و تمام همت و تلاش ما بر این قرار دارد که مانند گذشته هماهنگی کامل را بین هر دو جامعه برقرار کنیم.

  بعضی از افراد جامعه روحانیت تندروی هایی می کنند که به نام کل جامعه روحانیت تمام می شود در حالیکه سلوک و روش جامعه روحانیت مبارز همیشه معتدل بوده است.
تبعا شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارزطیفی از صاحبان اندیشه را تشکیل می دهد و ما حتما نمی توانیم این طیف را در تمام مسایل به نقاط مشترک برسانیم. آنچه قابلیت تبدیل شدن به واقعیت را دارد این است که اعضا را در مبنای اصلی که با هم مشترک هستیم به همسویی برسانیم. ممکن است در این بین کسانی هم باشند که دیدگاه های دیگری دارند و یا به زعم شما تندروی هایی کنند اما مبنا نگاه غالب است که باید بر اساس نگاه غالب در مورد جامعه و نظراتش تصمیم گیری کرد.

به هر حال اعضای یک طیف وقتی در یک مجموعه جمع می شوند باید تابع اساس فکری آنجا باشند. تذکری به اظهار نظرات تند برخی از اعضا توسط شورای مرکزی و ریاست داده می شود؟
مسایلی در خود جامعه و در جلساتمان مطرح می شود و تبعا در آن جلسات گاهی تذکراتی به دوستانی داده می شود که مواضعی را می گیرند که جمع آن مواضع را چندان قبول ندارند. البته گفتگو ها دوستانه هستند و تلاش بر این است که با حفظ عضویت افراد ما  مسیر مشترک را نیز داشته باشیم. جامعه یک شرایط درونی و یک شرایط بیرونی را قبلا اعلام کرده ایم و مکرر گفته ایم که مواضع جامعه روحانیت را تنها سخنگو بازتاب می دهد، پس مصاحبه های دیگری که دوستان با رسانه ها انجام می دهند، مواضع شخصی خودشان است.

آقای دکتر در مورد تذکرات رسمی جامعه به اعضا چطور؟
ما البته در اساسنامه مان تخلف از حرکت جمعی را مبنای مراتبی از برخورد گرفته ایم. در اساسنامه به صراحت نوع برخورد با اعضای متخلف آمده، منتهی سطح برخوردها به تبع متفاوت است. اگر اعضا در مورد مواضع مشترک تخلف کنند گاهی فقط در حد تذکر است و تا حالا بیشتر نشده و امیدوار هستیم هیچ وقت هم نشود.

اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت حدود 30 نفرهستند.درست است؟
نه! ما در شورای مرکزی 38 نفر هستیم.

از این تعدادی که گفتید چند نفر در جلسات جامعه به صورت منظم و فعال شرکت می کنند؟
خیر! تعدادی از اعضای شورای مرکزی عضو بنیان گذاران جامعه نیز هستند. به این دلیل گاهی کهولت سن و البته گاهی نیز به دلیل شرایط سیاسی خاصی که برخی از افراد شورای مرکزی دارند،قادر به حضور در جلسات به صورت مرتب حضورندارند، حتی بعضی از آنها هم به دلایل خاص که درگذشته رخ داد نمی توانند در جلسات فعالانه شرکت کنند.

این دست افراد همچنان به عنوان شورای مرکزی محسوب می شوند؟
ما این دوستان را به عنوان «عضو» تلقی می کنیم زیرا اساسنامه می گوید که اعضای بنیانگذار همیشه جزو جامعه باقی خواهند ماند هرچند به دلایل گفته شده، حضور پیدا نمی کنند. در حال حاضر لیست دوستانی که در جامعه هستند به دو بخش تقسیم شده اند، یک لیستی که مثلا  گفته ایم طی تعدادی از جلسات را حضور پیدا نکرده اند یا خیلی نامنظم شرکت میکنند و یک لیست که به صورت فعالانه شرکت می کنند.

این افراد لیست اول که بعضا چهره های سیاسی و سرشناسی نیزهستند،با این شیوه آرای آن ها موثر است؟
بنا را براین گداشتیم که در مورد آرا اکثریت فعال ها را مبنا قرار بدهیم. بنابر این تصمیمات جامعه برآیندی از نظر اعضای فعال آن است.

اخیرا صحبت از حضور دوباره ایت الله هاشمی رفسنجانی در جامعه روحانیت است.ایا ایشان اظهار تمایلی کرده اند؟ ببینید! در گذشته نیزحضور آقای هاشمی به علت شرایط سیاسی خاصشان به صورت پیوسته نبود. زمانی هم که ایشان اراده ی حضور فعال داشته اند به دلیل شرایط خاص و معذورات خودشان، دلایل عدم حضور را می گفتند که اگر هرجا بروند همه چیز به دلیل شرایط امنیتی بهم می ریزد و بنا را بر این گذاشته بودند که هرزمان نوبت ایت الله هاشمی شد، ما در دفتر اییشان حضور پیدا می کردیم و شاید نهایتا دو یا سه باری نیز ایشان به علت اصرار و تکرار به دفتر آیت الله مهدوی آمدند که بعد هم گفتند ببینید که شرایط بهم می ریزد و تبعا مایه گلایه ایت الله مهدوی کنی هم شده بود. خب از این جهت ما همواره مایل هستیم که ایشان تشریف بیاورند و دعوتنامه هم مرتبا برای ایشان ارسال می شود ولی در حال حاضر هیچ علامت جدیدی به ما داده نشده است که نشانده تمایل ایشان برای این باشد که ایت الله هاشمی رفسنجانی در جلسات حضور پیدا می کنند و یا اینکه تمایل دارند اعضا را به دفتر خود دعوت کنند.

جامعه تا چه حد تمایل به این حضور دارند؟
از همین فرصت استفاده و عرض می کنم که جامعه روحانیت از حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی و اینکه به صورت فعالانه مجددا به جمع اعضا بپیوندند و در تصمیم گیری ها حضور داشته باشند استقبال می کند. من تصور نمی کنم تغییری در این مساله پیش آمده باشد. تبعا ایشان شخصیت با اندیشه و افکار مستقل بایک تجربه ی بسیار طولانی از نظر سیاسی با یک عمق از نظر بینش هستند و بعید نیست که حضور ایشان بتواند روی تصمیمات و حضور فعال و آرای دوستان نیزاثر گذار باشد.

اینکه ایشان دبیر کل شوند در جامعه حرفی راجع به آن وچود دارد؟
خیر- چنین موضوعی مطرح نبوده است.

ممکن است این موضوع که از اهمیت زیادی نیز برخوردار است، مطرح شود؟
(با لبخند) در شرایط فعالی همه چیز ممکن است.

چون شما اظهار امیدواری کردید که ایشان به جامعه برگردند ممکن است به علت مطرح شدن مساله دبیر کلی ایشان باشد؟ [strong]
حالا ببینیم ایشان تشریف می آورند، بعد از آن احیانا ببینیم که زمینه برای دبیر کلی وجود دارد یا خیر! در ضمن ما فعلا دبیر کل داریم و هنوز آیت الله مهدوی کنی را به عنوان دبیرکل خودمان می شناسیم. امیدواریم که خداوند به ایشان شفای کامل و عاجل عنایت بفرمایند و این جایگاه با حضور ایشان ادامه یابد.

در غیاب آیت الله مهدوی کنی جلسات چطور اداره می شود؟ 
آیت الله موحدی کرمانی به عنوان قائم مقام جلسات را اداره می کنند. این مساله در اساسنامه تعریف و قبلا نیزتایید شده بود.

یکی از موضوعات مهم عضویت رییس جمهوری حجت السلام روحانی در جامعه روحانیت است. از زمانی که ایشان به عنوان رییس جمهور شدند آیا ارتباطی با جامعه داشته و آیا ایشان با جامعه ارتباط دارند؟
شما می دانید که وقتی اقای دکتر روحانی در جایگاه ریاست جمهوری قرار گرفتند، جامعه از ایشان و ریاست جمهوری ایشان حمایت و استقبال کرد و به ایشان تبریک گفت. معنا و مفهوم سابقه ی عضویت ایشان در جامعه ی روحانیت  نشان می دهد  که جامعه ی روحانیت نسبت به ایشان کاملا احساس تعلق می کند و از نتیجه انتخابات یازدهم همچنان  حمایت می کند. پیامی هم دبیرکل محترم جامعه ایت الله مهدوی کنی برای دکتر روحانی ارسال کردند وحتی برخی ازاعضا نیز به نمایندگی از سوی جامعه با اقای دکترملاقات کردند و حضوری به ایشان تبریک گفتند. البته ما می دانیم سرایشان به شدت شلوغ است و شرایط را درک می کنیم.حتی درمورد حضوردرجلسات نیز با ایشان صحبت کرده ایم و اقای روحانی نیز مساله حضورشان را نفی نکرده وحتی از این حضور استقبال کرده و گفته اند باید یک وقتی که بتوانم در جلسات حضور پیدا کنم.

آقای دکتر در ایران فعالیت حزبی به  شدت ضعیف است و چرا این ضعف در اصولگرایان بیشتر دیده می شود در حالیکه در میان اصلاح طلبان مسایل سریعتر و زودتر به نتیجه می رسد؟
همین جا بگویم جامعه ی روحانیت از این که به عنوان یک حزب تلقی شود، پرهیز می کند. این جامعه یک مجموعه ی سیاسی واعتقادی متشکل ازعلما و روحانیت است. این اعضا نیز دارای گرایش های سیاسی قوی هستند که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته و اعضایی مانند شهید ایت الله مطهری حضرت ایت الله خامنه ای حفظ کم الله و تعدادی دیگری از شخصیت های برجسته را داشته که از بنیان گذاران این جامعه بوده اند. تبعا نگاه ما نیز نگاه حزبی نیست.

منظور از این که نگاه حزبی ندارید چیست؟
 یعنی اینطور نبوده که ما بخواهیم برای دست یافتن به قدرت این تشکل را نگه داریم منظور من از پرهیز از نامیدن حزب همین است. بنا بر این بوده که این تشکل موجب انسجام حرکت علما درانقلاب و پس از انقلاب به عنوان بازوی امام رحمت الله علیه محسوب شود و هرجا که لازم باشد و دعوت کنند و فرمان بدهند ما تبعیت کنیم. در واقع جامعه وظیفه خود می داند که به عنوان بازوی ولایت فقیه و در سایه ی حرکت رهبری حرکت کند. این مشی روحانیت جامعه مبارز بوده نه اینکه به عنوان یک حزب مطرح شود. البته بنا را بر این گذاشته ایم که با احزاب، گروه ها و جمعیت های اصول گرا که همسو تلقی می شوند و از ناحیه ی آنها نیز به جامعه روحانیت اقبال وجود داشت، مرتبط باشیم و در واقع هم دیدگاه های خودمان را به آنها منتقل کنیم و هم از افکار و دیدگاه های آنها استفاده کنیم. تا به حال نیز همین گونه بوده است. تمام همت این است که حرکت جمعی و منسجم و شکلی از ائتلاف شکل بگیرد. بنابراین حالا اگر یک چنین ساختاری را در نظر بگیرید یک عضو ممکن است احیانا بعضی از جلسات را شرکت نکند اما در جامعه محفوظ بماند و یا یک عضو به مقامی مثل ریاست جمهوری برسد. بنابر این جامعه روحانیت  کارکرد حزبی ندارد و اینطور نیست که بخواهد از آن مجموعه به عنوان پشتیبان حزبی خودش استفاده کند.

این اصولگرایان همسو را به چه عنوانی مورد توجه قرار می دهید؟ یعنی چه معیار و یا شاخص هایی برای آن دارید؟ ببینید ما اصول، مبانی و شاخص هایی را تعریف کرده ایم که من اخیرا مصاحبه و آن ها را مجددا مطرح کرده ام. چارچوب همکاری ما باهمه ی گروه ها همین اصول است. ممکن است در جریان اصول گرایی کسانی هم تندروی یا کند روی داشته باشند، اما محورهایی که به عنوان شاخص ها مطرح شده، مبنای تعامل هستند. همین محورها ما را پرهیز می دهد از اینکه به سمت تند رویی یا به سمت جذب کند روی جذب شویم. حتما باید مشی اعتدالی که جامعه روحانیت از آغاز مبنا را بر آن قرارداده، بدون افراط و تفریط دنبال کند. ما حتی در انتخابات بنا را بر این نگذاشته ایم که جامعه می خواهد سروری و بزرگی کند، بلکه بنا را براین گذاشته ایم پیشنهاداتی که جامعه روحانیت و گروه های همسو می دهند جنبه ارایه طریق از جایگاهی که آن جایگاه به سلامت شناخته شده و دارای اعتبار و اعتماد است مبنا قرار می گیرد.

آیا حرکت های جامعه روحانیت می تواند و یا توانسته است موجب انسجام شود؟
تبعا این طوراست که انها بر روی این مساله عنایت و توجه کرده اند، ما هم از همه گروه های اصولگرا بابت این مساله سپاس گذاریم زیرا همواره وقتی حرکتی می خواهد صورت بگیرد آنها می آیند و وقت می گیرند و یا اگر دعوتی صورت بگیرد از آن استقبال و همراهی می کنند. از سوی دیگر در حال حاضر گروه هایی نیز داریم که به این راحتی جذب دیدگاه های جامعه نمی شوند و مایلند استقلال خودشان را داشته باشند.

خودشان را جزء اصول گرایان قبول دارند؟
بله؛ خودشان را جزء اصول گرایان می دانند. البته تلاش ما بر این است به جای این که حرکتی گسیخته و از هم وجدا داشته باشیم، یک حرکت مشترک با همکاری و همراهی سایر گروه های اصولگرا داشته باشیم.

آقای دکتر چینش سیاسی مجلس دهم چگونه خواهد بود؟
البته تا حدود زیادی بستگی به اتفاقاتی دارد که روی خواهد داد. تحلیلی که در شرایط حاضر داریم، بر این مبنا است که تصور می کنیم مجلس آینده نیز یک مجلسی با اکثریت نسبی اصول گرایان و اقلیت نسبی اصلاح طلبان باشد.

 

اصلاح طلبان مجلس دهم قدرتمند تر خواهند بود؟
تبعا همین طور است.

احتمال ائتلاف میان اصولگرایان مستقل و معتدل با اصلاح طلبان میانه رو و معتدل تا چه حد وجود دارد؟
ببینید ما چارچوب شعارهای خودمان را تعریف کرده ایم. چارچوبه ی اصول و مبانی اسلام، مبانی انقلاب اسلامی، التزام عملی و نه صرفا لفظی به ولایت فقیه و استکبار ستیزی را داریم و معتقدیم هرکس در این چارچوب بگنجد می تواند با ما ائتلاف کند.

حتی اگر اصلاح طلب باشد؟
حتی اگر اسمش اصلاح طلب باشد ولی تمام این شاخص ها را پذیرفته باشد.

  مهم ترین شاخص هارا هم میشود بگویید؟
شاخص هایی که میتواند موجب تمایز ما و دیگران باشد در بالا اشاره کردم. اول تبعیت کامل از ولی فقیه است و حتی در نبایدهای ما آمده است که نباید هیچ گونه مخالفت صریح لفظی و عملی با ولایت فقیه داشته باشد و رفتار افرادی که عضو این تشکیلات هستند این شاخص را به صورت بارز نشان داده باشند.

در بین اصلاح طلبان کسانی هستند که این 4 شاخص را داشته باشند؟
فعلا اجازه دهید دست به تطبیق نزنیم از شاخص های ما استکبار ستیزی از اهمیت زیادی برخوردار است که در اظهارات و در بیانیه ها و مواضع رسمی افراد روشن می شود. باید کسانی که به این مجموعه می پیوندند اصول اخلاق اسلامی و اصول اخلاق جمعی را رعایت کنند، بی احترامی، توهین وتهدید وجود نداشته باشد. همه این ها کمک می کنند به اینکه ما باتوانیم متوجه شویم که چه کسانی می توانند در جرگه ودامنه ی اصول گرایی تعریف شوند. شما ببینید مجموعه ی دوازده گانه ی ایجابی و محور های دوازده گانه ی آن را در کنفرانس اخیر مطبوعاتی ام در خصوص جامعه روحانیت مطرح کرده ام. بنابر این اگراین اصول مورد پذیرش هرکسی قرار بگیرد او از نظر ما اصول گراست. تکیه براصول یعنی همین و خیلی شفاف هم هست. ما معتقدیم اصلاح طلبان خوب است که به همین شکل اصلاح طلبی را نیز به شکلی شفاف تعریف کنند.

شفافیت از نظر شما به چه معنا است؟
ببینید من اخیرا در رسانه ها دیده ام که بعضی از شاخص های اصلاح طلبان با یکی دو بند در نهایت تعریف شده اند. گفته اند که اولا ما انقلاب اسلامی را قبول داریم و به آن پایبندیم و ثانیا بر مردم سالاری تاکید داریم. این تاکید بر روی مردم سالاری و آرای مردم تعریف خوب ولی بسیار ناقصی است زیرا اصلا ابعاد این مجموعه را به نام اصلاح طلب نشان نمی دهد.

منظورتان این است که چارچوب حرکتشان مشخص نیست؟
بله اصلا مشخص نمی کند در چه چارچوبی است و به سمت چه اهدافی حرکت خواهند کرد. ممکن است اشخاصی این دو خصیصه را داشته باشند، اما بسیاری از آن خصایصی را که ما مد نظر داریم و تعریف کرده ایم، نداشته و حتی آن ها را نقض کند. بر همین اساس حتما نمی شود چیزی به نام ائتلاف بین اصلاح طلب و اصول گرا شکل بگیرد.

این طیف فکری با شرایط فعلی ریاست جمهوری از نظر شما قدرت هم دارند؟
همین طور است زیرا بعضی از کسانی که منصوب و در جایگاه قدرت دولتی هستند و در مسولیت ها قرار گرفته اند از این طیف فکری هستند و بنابر این قدرت نیز دارند. البته بیش از آنچه واقعیت وجودی و کارکردی این مجموعه است مطالبات وانتظارات دارند.من  معتقدم که بعید نیست مجموعه انها فعالیت گسترده کند و اگر این اتفاق بیفتد، تبعا مقداری از آراء مردم را نیز به سوی خودشان جذب می کنند.

پس با این شرایط چطور می گویید که آینده مجلس در دوره دهم نیز با اکثریت اصولگرا است؟
من معتقدم اگر مبارزات انتخاباتی همراه با سلامت رفتار انتخاباتی باشد کار را برای اصول گرایان سخت نمی کند، ولی تبعا وقتی رقابت تنگاتنگ و بالا باشد، کار سخت تر خواهد شد.

/2727

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.