۱

ماراتن منازعه ایران و عربستان/کانون های محوری مقابله تهران-ریاض کجاست؟

  • ۵۰بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و عربستان,عربستان

پیشنیه روابط ایران و عربستان در منطقه خاورمیانه از کسی پوشیده نیست. تاریخی از بدبینی و خصومت که در برخی برهه ها به همگرایی نزدیک شده و بلافاصله دوباره به خصومت بدل گشته است.

سيد صادق روحاني: اکنون ديگر همه مي دانند که از بعد از پيروزي انقلاب ايران و عربستان رودرروي هم ايستاده اند و صحنه ثبات يا درگيري ها در منطقه نتيجه نزديکي و دوري اين دو کشور بوده است. خلاصه ترين حالت براي توصيف اين دوري و نزديکي هم اين است که در دوره جنگ تحميلي عربستان حامي عراق بود و از ايران فاصله گرفت ، در دوره هاشمي آغاز نزديکي روابط دو کشور بود، اين نزديکي در دوره خاتمي به اوج خود رسيد اما در دوره رياست جمهوري نهم و دهم فضاي عميق بي اعتمادي ميان دو کشور بر قرار بود. البته در تمام دوراني که روابط خوب ميان دو کشور برقرار بود همواره يک حس بي اعتمادي ميان دو طرف وجود داشته است.

حمله آمريکا به عراق و سقوط ‌ر‌‌ژيم بعث عراق سر آغاز سلسله اي از تغييرات دامنه دار و صف بندي هاي جديد در خاورميانه بود. به تبع اين موضوع ، وضعيت ايران و عربستان هم صورتبندي جديدي به خود گرفت. يک تحقيق راهبردي از سوي مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين باره مي نويسد که با سقوط رژیم عراق، عربستان برای تحقق اهداف منطقه‌ای سه گزینه پیش‌رو داشت:

1.کمک به عراق برای بازگرداندن آن به جبهه عربی، مشروط به نهادینه‌سازی دولت متمایل به خود در عراق؛

2. همکاری هژمونی با ایران که به منزله حل و فصل اختلافات سیاسی ریاض و تهران بود؛

3. همکاری هژمونی با ‌آمریکا به شرط هم‌جهت کردن سیاست ‌آمریکا با ریاض در مسائل حساس منطقه‌ای. در این گزینه عربستان به عنوان همکار هژمون و آمریکا هژمون است، به این شرط که سیاست‌ها و اهداف آمریکا هم‌سو باشد.

به سادگي مي توان دريافت که از ميان اين سه گزينه، انتخاب رياض کدام بوده است. با روي کار آمدن دولت نوري المالکي عملا گزينه اول از ميان رفت و عربستان نتوانست دولتي همسو با خود را در عراق مستقر کند. دوره دولت هاي نهم و دهم هم بدترين دوره در روابط دو کشور بوده است و اميدي به نزديکي ايران و عربستان وجود نداشت. گزينه سوم تنها گزينه و انتخاب پادشاهي سعودي بود. از اين رو عربستان و ايران پس از سقوط رژيم صدام حسين يک ماراتن از تقابل و رودروريي را آغاز کردند. ماراتني که خود را در ماجراهاي سوريه، بحرين، لبنان ، عراق و برخي جاهاي ديگر نشان داد. عربستان سعودی همواره از ایفای نقش هژمون در منطقه اجتناب می‌کند و به دنبال ایفای نقش نیابتی و همکار هژمون بوده است. اکنون عربستان این نقش نیابتی را از سوی آمریکا و در جهت اتحاد سنی‌ها و اعراب در برابر ایران و در مسائل اصلی منطقه‌ای به ویژه روند صلح خاورمیانه دنبال می‌کند.

براي بررسي موازنه ايران و عربستان در منطقه خاورميانه مي توان سه منطقه کانوني را متمايز کرد:

الف: عراق، اوج موازنه قدرت ايران و عربستان

علت اينکه گفته مي شود پس از سقوط عراق دوره جديدي از موازنه ميان ايران و عربستان شکل گرفته است اين است که تا پيش از اين ، صدام حسين خود به عنوان يک قدرت منطقه اي به دنبال ايجاد هژموني در کشورهاي منطقه به خصوص اعراب بود. دولت عربستان هم از موازنه ايران و عراق به سود خود بهره مي برد. اما پس از سقوط اين موازنه به سمت ايران سنگيني کرد و عربستان نيازمند رويکرد جديدي براي حفظ قدرت خود شد. در اين بين عراق کانون اين موازنه جديد بود. دولت ايران که سياست حمايت از دولت شيعي عراق را در پيش داشت توانست حرف اول را در صحنه سياست اين کشور ايفا کند، تا جايي که بسياري از رسانه هاي آمريکايي اعلام کردند که آمريکا صدام را برکنار و کشور را تحويل ايراني ها داد. در اين بين عربستان به حمايت از بعثي هاي عراقي پرداخت و اگرچه نه در صحنه رسمي اما عملا پشت پرده بسياري از گروه هاي تروريستي سلفي در اين کشور عربستان سعودي است.

ب:کشورهاي حاشيه مديترانه

مراد از کشورهاي حاشيه درياي مديترانه، سوريه و لبنان است. اين منطقه دومين کانون مهم منازعه سياسي ميان عربستان و ايران است. در جريان دعواهاي سياسي در لبنان ايران همواره از حزب الله لبنان حمايت کرده است. حزب الله هم عملا اختيارات وسيعي در جنوب لبنان دارد. در مقابل سياست عربستان حمايت از سعد حريري بوده است. در سال هاي اخير هم با وجود آنکه در برخي دوره هاي عربستان توانسته است به پيروزي هايي در صحنه سياسي لبنان دست يابد اما نتوانسته است قدرت حزب الله لبنان را در اين کشور از بين ببرد.

اما بيش از لبنان ، سوريه کانون محوري تري براي درگيري هاي ايران و عربستان بوده است. با آغاز شورش ها در سوريه ، ايران به حمايت قاطع و يک جانبه از دولت سوريه پرداخت. در مقابل عربستان هم تمام قد پشت سر نيروهاي معارض بشار اسد ايستاد. اين مقابله تا جايي پيش رفت که عربستان به کمک ترکيه مخالفان بشار اسد را مسلح کرد و مخالفان رژيم بشار اسد را که تا پيش از آن به تظاهرات غير خشونت آميز اقدام مي کردند، عملا به رويارويي نظامي در مقابل رژيم واداشت. اين مسئله سوريه را کانون حضور تروريست هاي سلفي مورد حمايت عربستان کرد و الآن چندين سال است که سوريه درگير يک جنگ داخلي فرسايشي شده است.

ج: منطقه خليج فارس و نزاع اقتصادي ايران و عربستان

ايران و عربستان دو توليد کننده بزرگ نفت در جهان هستند.  تسلط بر منطقه خليج فارس و تامين امنيت صدور نفت در اين منطقه يک مسئله جدي براي هر دو طرف بوده است. در اين ميان عربستان با نزديک شدن به آمريکا از حضور نظامي اين کشور در منطقه خليج فارس حمايت کرده است. در مقابل ايران مخالف جدي حضور نيروهاي خارجي در منطقه خاورميانه بوده است. البته تسلط بر شاهراه صدور نفت تنها منازعه ايران و عربستان در منطقه نبوده است. ايران و عربستان به صورت کلي دو قدرت رقيب اقتصادي از نظر صدور نفت بوده اند. سابقه اين منازعه نيز به پيش از انقلاب اسلامي باز مي گردد.

البته نزاع ايران و عربستان در منطقه حليج فارس تنها محدود به مسئله نفت نيست. اين دو کشور در پاره اي از مسائل ديگر نيز در منطقه رو در روي هم هستند. يکي از کليدي ترين و شاخص ترين اين رويارويي ها مسئله قيام مردم بحرين بود. در اين قيام ، ايران از مردم بحرين که عمدتا شيعه هستند حمات کرده است. در مقابل عربستان سعودي اصلي ترين حامي دولت بحرين بود که مانع سقوط آن شد.

2929

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.