۱

عناصر اختلافی ایران و 1+5 در مذاکرات نیویورک

  • ۳۵بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1,انرژی هسته ای

نیویورک ایستگاه سرنوشت ساز مذاکرات هسته ای است.

سید صاحب صادقی: این مساله را هم کارشناسان و هم رسانه ها مورد تاکید قرار می دهند. واکاوی روند مذاکرات هسته ای هم نشان از این دارد که در فضای بعد از ناکامی وین 6 و انجام مذاکرات متعدد در هفته های گذشته، اکنون در نیویورک مشخص خواهد شد که آیا فضای گفتمانی نسبت به وین 6 تغییر مثبتی داشته است و اینکه تا چه اندازه میتوان به دستیابی به توافق جامع در نوامبر امیدوار بود؟

در عین حال عناصر اصلی مورد تاکید غرب در یک توافق جامع که مولفه های هویتی مذاکرات هسته ای را نیز تشکیل می دهند همچنان مورد مناقشه قرار دارند. مسائلی همچون زمان مناسب برای عکس العمل، نیازهای عملی ایران در برنامه هسته ای، محدودیت های موثر و دشواری برگشت به نقطه اول و راستی آزمایی و متعاقب آن برنامه تحریم ها در صدر اولویت های راهبردی غرب در توافق جامع قرار دارند که ارائه توضیحاتی در خصوص آنها الزامیست:

زمان مناسب برای عکس العمل : آمریکا و غرب در چارچوب مذاکرات هسته ای بر این اعتقادند که هر گونه توافقی می بایست در چارچوب خود ساز و کارهای لازم برای واکنش مناسب در صورت هر گونه تخطی ایران را داشته باشد. بر این اساس غرب برای تعبیه پاسخی به مدعای نگرانی خود دو سیستم را پیشنهاد داده و در متن مذاکرات مورد تاکید قرار داده است. اولین سیستم، بازرسی های سرزده از فعالیت ها و تاسیسات هسته ای ایران است، به نحوی که امکان هر گونه انباشت غیر طبیعی سوخت و اورانیوم غنی شده را از بین ببرد. بازرسی های سرزده همچنین این امکان را به غرب می دهد که گزارش های منظمی از فعالیت های هسته ای ایران و چشم انداز آینده آن را برای مراکز راهبردی غرب ارسال نماید.

دومین سیستم نیز به اعمال محدودیت های موثر بر می گردد که مانور عمل ایران در زمینه تولید اورانیوم تسلیحاتی را به طرز قابل ملاحظه ای کاهش دهد. مهم ترین فاکتوری هم که در این خصوص لحاظ می شود موضوع گریز هسته ای ایران است. گریز هسته ای به فاصله ای اطلاق می شود که ایران از نقطه اراده و انگیزه تا نقطه دستیابی به مقدار کافی اورانیوم فرصت داشته باشد. بر اساس ادعای غرب، نقطه گریز هسته ای ایران می بایست تا حدی طولانی شود که بتوان اقدام بازدارنده در زمان مناسب علیه ایران انجام داد.

این اقدام بازدارنده اگر چه در ادبیات آمریکا بیشتر در جنبه نظامی ملحوظ است اما می تواند شامل فشارها و محرک های دیپلماتیک نیز باشد. بر این اساس است که آمریکا و غرب از ضرورت محدود سازی فرآیند غنی سازی ایران به نحوی که حداکثر برنامه ای با کارکرد 3 الی 4 هزار سانتریفیوژ را در بر گیرد سخن می گویند.

بر اساس محاسبات آنان در صورت عملی شدن چنین محدودیتی نقطه گریز هسته ای ایران به 12 ماه افزایش پیدا می کند و عملا فرصت برای واکنش کافی غرب در دسترس خواهد بود. از منظر آنان شرایط بازه زمانی توافق با چشم انداز آینده بسیار متفاوت است و ممکن است تحت هر شرایط محیطی، منطقه ای و یا داخلی انگیزه های ایران تغییر پیدا کند و به همین منظور اعمال محدودیتی که کار را برای بازگشت به نقطه اول سخت کند معقول به نظر می رسد.

ایران اما در پاسخ گنجاندن مساله گریز را نپذیرفته و قائل به کاهش تعداد سانتریفیوژهایش نیست. از منظر ایران طرح مساله گریز تنها بهانه ای برای حذف چانه زنی های ایران به شمار می رود و عملا برنامه ایران را به صورت یک سیستم تحقیقی و آزمایشگاهی درخواهد آورد.

نیازهای عملی ایران: غرب در پرتوی اصالت دادن به نگرانی های خود که به طرح گریز هسته ای منجر شد، معتقد است که نیازهای عملی ایران در برنامه غنی سازی عمدتا می بایست مصروف توانایی تامین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران باشد. بر اساس مدعای آنان برنامه ای با فعالیت حداکثر 4 هزار سانتریفیوژ تامین کننده نیازهای چند سال آینده آنان در زمینه تهیه سوخت رآکتور تهران است. بر این اساس تامین سوخت این رآکتو حداکثر نیاز عملی ایران به شمار می رود. مساله ای که البته از سوی مقامات ایرانی اصلا پذیرفتنی نیست. غرب خود اذعان دارد که این برنامه محدود غنی سازی (4 هزار سانتریفیوژ) به هیچ وجه نمی تواند سوخت نیروگاه بوشهر و یا نیروگاه هایی که ایران در آینده قصد احداث آنان را دارد، تامین کند و از این رو پیشنهاد می دهد که سوخت بوشهر از خارج تامین شود.

ایران ضمن رد این گونه پیشنهادات و با طرح این که این گزینه تامین کننده منافع ایران در آینده نخواهد بود و توسعه تکنولوژی هسته ای جزءی از برنامه پیشرفت هر کشوری محسوب می شود، بر این نکته تاکید دارد که سوخت مورد نیاز خود را باید در داخل تولید کند.

بر همین اساس بود که رهبر انقلاب نیز در برهه پیش از مذاکرات وین 6 از نیاز ایران برای تولید 190 هزار سو در سال سخن گفت که تقریبا با فعالیت سالانه 130 هزار سانتریفیوژ به دست می آید. البته ایران این مساله را نیز مطرح کرده است که دستیابی به این میزان سانتریفیوژ و تولید این سوخت را در برنامه ای چند ساله در نظر دارد و می توان ساز و کار آن را در توافق احتمالی به گونه ای تنظیم کرد که با فعالیت های راستی آزمایی و جنبه های اعتماد آمیز توافق ژنو هماهنگ شود. اما غرب نهایتا به هر گونه توسعه برنامه هسته ای ایران بدون اینکه نیازهای عملی ایران و چشم انداز آینده را در نظر بگیرد صرفا بر اساس نگرانی های خود می نگرد و همین هم امکان یک توافق عادلانه را در این زمینه از بین برده است.

محدودیت های موثر و دشواری برگشت به نقطه اول: برگشت ناپذیری در برنامه هسته ای ایران اشاره به این ادبیات غرب دارد که اصولا اعمال محدودیت ها بر برنامه هسته ای ایران به گونه ای تنظیم شود که امکان احیای فعالیت های حساس وجود نداشته باشد. مقامات غربی در این زمینه به توافق سال 94 آمریکا و کره شمالی اشاره می کنند که با اتمام آن، این کشور توانست به سرعت وضعیت خود را احیا کرده و طی چند ماه پلوتونیوم مورد نیاز برای ساخت بمب اتمی را در اختیار داشته باشد. بر اساس این مدعای آمریکائیان، می بایست مهم ترین عنصر و جنبه برنامه هسته ای ایران یعنی رآکتور اراک به گونه ای محدود شود که امکان تولید پلوتونیوم نداشته باشد.

ایران پیشنهاد کرده است که ظرفیت تولید پلوتونیوم در این رآکتور را با استفاده از اورانیوم غنی شده به جای اورانیوم طبیعی کاهش دهد. این مساله ضمن کاهش قابل توجه پلوتونیوم تولیدی ، نیروی رآکتور را نیز به شدت کاهش خواهد داد. اما غرب با بیان اینکه پلوتونیوم تولیدی در این نیروگاه سالانه به اندازه دو بمب اتم خواهد بود، خواهان آن است که ماهیت این رآکتور تغییر یافته و با جاگذاری هسته کوچک تر، اصولا ظرفیتی برای جاگذاری اورانیوم طبیعی برای راه اندازی رآکتور وجود نداشته باشد.

در نهایت این تغییرات موجب تغییر ماهیت رآکتور آب سنگین اراک به رآکتور آب سبک خواهد شد. ایران ضمن مخالفت با تغییر ماهیت رآکتور اراک، اصولا محدود کردن هر گونه بازگشت پذیری را تنها خلع سلاح خود تفسیر می کند که احتمالا در شرایط آینده اوضاع را به ضرر ایران رقم خواهد زد.

راستی آزمایی و مساله تحریم ها: در قالب اقدامات راستی آزمایی، غرب طیف گسترده ای از اقدامات ایران را انتظار دارد که بسیار بیشتر از تعهدات پادمانی و فرا پادمانی و در واقع از جنبه های راهبردی و امنیت ملی بسیار خطرناک و غیر معمول است.

غرب معتقد است که فرآیند راستی آزمایی چندین سال به طول می انجامد و انتظار ایران برای رفع تحریم ها به این فرآیند چندین ساله مرتبط است. آنان ادعا می کنند که تا زمانی که ایران نگرانی های آژانس بین المللی انرژی اتمی را در زمینه جنبه های نظامی گذشته و احتمالا کنونی برنامه هسته ای خود مرتفع نکند نباید انتظار کاهش و یا رفع تحریم ها را داشته باشد. بر اساس مدعیات آنان سوالات بسیاری هنوز در زمینه ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران وجود دارد که پاسخی نیافته اند. غرب معتقد است که دستیابی به راستی آزمایی در این زمینه که برنامه ایران صلح آمیز است، با توجه به ابهامات و سوالات آژانس، چندین سال به طول می انجامد.

ایران اعلام کرده است که در زمینه راستی آزمایی، پذیرش پروتکل الحاقی نهایت همکاری مثبت و تصدیق کننده فعالیت های صلح آمیز ایران است اما غرب ضمن تاکید بر پذیرش پروتکل، آن را کافی ندانسته و راستی آزمایی نهایی را به پذیرش شروطی از سوی ایران موکول کرده که به «مثبت پروتکل الحاقی» معروفند. این شروط طیف گسترده ای از اقدامات نظیر بازرسی از هر نقطه نظامی و غیر نظامی در هر زمان و مکانی که آژانس بخواهد، محدود سازی توانایی و برد موشکی ایران و دسترسی به هر فرد، مقام، پژوهشگر و دانشمندی که آژانس درخواست داده باشد، می شود.

ایران ضمن خودداری جدی از پذیرش هر کدام از این شروط آن را مغایر با امنیت ملی خود دانسته و زمینه سازی تضعیف قدرت راهبردی خود می داند. در بعد دیگر غرب حتی این مساله را مطرح می کند که ایران باید از خرید هر گونه کالایی مرتبط با صنایع نظامی و هسته ای خودداری کرده و برای اجرای این شرط لازم است که تحریم های شورای امنیت و تحریم های یک و چند جانبه دیگر کشورها نیز پایدار باقی بماند.

ایران معتقد است که طرح این مسائل ضمن اخلال در فرآیند اعتماد سازی، انتظارات غیر معمول و خلاف امنیت ملی ایران محسوب می شود و در مقابل طرح این مباحث معتقد است که راستی آزمایی برنامه هسته ای اش می بایست تنها از کانال پادمان های آژانس بین المللی انرژی اتمی اثبات شود. همچنین ایران معتقد است که هرگونه اعمال محدودیت بر برنامه هسته ای اش و خودداری از توسعه آن به همراه اقدامات داوطلبانه دیگری که انجام می دهد باید مرادف و همراه با لغو تحریم های بین المللی باشد. به اعتقاد ایران چنانچه لغو این تحریم ها به راستی آزمایی منوط شود، می بایست این فرآیند تنها در بازه 2 الی 5 سال به طول انجامد و بدیهی است که پذیرش طولانی مدت محدودیت ها بدون اینکه همراه با لغو تحریم ها باشد چندان گزینه جالب و مناسبی برای ایران نیست.

همچنین فراتر از بحث اقدامات متقابل در اعتماد سازی و لغو تحریم، در ادبیات مقامات غربی ملغی کردن تحریم ها نیز مطرح شده است. بدین معنا که در ازای گام های ایران، تحریم ها لغو نشده و ملغی می شوند. به این معنی که هر زمان که غرب اراده کند قابلیت برگشت تحریم ها وجود داشته باشد. این به معنای آن است که تحریم های شورای امنیت سازمان ملل تنها با یک تاکتیک حقوقی و یا سیاسی به صورت کوتاه مدت ملغی الاثر می شوند ولی به صورت بالقوه باقی خواهند ماند. تحریم های آمریکا و دیگر کشورها نیز چنین وضعیتی خواهند داشت. ایران به شدت با چنین رویه هایی مخالفت کرده است.

به عنوان نتیجه گیری باید گفت که عناصر گفته شده در توافق جامع هم اکنون به میزان زیادی مورد اختلاف طرفین می باشد و کم و کیف هر کدام از این عناصر، مورد مذاکره جدی و طولانی مدت قرار گرفته و البته نتیجه نهایی مثبتی به همراه نداشته است. مذاکرات دو و چند جانبه ای که در هفته های اخیر میان ایران و آمریکا و ایران و کشورهای اروپایی صورت گرفته است به میزان زیادی بر مساله اساسی ابعاد برنامه غنی سازی ایران تمرکز داشته است و با لحاظ اینکه تمامی اختلافات دیگر به نوعی به این مساله مرتبط است، چانه زنی هایی زیادی برای امتیازگیری متقابل در این خصوص در جریان است. البته باید گفت که مدعیات غرب در زمینه گریز هسته ای، محدودسازی برنامه هسته ای، اطمینان از بازگشت ناپذیری و راستی آزمایی همه نکاتی هستند که تنها در صورت لحاظ نگاه ایرانی و رعایت احترام متقابل حل خواهند شد. 

/2727

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.