نظر به سخنان تازه باراک اوباما و جان کری در باره ایران؛

رویکرد آمریکا در قبال ایران در پرتو رخدادهای جهان عرب

ایران و آمریکا,عراق93,خاورمیانه

تهران - ایرنا - برای بررسی بهتر سیاست منطقه ای آمریکا در قبال ایران باید هم ساختار منطقه ای خاورمیانه را در نظر گرفت، هم نگاهی به راهبردهای جهانی آمریکا داشت و هم به تحولات و رخدادهایی که پس از روی کار آمدن دولت «حسن روحانی» رخ داده است نظر داشت.

«باراک اوباما» رییس جمهوری آمریکا، که شانزدهم شهریور در برنامه «دیدار با رسانه ها» در شبکه خبری «ان .بی. سی» آمریکا شرکت کرده بود، اعلام کرد: «برای نخستین بار در منطقه خاورمیانه این ایران نیست که به عنوان مشکل کشورهای سنی مذهب هم پیمان آمریکا مطرح است». وی ادامه داد: اکنون مشکل خاورمیانه قرار گرفتن شیعیان و سنی ها در برابر هم نیست، بلکه افراط گرایی سنی، که خود را به شکل داعش نشان داده، بزرگ ترین خطر پیش رو است.

شاید نخستین بار در مقطعی حساس از تاریخ خاورمیانه پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران باشد که رییس جمهوری آمریکا چنین سخنانی در باره ایران مطرح می کند. اهمیت این سخن بیشتر به این خاطر است که در این مقطع زمانی حضور گروه تروریستی «دولت اسلامی» (داعش) در عراق و سوریه اکنون نه تنها تهدیدی علیه امنیت و ثبات منطقه، که تهدیدی علیه امنیت جهانی به حساب می آید.

با وجود سخنان اوباما در باره تهدید منطقه ای گروه های تندرو تروریستی و ضرورت ایجاد ائتلاف منطقه ای و بین المللی، دعوت نشدن ایران به نشست مبارزه با تروریسم در جده و همزمان، سخنان روز جمعه «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا، مبنی بر نامشخص بودن دعوت از ایران برای نشست پیش روی مبارزه با تروریسم در پاریس، ابهام ها و پرسش هایی در سیاست آمریکا در قبال ایران ایجاد کرده است؛این که آیا آمریکا قدرت و نفوذ منطقه ای ایران در خاورمیانه را تایید می کند یا همچنان تلاش دارد سیاست مهار ایران را دنبال کند؟

پاسخ به این پرسش در شرایط پیچیده کنونی اندکی دشوار است، اما برای روشن تر شدن موضوع نیاز است چند مساله در کنار یکدیگر دیده شوند تا از این طریق بتوان به دیدی جامعه تر نسبت به مسائل پیش رو دست یافت.

1- از یک سو، پیچیدگی سیستم منطقه ای خاورمیانه و ساختارمند نبودن قواعد رفتاری بازیگران و نظم در این منطقه در چارچوب قواعد راهبردی سیاست بین الملل، باعث شده تنش ها بین بازیگران اصلی این منطقه همواره به شکل های مختلف و به صورتی تصاعدی در هر دوره در قالبی تازه بازتولید شوند.

رقابت ها در منطقه خاورمیانه بیش از آن که از منطق قدرت پیروی کند، بر پایه سیاست های خودمحور «حفظ رژیم» از سوی کشورها قرار دارد. به همین دلیل ترس های امنیتی از رقیب بیش از آن که در قالب سیاست توازن قدرت معنا پیدا کند، مبتنی بر ترس از تلاش های براندازانه کشورهای رقیب در قالب ارائه ایدئولوژی های متعارض (به عنوان مثال ایدئولوژی های متعارضی مانند پان عربیسم در مقابل پان ترکیسم یا ایرانیسم، اسلام گرایی در مقابل عرفی گرایی، اسلام سنی در مقابل اسلام شیعی و ...) و پشتیبانی از اقلیت های قومی و مذهبی معنا پیدا می کند.

به عبارتی بهتر، «سیاست هویت» بیشتر از «سیاست قدرت» در نگاه امنیتی دولتمردان خاورمیانه ای تاثیر گذار است.

در چنین چارچوبی، ترس های امنیتی مبتنی بر حفظ ارزش های رژیم (به عنوان مثال رژیم های سیاسی آل سعود درعربستان، آل خلیفه در بحرین و...) باعث تداوم رقابت های منفی منطقه ای در اشکال و در قالب موضوع های مختلف می شود. تحولات سال های گذشته در خاورمیانه عربی و جنگ های نیابتی که در منطقه ایجاد شده است در چنین چارچوبی قابل تحلیل است.

2- از سوی دیگر، تحولات راهبردی در (جغرافیای سیاسی) یا ژئوپلتیک قدرت در سیاست بین الملل و سیاست مهار چین باعث شکل گیری راهبرد «ثقل آسیایی» در دولت باراک اوباما شده است. بحران اوکراین و درگیری آمریکا با روسیه نیز بار سنگین دیگری بر دوش دولتمردان کاخ سفید تحمیل کرده است.

خاورمیانه از جمله مناطقی است که برای دهه ها بخش بزرگی از منابع سیاسی-نظامی آمریکا را به خود اختصاص داده است. اما در برهه کنونی که ما شاهد تغییر ثقل ژئوپلتیک قدرت از غرب به شرق هستیم نیاز به حضور قوی آمریکا در شرق را تشدید می کند. برای همین منظور، آمریکا نیازمند کاهش تعهدات امنیتی-سیاسی و حضور مستقیم خود در خاورمیانه است. از ملزومات چنین تغییر رویکردی نیز مدیریت بحران های کنونی از طریق راه حل های منطقه ای است.

به همین دلیل بود که جان کری تلاش بسیاری انجام داد تا مساله فلسطین را به سرانجامی برساند و بحث حمله نظامی آمریکا به سوریه به دلیل خودداری واشنگتن از درگیری بیشتر در خاورمیانه لغو شد.

اما مساله عراق و سوریه و حضور داعش و تهدیدهای امنیتی آن دغدغه های امنیتی آمریکا در خاورمیانه را افزایش داده است.

تلاش برای ایجاد ائتلافی جهانی و منطقه ای علیه داعش و پرهیز از حضور نیروهای زمینی در خاک عراق و سوریه نیز از تمایل آمریکا برای حل بحران های منطقه بدون درگیری بیشتر در این منطقه، نشان و حکایت دارد.

3- به عنوان حلقه ای مکمل، روی کار آمدن دولت اعتدال گرای « حسن روحانی» در ایران همزمان با موفقیت های منطقه ای ایران در سوریه، عراق و لبنان نگاه اوباما به قدرت و نقش منطقه ای ایران را بهبود بخشید.

از یک سو تحولات سوریه و ناکامی تروریست ها (دهشت افکنان) در سرنگونی دولت سوریه و شکست آن ها در بر هم زدن نظم و ثبات در لبنان باعث توجه بیشتر به قدرت منطقه ای ایران و توان این کشور در مدیریت تحولات منطقه شد. از سوی دیگر، روی کار آمدن دولت میانه رو روحانی و سیاست تنش زدایی و نگاه سازنده این دولت به جهان باعث کاسته شدن از نگاه های امنیتی به جمهوری اسلامی ایران و افزایش تعامل مثبت با آن شده است.

این 2 رویداد باعث افزایش توجه به جمهوری اسلامی ایران و قدرت و نقش منطقه ای آن در نگاه دولتمردان آمریکایی شده است؛ به گونه ای که به نظر می رسد نقش منطقه ای ایران و قدرت مثبت آن در مدیریت تحولات منطقه از طرف قدرت های جهانی پذیرفته شده است.

از کنار هم قرار دادن این سه تکه پازل (جورچین) می توان به فهم بهتری از رویکرد دولت اوباما نسبت به ایران در تحولات تازه در منطقه دست یافت.

از یک سو سیاست آمریکا در خاورمیانه در طول دهه ها مبتنی بر ایجاد همپیمانی راهبردی با برخی از کشورها از جمله عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی بوده است. این امر تعهدات امنیتی آمریکا نسبت به این کشورها را به دنبال داشته که باعث پیوندهای عمیق امنیتی میان 2 طرف شده است.

از سوی دیگر، تلاش آمریکا برای تمرکز بیشتر در شرق با کاهش حضور مستقیم این کشور در خاورمیانه همراه خواهد بود. این امر نیز نیازمند حل سریع مسائل اصلی این منطقه از جمله مساله فلسطین و بحران های کنونی جهان عرب مانند مساله داعش است.

سیاست کاهش حضور مستقیم در خاورمیانه نیاز به تمهیداتی دارد که نظم منطقه ای را همچنان حفظ کند. ساختار قدرت، تاریخ سیاسی و شکست الگوهای گوناگون نظم در این منطقه نشان داده است بهترین راه کار حفظ نظم، حفظ توازن بین بازیگران اصلی و دخالت دادن همه بازیگران اصلی در این توازن است.

یکی از موانع و مشکلات اصلی که خاورمیانه پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران با آن دست به گریبان بوده و مانع از ایجاد نظمی پایدار در این منطقه شده، کوشش برای حذف ایران از ساختار رسمی قدرت در منطقه بوده است.

موفقیت های ایران در منطقه و نقش مثبت آن در حفظ ثبات در آشوب های کنونی خاورمیانه، همراه با روی کار آمدن طیف میانه رو در قوه اجرایی ایران باعث تقویت دیدگاه ها در باره پذیرش رسمی نقش منطقه ای ایران و کاهش هزینه های حفظ نظم در خاورمیانه شده است. به همین دلیل است که شاهد گفت و گوهای سازنده حول برنامه هسته ای ایران هستیم و این که اوباما به طور رسمی اعلام می کند « برای نخستین بار در منطقه خاورمیانه این ایران نیست که به عنوان مشکل کشورهای سنی مذهب هم پیمان آمریکا مطرح است بلکه مشکل، افراط گرایی سنی است».

اما تناقض در ساختار امنیتی خاورمیانه و شرایط حاکم بر نظم منطقه ای آن مانع از شکل گیری یک رویکرد واحد در قبال قدرت منطقه ای ایران می شود. به همین دلیل، هرگونه همکاری آمریکا با ایران در امور منطقه ای از طرف همپیمانان منطقه ای آمریکا به معنای افزایش قدرت ایران و بنابراین، به افزایش تهدیدها از جانب ایران تعبیر می شود. بنابراین آمریکا باید دغدغه های امنیتی هم پیمانانش را نیز در نظر بگیرد.

نادیده گرفتن ایران نیز (با توجه به وزنی که در منطقه دارد) پیامدهای امنیتی خاص خود را برای سیاست های آمریکا در خاورمیانه به دنبال خواهد داشت.

این نکته را نیز باید در نظر گرفت که اصل نخستین آمریکا در سیاست خاورمیانه یی اش این است که هیچ کشوری در این منطقه بر دیگران مسلط نشود. توان سیاسی-نظامی ایران این امکان را به کشورمان می دهد که در صورت فراهم بودن شرایط، به قدرت برتر منطقه تبدیل شود؛ امری که هم با سیاست های جهانی آمریکا در تضاد است (سیاست ممانعت از ایجاد هژمونی در دیگر مناطق و حفظ نفوذ خود از طریق ایجاد توازن بین قدرت های منطقه ای) و هم باعث تضعیف همپیمانان منطقه ای آمریکا می شود.

در تلاش برای ایجاد تعادل بین این وضعیت های متناقض است که از یک سو شاهد رویکرد مثبت اوباما نسبت به ایران هستیم و از سوی دیگر شاهدیم که جان کری نسبت به حضور ایران در ائتلاف علیه داعش ابراز تردید جدی می کند.

گروه تحقیق و تفسیر خبر

پژوهشم**م.ج**2040**1459
کد N500049

وبگردی