۰

از محور شرارت تا کشوری که مشکل منطقه نیست

  • ۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و آمریکا,ایالات متحده آمریکا

حمید احمدی

12 سال پیش در 29 ژانویه 2002 و تنها 6 ماه بعد از حوادث یازده سپتامبر و در حالیکه آمریکا موفق شده بود در ائتلافی بین المللی به افغانستان حمله و دولت طالبان را در این کشور سرنگون کند و رهبران آن را در کوه ها متواری کند، جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت آمریکا در نطق سالیانه خود در جمع اعضاء کنگره ایران، کره شمالی و عراق را در «محور شرارت» قرار داد. محوری که ابتدا قرار بود «محور نفرت» باشد ولی با جمع خطر «تروریسم و تسلیحات دسته جمعی» در نهایت به محور شرارت تبدیل شد. «مایکل گرسون»، رئیس گروه سخنرانی نویسان رئیس جمهور، دیوید فروم، مبدع عبارت محور شرارت، کاندالیزا رایس، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور و استیون هدلی معاون رایس و تمام آنهایی که در نوشتن سخنرانی رئیس جمهور نقشی داشتند شاید پیش بینی ظهور پدیده ای به نام داعش در خاورمیانه را و موضع رئیس جمهور دموکرات کشورشان در مورد ایران را نمی کردند؛ باور عمومی در میان اطرافیان رئیس جمهور این بود که تروریسم خطری پنجاه ساله برای منافع آمریکا خواهد بود ولی در همان زمان نیز نسبت به قرار دادن نام ایران در این محور تردید داشتند:

«...خانم رایس فکر کرد که این رابطه را محور شرارت نامیدن ابتکار زیرکانه ای بوده است. اما کوندالیزا رایس که از برنامه ریزی سری برای جنگ با عراق آگاه بود بیم داشت که مشخص کردن عراق به عنوان تنها کشور این محور نوعی اعلان جنگ به عراق تلقی شود. او معتقد بود که طراحی های جنگی همچنان سری باقی بماند اما در عین حال نمی خواست خطر کلی تروریست های مجهز به سلاح های کشتارجمعی نیز فراموش شود. با پیشنهاد معاونش استیون هدلی، خانم رایس فکر کرد که بهتر است نام کشورهای دیگری هم به این فهرست اضافه شود. ایران و کره شمالی نامزدهای مناسبی برای وارد شدن به این لیست بودند. رئیس جمهور هم محور سه کشور عراق، ایران و کره شمالی را پسندید. هدلی در مورد ایران دو دل بود. به اعتقاد او با این که در جمهوری اسلامی ایران قدرت اصلی در دست اسلامگرایان تندروست ولی کشوری است با یک نظام پیچیده سیاسی با رئیس جمهوری که به صورت دموکراتیک انتخاب می شود. رایس در ابتدا با او موافق بود و بیم آن داشت که با نام بردن از ایران از رئیس جمهور انتقتاد شود که درک نمی کند که ایران با عراق متقاوت است و جنبش دموکراسی خواهی در این کشور در شکل گرفتن است. رایس و هدلی پیشنهاد دادند نام ایران حذف شود. رئیس جمهور گفت نه! آقای بوش می گوید من می دانم که ایران منحصر به فرد است چون کشوری است که در آن جنبش آزادیخواهی وجود دارد و در مقایسه با سایر کشورهایی با حکومت مذهبی، ایران کشور بازتری است.»
آنچه در سطور بالا به آن اشاره شد بخش هایی از فصل هشتم کتاب «نقشه حمله» از «باب وودوارد»، خبرنگار سرشناس روزنامه واشنگتن پست است که در سال 2004 با انتشار این کتاب سیر شکلگیری عبارت محور شرارت را توضیح می دهد.
براساس آنچه که در این کتاب آمده است حداقل برای اطرافیان و مشاوران نزدیک رئیس جمهور وقت آمریکا وارد شدن نام ایران به محور شرارت تنها برای علنی نشدن طرح آمریکا برای حمله به عراق بوده است و حال دوازده سال پس از آن و در سالروز حمله یازده سپتامبر و در حالی که داعش در خاورمیانه همچنان به جنایات خود ادامه میدهد، اوباما این نکته را به جهان و به کشورهای عرب منطقه گوشزد می کند که حداقل در ارتباط با آنچه امروز خاورمیانه و جهان با آن روبروست، ایران مشکل منطقه نیست. رئیس جمهور آمریکا با اشاره به این مطلب از آن به عنوان نکته و خبری خوب یاد می کند. موضوعی که مشاوران بوش نیز شاید به آن معتقد بودند ولی گذشت بیش از یک دهه نیاز بود تا اوباما به عنوان عالی ترین مقام اجرایی آمریکا به آن اعتراف کند. هرچند با افزودن عبارت «برای نخستین بار در منطقه خاورمیانه...» به موضع خود، به صورتی نخواسته است سیاست های گذشته کشورش و سرمایه گذاری های برخی کشورهای منطقه برای پروژه ایران هراسی و نقش اثبات نشده ایران در تهدیدات و معضلات منطقه خاورمیانه را به زیر سئوال ببرد.
اشتراکات زیادی بین آنچه 12 سال پیش و امروز در دو سوی مرزهای ایران رخ داده وجود دارد. حمله یازده سپتامبر 2011 باعث شد آمریکا با شکلدهی ائتلافی بین المللی به افغانستان که تحت حاکمیت گروه تروریستی القاعده و حکومت طالبان بود و اتفاقاً دست پرورده سرویس های اطلاعاتی آمریکایی و برخی کشورهای منطقه و آموزش های مذهبی و نظامی آنها بود، حمله کند و حال گروه داعش با داعیه تشکیل خلافت اسلامی و با عقبه ای بسیار شبیه به القاعده و طالبان و شاخه ای فرعی از این گروه، بار دیگر در هیبت تهدیدی برای منافع غرب و بویژه آمریکا در خاورمیانه ظاهر شده است و زمینه شکلگیری ائتلافی جدید به رهبری این کشور را فراهم کرده است. در هر دو مورد نیز آمریکا بی نیاز از همکاری های ایران نبوده است.
آنچه اوباما در روز 7 سپتامبر در مصاحبه با تلویزیون ان بی سی از آن به عنوان بزرگترین خطری که کشورش با آن روبروست یاد کرد و آنچه در مورد ایران گفت آخرین اظهار نظر رئیس جمهور آمریکا در مورد ایران نخواهد بود؛ برای متحدان منطقه ای این کشور نیز شنیدن چنین موضعی از سوی آمریکا خوشایند نیست و در مقابل ما هم برای آن جشن و پایکوبی به راه نخواهیم انداخت ولی نشان می دهد اگر مقامات آمریکایی اراده و تصمیمی جدی برای برخورد با تهدیدات در حوزه خاورمیانه داشته باشند تنها کافی است صادقانه به ریشه این تهدیدات و معضلات نگاه کنند که نه در حوزه «تروریسم» و نه در ارتباط با «تسلیحات کشتارجمعی» مشکل ایران نیست؛ کشوری که خود در سه دهه گذشته همواره قربانی هر دو موضوع بوده است.

کارشناس امور بین الملل

4949

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.