• ۴بازدید
هند و منابع انرژی آسیای مرکزی؛

آیا مودی می‌تواند نفوذ هند در آسیای مرکزی را افزایش دهد؟

آسیا اقیانوسیه

عرصه سیاست داخلی هند با روی کار آمدن مودی، نخست وزیر جدید این کشور، شدیداً تحت تأثیر قرار گرفت. با این وجود، راهبرد مودی به‌منظور ارتقاء هند تا سطح یک قدرت بین‌المللی و نیز سیاست خارجی وی نسبت به آسیای مرکزی همچنان به‌صورت مشخص تعریف نشده است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پترونت، در واقع، در زمان دولت قبلی هند، تلاش‌های معدودی در راستای ورود به عرصه ژئوپولتیکی آسیای مرکزی صورت گرفت. با این وجود، دولت نوپای حزب بهاراتیا جاناتا، اکنون این فرصت را دارد تا تأثیر هند بر آسیای مرکزی را برجسته سازد و امنیت دسترسی هرچه بیشتر به منابع طبیعی غنی این منطقه را تأمین کند. این امر به‌معنای تعریف مجدد یک دیپلماسی فعال در قبال پاکستان و افغانستان است؛ امری که در زمان دولت قبلی هند هیچگاه به‌صورت بنیادی صورت نپذیرفت.

هند چهارمین مصرف‌کننده بزرگ انرژی در جهان محسوب می‌شود. در واقع، تقاضای انرژی این کشور با توجه به کمبود نیروی برق و زیرساخت‌های توسعه‌نیافته انرژی، به‌طور مداوم افزایش یافته است. مقامات هندی در دوره‌های مختلف زمامداری این کشور، نیاز به متنوع‌سازی منابع انرژی این کشور را تشخیص داده‌اند و در این میان، آسیای مرکزی با در نظر گرفتن منابع سرشار نفت، گاز و اورانیوم، یکی از مناطق کلیدی به‌منظور کاهش وابستگی هند در حوزه انرژی به خاورمیانه بوده است.

مقامات هندی اخیراً گام‌های بلندی را در این زمینه برداشته‌اند. این اقدامات را می‌توان در قالب سیاست «پیوند با آسیای مرکزی» خلاصه کرد که از سال 2012 اتخاذ شد. در واقع، در این خط‌مشی، روی افزایش و تقویت همکاری‌ها در زمینه‌های آموزشی، دارویی، فناوری اطلاعات و به‌خصوص انرژی، تأکید شده است. پیش از این نیز در سال 2006، دولت هند اعلام کرد که 17 میلیون دلار روی توسعه ایستگاه برق‌آبی ورزوب 1 در تاجیکستان سرمایه‌گذاری کرده است. این اقدام، در راستای بهره‌برداری از قابلیت‌های تاجیکستان در زمینه تولید برق صورت گرفت.

با این وجود، حضور هند در عرصه انرژی آسیای مرکزی، همچنان چندان مشهود نیست. در واقع، مبادلات تجاری هند با پاکستان و افغانستان، در سطح ناچیز 500 تا 760 میلیون دلار باقی مانده است. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری هند روی میدان ساتپایف قزاقستان (سهم 25 درصدی خریداری‌شده توسط شرکت نفت و گاز طبیعی هند)، علی‌رغم اینکه یک موفقیت ژئوپولتیک در راستای افزایش حضور در این منطقه محسوب می‌شود، عواید محدودی خواهد داشت؛ چراکه بنا به برآوردها، تنها 3 درصد از منابع شناخته‌شده قزاقستان در میدان مزبور قرار دارد.

در مقابل، رقبای منطقه‌ای هند یعنی چین و روسیه، واجد منابع اقتصادی گسترده  و دستگاه دولتی اثربخشی‌تری هستند که دسترسی به بازار انرژی آسیای مرکزی را به‌راحتی برای آن‌ها امکان‌پذیر می‌سازد. در واقع، قابلیت چین در بهره‌برداری سریع از منابع به‌منظور توسعه ارتباطات، حمل و نقل و احداث زیرساخت‌های خط‌لوله در آسیای مرکزی، از لحاظ مقیاس و سرعت پیش‌برد کار، بی‌نظیر است. اغلب گفته می‌شود که در مقابل سرمایه‌گذاری میلیونی هند، چین میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری می‌کند.

شایان توجه است که هند در رقابت با چین بر سر دستیابی به سهم 8.4 درصدی از میدان نفتی دریایی کاشاگان قزاقستان نیز شکست خورد. این در حالی است که موفقیت در این عرصه می‌‌توانست سبب تقویت جایگاه ملی هند و حضور پررنگ‌تر این کشور در منطقه شود.

از طرف دیگر، روسیه نیز به‌واسطه سال‌ها تعامل دوجانبه، روابط عمیقی با کشورهای آسیای مرکزی برقرار کرده است و شرکت دولتی گازپروم کنترل بخش عمده‌ای از عملیات احداث خط‌لوله در این منطقه را بدست گرفته و هند را از مزایای استراتژیک در این حوزه محروم کرده است.

با توجه به موارد مزبور، شکاف عمیقی میان تمایلات منطقه‌ای دولتمردان هند و واقعیت‌های محلی، وجود دارد.

در واقع، دسترسی هند به منابع انرژی آسیای مرکزی، پیچیدگی‌های لجستیکی‌ای نیز دربر دارد. در دهه‌های اخیر دو گزینه پیش‌روی دولتمردان هندی قرار داشته است.

گزینه اول عبارت است از احداث خط‌لوله موسوم به تاپی که میادین گازی حاشیه خزر در ترکمنستان را به افغانستان، پاکستان و نهایتاً به هند منتقل می‌کند. با این وجود، موانع آشکاری در مقابل تکمیل این پروژه وجود دارد. برای نمونه، هند روابط خوبی با پاکستان ندارد و دو کشور متقابلاً حمل و نقل بین‌مرزی را برای طرف مقابل محدود کرده‌اند. مانع دیگر، بی‌ثباتی دائمی در افغانستان است که پس از مداخله ناتو نیز وخیم‌تر شده و امکان احداث یک مسیر حمل و نقل امن در خاک این کشور را ناممکن کرده است.

طرح پیشنهادی دوم نیز عبارت است از احداث خط‌لوله‌ای که از میدان گازی پارس جنوبی ایران تا پاکستان و سپس هند امتداد می‌یابد. اما این گزینه نیز با مانع پاکستان مواجه است. به‌علاوه، تحریم‌های غرب علیه ایران نیز مانع دیگری در مقابل پیش‌برد این پروژه محسوب می‌شود.

بنابراین هند در حال‌حاضر با مخمصه‌ای جدی مواجه است. در واقع باید دید که در مواجهه با رقبای قدرتمندی نظیر چین و روسیه، موانع حمل و نقل و نبود مرز مشترک با کشورهای پاکستان و افغانستان، دولتمردان هند چه دیپلماسی اثربخشی در حوزه انرژی می‌توانند اتخاذ کنند؟

با توجه به موارد مذکور، به نظر می‌رسد که تنها راه‌حل پیش‌رو، تقویت روابط دیپلماتیک هند با پاکستان است. این در حالی است که مودی با اتخاذ موضعی خصمانه، خاطرنشان کرده است که کارشکنی‌های پاکستان را تحمل نخواهد کرد. اما باید دید که وی چگونه خواهد توانست تقاضای مستمر جامعه تجاری ایالات مرزی پنجاب، راجستان و گوجرات برای برقراری روابط تجاری با پاکستان را برآورده سازد.

بدیهی است که مودی قصد دارد فضای کسب‌وکار هند را بهبود بخشد و مدل بازار آزادی را که پیش از این در ایالت گوجارات به‌اجرا گذاشته است، اکنون در مقیاس ملی نیز اجرایی کند. در واقع، سیاست خارجی وی مسلماً تجارت‌گرا خواهد بود. از سوی دیگر، با قدرت رسیدن نواز شریف اقتصادگرا در پاکستان، زمینه لازم جهت افزایش همکاری‌های دوطرف نیز فراهم شده است. نواز شریف اخیراً نسبت به تشنج‌زدایی از روابط دو طرف ابراز تمایل کرده و در راستای نشان دادن حسن‌نیت خود، در مراسم تحلیف مودی نیز شرکت کرده است. با این وجود، وی باید به‌منظور تغییر رویکرد‌های پیشین، ارتش قدرتمند پاکستان را متقاعد کند تا در برقراری صلح و پیشرفت کشور سهیم شود و از سوی دیگر، مودی بایستی با تعدیل گرایشات ملی‌گرایانه و پوپولیستی خود، تنش‌های موجود بین دو کشور را تقلیل دهد.

به‌علاوه، هند می‌تواند نقش سازنده‌ای را نیز در افغانستان ایفا کند. در واقع، این کشور نیز می‌تواند به‌عنوان یکی از مسیرهای پیوند هند به بازار انرژی آسیای مرکزی، مد نظر مقامات هندی قرار گیرد.

از طرف دیگر، هند و روسیه می‌توانند درعوض رقابت، در راستای افزایش امنیت در منطقه با یکدیگر همکاری کنند، چراکه با برقراری ثبات در افغانستان، هر دو طرف منتفع خواهند شد. علاوه‌بر این، آن‌ها می‌توانند سرمایه‌گذاری مشترک روی زیرساخت‌های توسعه‌نیافته و تقویت تجارت بین مرزهای تاجیکستان و افغانستان را نیز مد نظر قرار دهند.

به این ترتیب، امکان بهره‌برداری از فرصت‌های موجود در آسیای مرکزی برای هند وجود دارد. اما تا زمانی‌که پیشرفتی در روابط هند با پاکستان حاصل نشود یا وضعیت امنیتی افغانستان بهبود نیابد، دسترسی پایدار به منابع منطقه، امکان‌پذیر نخواهد شد.

وبگردی