۰

بعد از ناامیدی از ناطق نوبت به لاریجانی رسید!

  • ۶۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
علی لاریجانی, اصولگرایان

علی لاریجانی علیرغم نقش پررنگ اصولگرایانه اش در انتخابات مجلس نهم، سال گذشته و در جریان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ نتوانست محوری برای هم جناحی هایش باشد.

علی لاریجانی علیرغم نقش پررنگ اصولگرایانه اش در انتخابات مجلس نهم، سال گذشته و در جریان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ نتوانست محوری برای هم جناحی هایش باشد. شاید تنها همان جمله معروفش در وصف قالیباف زمانی که بجای او در مراسم افتتاح بزرگراه امام علی علیه السلام حضور یافته بود، به دفاع انتخاباتی وی از قالیباف تعبیر شد: «قالیباف به دنبال جمع‌آوری رأی حلال است.» اما انتخابات دهم مجلس در راه است و لاریجانی نمی تواند در میان اصولگرایان موثر نباشد؛ اما به نظر می رسد اصلاح طلبان برای او خواب هایی دیده اند...

یک مهربانی مشکوک!
این روزها اصلاح طلبان با لاریجانی مغضوب سال های پیششان مهربان تر شده اند؛ او را اصولگرای میانه رو می نامند؛ از مدیریتش بر مجلس مدح می گویند و حتی زمزمه هایشان می رسد که لاریجانی رئیس مجلسی باشد که آنان از هم اکنون اصلاح طلبش می دانند؛ لاریجانی رئیس مجلس اصلاح طلبان!

از سال های صداوسیمایی لاریجانی و پخش کنفرانس برلین و چراغ و هویت و تشنه شدن رادیکال های اصلاح طلب به خون علی لاریجانی سال های زیادی می گذرد و حالا این جماعت رانده شده از ناطق نوری و مانده شده در کاندیداهای خودشان، سراغ علی لاریجانی رفته اند؛ اصولگرایی که وقتی رییس سازمان صدا و سیما بود و دولت در دست اصلاح طلبان، به دستور محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاحات برای مدتی از هیات دولت اخراج شد؛ اما حالا چه شده است که گذر اصلاح طلبان به همین لاریجانی اخراجی از هیئت دولت اصلاحات افتاده است؟

سیمای لاریجانی تعطیل باید گردد!
رسانه های اصلاح طلب این روزها همه اختلافات لاریجانی با طیف احمدی نژاد و طیف پایداری را یک به یک لیست می کنند؛ اما از فحاشی های سال ۷۹ به لاریجانی پس از پخش کنفرانس برلین سخنی به میان نمی آورند و ترجیح می دهند در خاطره ها نباشد که پس از پخش آن ۳۰ دقیقه از شبکه اول سیما، اصلاح طلبان تا مرز تکفیر علی لاریجانی پیش رفتند و وسط خیابان شعار می دادند سیمای لاریجانی تعطیل باید گردد! حالا راه ندادن رئیس سازمان صدا و سیما به هیئت دولت اصلاحات که بماند!

در همه ی جدل های سال های آخر دولت دهم با مجلس هشتم هم، رسانه های اصلاح طلب سمت و سوی نوشته هایشان در دفاع از لاریجانی بود؛ همان روزها هم لاریجانی و نظراتش برای آنان چندان مهم نبود؛ اما هیزم ریختن بر آتش آن اختلافات دست و پاگیر، برای اصلاح طلبان تیری بود که به چند هدف می خورد؛ هم دولت رقیبشان را تخریب می کردند؛ هم اختلافات میان رقبایشان را پررنگ می کردند؛ هم نانی به لاریجانی قرض می دادند شاید برای روز مبادایشان!

تفرقه انگیزی؛ خشت اول سیاست اصلاح طلبان
هر مدلی که بخواهیم این یارگیری اصلاح طلبان از میان اصولگرایان را تفسیر کنیم، خشت اول آن تفرقه انگیزی میان اصولگرایان خواهد بود. اصلاح طلبان مهارت زیادی در دو قطبی سازی جامعه دارند و حالا قصد دارند همان دو قطبی سازی را میان اصولگرایان نیز کلید بزنند. آنها با دو قطبی سازی جامعه، هویت خود را در مواجه با حریف تعریف می کنند و زیست شان در غوغای تقابل با رقیب سیاسی شکل پررنگ تری به خود می گیرد و با دو (یا چند) قطبی سازی گروه حریف، خط تفرقه اندازی میان آنان را دنبال می کنند. از همان آغاز سخن گفتن رسانه های اصلاح طلب در مورد علی لاریجانی، او را «اصولگرای میانه رو» می نامند تا دو قطبی تندرو و میانه رو در میان اصولگرایان یک اصل غیرقابل انکار تلقی شود.

فراتر از رسانه های اصلاح طلب، عطریانفر هم که این سال ها کمتر و کمتر به میدان سیاست پا نهاده، همراهی اصلاح طلبان با لاریجانی را لازم می داند: «نباید در این تردید کنیم که اندیشه معتدل و معقول آقای لاریجانی به مجلس راه پیدا کند. به نظر من حتی نه تنها ایشان و همفکرانشان باید وارد مجلس شوند، بلکه اصلاح‌طلبان تلاش کنند اگر وی در جایگاه ریاست مجلس هم قرار گرفت با او همراه باشند.» او حتی پا را فراتر گذاشته و به نوعی روش کار لاریجانی را اصلاح طلبانه می خواند: «باید در نظر بگیریم اگر ریشه ایشان اصولگرایی است، اما روند مدیریتی او در مجلس اصلاح‌طلبانه است.»

مصادره به مطلوب آرا
یافتن چرایی عزیز شدن لاریجانی در میان اصلاح طلبان شاید چندان سخت نباشد. اصلاح طلبان در مورد روحانی و ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی هم اینگونه عمل کرده اند؛ روزی بدترین تخریب ها را علیه آنان داشتند و روزی دیگر که پیروزی انتخاباتی و منافع سیاسی شان ایجاب می کرد، در مقابل رقیب مشترک با آنان همسو شدند و نداشتن پایگاه اجتماعی شان را پوشاندند. اصلاح طلبان که در انتخابات ۹۲، با علم به نداشتن رأی، کاندیدایشان را وادار کردند تا از گردونه ی رقابت های انتخاباتی کنار بکشد، در انتخابات آتی نیز به دنبال کسی می گردند که هم مشهور باشد، هم رأی آور و هم خوشنام و خوش سابقه در انقلاب؛ تا هم برای اصلاح طلبان رأی بیاورد و هم شائبه های فتنه گری و ضدیت با نظام را از پیشانی آنها بزداید.

لاریجانی حسب مواضع و عملکردش و با توجه به اصالت خانوادگی اش، حمایت علمای قم را با خود به همراه دارد و کمتر کسی در رأی آوری لاریجانی از شهر قم تردید دارد. بنابراین حمایت اصلاح طلبان از او نه تنها چیزی بر او نخواهد افزود، بلکه حامیان سنتی اش را هم دلخور و حتی شاید از اطراف او دور کند. و البته به موازات این از دست دادن حامیان مردمی، توده های حامی اصلاح طلبان به جمع هواداران وی اضافه نخواهند شد؛ چه آنکه گرچه سیاست های اصلاح طلبان بر همراهی با لاریجانی منطبق می شود، اما هواداران مردمی اصلاح طلب هیچگاه مواضع اصولگرایانه وی را از خاطر نخواهند برد و همچون حمایتشان از هاشمی رفسنجانی، شاید در برهه ای با هدایت لیدرهای اصلاح طلب یا به منظور گذر از یک انتخابات، حامی رقبای سابق شوند، اما حامی آنان باقی نخواهند ماند. اما از سوی دیگر، چنین حمایتی برای اصلاح طلبان سود بسیاری خواهد داشت؛ آنان حمایت خود را دلیل پیروزی لاریجانی خواهند دانست و آن وقت است که سهم خواهی هایشان در قوه مقننه آغاز خواهد شد. اتفاقی که در انتخابات ۹۲ و سپس شکل گیری دولت یازدهم تجربه ی آن را دارند.

****
نقش تعیین کننده را در این میان شخص علی لاریجانی بر عهده دارد. او از برخی برخوردها می تواند رنجیده باشد و متاسفانه برخی تندروی ها در حمله به وی و اقدامات غیرشرعی و غیرقانونی علیه لاریجانی (همچون ماجرای برهم زدن سخنرانی وی در ۲۲ بهمن یا تلاش برای تخریب وی با پخش فیلم برادرش در مجلس) زمینه را برای مصادره ی او توسط اصلاح طلبان فراهم آورده است، اما او نیازی به حمایت اصلاح طلبان ندارد و نباید بگذارد برخی مواضع او برای جلوگیری از تنش، چراغ سبزی برای این جریان تلقی شود. اینکه او از سران اصولگرایان خواهد بود یا پرده پوش ضعف های اصلاح طلبان، چیزی ست که خود او تصمیمش را خواهد گرفت. شاید لازم است لاریجانی هم همچون ناطق نوری تصریح کند که با طناب پوسیده ی اصلاح طلبان به چاه نخواهد رفت.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.