۰

اردوغانیسم و داوود اوغلوایسم در ترکیه

  • ۷بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
رجب طیب اردوغان,ترکیه

کنار رفتن عبدالله گل و ارتقای اردوغان و داوود اوغلو صحنه آرایی جدیدی را در سپهر سیاسی ترکیه پدید آورده است.

رضا صولت

انتخابات برگزار شد و اردوغان با پراکندگی رایی شبیه انتخابات شهرداری های پیشین با کسب 51.8% آرا به عنوان رئیس جمهورجدید ترکیه جدید برگزیده شد. اکملا الدین احسان اوغلو  و صلاح الدین دمیرتاش نیز به ترتیب 38.4% و 9.8% آرا را به دست آوردند. به بیان دیگر در 55 استان اردوغان، در 15 استان احسان اوغلو و در 11 استان دمیرتاش  اکثریت رای ها را به خود اختصاص دادند. در شمارش آرای شهروندان ترک در 54 کشور جهان 62.63% ارا از آن اردوغان، 29.01 % آرا از آن احسان اوغلو و 8.35% آرا از آن دمیرتاش بود. از روز پنج‌شنبه ، با انجام مراسم سوگند ریاست‌جمهوری، رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر پیشین ترکیه، که پیروز نخستین انتخابات مستقیم ریاست‌جمهوری شده، بر این مسند نشست و جای او را در رهبری هیئت وزیران، احمد داووداغلو، وزیر خارجه پیشین گرفت. داووداغلو در یک سخنرانی برای اعضای حزب عدالت و توسعه در روز پنجم مرداد ماه گفت عضویت در اتحادیه اروپا از اهداف استراتژیک دولت او است و آنکارا قاطعانه این موضوع را دنبال می‌کند.

خبرگزاری رویترز نیز در پایان مرداد ماه گزارش داده بود که اردوغان، حل و فصل مسئله فتح‌الله گولن، از چهره‌های سرشناس مخالف دولت ترکیه که ساکن آمریکا است، روند صلح با کرد‌ها و نیز قانون اساسی جدید ترکیه را از اولویت‌های دولت داووداوغلو عنوان کرده است . تا همین اواخر، پیش بینی آینده نزدیک ترکیه برای هر کسی مبهم بود.زيرا  رایج ترین سوال کارشناسان

 این است که آیا اجرای مدل پوتین-مدودف بین رجب طیب اردوغان که کرسی ریاست جمهوری را بدست آورده و عبدالله گل محتمل است یا نه؟

. ديدگاه غالب اين است كه داود اوغلو تنها نقش یک «سرپرست» را بازی خواهد کرد.اما نگارنده معتقد است نقش  داوود اوغلو در سياستهاي داخلي و خارجي حتي فراتر از خود اردوغان است.چرا كه رفتار عاقلانه  داوود اوغلو می تواند به عنوان وزنه توانمندی برای متعادل کردن تکروی های اردوغان باشد. با توجه به توازن موجود بین این دو چهره سیاست ترکیه، جانشینی به سبک مدل پوتین-مدودف منطقی به نظر نمی رسد. پس بايد افزود داود اوغلو، اندیشه، شیوه آرام و سیاست هایی مترقی دارد و اردوغان کاریزما و جاذبه سیاسی.

اما برای کسانی که این دو را می شناسد و مهمتر از آن از مکانیزم درونی حزب عدالت و توسعه داووداوغلو  و اردوغان از اعضای موسس آن هستند اطلاع دارند، شانس به وقوع پیوستن مدل روسي

نزدیک به صفر است.پس اکنون با تغییرات صورت گرفته در این کشور و با حضور احمد داووداوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در پست نخست وزیری، منتقدان جدی حزب عدالت و توسعه اردوغان و یارانش را متهم کردند که آنها به دنبال «نوعثمانیزم» در سیاست هستند

داووداوغلو را ادامه دهنده راه رجب طیب اردوغان خواند و وی را زمینه ساز تغییر نظام این کشور از پارلمانی به جمهوری دانست. این در شرایطی است که احزاب اپوزیسیون این کشور معتقدند شرایط در دوران نخست وزیری داووداوغلو بدتر از گذشته خواهد شد. . با وجود این با جایگزین شدن داووداوغلو، اپوزیسیون این کشور به سرعت واکنش منفی نشان داد و حضور وی را در پست نخست وزیری یک «عقب گرد» قلمداد کردند. در این راستا حزب حرکت ملی ترکیه، که از آنها به عنوان ناسیونالیست های ترکیه یاد می شود حضور داووداوغلو را ورشکستگی کامل در عرصه سیاست خارجی و داخلی دانست و دولت باحچه لی، دبیر کل این حزب گفت که وی به راهی رفته است که هم اینک ترکیه در انزوای کامل به سر می برد. در حالی که پیش از بهار عربی این کشور توانسته بود با سیاست خارجی «به صفر رساندن مشکلات منطقه ای» با کشورهای منطقه ارتباط نزدیکی برقرار کند اما با شروع بهار عربی و تغییر سیاست این کشور، در انزوای کامل به سر می برد.با این كه گفته مي شود د داووداوغلو نفراتی را برای کابینه معرفی خواهد کرد که پل آمال اردوغان را از سیستم پارلمانی به سیستم جمهوری بسازد اما اساسا كابينه اي كه داوود اوغلو معرفي كرده كابينه اقتصاد محور هست حتي  چه آن زمان که وی نقش مشاور اردوغان را داشت و چه زمانی که سکاندار سیاست خارجی این کشور شد. ، وی توانست با تئوری به صفر رساندن مشکلات همسایه گان، آنها را به سرمایه گذاری در ترکیه تشویق کند. گفته می شود که ثبات در رشد پنج درصدی سالیان اخیر ترکیه مرهون این نظریه بوده است.هدف اصلي نگارنده در اين برسي مقاله هدف گذاري اردوغان و داود اوغلو و كنار گذاشتن عبدالله گل است.

بررسی و مرور سیاست خارجی تركیه از بعد جنگ جهانی اول تاكنون یادآور تئوری معروف پالمرستون است که معتقد بود: «دوستان و دشمنان دائمی وجود ندارند چرا كه، منافع ملی دائمی وجود دارد». دستگاه دیپلماسی تركها در طول تاریخ با هر نوع ماهیت حاكمیتی كه داشتهاند به یك شكل عمل كرده اند و فقط ابزار و وسایل آنها با همدیگر متفاوت بوده است؛ این وضعیت نشأت گرفته از الزامات محیط داخلی و بازیگران بینالمللی است. اما در هر سه سبك حكومتی كمالیسم، اردوغانیسم و داوود اوغلویسم دو فاكت مشترك دیده میشود: الف): سوار شدن برموج جهانی بصورت مقطعی و تاكتیكی به منظور برآورده كردن استراتژیهای بلندمدت تركیه. ب) استفاده از قدرت نرم و تئوری هوش سرشار تا با كمترین هزینه، بیشترین منافع را نصیب تركیه كنند. در این راستا ترکها تلاش دارند تا با نوع سیاستی كه آمریكا و اتحادیه اروپا در ارتباط با رویدادهای بین المللی اتخاذ میكنند، همخوانی ایجاد كنند تا ضمن جهت دادن به سیاست خارجی خود، منافع ملی خود را در پرتو بحرانهای بین المللی حداكثرسازی كنند. حاكمیت آنكارا در طول تاریخ همیشه با توجه به جامعه‌شناسی سیاسی تركیه با تاكید بر ارزشهای جهانی و منافع ملی حركت كرده است؛ چون خواستهها و منافع، صورت‌بندی اجتماعی آنها در همین راستا تعریف شده است.


بدین ترتیب حاكمیت تركیه با هر نوع ماهیتی در طول تاریخ با یك انگاره ارتباطی بنام هوش سرشار و قدرت نرم حركت كرده است؛ و عامل شتاب‌دهنده به دیپلماسی آنها بحران بوده است؛ بحران در ذات خود خلاء ایجاد میكنند؛ و آنكارا نیز همیشه به دنبال كشف ارتباط  بین منافع ملی خود و شكافهایی است كه در طول بحرانها ایجاد میشوند تا از این رهگذر اهداف راهبردی خود را بعنوان یك بازیگر تصمیم‌ساز و تأثیرگذار پیگیری كنند.

اردوغان و داوود اوغلو كه در طی چند سال اخیر در دیدگاههای اعلانی خود از تنش‌زدایی و استراتژی به صفر رساندن مشكلات با همسایگان طرفداری میكردند و به دنبال متوازن‌سازی در جهت‌گیری دیپلماسی تركیه بودهاند؛ هم‌اكنون این تلاشهای چندساله را نادیده گرفته و سمت‌وسوی سیاست خارجی آنكارا را متناسب با غرب و ملاحظات آن تنظیم كردهاند.
این اقدامات سران حزب حاكم عدالت و توسعه، حتی سران دو حزب كمالیستی حاضر در پارلمان تركیه را نیز حیرت‌زده كرده است. حتی «دولت باغچه لی» رهبر حزب ملی‌گرای حركت ملی گفته است. «كه اردوغان تا دیروز بشار اسد را دوست و برادر خود میخواند اما اكنون از پشت به وی خنجر زده و به عنوان شریك غرب در منطقه عمل میكند» در همین راستا كمال كلیچ اوغلو نیز درباره اقدامات حزب عدالت و توسعه اظهار شگفتی نموده است.

اقداماتی از این قبیل در جهت‌گیری سیاست خارجی تركیه پدیده تازهای نیست بلكه در طول تاریخ سران حاكم با استفاده از استراتژی «دو گام به جلو و یك گام به عقب» حركت كردهاند. در حقیقت گرایشهای تركیه به سمت غرب كه در نوع خود كمنظیر بود در سالهای اخیر با اقدامات حزب عدالت و توسعه ابعاد رئالیستی پیدا كرده و حتی ریشهدارتر نیز شده است. اما به نظر نگارنده عامل غیرقابل پیش‌بینی در سیاست خارجی تركیه سوءظنی است كه ساخت سیاسی این كشور نسبت به غرب و كشورهای خاورمیانه دارد كه باعث میشود كه تركها با نظام بینالملل محافظه‌كارانه برخورد كنند.

اما همانطور كه گفته شد استفاده از ابزارها و قدرت نرم فاكتور مشتركی بین حاكمیت آنكارا با هرنوع ماهیتی از لحاظ شیوه حكومتی میباشد. به نظر میرسد در این بین یكی از دلایلی كه آمریكا و اروپا نیز به تركیه نزدیك میشوند قدرت جاذبه آنكارا میباشد؛ چرا كه غرب معتقد است كه تركها بر بسیاری از كشورهای خاورمیانه اثرگذار هستند.

در همین راستا نیز تركیه با استفاده از این اهرم برای اثرگذاری بر دیگران برای بدست آوردن پیامدهای مطلوب منافع ملی خود حركت میكنند. اما سنت سیاست خارجی آنكارا نشان داده است كه قدرت نرم آنها تا حدود زیادی متناسب با فرهنگی است كه غرب تعریف میكند. در واقع قدرت نرم تركیه رهیافتی است كه نیاز به همراهی و همكاری با آمریكا و اروپا دارد. در این میان نیز غرب هم به واسطه موقعیت ژئواستراتژیكی تركیه به آنها نیازمند است. بنابراین ارتباطات شبكهای گستردهای بین منافع و ارزشهای غرب با آنكارا وجود دارد كه باعث میشود ارتباطات و اهداف هر دو طرف را پوشش دهد. مخصوصاً اینكه در حال حاضر آمریكا و اروپا درگیر مشكلات داخلی هستند و بسیاری از مسئولیتهای خود در خاورمیانه را به تركها واگذار كردهاند. نتیجه اینكه تغییر استراتژی به صفر رساندن مشكلات این بوده است كه سران حزب عدالت و توسعه با تكیه بر عصر جهانیشدن اطلاعات، علی‌رغم ورود به مناقشات منطقه‌ای؛ سیاست سنتی نگرش به غرب را ریشه‌دارتر نیز كرده است. هرچند به نظر نگارنده دلیل این مسئله را باید در ماهیت جامعه‌شناسی سیاسی و ساخت حاكمیتی تركیه جستجو  كرد. و ساختار تك ـ چند قطبی نظام بین‌الملل و موقعیت ژئواستراتژیك تركها در منطقه پر تنش خاورمیانه به آنكارا امكان لازم را میدهد كه در جهت خواستههای خود از غرب از كارت بحران به عنوان یك عامل شتاب‌دهنده استفاده كنند.بنابراين اردوغان نمي تواند بخاطر محيط سياسي تركيه تكروي كند. از طرفي  نتيجه حذف عبدالله گل يك پيام مهم براي اردوغان دارد كه اگر عبدالله گل  تصمیم بگیرد قدرتمندترین رقیب اردوغان شود، این اتفاق خواهد افتاداردوغان به خوبي مي داند که این عبدالله گل بود که "جنبش نوسازی" را علیه نجم الدین اربکان، چهره قدرتمند اسلامگرای آن دوران رهبری کرد و اردوغان بخاطر اجتناب از خیانت به اربکان از این جنبش فاصله گرفته بودولي پس از شرکت اردوغان این جنبش قدرتمند تر شد. مساله دیگر نتیجه انتخابات بود 

 که اردوغان به قدرت رسيد چنانچه مدت ها  است در سخن و عمل نشان داده  به ویژه با توجه به سخنان معروفش در هنگام  اعلام پیروزی انتخابات شهرداری ها در بالکن منزلش وی هیچ گونه انعطافی در برابر اپوزیسیون نخواهد داشت. ترس اپوزیسیون نیز بیشتر از تحدید آزادی ها و مشارکت های اجتماعی و سیاسی است. از سوی دیگر مساله ی  رهبری حزب عدالت و توسعه است. در صورتی که ترکیه نیز مدل مدودف پوتین را پیاده کند آینده پیش بینی شونده برای حزب مثبت است در غیر این صورت امکان انشعاب در حزب به ویژه در دوره ریاست جمهوری اردوغان زیاد است. بیش از آنکه حزب عدالت و توسعه در سطوح عالی از یک انسجام و ساختار حزبی برخوردار باشد پیرامون اردوغان متمرکز بوده است و بسیاری از صاحب نظران معتقدند با نبود وی در راس این حزب، حزب از هم خواهد پاشید. این در حالی است که به نظر نمی رسد اردوغان بخواهد به هر گونه تفرقه و انشعابی در حزب عدالت و توسعه حتی در دوران ریاست جمهوری اش اجازه دهد.پس بار ديگر نويسنده تكرار ميكند كه حزب عدالت وتوسعه در هر انتخاباتي پيروز خواهد شد مگر ايتكه اتفاقي مانند حزب سعادت براي حزب عدالت و توسعه اتفاق نيفتد و حزب از درون دچار انشعاب نگردد و اين مشروط به اين است كه اردوغان بار ديگر نقش عبدالله گل را پررنگ تر نمايد .

49308

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.