اسماعیلی:

امام موسی‌صدر به آزادی و آزادگی انسان اعتقاد کامل داشت

امام موسي صدر

یک عضو حقوقدان شورای نگهبان گفت: نوع نگاه امام موسی صدر به هستی، به جهان‌بینی، به خدا، ‌به انسان و نوع نگاه او به دین و پیامی که برای بشریت داشت، چهار محورعمده است که در تمام آثارش دیده می‌شود.

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در نشست "کرامت انسان و آثار آن از دیدگاه امام موسی صدر" با بیان این‌که «همزمان بودن با شخصیت‌های بزرگ مانعی است برای اعتراف به عظمت افکار و روح بزرگ آنها» گفت: امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند که بعدا ابعاد شخصیت من برای شما مشخص خواهد شد و اسرار من هویدا خواهد گشت. بدون اینکه قصد مبالغه داشته باشم به نظر می‌رسد که سنت تاریخ این است که هر که در بینش و منش به امیرالمومنین تقرب بیشتری پیدا کرده است از این جام بیشتر نوشیده است و شخصیت‌های بزرگ معمولا اینطور هستند که بعد از مدت‌های مدید به ابعاد آنها پی خواهند برد.

وی همچنین با اشاره به مانع دیگری که می‌تواند باعث عدم شناخت صحیح انسانی شود، گقت: حجاب دیگر در کنار حجاب معاصرت ( هم زمان بودن) حجاب شهرت است. خیلی از آدم‌ها مشهورند به عظمت علمی، اما وقتی آنها را از نزدیک می‌بینی خبری نیست. اما بعضی از شخصیت‌ها هم هستند که نورانیت یک جنبه از وجودشان آنقدر خیره کننده است که باعث می‌شود انسان نتواند دیگر ابعاد وجود آنها را ببیند و من امروز می‌خواهم فروتنانه اعلام کنم که امام موسی صدر برای من اینگونه بود. زیبایی هجرت و خدمت وسیعی که کرده بود مانع از این می‌شد که از او به عنوان یک اندیشمند و متفکر هم شناخت داشته باشیم.

اسماعیلی که در سیزدهمین نشست گفتارهای موسسه تحقیقاتی فرهنگی امام موسی صدر سخن می‌گفت، افزود: با خواندن آثار امام موسی صدر جدا از یک روحانی خدوم می‌توان از او با عنوان یک اسلام شناس با سه ویژگی کم نظیر یاد کرد، ویژگی‌هایی که اجتماعش در یک نفر کم دیده شده است. اول از همه این که ژرف‌نگر است و از هیچ نکته سطحی عبور نکرده است. او به معنای دقیق کلمه فقیه، یعنی ژرف‌نگر است. دوم اینکه زیبانگر است به این دلیل که جهان و انسان را زیبا می‌بیند و سوم اینکه نیکو گفتار است. خیلی‌ها عمیق نگاه می‌کنند و خوب می‌بینند اما نمی‌توانند خوب ارائه دهند.

اسماعیلی درباره انتخاب دلایل موضوع مورد بحث، یعنی کرامت انسان و آثار آن در آثار امام موسی صدر گفت: انتخاب این موضوع هم دلایلی دارد، یک اینکه نوع نگاه به انسان در نوع نگاه به هستی و جهان و خدا موثر است. اگر جسارت داشتم می‌گفتم که پایه آن نگاه‌هاست که می‌ترسم به اومانیست بودن متهم شوم. نوع نگاه به انسان است که رابطه انسان با خدا، طبیعت و دین را معین می‌کند و دلیل دوم که چندین سال است که در پی آن بوده‌ام، این است که اگر نگویم کرامت ذاتی انسان و حقوق ناشی از این کرامت گفتمان اصلی جهان امروز است حداقل باید بگویم که مهمترین گقتمان است و ما به عنوان کسانی که مدعی ارائه یک اندیشه نو و راه تازه به جهانیان هستیم چاره‌ای نداریم که دراین باره اظهار نظر کنیم. متاسفانه باید بگویم که اظهارنظرهایمان در این زمینه مثل خیلی از زمینه‌های دیگر انفعالی و ناشی از افراط و تفریط است و امام موسی صدر توانسته است یک اعتدال نظری و عملی به تمام معنا در این زمینه ارائه دهد.

وی در ادامه با طرح این سوال که امروزه بشر می‌پرسد آیا من فارغ از دین، جنس، دانش، ‌رنگ، زبان و ملیتم و به تعبیر اعلامیه حقوق بشر آیا فارغ از هر گونه تمایزی دارای ارزشی هستم یا خیر، حقی دارم که باید رعایت شود؟ افزود: گفتمان رایج و غالب در پاسخ به این پرسش مثبت است که بله، حیثیت ذاتی انسان شرافت مندانه است. انسان اصولا موجود ذی حق است پیش از آنکه مکلف باشد. نویسندگان و طرفداران اعلامیه حقوق بشر ادعایی جز این ندارد و اعلامیه حقوق بشر را با همین مقدمه شروع می‌کنند و جالب این است که در انتهای اعلامیه حقوق بشر تصریح می‌کنند که هیچ از یک مواد و عبارات آن نمی‌توانند به گونه‌ای تبیین و تفسیر و نتیجه گری شوند که با آن کرامت ذاتی مغایرت و اختلافی داشته باشد. در سایر اعلامیه‌ها هم این مشی ادامه داده شده است.

اسماعیلی گفت: این مبانی است که جهان امروز انتخاب کرده است و گفتمان علمی و عملی را سامان داده است و چشم‌های بیدار و دل‌های هوشیار منتظرند که موضع گیری ما را در این زمینه بشوند و ما نتوانسته‌ایم پاسخ صحیحی بدهیم.

وی در ادامه افزود: اصل کرامت بشر نمی‌تواند برای یک فرمان مورد تردید واقع شود. این تصریح متون دینی است و همه آن آیه را می‌دانیم که لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم.... این آیه به صراحت می گوید که ما بنی آدم را کرامت دادیم. هیچ قیدی هم ندارد و نگفته است ولقد کرمنا المومنین، یا لقد کرمنا المسلمین. ظهور این آیه می‌گوید که انسان به ماهو انسان دارای کرامت و ارزش است. صاحب حرمت است. از میان مفسرین نظرعلامه طباطبایی را ارجح می‌دانم که می‌گوید این آیه بیان حالت جنس بشر است. آخرهمین آیه می‌گوید که «فضلناهم»، تفضیل با تکریم تفاوت دارد. تکریم آن ارزشی است که ذاتا خدا برای انسان در نظر گرفته است و تفضیل ارزشهایی است که خود انسان کسب می‌کنند. که علما از آن به کرامت ذاتی اکتسابی یاد می‌کنند.

وی با اشاره به این‌که «اصل کرامت نمی‌تواند مورد تردید قرار گیرد، اما سوال این جاست که پس چرا از تعابیری چون «اولئک کالانعام بل هم اضل»، «ان الشر الدواب» و. .. هم در دین استفاده شده است؟» گفت: پاسخ سنتی علمای ما، که ما را دچار یک پارادوکس می‌کند این است که ما یک کرامت ذاتی داریم و یک کرامت اکتسابی. خدا انسان را مکرم آفرید اما به ما دستور داد تا برویم و یکسری کرامات را هم کسب کنیم. اما اگر کسی سراغ کرامت اکتسابی نرفت، سراغ تقوا و ایمان نرفت، کرامت ذاتی خود را هم از دست خواهد داد. یعنی اگر انسان ایمان ندارد از حیوان هم بدتر است. نمونه‌هایی از چنین نظری وجود دارد. آثار این نگاه هم معلوم است که شما می‌بینید در رسمی‌ترین میز خطابه جمهوری اسلامی ایران و در خطبه نماز جمعه گاهی می‌گویند: اینها که مسلمان نیستند، حیواناتی هستند که باید بگذارید بچرند و روزگار بگذرانند. آدم گاهی این ادبیات را ملاحظه می‌کند.

وی ادامه داد: مرحوم شهید مطهری به مناسبتی در کتاب علل گرایش به مادی گری می گوید که این طرز تفکر خطرناک‌تر از انحرافی است که کلیسا در دین ایجاد کرد و ضررش برای اسلام بیشتر خواهد بود. کاری که مسیحیت با دین کرد آتشش ما را گرفت چرا که بشریت را نسبت به دین بدبین کرد.

اسماعیلی تصریح کرد: سوال این است که آیا انسان اگر ایمان نیاورد، واقعا دارای کرامت نیست؟ و آن کرامت ذاتی حقی برای او به وجود نمی‌آورد؟ این است که باعث شده است عده‌ای منکر اعلامیه جهانی حقوق بشر شوند و بگویند که اومانیستی است و اسلامی نیست و آن را قبول ندارند. به نظر می‌رسد که اینگونه نباشد و اشتباه و خلطی صورت گرفته است. بله انسانی که ایمان دارد گمراه شده است اما آیا از انسانیت ساقط شده است. آیا باعث می‌شود که دیگر حقی نداشته باشد، آیا تعامل با او فاقد ارزش است و باید با او اهانت بار صحبت کرد. موضوع صحبت من بررسی این مسئله در آثار امام موسی صدر است.

وی در ادامه افزود: چرا قرآن می‌گوید که دشمنی با دیگران باعث نشود که حق آنها را نادیده بگیرید، چرا قرآن وقتی اذن جهاد می‌دهد بلافاصله می‌گوید که حقوق شان را نادیده نگیرید و زیر پا نگذارید و اینکه خدا تجاوز کنندگان به حقوق دیگران را دوست ندارد. این حرفها را باور کنیم. چرا پیامبرمی‌گوید که اگر به کافری ظلم کنید که در پناه حکومت اسلامی است حقش را نادیده بگیرید،‌ لازم نیست آن کافر در روز قیامت آن شاکی شما شود، خودم طرف حساب شما هستم.

وی افزود: امام موسی صدر چنین نگاهی دارد. ایشان بر طبق مفاهیم دینی اینگونه می‌نویسد: انسان‌ها همه خوب و بر فطرت پاک خلق شده‌اند. چه‌بسا منافع شخصی و محیط انسان را از آن فطرت پاک دور کند ولی حتی در همان حالت، فطرت وی او را دعوت به صلاح می‌کند. لذا ایشان کرامت ذاتی را مختص مسلمانان و مومنان نمی‌داند و آن را برای کل بشر می‌داند. او نکته عرفانی زیبایی دارد که محرم اسرار شدن راز کرامت انسان نیست، آن چه انسان را کریم کرده است خلیفة الله است. فرشته‌ها این محرم اسراریت را داشتند اما کرامات را نداشتند.

اسماعیلی در ادامه نشست با اشاره به برداشت امام موسی صدر از خلیفة اللهی و مقایسه‌اش با برداشت‌های دیگر از این مفهوم، گفت: خلیفة الله یعنی اینکه همانطور که خدا آگاه است بشر هم باید آگاه باشد. همانطور که خدا مختار است و مجبور نیست، بشر هم باید صاحب رای و اختیار باشد.«خداوند انسان مسئولی می‌خواهد که در همان حال که به وظیفه خویش عمل می‌کند و کارهایش را انجام می‌دهد درگیر کشمکشی درونی هم باشد.»این نوع نگاه امام موسی صدر به خلیفة اللهی باعث شده تا امام موسی صدر از بن دندان به آزادی و آزادگی انسان اعتقاد داشته باشد. اجبار را خلاف کرامت بشر می‌داند. «رای و عقیده ثمره تفکر انسان و نتیجه بعد وجودی شریف و برتر وی است.» البته این را هم می‌گوید که از این لطفی که خداوند به ما داده است باید استفاده کرد و درست را انتخاب کرد.

وی افزود: خیلی جالب است که ایشان دعوت به توحید، فقه را هم ناشی از کرامت انسان می‌داند. خدا انسان را آنقدر کریم می‌داند که می‌گوید بت را نپرستید. لذا چنیدین بار تاکید می‌کند که ما ادیان نداریم و رسالت همه انبیا یکی است که آن هم برای کرامت انسانی است و همه ادیان در خدمت انسان هستند. این از تعابیر است که من در جای دیگر ندیده‌ام. وی تعبیر جالبی دارد که من از آن با عنوان تئوری عینیت دیانت و انسانیت یاد می‌کنم، او می‌گوید «قرآن بر هماهنمگی دین و انسان تاکید می‌کند، دیانت با انسانیت هماهنگ و یکی است و لذا دیانتی که به درد انسانیت نخورد الهی نیست.» و گله می‌کند از علمایی که عبادت را به جای عدالت نشاندند. چنین نگاهی می‌شود امام موسی صدر که شیفته خدمت به همنوعانش است و البته تهمت و ناسزاهایی چون بی سوادی و روشنفکری می‌شنید. این بود که ایشان می‌گفت: هرگز محبت خدا با دوست نداشتنن انسان جمع نمی‌شود.

لذا شیوه تبلیغی ایشان این است که می‌گوید به کرامت و فطرت انسان احترام بگذارید تا به دین گرایش پیدا کنند و علمای دین نباید خود را از بالا نگاه کنند. اینها را ایشان تنها نگفتند بلکه عمل هم کرده است.

وی در ادامه با اشاره به دو نمونه از رفتار امام موسی صدر و اینکه جامعه ما با آن نمونه‌ها اکنون درگیر است، افزود: ایشان در همان اوایل با مسئله عدم رعایت ارزشهای اسلامی در جامعه مثل روزه خواری علنی در ایام ماه رمضان مواجه بود که تصمیم گرفت جلوی آن کار را بگیرد. اما نه تعزیراتی بود و نه دو روز قبل از ماه رمضان اطلاعیه‌ای صادر کرد، به همراه دوستان معتمدش به میان مردم رفت، به چایخانه و قلیان خانه‌ها رفت، چای و قلیان مصرف کرد و از آنها خواهش کرد تا به ارزش‌های اسلامی احترام بگذارند. یا آن رفتار مناسبی که با مسئله بی‌حجابی و بد حجابی با آن خانم خبرنگار داشت، هنگامی که آن خانم در مصاحبه به ایشان گفت آیا من که این روسری را به سر کرده‌ام منافقم در صورتی که به آن اعتقاد ندارم و به زور آن را بر سر کرده‌ام.

این عضو حقوقدان شورای نگهبان در این نشست، در پاسخ به سوال ابتدایی‌اش که چرا در کنار وجود آیاتی چون «ولقد کرمنا...» تعابیری چون «بل هم اضل» هم جود دارد، افزود: از نگاه امام موسی صدر، اتفاقا تعابیری از این قبیل تاکید دوباره‌ای بر کرامت انسان است. چون خدا انسان را کریم آفریده این امکان وجود دارد که او غره کرامت خود شود و برای اینکه کسی مغرور نشود باید گاهی تلنگری به او زد. نه اینکه اگر خلاف عمل کرد یعنی که دیگر حق ندارد و بی ارزش است. این نگاه، نگاه درست و البته مورد نیاز جامعه ما است. و اینجاست که ما نیازمندیم در این دورانی که دین گریزی و اسلام هراسی در دنیا افزایش یافته است، این نگاه را نشر دهیم و این است که می‌فهیمم چرا امام موسی صدر را می‌ربایند و اگر آن نگاه در این سی و اندی سال و در این دنیای ارتباطات نشر می‌شد چهره دیگری از اسلام در دنیای معاصر باقی می‌گذاشت و این بزرگترین خیانتی بود که به یک اندیشه بشری می‌توان کرد.

وی در پایان در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا، مبنی بر اینکه آیا نگاه انسانی امام موسی صدر اقتضاء محیطی مثل لبنان با فرقه‌های گوناگونش نبوده است؟ گفت: اینکه هر عالمی متاثر از محیط خود باشد درست است و تردیدی در آن نیست و به قول شهید مطهری فتوای مجتهد شهری بوی شهر می‌دهد و فتوای مجتهد روستایی بوی روستا. اما اگر منظورتان این باشد که اقتضائات محیطی باعث ابراز چنین اندیشه‌ای شده است،‌ نه، به نظر من اینگونه نیست چراکه امام موسی صدر یک اندیشمند دینی است و متعهد مبانی دینی‌اش و لذا سعی می‌کند هر کجا چنین حرف‌هایی می‌زند مستند به مبانی دینی باشد. نشانه دیگر آن است که در همان محیط و در همان زمان، عالمانی زندگی می‌کردند و چنین اندیشه‌هایی نداشتند. او این اندیشه را از ابتدا گفت و این افتخاری است که یک نفر از ایران بلند شود و چنین اندیشه‌هایی را مطرح کند.

انتهای پیام

کد N467276

وبگردی