مایکل سینگ:

مشکلات اقتصادی از اصلی ترین عوامل بحران های خاورمیانه است/ اولویت اصلی مردم منطقه اقتصاد است نه سیاست

آفریقا و خاورمیانه

مسئول اسبق امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا ضعف اقتصادی را یکی از اصلی ترین ریشه های بحران های منطقه خواند و خواستار کمک آمریکا به رشد اقتصاد کشورهای خاورمیانه شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، "مایکل سینگ " مدیر موسسه سیاست خاور نزدیک و مدیر اسبق ارشد امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا با انتشار مطلبی درباره ریشه های اصلی بحران خاورمیانه اصلی ترین ریشه بحران های موجود در خاورمیانه را ضعف اقتصاد منطقه دانست.

وی با اشاره به اظهارات باراک اوباما که چندی قبل در ابتدای آغاز بحران عراق گفته بود سنی های عراق از اقتصاد جهانی جدا شده اند در گزارشی یکی از علل ریشه های بحران خاورمیانه را مشکلات اقتصادی منطقه عنوان کرده و می نویسد: البته در مورد عراق ریشه بحران بسیار گسترده است و اوباما فقط به یکی از مهم ترین این عوامل اشاره کرد.

مایکل سینگ معتقد است: کل خاورمیانه از اقتصاد جهانی بی نصیب مانده است.

سهم خاورمیانه از واردات جهانی فقط 4 درصد است که کمتر از سهم آن در سال 1983 است. در مقام مقایسه می توان کشوری همچون آلمان را مثال زد که به تنهایی 4.6 درصد از واردات جهان را به خود اختصاص داده است.

طبق اعلام بانک جهانی در سال 1965 تولید ناخالص داخلی GDP مصر بالغ بر 406 دلار و این شاخص برای کشوری مانند چین فقط 110دلار بود.

امروز با همان ارز دلار این شاخص برای کشور مصر چهار برابر رشد داشته و به 566/1 دلار رسیده است و GDP چین سه برابر رشد داشته و به 583/3 دلار رسیده است.

درمقام مقایسه دو کشور ایران و کره جنوبی که در سال 1965 به سختی تولید ناخالص داخلی شان یکسان بود؛ امروز سهم کره از این شاخص به 24 هزار دلار و سهم ایران فقط به 3 هزار دلار می رسد.

در قاره هایی نظیر آمریکای شمالی، اروپا و آسیا صادرات عمدتا در همان قاره در گردش است. مبداء دو سوم صادرات به اروپا همین قاره است در حالی که در مورد خاورمیانه فقط در 16 درصد مبداء صادرات همین منطقه است.

یک نکته حائز اهمیت در مورد خاورمیانه این است که تحلیلگران غربی پیوسته موضوعات سیاسی را کانون عمده مشکلات در خصوص این ناحیه می شناسند و بر آن متمرکز می شوند در حالی که اولویت نخست مردم منطقه اقتصاد است.

وی در بخشی از نوشته خود عنوان می دارد که در غزه، مردم خواستار پایان یافتن محاصره سرزمینشان هستند و در ایران مردم خواستار خاتمه یافتن تحریم ها هستند.

اما هرگز نباید تصور کرد که حل مشکل تنها در رفع این دو تنگناست. بیماری اقتصادی بومی این منطقه است و این بیماری حتی در مناطق آزاد از بند محاصره و تحریم هم وجود دارد.

مایکل سینگ بر این باور است که بجا و مناسب خواهد بود تا این مسئله، موجبات نگرانی تصمیم گیران سیاسی غرب را برانگیزد. تمایز قائل شدن میان مشکلات اقتصادی و سیاسی اشتباه است. مشابه سایر نقاط دنیا، در خاورمیانه هم اقتصاد و سیاست به هم تنیده شده است و از هم منفصل نشدنی است. پیشرفت اقتصادی؛ کلید تخفیف یافتن درد مزمن بی ثباتی منطقه است که منافع آمریکا را هم تهدید می کند.

در این گزارش با اشاره به موانع موجود بر سر راه تجارت و گسترش بخش خصوصی در این منطقه آمده است: سیاست ها و موانع موجود بر سر راه تجارت، مانع از فعالیت موثر بخش خصوصی شد در حالی که بار شکوفایی اقتصادی و رونق اشتغال بر دوش این بخش است.

امروز در مقایسه با سال های وقوع قیام های عربی بیکاری در سراسر منطقه به خصوص در میان جوانان بیداد می کند و رشد اقتصادی هم به حدی کند است که قادر به جلوگیری از این جریان نیست.

صندوق بین المللی پول به صادرکنندگان نفت اخطار داده است که به دلیل مخارج سنگین دولت ها و رشد بی رویه جمعیت، سال های مازاد تولید رو به انقضا است.

این مشکل، دولت ها را در مقابل کاهش قیمت نفت آسیب پذیر می سازد. قیمت نفت به دلیل اکتشاف منابع جدید انرژی رو به تنزل گذاشته است.

مایکل سینگ در ادامه بعد از اشاره به مشکلات موجود یادآور می شود: اما این مشکلات و معضلات اقتصادی حل شدنی است. برخلاف معماهای سیاسی منطقه که اغلب هم حل نشدنی است؛ غرب قادر به کاستن بار سنگین این معضلات هست ضمن آنکه رهبران کشورهای منطقه هم از دریافت این کمک ها استقبال می کنند.

کشورهای وارد کننده نفت لازم است سوبسیدهای پرهزینه دولتی را از میان بردارند و در عوض آن یارانه هدفمند برای طبقات فقیر و محروم مقرر و ضمن آن شبکه هایی برای ایمنی اجتماعی دایر کنند.

این کشورها همچنین باید وابستگی خود به کمک های خارجی را کاهش داده و از فساد موجود در کشور بکاهند و اصلاحاتی منظم برای شکوفایی بخش خصوصی اعمال کنند.

آمریکا و متحدانش نه تنها باید توصیه های لازم به کشورها برای غلبه بر این چالش ها ارائه نمایند بلکه باید مشوق های لازم را هم در این زمینه به این کشورها عرضه کنند. آمریکا و متحدانش در این راه لازم است با متحدان منطقه ای خود که علاقمند به متنوع و مدرن ساختن اقتصاد خود هستند همکاری لازم را داشته باشند و کمک های اقتصادی شان به این کشورها را هماهنگ سازند و در راه اصلاح و پیشرفت آن بکوشند. به موازات همه این اقدامات لازم است گام های سیاسی ممکن برای موفقیت اصلاحات برداشته شود.

سینگ در پایان به آمریکا توصیه می کند تا با همکاری با کشورهای ثروتمند نفت خیز، در جهت توسعه انسجام اقتصادی در این کشورها وارد عمل شود و با همکاری آنها در جهت رونق اقتصادی همسایگان فقیر این کشورهای ثروتمند سرمایه گذاری کند و امکان دسترسی کشورهای خاورمیانه به بازارهای غربی به خصوص اتحادیه اروپا را میسر سازد. آمریکا می تواند با تلفیق هوشمندانه سیاست گذاری اقتصادی با دیپلماسی، فارغ از نگاه های امنیتی، صلح و ثباتی پایدار را در منطقه مهیا سازد.

وبگردی