۰

قطعنامه علیه حامیان داعش؛ زنگ خطری که دیر نواخته شد

  • ۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
داعش امارت اسلامی عراق و شام

شورای امنیت سازمان ملل متحد روز جمعه ۲۴ مرداد ماه به اتفاق آراء قطعنامه ای را علیه گروه دولت اسلامی «داعش» و جبهه النصره تصویب کرد.

شورای امنيت سازمان ملل متحد روز جمعه ۲۴ مرداد ماه به اتفاق آراء قطعنامه ای را عليه گروه دولت اسلامی «داعش» و جبهه النصره تصويب کرد. در این قطعنامه که پیش نویس آن توسط انگلیس تهیه شده بود، شورای امنيت سازمان ملل متحد خواستار خلع سلاح و انحلال فوری گروه دولت اسلامی، داعش در عراق و سوريه، جبهه النُصره در سوريه و گروههای ديگر مرتبط با القاعده شده و بر اساس آن دولتها، نهادها و اشخاصی هم که به گروه های جهادی کمک يا با‌ آنها معامله کنند تحريم می شوند. 

در ابتدای ظهور این گروه در سوریه و عراق برخی دول اروپایی تصورات نادرستی را از پیدایش آن داشتند. بسیاری تصور می کردند این یک جنگ مذهبی و سرآغاز تحولی بزرگ در خاورمیانه است و آن را با جنگ میان پروتستانها و کاتولیکها در اروپا مقایسه می کردند.
برخی دیگر از کشورها نیز با حمایت از این گروهها در رویای تغییر و تجزیه کشورهای منطقه گام برمی داشتند؛ غافل از اینکه چنین اقداماتی می‌تواند خطراتی را نیز برای آنها به همراه داشته باشد. برخی نیز با این تصور که توازن قوا در منطقه را به سود خود رقم بزنند به حمایت از این گروهها پرداختند. اما داعش همانند سلف خود القاعده، بار دیگر زنگ خطر را برای غرب و اروپا به صدا درآورد.

در واقع ماهیت تروریستی داعش از هنگامی مشخص شد که در حملات خود علاوه بر کشتار شیعیان، مسیحیان و ایزدی‌ها، بسیاری از برادران اهل تسنن را نیز قربانی اهداف خود کرد و میلیونها نفر از آنان را از خانه های خود راند. رفتارهای افراط گرایانه این گروه باعث شد که حتی اهل تسنن نیز از این گروه تروریستی هراس داشته و از آن رویگردان شوند، اما خطر این گروه تروریستی برای غرب و به ویژه اروپایی که هم اکنون در تلاش برای کمک‌رسانی به عراق است، چه می‌تواند باشد؟ چه چیزی بیش از همه اروپا را نگران کرده است.

شاید بتوان در چند بند پاسخی برای این پرسش یافت:
1- نخستین زنگ خطر داعش برای اروپا انتشار نقشه کشورگشایی این گروه برای برقراری به اصطلاح خلافت اسلامی بود. طبق این نقشه داعش درصدد تصرف اسپانیایی است که به مدت هفتصد سال در سده‌های میانه(تا سال ۱۴۹۲ میلادی) جزء سرزمین‌های تحت خلافت اسلامی بود و همچنین تصرف کشورهای حوزه بالکان (شامل یونان، رومانی و بلغارستان) و شرق اروپا و اتریش. در این خصوص آمریکایی ها حداقل خیالی آسوده داشتند، زیرا در نقشه این گروه اثری از نقشه آمریکا نبود. اما..

2- اروپا و آمریکا در خصوص داعش به یک میزان در خطر قرار دارند. ایدئولوژی شکل گیری داعش هر چند با اقدامات کشورهایی آغاز شد که تنها منافع کوتاه مدت خود را بدون در نظر گرفتن عواقب ایجاد چنین گروههای تروریستی جهت تضعیف کشورهای منطقه در نظر داشتند، اما گروههای تروریستی همانگونه که القاعده نشان داد، چندان پایبند تعهدات‌شان به اربابان خود نیستند. بسیاری از اروپایی تصور می کردند داعش خطری برای این کشورها نخواهد بود. بنابراین چه ضرورتی دارد تا در این معرکه وارد شوند، زیرا داعش علاوه بر ایجاد ناامنی در کشورهای منطقه به اهداف آنان نیز کمک خواهد نمود. اما ظهور داعش در عراق و سوریه در حقیقت مقدمه ایجاد جهانی پرآشوب با تفکرات نادرست ایدئولوژیکی خواهد بود.

در حقیقت در کنار همۀ تبعات و پیامدهای اقدامات افراط گرایانه این گروه تروریستی، خطر داعش بیش از همه در اروپا نمود یافته است. گفته می شود تعداد 2500 نفر از نیروهای داعش از قارۀ اروپا در این گروه تروریستی حضور دارند و به عبارتی بخشی از اعضای این گروه را افرادی با تابعیت‌های مختلف اروپایی تشکیل می دهند. تنها 450 نفر از انگلیس و بیش از 400 نفر آن از کشور آلمان در این گروه حضور دارند. هرچند حضور این افراد از اروپا در این گروههای تروریست نشان دهنده ضعف نظامهای سیاسی اروپایی است که خود به بررسی دیگری نیاز دارد، اما پذیرش این مساله نشان می دهد که ظهور این گروهها علاوه بر افزایش اسلام هراسی افزایش افراط گرایی راست گرایان ایدئولوژیک را نیز در پی خواهد داشت.

3- همزمان با افزایش اعضای اروپایی داعش، محبوبیت احزاب راست گرای افراطی در دول اروپایی نیز افزایش خواهد یافت. این احزاب معمولاً با اتخاذ رهیافتهای ناسیونالیستی، مخالف حضور مهاجرین، همگرایی و جذب آنان در فرهنگ اروپایی هستند. آنها جوامع اروپایی را نیز با تصمیمات افراطی خود از جمله حمله به فرهنگهای قومی و مذهبی(از جمله حمله به مساجد)، تبعیض در فرصتها و امکانات شغلی و اعطای شهروندی درجه دوم به مسلمانان و مهاجرین زمینه ایجاد درگیریهای قومی و مذهبی را در میان مهاجرین و نسلهای دوم آنان با شهروندان اروپایی را افزایش خواهند داد. ظهور احزاب افراطی در اروپا همچنین خطری برای احزاب سنتی راست وچپ میانه اروپا بوده و آنها را تضعیف خواهد کرد.

4- همزمان با محو سیاست همگرایی اجتماعی در جوامع داخلی دول اروپایی به این نکته باید اشاره نمود که کشورهای اروپایی از جوامع یکسان و همگونی برخوردار نیستند و این مساله خطر افزایش تقابل میان اقلیتهای مذهبی و قومی در داخل این کشورها را به سوی منازعه میان دیگر کشورهای اروپایی سوق خواهد داد و کشورهایی مانند بوسنی هرزه گوین و آلبانی که اکثر جمعیت آنها را مسلمانان تشکیل می‌دهند، مورد تبعیض دیگر جوامع اروپایی قرار خواهند گرفت.
با توجه به دلایل فوق، اروپا باید نقش فعالتری را در محو این گروه و فعالیتهای آموزشی، تربیتی و تروریستی این گروه اتخاذ کند. این کشورها باید علاوه بر حمایت تسلیحاتی از کشورهای سوریه و عراق همکاری تنگانگی را در عرصه سیاسی با این کشورها اتخاذ نمایند.

ارائه پیش نویس قطعنامه شورای امنیت توسط انگلیس و اعلام حمایت سیاسی و تسلیحاتی آلمان از عراق هرچند زنگ خطری است که دیر نواخته شد اما نشان می دهد که برخی از کشورهای اروپایی به خطر این گروه خودساخته واقف شده اند.

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.