رهبری«چند سر»اصلاح‌طلبان:از راهبری خاتمی تا لنگرگاه سیاسی هاشمی برای اصلاح‌طلبان و چهره ای پرانگیزه

اصلاح طلبان,سید محمد خاتمی

خلاء مدیریت سیاسی واحد در جریان اصلاح طلب در روزهایی که جمع رهبران معنوی این جریان هر روز جمع تر می شود به وضوح مشهود است.

فاطمه استیری: «اصلاحات بی‌سر است»؛ این جمله را نه اصولگرایانِ رقیب اصلاح گرایان، که سعید حجاریان از چهره‌های شاخص و تئوری‌پردازان اردوگاه اصلاحات در روزهایی که اصلاح طلبان در تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و پیدا کردن گزینه‌ای رای آور برای بازگشت دوباره به قدرت بودند بیان کرد تا «بحران رهبری و مدیریت» اینگونه از لایه‌های درونی اصلاحات روی دایره ریخته شود.

بی سر بودنی که البته برخی چون منتجب نیا از دیگر شاخصین این جناح آن را به گونه ای دیگر تعبیر می کردند و معتقد بودند «یکی از ویژگی‌های جریان اصلاحات این است که یک شخص خاص یا گروه خاص رهبری این جریان را برعهده ندارند.»

اصلاح طلبان اما «بحران رهبری» در انتخابات 92 را هوشمندانه چاره اندیشی کردند و در شرایطی که هیچ راه گریزی نداشتند همراهی سه گانه «خاتمی- هاشمی-سیدحسن خمینی»، با اجماع دقیقه نودی بر روی «حسن روحانی» گزینه‌ای اعتدالی اما برخاسته از بطن جریان اصولگرا بازگشت نصفه و نیمه خود به سیاست را رقم زدند. ائتلافی که باید آن را نتیجه واقع بینی اصلاح طلبان در آن زمان دانست، چه آنکه عارف به عنوان گزینه ای که اجماع حداقلی از سوی اصلاح طلبان بر روی او شکل نگرفته بود توان رقابت با رقبای اصولگرا را نداشت.

در كنار اين پيروزي اصلاح‌طلبان توانستند با ليستي واحد اكثريت صندلی شوراي شهر تهران را هم در اختيار بگيرند تا حال این روزها حال و روز خوش تری نسبت به 8 سال انزوای گذشته داشته باشند.

مدیریت معنوی - سیاسی مردی با عبای شکلاتی بر اصلاح طلبان!

انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر 92 اما با همه شیرینی‌هایش برای این جریان بی شک پیام «چند سر» بودن مدیریت و و «بحران راهبر» در جریان اصلاحات را بار دیگر برای چپ گراها تداعی کرد. گرچه اصلاح طلبان همواره در تلاش بوده‌اند از خاتمی به عنوان رهبر جریان اصلاحات نام ببرند و سید اصلاح طلب نیز بدون شک نقش تاثیرگذاری در تصمیم گیری‌های کلان این جریان داشته است اما شرایط محدود کننده برای او خصوصا بعد از انتخابات 88 کم کم فضا را برای او آنقدر تنگ کرده است که حال او تلویحا از بازنشستگی سیاسی خود سخن بگوید «نه قصد داشتم و نه دارم و نه زمینه اش فراهم است که به قدرت بازگردم. ما نسلی هستیم که نباید دیگر به قدرت بازگردیم.»

شاید همین اندیشه و تحلیل او از فراهم نبودن فضا برای فعالیت آشکار و حتی بازگشتش به قدرت بود که باعث شد او سال 91 نطفه شورای مشورتی که زمینه ساز پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات 92 شد را ببندد تا تصمیم سازی درباره کناره گیری عارف و ائتلاف و اجماع اصلاح طلبان بر روی روحانی در قالب همان شورا گرفته شود. شورایی که گویی هنوز هم فعال است و قرار است نقش تصمیم گیر و تصمیم ساز در انتخابات پیش رو هم ایفا کند.

این تدبیر اما بی شک، خاتمیِ فرهنگی را، باز هم در قامت رهبرِ سیاسی یک جریان معرفی کرد که توانست در اوج محدودیت‌های سیاسی خود و جریان تحت امرش، آنها را به خوبی مدیریت و راهبری کند و از انزوا خارج سازد. تدبیری که پیشتر با حضور در پای صندوق رای انتخابات مجلس نهم در روزهایی که بسیاری از اصلاح طلبان آن را تحریم کرده بودند نمود یافته بود تا خاتمی این پیام را به همراهان و رقبای سیاسی اش مخابره کند که در ردای رهبری جریان اصلاحات، مرد تصمیمات رادیکالی و تند نیست و آینده و بازگشت دوباره این جریان به سیاست را فراتر از تصمیمات تحریم گونه و مقطعی می‌بیند. گرچه این اقدام خاتمی از سوی آنانی که «نه» به صندوق های رای گفته بودند مورد پسند واقع نشد و انتقادات تند و تیزی را روانه خاتمی کردند.

بازنشستگی سیاسی خاتمی اما بدون شک کناره گیری مطلق او از سیاست را رقم نخواهد زد، او برای اصلاح گرایان هنوز هم تک رهبر معنوی جریانی است که در عقبه خود ژنرال‌هایی از جنس موسوی خوئینی ها، عبدالله نوری، بهزاد نبوی، مسجدجامعی و این روزها رهبران جدیدتری از نوع آیت الله هاشمی و سیدحسن خمینی را در کنار خود می بیند که هر یک می‌توانند جانشین او در رهبری سیاسی یا معنوی این جریان یا حداقل بخشی از آن باشند.

مرد خاکستری برای اصولگرایان، رهبر پرنفوذ برای اصلاح‌طلبان!
سکوت و پشت پرده نشینی؛ پدر معنوی دانشجویان تسخیرکننده لانه جاسوسی آمریکا، نایب رییس اولین مجلس شورای اسلامی، دادستان کل کشور، نماینده مجلس خبرگان و قانون اساسی را به دست فراموشی نسپرده است. او هنوز هم برای اصلاح طلبان همان «موسوی خوئینی‌ها» دهه 60 و 70 است. مردی که سیدمحمد خاتمی در نتیجه تدارک سازی‌ها و تیزهوشی سیاسی او بر کرسی ریاست جمهوری در سال 76 تکیه زد.

خوئینی‌ها که بعد از رد صلاحیت در انتخابات خبرگان سال 69 کم کم استارت گوشه نشینی از سیاست را زده بود، بعد از غائله 18 تیر که پای او را به دادگاه ویژه روحانیت باز کرد، کم کم از دایره آشکار سیاست دور شد و سال هاست که از پشت پرده اصلاح‌طلبان را راهبری می‌کنند و تبدیل به یکی از مرموزترین، اسرارآمیز ترین و البته تاثیرگذارترین چهره‌ها در بین اصلاح طلبان طی سال‌های گذشته شده است.

مرد ساکت اصلاح طلب که در دهه 70 یکی از منتقدان اصلی دولت هاشمی رفسنجانی بود، گویی هنوز هم چندان دل خوشی از آیت الله سیاست ایران ندارد و زمزمه‌های رهبری او بر جریان اصلاحات بیش از همه برای او خوش نیامده است. آنگونه که در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که از آیت الله هاشمی به عنوان گزینه اصلی این جریان نام برده می شد اخبار غیررسمی و تایید نشده ای حکایت از مخالفت خوئینی ها با این تصمیم اصلاح طلبان داشت.

با این وجود موسوی خوئینی حتی در سکوت و سایه ای که در آن قرار گرفته باز هم در کنار سید خندان اصلاح گرایان دو نقش آفرین اصلی در این اردوگاه هستند. او هنوز هم روحانی محبوب جریان چپ دانشجویی و طیف تحکیم وحدت است و در دوران گوشه نشینی بارها و بارها پذیرای تشکل‌ای سیاسی -دانشجویی بود و توصیه‌های سیاسی‌اش را در جمع آنها اما خطاب ب به کلیت اصلاح طلبی مخابره می‌کرد. شاید دوری خودخواسته خاتمی کم کم مرد خاکستری اصلاح طلبان را از گوشه نشینی خارج کند تا اینبار او سکاندار کشتی اصلاح طلبان شود.

عبدالله نوری؛ وزیر کشور اصلاح طلبی که پایش به زندان هم باز شد
شیوخ ساکت اصلاح طلب اما بیش از یک موسوی خوئینی‌ها هستند، عبدالله نوری وزیر کشور استیضاح شده‌ای که پایش به زندان هم باز شد، سال‌های زیادی است که در قامت یک سیاستمدار ساکت ظاهر شده است. گرچه خانه او گاه و بیگاه محفل گردهم نشستن های اصلاح طلبان شده است اما او بی شک عبدالله نوری دهه 70 نیست. مردی که بعد از برکناری از وزارت کشور، از تکاپو ننشست و راهی شورای شهر تهران شد، او حتی روزنامه نگاری را هم به کلکسیون و سوابق کاری خود اضافه کرد اما در نهایت اگر وزرات برای او استیضاح را رقم زد، روزنامه نگاری هم او را راهی زندان کرد. گرچه مرگ برادر بهانه ای بود تا او را مشمول عفو و آزادی زودتر از موعد شود اما گوشه نشینی او از همان زمان آغاز شد.

عبدالله نوری اما بی شک به مثابه موسوی خوئینی‌ها در گوشه‌نشینی هم فردی تاثیر گذار در جریان اصلاحات است و رگه‌های تاثیرگذاری اظهارات و تفکراتش در تصمیمات چپ های سیاسی کشور را می توان یافت. عبدالله نوري اگرچه در ميان اعضاي شوراي مشورتي حضور ندارد و حتي آن را غير دموكراتيك مي‌داند اما راه‌حل‌هايي نيز دارد كه آنها را به خاتمي نيز ارائه كرده است. آنگونه که عنوان می شود او در دیداری با خاتمی به وی گفته بود««مهم‌ترين مشكل اصلاح‌طلبان اين است كه اتاق فكر ندارند.» او به خاتمی پیشنهاد داده است که اتاقی فکری از بین اصلاح‌طلبان جدی و قابل اعتماد به عنوان مشاور و مشاور ارشد انتخاب کند تا درباره مسائل کشور بحث کرده و پیشنهاد بدهند. اين اتاق البته تنها در بر‌گيرنده فلان مجمع و جبهه و سازمان و حزب نخواهد بود و بايد از همه گروه‌ها شكل گيرد. يكي از برنامه‌هاي اين اتاق فكر مي‌تواند انتخابات باشد و مشاركت يا عدم مشاركت يا شكل مشاركت در آينده سياسي در آن بررسي شود. نه اينكه ناگهان يك روز قبل از انتخابات درباره آن تصميم‌گيري شود.»

آنگونه که روزنامه اعتماد گزارش داده است« پيشنهاد آن روز نوري اگرچه در آن مقطع خاص قابليت اجرا نيافت اما به نظر مي‌رسد شرايط فعلي فضاي مناسبي براي بازطرح آن ايده و طرح‌هايي نظير پارلمان اصلاحات باشد. نوري البته در اين مدت هرگز منفعل نبوده و با تشكيل جلسات منظم سعي در زنده نگه داشتن اين ايده داشته است. شكل‌گيري پارلمان اصلاحات و نهادهايي شبيه به آن از طريق روندي دموكراتيك و شفاف راه‌حلي است كه بخشي از اصلاح‌طلبان با محوريت نوري به دنبال آن هستند.»

بازگشت چریک پیر به میان اصلاح طلبان
چریک به میان اصلاح‌طلبان بازگشته است. او که بعد از حوادث سال 88 در کنار برخی دیگر از چهره‌های تشکیلاتی سازمان مجاهدین انقلاب بازداشت شده بود، تنها در جریان دادگاه های معروف آن سال دیده شد و بعد از آن برای گذراندن محکومیت 5 ساله راهی اوین شد.

دوری 5 ساله از بطن سیاست اصلاح طلبان اما از محبوبیت او در اردوگاه چپ سیاسی کشور نکاسته است و در مدت کوتاه آزادی از زندان، بارها محل رجوع و دیدارهای سیاسیون و رسانه های اصلاح طلب بوده است.

بهزاد نبوی اما در شرایطی به میان اصلاح طلبان بازگشته که سازمان مجاهدین تشکل سیاسی متبوعش در وضعیت انحلال به سر می برد و دیگر نقش آفرینی قانونی و جدی در فضای سیاسی کشور ندارد. با این وجود نبوی تلاش کرده است نه از موضع حزبی و تشکیلاتی که از موضع فردی، توصیه‌هایی به اصلاح طلبان داشته باشد. آنگونه که براساس برخی اخبار منتشر شده وی به هم طیفان خود توصیه کرده است« وظیفه ما الان آرام کردن اصلاح طلبان است، به هیچ وجه نباید با دولت روحانی سرشاخ بشویم، وضعیت فعلی برای ما یک فرصت است. ما اگر می‌خواهیم از این وضعیت نجات پیدا کنیم باید از آقای روحانی حمایت کنیم.» بهزاد نبوی اما بی شک مغزی متفکری برای اصلاح طلبان در دوره فعلی محسوب می شود و می تواند طیفی از اصلاح طلبان را مدیریت و راهبری کند. 

تکیه مرد محبوب خاتمی بر صندلی ریاست پارلمان شهری
شورای شهر تهران با حضور پررنگ اصلاح طلبان و رییسی که نامش «احمد مسجد جامعی» است بی شک حال و هوایی متفاوت از سال‌های گذشته دارد. 7 سالی که معصومه ابتکار، محمدعلی نجفی و همین احمد مسجد جامعی اقلیت 3 نفره‌ای بودند که هر سخن آنها در هیاهوی شورای شهری‌های اصولگرا خاموش می‌شد. اصلاح طلبان حال نه تنها شورای شهر تهران را با اکثریت نمایندگان‌شان در اختیار گرفته‌اند که ریاست این شورا را از مهدی چمران مرد اصولگرای نزدیک به قالیباف هم پس گرفته‌اند.

رییس چهارمین پارلمان شهری تهران که دیرزمانی ردای وزارت ارشادی دولت سیدمحمد خاتمی را بر تن داشت، هنوز هم از مریدان سید اصلاحات است و حتی در بحبوحه معرفی کابینه حسن روحانی عنوان شد او گزینه معرفی شده از سوی خاتمی به حسن روحانی برای وزارت ارشاد بوده است. امری که تحقق نیافت تا مسجد جامعی با ماندگاری در شورای شهر اینبار ریاست این شورا را عهده دار شود.

حضور او در راس پارلمان شهری بی شک پیروزی بزرگ برای اصلاح طلبان بود و خیال آنها را تا حد زیادی از یکی از مهمترین پایگاه‌های سیاسی -اجتماعی راحت کرد. مدیریت اصلاح طلبان شورای شهری و حفظ کرسی ریاست این شورا بی شک انتظاریست که این روزها از مسجد جامعی می رود. در سویی دیگر تحرکات مسجد جامعی در لباس ریاست شورای شهر تهران چون تهران گردی‌ها و ارتباطات بی واسطه‌اش با مردم به اذعان برخی سیاسیون مقدمه سازی برای برداشتن گام‌های بلندتری در عالم سیاست اصلاح طلبی است. چه آنکه او جز معدود اصلاح طلبان مورد پذیرش و مقبول رقبای سیاسی و حاکمیت است و فیلتر شورای نگهبان روی او اثرگذار نبوده است. شاید زمانی برسد که اصلاح گرایان او و ظرفیت‌های او را مناسب برای فرستادنش به وادی نمایندگی مجلس یا گود ریاست جمهوری ببینند. 

آیت الله هاشمی؛ رهبر معنوی یا لنگرگاه‌ سیاسی

«سیدمحمد خاتمی، سیدحسن خمینی و آیت الله هاشمی رهبران معنوی جریان اصلاحات هستند.» این را صادق زیباکلام از فعالان جریان اصلاح طلب اخیرا مطرح کرده است تا بار دیگر نقش آفرینی سه گانه مذکور در دایره تحرکات اصلاح طلبان مورد تاکید قرار گیرد. در این میان گرچه سیدحسن خمینی آشکارا وارد موضع گیری های سیاسی و اصلاح طلبانه نمی شود اما کیست که نقش بی بدیل آیت الله هاشمی در بازگشت دوباره اصلاح طلبان به قدرت را انکار کند.

آیت الله‌ای که زمانی در تیررس انتقادات تند و هجمه های سنگین همین دوستان امروز اصلاح طلبش قرار داشت و تا پای«عالیجناب سرخ پوش» بودن هم پیش رفت اما در نهایت باز هم این اصلاح طلبان بودند که در روزگاری که راه پس و پیشی برای بازگشت به قدرت نمی دیدند لنگرگاه هاشمی رفسنجانی را تنها راه بازگشت به قدرت دیدند.

آیت الله سیاست ایران با سابقه عضویت در جامعه روحانیت مبارز به عنوان تشکلی اصولگرا، حال دوستان وفاداری از جنس اصلاح طلبان را دور خود می بیند. با این وجود هاشمی رفسنجانی هنوز هم در دایره ای فراتر از اصولگرایی و اصلاح طلبی حرکت می کند. دایره ای که از یک سو او را به شیخ ناطق نوری و حسن روحانی می رساند و در سویی دیگر به سیدمحمد خاتمی و سیدحسن خمینی.

حضور پررنگ آیت الله هاشمی در تصمیم گیری‌های کلان این جریان حتی باعث شده است برخی سیاسیون بر این اعتقاد باشند که خاتمی در سایه هاشمی قرار گرفته است و درِ اصلاح طلبی بر پاشنه خواست و تصمیمات هاشمی می چرخد.

گرچه برخی اصلاح طلبان همچنان معتقد به نقش آفرینی سه گانه «هاشمی-خاتمی-سیدحسن خمینی» در انتخابات پیش رو هستند اما رد شدن از پل انزوای سیاسی و بازگشت به سیاست باعث شده است که برخی اصلاح طلبان آشکارا مشی انتقادی شان نسبت به برخی از این افراد را علنی سازند. چنانچه به زعم از آنها هاشمی اصلاح طلب نیست و نباید محور وحدت آنها قرار گیرد.

هاشمی اما به دور از این حرف و حدیث ها این روزها مامن و پناه اصلاح طلبان شده است. آیت الله صبوری که در 8 سال گذشته هم گوش شنوایی برای حرف ها وخواسته‌های آنها بود.

/27220

کد N446760