۰

دعاگو:هشدار نسبت به آیت‌الله سازی در انتخابات خبرگان/اعتدالگراها هم تندرو می شوند

  • ۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محسن دعاگو,نماز جمعه

عضو جامعه روحانیت مبارز می گوید: حد و اندازه احمدی نژاد در حد نشستن در مجمع تشخیص است نه بالاتر از آن.

خطبا نباید از تریبون نماز جمعه متعرض اشخاص و جریانات سیاسی شوند

به بحث خطیب‌های تندرو اشاره کردید، آیت الله امام کاشانی هم از اینکه برخی خطبا از این تریبون برای کوبیدن شخصیت‌ها استفاده می‌کنند انتقاد کرده بودند، اما این امری است که از برخی تریبون‌های مهم نمازجمعه کشور بارها و بارها مشاهده شده است.

من به عزیزانی که نماز جمعه می‌خوانند و در جایگاه خطیب نماز جمعه قرار دارند توصیه می‌کنم که هرگز از مرز اعتدال که دقیقا همان اسلام است، خارج نشوند. در نماز جمعه متعرض اشخاص حقیقی و حقوقی و جریانات سیاسی نشوند. نقد منصفانه و واقع بینانه از مسئولیت‌های سنگین خطیب جمعه است.

پریدن به جریانات سیاسی و درگیر کردن آنها در شان امام جمعه نیست

خطیب جمعه می‌تواند یک موضع سیاسی را نقد کند، اساسا باید این کار را بکند و نقاط قوت و ضعف یک اندیشه سیاسی را نمایان کند تا مخاطبین بتوانند موضع درست را انتخاب کنند. اما پریدن به جریانات سیاسی و درگیر کردن جریانات سیاسی وفادار به نظام با یکدیگر در شان امام جمعه نیست، مورد نظر رهبری هم نیست. هیچ خطیب جمعه ای حق ندارد جریانات سیاسی وفادار به نظام را با هم درگیر کند یا به نفع یک جریان سیاسی وفادار علیه جریان سیاسی وفادار دیگر سخنی بگوید.

این جریان سیاسی وفادار، اصلاح‌طلبان را هم شامل می‌شود؟

قطعا. همه جریانات سیاسی که نظام را قبول دارند، رهبری را قبول دارند و مصالح و منافع ملی را مورد توجه قرار می‌دهد جریان سیاسی وفادار به نظام هستند.

شورای سیاستگذاری نماز جمعه به خطبای تندرو تذکر می‌دهد

شما عضو شورای سیاستگذاری نماز جمعه هم هستید، این شورا نظارتی بر عملکرد ائمه جمعه دارد؟ پیش آمده که تذکری به خطبای جمعه داده شود؟
نظارت بر عملکرد ائمه جمعه بصورت مرتب صورت می گیرد، البته حوزه کار بسیار گسترده است، این که بتوان 500 آدم را در تریبون‌های نماز جمعه و هر هفته کنترل کرد کار سختی است ولی هرجا که تندروی ای صورت بگیرد، شورای سیاستگذاری تذکر می‌دهد و ورود می‌کند.

پیش آمده که امام جمعه‌ای بخاطر تندروی کنار گذاشته شود؟
ممکن است این اتفاق افتاده باشد. در واقع اگر امام جمعه‌ای باشد که به تذکرات شورا توجه نکند، طبیعی است که جای او را به فرد دیگری می‌دهند و او را برکنار می‌کنند. مجموعا ائمه جمعه موظف هستند که سیاست‌های کلی نظام را رعایت کنند، هیچ امام جمعه‌ای حق ندارد جلوتر از رهبری حرکت کند، هیچ امام جمعه‌ای نباید مواضعش با مواضع رهبری در تعارض باشد در غیر اینصورت از شورای سیاستگذاری تذکر خواهند گرفت.

در بحث محتواهای خطبه های ائمه جمعه که اشاره داشتید، خود شورای سیاستگذاری هم هر هفته یا در خصوص مسائل مهم، محتوای خاصی را به ائمه جمعه دیکته می کند؟
هرگز. در شورای سیاستگذاری برای اطلاع ائمه جمعه از مسائل مهم کشور در حوزه سیاسی و فرهنگی، نشریه ای تهیه و توزیع می‌شود و هر امام جمعه‌ای که دوست داشته باشد می‌تواند از محتوای آن نشریه در خطبه‌های خود استفاده کند. آن نشریه هم مربوط به خود ستادهای نماز جمعه است که اطلاعات را در اختیار ائمه جمعه می گذارد، اما هیچ چیزی را این شورا به ائمه جمعه دیکته نمی کند.

هم در دوره إصلاحات، هم اصولگراها نقدی که وجود دارد این است که راهکارهایی از سوی دولت ها یا جریانات سیاسی برای رونق فضای نماز جمعه ها ارائه نمی شود و آنچه دیده می شود حضور خودجوش خود مردم است. راهکار شما برای رونق نماز جمعه ها چیست؟

مردم باید ببینید آنچه از نظر سیاسی و فرهنگی مورد سوال آنها است و شفاف نیست در نماز جمعه پاسخ داده می‌شود. اگر احساس کنند که به نیازهای فرهنگی و سیاسی شان پاسخ داده می‌شود، حضورشان در نماز جمعه بیشتر خواهد شد. نمازهای جمعه در حقیقت رسالت افزایش انگیزه‌های دینی و ملی در مردم را بر عهده دارند. در واقع، انگیزه آفرینی، یک رسالت بزرگ در نماز جمعه‌ها است. اگر ائمه محترم جمعه و ستادهای برگزاری نماز جمعه برای انگیزه آفرینی و پاسخگویی به نیازهای واقعی نمازگزاران، برنامه‌ریزی کنند این مشکل قطعا حل می‌شود.

روحانی تندرو متعهد به ارزش‌های دینی نیست

از بحث نماز جمعه وارد بحث روحانیت شویم، شاید مواضع خیلی از روحانیون زمانی که از مرز اعتدال خارج می‌شوند و در مسیر تندروی می‌افتند، به نحوی جاده صاف کن تندروی جریانات سیاسی شود که چون فلان روحانی، تندرو است پس ما هم می توانیم. چون فلان روحانی، فلان شخصیت نظام را منکوب می کند، پس ما هم می توانیم. این تندروی روحانیون چه آسیبی به جایگاه روحانیت زده است؟
روحانی تندرو، روحانی متعهد به ارزش‌های دینی نیست. هرکسی درهر لباسی تندروی کند، با ارزش‌های دینی فاصله گرفته است و جریان نادرستی را ایجاد کرده یا هدایت و تقویت می‌کند. رسالت یک روحانی، دفاع از اسلام است و هرگز نباید در موضع تندروی قرار گیرد. هیچ روحانی ای حق ندارد ناسزاگویی کند، حق ندارد توهین کند یا تهمت بزند، و هر روحانی ای در این جایگاه‌ها بایستد، همه کسانی که توسط او مورد تعرض قرار گیرند، حق دارند علیه اش شکایت کنند. خصوصا ائمه جمعه که مطلقا نباید اسیر تندروی شوند و امیدواریم که هیچ یک از ائمه جمعه ما درگیر تندروی نشوند. بقیه روحانیون هم نباید وارد توهین، تهمت، تخریب و تضعیف شخصیت ها شوند. تندروی نه مورد تایید امام بود، نه مقام معظم رهبری این مشی را قبول دارند. اساسا تندروی از خصائص شیطانی بوده و با آموزه‌های دینی سازگار نیست و فرقی نمی‌کند این تندروی در چه لباسی صورت گیرد.

موضوع این است که خیلی از تندروی ها به اسم نظام و در پوشش حمایت از نظام مطرح می شود. چه از سوی روحانیون و چه غیر ایشان. اما این پوشش از سوی روحانیون بارز تر و مشهودتر است.

معتقدم برای جامعه اسلامی ما باید روشن شود که آنچه درست و حق است، معیار است، همه انسان‌ها باید با حق سنجیده شوند، هیچ فردی میزان نیست، جز معصومین و معصوم گونه‌ها. اساسا خود اسلام و ارزش‌های دینی و منافع و مصالح ملی معیار هستند. اگر فردی در لیاس روحانیت، اسلام را نقض می کند، ارزش های مورد احترام جامعه را مورد توجه قرار نمی دهد، او باید نقد شود. مردم، باید حق را شناخته و همه را با معیارحق، بسنجند.

معیار، حق است همانطور که قرآن بر آن تاکید دارد. حق شناسی، حق گرایی، حق گزینی و حق معیاری، وظیفه اصلی مسلمان و هویت اصلی مسلمان بودن است. هیچ شخصیتی غیر از معصومین، خودش معیار نیست. آن ارزش‌های دینی که به آن آراسته است، معیار است. من به مردم توصیه می‌کنم که عملکرد هیچ کسی را مقدم بر ارزش‌های دینی ندانند و تلاش کنند که خود دین و ارزش‌های دینی را شناسایی کنند و آدم ها را بر اساس آن ارزش ها بسنجند. هرکسی در هر لباسی از ارزش های دینی فاصله بگیرد، جامعه هم باید از او فاصله بگیرد.

در دوره انقلاب و قبل از آن، روحانیون عافیت طلب داشتیم، فکر می کنید هنوز هم این عافیت طلبی در این زمانه در بین روحانیون دیده می شود؟

خوشبختانه در نظام جمهوری اسلامی، روحانیون عافیت طلب بسیار کم هستند. عافیت طلب و مسئولیت شناس در همه دوره‌ها وجود داشته است ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حضور روحانیون مسئولیت شناس و وظیفه شناس، روحانیونی که مردم را به مسیرحق هدایت کرده و از حق دفاع می‌کنند، خیلی بیشتر شده است. به عبارت دیگر، حضور افراد عافیت طلب و مسئولیت ناشناس، بعد از تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی رو به کاهش رفته است.

شاخصه روحانیون عافیت طلب امروز چیست؟

هرکسی در حوزه تعرض به دین و تعرض به ارزش‌های دینی بی تفاوت باشد، هرکسی که نسبت به منافع و مصالح دینی حساسیت نشان ندهد، هرکسی که از نظام جمهوری اسلامی دفاع نکند، هر کسی که برای دور ماندن از عوارض تلاش، امر به معروف و نهی از منکر یا اصولگرایی و اصلاح طلبی از انجام مسئولیت خودداری کند و احساس کند اگر از موضع گیری فاصله بگیرد، اگر کمکی به جامعه نکند، راحت تر زندگی می کند، او را باید یک روحانی عافیت طلب دانست. روحانی ای که به ولایتمداری، پایداری نظام و انقلاب و دستاوردهای آن، امام، رهبری و ...توجه نکند و برای حفاظت از نظام تلاشی نکند، یک روحانی عافیت طلب است.

روحانی که قبل انقلاب عافیت طلب بوده و امروز ادعای ولایتمداری دارد نباید تندرو باشد

آنچه در صحبت های برخی سابقون نظام و انقلاب مطرح می‌شود این است که برخی روحانیون که در دوره انقلاب عافیت طلب بودند الان خیلی ولایتمدار و علاقمند به نظام نشان می دهند، به عبارتی خیلی کاتولیک تر از پاپ شدند...

اگر این مطلب از سوی افراد تندرو مطرح شده باشد، قابل اطمینان نیست. اما در غیر این صورت، می تواند صادق باشد. با همین معیار می توان این افراد را سنجید. کسانی که قبل انقلاب، خودشان عافیت طلب بوده اند و امروزه در موضع تندروی قرارگرفته اند، پذیرش ادعای ولایتمدار بودن ایشان، مشکل است.

اگر واقعا به اسلام حقیقی و وظیفه شناسی رو آورده باشند، تندروی نمی‌کنند. روحانی ای که اهل تندروی باشد، ادعای ولایتمداری اش هم زیر سوال می‌رود، ادعای دین داری اش زیر سوال می رود، ادعای وفاداری اش به جمهوری اسلامی و رهبری هم زیر سؤال می‌رود.

امام تحجر و مقدس مآبی را خطر بزرگی برای جامعه اسلامی می‌دانستند

بر خورد امام با روحانیون تندرو چگونه بود؟

امام همیشه با تندروی و کندوری مقابله می‌کردند، ایشان، تحجر و مقدس مآبی را خطر بزرگی برای اسلام و جامعه اسلامی می دانستند. کسانی که در حوزه بینش سیاسی از مرز اعتدال خارج می‌شوند و در حوزه‌ها و مرزهایی که اسلام آن ها را ممنوع کرده است، فعال می‌شوند، تندروهایی هستند که حضرت امام هم قبول شان نداشتند، امروز هم مقام رهبری آنها را قبول ندارند. امام و مقام رهبری، کندروی و تندروی هیچ روحانی ای را نمی پسندیدند. حضرت امام همیشه از گروه متحجر و مقدس مآب نگران بودند و حوزه آسیب رسانی آنها را به اسلام می شناختند و تذکر می دادند.

تندروها برای پیاده نمودن ضوابط دینی از دستورات خود خدا هم تخلف می‌کنند

این که کسی بخواهد بیشتر از خدا ملاحظه دین او را بکند و برای پیاده نمودن ضوابط دین، از دستورات خود خدا هم تخلف کند، مصداق بارز تندروی است. خداوند متعال، مرز تعیین می کند اما این افراد به بهانه پیاده کردن دستورات او از این مرز جلوتر می روند. ادعای ایمان شان به خدا و اسلام را خیلی ها باور ندارند. معیار، ضوابط الهی است، نه بالاتر نه پایین تر. جلوتر از دستورات خدا حرکت کردن، مخالف دین است، عقب تر حرکت کردن هم مخالف دین است. به عبارت دیگر، افراط و تفریط، تندروی و کندروی، عافیت طلبی و افراطی گری، همه و همه با مواضع دینی مخالفند. چه روحانی انجام دهد و چه غیر روحانی. روحانیون باید منزه از هر تندروی و کندروی باشند. بحمدالله، غالب روحانیون کشورمان منزه هستند اما اگر موردی پیدا شود که خطا و اشتباهی کند، توصیه می کنیم که از موضع تندروی فاصله بگیرد و در خط اعتدال که همان اسلام است حرکت کند. روحانی باید مدافع اجرای بدون کم و کاست احکام دینی باشد.

حاج آقا دعاگو! قبول دارید فضای سیاسی کشور ما خیلی حرمت شکن شده است؟ خیلی راحت تهمت زده می شود، خیلی راحت بهم توهین می کنیم، خصوصا در چند سال اخیر؟

نمی توانم بگویم حرمت شکنی شدیدتر شده است، از آغاز انقلاب اسلامی تا امروز یک جریان حرمت شکنی همیشه در کشورمان وجود داشته است که ما از آنها تعبیر به تندروها می کنیم. تندروها، تشکیل می شوند از آدم‌های نا آشنا به سیاست یا سیاست بازی که در گروه‌ها، جناح‌ها و جریانات سیاسی حضور دارند.

اعتدال گرایی هم ممکن است درگیر تندروها شود

تندروهای جریان اصلاح‌طلبی، تندروهای جریان اصولگرایی، حتی ممکن است جریان اعتدال گرایی هم درگیر تندروها شود. همه تندروها در جریانان‌های سیاسی وفادار به نظام در مقابل نظام قرار می گیرند، بدون آنکه خود این جریانات خواسته باشند. تندروی، تعارض با نظام و ملت است. تندرو، منافع و مصالح ملی را در معرض خطر قرار می دهد. این تندروی ها، ناشی از جهالت و انگیره‌های شیطانی است. ممکن است منافقین بین آنها نفوذ کرده و آنها را تحریک کرده باشند یا تحت تاثیر رسانه‌های بیگانه و دشمنان نظام باشند. کسانی که وحدت دینی و ملی جامعه اسلامی را نمی پسندند ( دشمنانی مانند منافقین، آمریکا و صهیونیسم جهانی)، آنها ممکن است برنامه ریزی کرده باشند که در درون جامعه اسلامی درگیری ایجاد کنند، اختلاف افکنی کنند و جامعه اسلامی را از درون تضعیف کنند. افرادی بخاطر نادانی و تعصب های نادرست شان تحت تاثیر قرار می گیرند و تندروی می کنند. من تندروها را متصل به جامعه اسلامی نمی دانم و اعتقاد دارم که سرنخ اصلی تندروها و بستر سازی جریان تندروی در کشور ما، به توطئه های دشمنان خارجی نظام، باز می گردد.

من جواب سوالم را نگرفتم، من می گویم تندروها از درگیری بین نیروهای انقلاب چه نفع و فایده‌ای می‌برند، این که یک نیروی انقلاب بخواهد دیگر نیروی انقلابی را حذف کند چه نفعی برای آنها دارد؟
این افراد سرمایه‌های دینی و ملی کشور هستند، یکی از سرمایه‌های رکنی و اصلی هر نظامی نیروی انسانی وفادار به آن نظام و شخصیت‌های سیاسی و علمی آن نظام است. برای اینکه نظام را تخریب کنند، برای اینکه نظام را تضعیف کنند و بستر و زمینه دخالت ایجاد کنند تلاش می کنند شخصیت‌های اصلی نظام را با هم درگیر کنند. دشمنی آنها با اسلام و نظام و ملت ایران است.

آقای دعاگو سوالم پیرامون تندروهای داخلی بود. اخیرا آقای امامی کاشانی خاطره ای نقل کرده بودند از انتخابات ریاست مجلس خبرگان. اینکه در آن زمان آقای مهدوی کنی و آقای هاشمی اتفاقا برخلاف آنچه رسانه ها عنوان می کردند اختلافی بین این دو چهره نظام نبود، آقای مهدوی، آقای هاشمی را از صاحبان انقلاب می دانستند، اقای هاشمی هم معتقد بودند آقای مهدوی کنی رییس شود به نفع نظام است. منظورم این است که درگیری که گفته می شود بین این چهره های نظام نیست. چرا تلاش می شود که این افراد را دشمن نشان دهند.

منم همین را عرض می کنم. دشمنان انقلاب اسلامی از زمینه‌های ویژه‌ای برای ایجاد درگیری در درون نیروهای انقلاب استفاده می‌کنند، شما کشوری که دارای وحدت ملی ممتاز است، دارای فرهنگ دینی و ملی ممتاز است، دارای قدرت اقتصادی بالا است، دارای نفوذ سیاسی بالا است، کشوری که دارای این شاخصه‌ها است را نمی توانند تحمل کنند باید این کشور در همه حوزه ها تخریب و تضعیف شود، بهترین وسیله هم این است که نیروهای داخلی با هم درگیر شوند. نیروهای داخلی که توجهی به نقشه دشمنان انقلاب اسلامی ندارند در حقیقت فریب برنامه ریزی آنها را خوردند و در دام برنامه ریزی آنها قرار گرفتند. آقای مهدوی کنی یا آقایون دیگری که گفتید، شخصیت ها و سرمایه های انقلاب هستند.

نمی گویم که همه تندروها وابسته به خارج هستند، من می‌گویم جریان تندروی بستر نفوذ خارجی‌ها را فراهم می‌کنند. آنها از این بستر استفاده می کنند و اهداف خودشان را تعقیب می‌کنند. اگر امروز دو شخصیت بزرگ نظام با هم درگیر باشند وسیله خوشحالی دشمنان انقلاب اسلامی را فراهم می کنند و آن را پیروزی خود می دانند که فلان چهره را با فلان شخصیت درگیر کردیم. معتقدم همه نیروهای وفادار به نظام باید براساس مشترکات دینی و ملی شان با هم متحد شوند.

معتقد نیستم که هیچ حزبی بر حزب دیگر مقدم باشد، هیچ جناحی بر جناح دیگر مقدم باشد، همه جناح‌های وفادار به نظام دارای ارزش هستند و به همه آنها باید احترام بگذاریم. دشمنان نظام جمهوری اسلامی هم، تندروهای همین جناح های سیاسی هستند، عده ای از آنها با نادانی این نقش را ایفا می کنند عده ای هم به عنوان مهره های جریانات سیاسی بیگانه عمل می کنند.

جریانی که تلاش کند القای اختلاف بین هاشمی و رهبری کند عامل دشمن است

تاریخ انقلاب نشان داده است که کسانی که ادعای وفاداری به رهبری کردند هیچ کدامشان در تراز آیت الله هاشمی به انقلاب وفادار نبودند. جز شخصیت هایی که ما می شناسیم که اطراف امام و رهبری و وفادار به آنها بودند، هرکسی که ادعا کرد که وفادار به رهبری است و قدرت سیاسی را به دست گرفت، هیچ گاه وفاداری اش قابل مقایسه با وفاداری هاشمی به رهبری نبود. من اهل تعارف نیستم و شفاف حرف می‌زنم. من می گویم این نگاه اشتباه است و اگر کسی تصور می کند که می شود آدم ها را حذف کرد اشتباه است. من حتی معتقدم جریانات مخالف رهبری و نظام هم اگر تشکلی داشته باشند، به اندازه نفوذ سیاسی اجتماعی شان در جامعه، صاحب قدرت هستند. 

آیت الله سازی و تلاش جریاناتی که وفاداری خودشان را به نظام و رهبری نتوانستند اثبات کنند یا تلاش کردند که زوایه های خودشان را نشان دهند. اگر این جریانات برای انتخابات مجلس خبرگان فعال شوند، به طور طبیعی یک مجموعه ای حساس می شوند. کسانی که همیشه در موضع ایجاد فاصله با رهبری ایستادند و تلاش کردند که زاویه با رهبری تعریف کنند، اگر این افراد در انتخابات خبرگان فعال شوند یا تلاش شان برای ورود به مجلس خبرگان باشد، دستگاه های اطلاعاتی و برخی شخصیت های سیاسی را خودبخود حساس می کنند. واقعا من معتقدم که برای حضور در مجلس خبرگان باید دنبال آدم هایی بگردیم که دارای هیچ وابستگی سیاسی به جریانات تندرو نباشند. جریان تندرو از هر ناحیه ای که باشد برای انقلاب خطرناک است. تندروهای موسوم به جریان اصلاح طلب در یک جا فعال می شوند، تندروهای موجود در جناح اصولگرا هم در جایی دیگر فعال می شوند. توصیه من به کسانی که می خواهند نقشی در نظام ایفا کنند این است که تلاش کنند زاویه ها و فاصله ها را با رهبری کم کنند و تلاش نکنند که زاویه و فاصله تعریف کنند.

مصباح یزدی هم سنگ آیت الله هاشمی نیست و میزان نفوذشان بسیار بسیار متفاوت است

اینکه دوباره این جریان متوسل به دو قطبی هاشمی - احمدی نژاد شده است، در این فضایی که هاشمی دوباره جایگاه خوبی در بین مردم پیدا کرده است می‌تواند مانند سال 84 کمکی به این جریان کند یا یک ضد استراتژی است؟


انتخابات گذشته، یک عرصه آزمایش نفوذ جریانات سیاسی هم بود. من معتقدم این جریان، شانسی برای توفیق ندارد. آن راهبرد ایجاد تقابل، الان دیگر جواب نمی دهد چون اساسا در مقابل، جبهه قابل ذکر و صاحب قدرت و نفوذی وجود ندارد. ببینید، شما می‌گویید این جریان احمدی‌نژاد می‌خواهد در مقابل جریان هاشمی قرار گیرد اما من می‌گویم اصلا جبهه‌ای وجود ندارد که توانی برای ایجاد کردن این تقابل داشته باشد.

اینها ممکن است تلاش کنند، من جریان انحرافی را برای بازگشت به قدرت فعال می‌بینم و کسانی که به جریان انحرافی وفادار بودند، امروز هم وفادار هستند، عده‌ای زیادی هم از این جریان بازگشتند و در خط رهبری قرار گرفتند اما کسانی که هنوز هم انحراف را دنبال می‌کنند، آن افراد باید بدانند که کشور به هیچ وجه دوباره به دست این جریان نخواهد افتاد.

نگاه سیاسی احمدی‌نژاد در حد رییس‌جمهور شدن نبود

برخی اطرافیان آقای احمدی‌نژاد مانند آقای جوانفکر یا تمدن می‌گویند سکوت احمدی‌نژاد در این یک سال اخیر به نفع دولت و مهمتر از همه نظام بوده است. شما در جایی گفته بودید که احمدی نژاد را از دوران شهرداری اش می‌شناختید، براساس همین شناخت شما او را فردی مصلحت اندیش برای نظام می دانستید یا نه؟

من نگاه‌های سیاسی و فرهنگی ایشان را قبول ندارم. معتقدم که ایشان دارای بینش سیاسی و فرهنگی در حد رییس جمهور نبود. ولی برای عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام مناسب است، ایشان در دوره ای رییس جمهور بوده و اطلاعات و تجربه هایی دارند و می‌توانند در حد یک کارشناس در مجمع بنشینند. حد و اندازه احمدی نژاد در حد نشستن در مجمع تشخیص است نه بالاتر از آن.

احمدی‌نژاد شایسته رییس جمهور شدن نبود

در سال 84 او را در حد رییس جمهور شدن می دانستید؟
در آن سال هم هرگز باور نکردم که در حد رییس جمهور باشد. هرگز در طول تاریخ زندگی سیاسی ام من ایشان را شایسته رییس جمهوری نمی دانستم. کلا بینش سیاسی و فرهنگی احمدی نژاد را در حد ریاست جمهوری نمی دانستم. امروز هم او را باور ندارم.

الان به نظر می رسد تلاش احمدی نژاد و جریان نزدیک به او این است که برای بازگشت به قدرت دوباره به نیروهای اصولگرا نزدیک شود، گفته می شد که حتی احمدی نژاد تلاش داشته با آیت الله کنی هم دیدارهایی داشته باشد، یا حضور برخی وزرای مورد تایید او در حلسات هم نشینی اصولگرایان.
از موضوع دیدار با آیت الله کنی اطلاعی ندارم. ولی من این اراده را در جامعه روحانیت نمی بینم و تمایلی به جریان انحرافی وجود ندارد. این را هم تاکید کنم که من آن جریان تندرو را که با تظاهر به اصولگرایی فعالیت می کرد را جریان انحرافی می دانم و تمام مهره‌های آن را هم مهره‌های جریان انحراف می دانم و معتقدم که شانسی در انتخابات آینده نخواهند داشت.

این که آقای شجونی گفته بودند احتمال جامعه روحانیت و پایداری به هم نزدیک شوند این احتمال تا چه اندازه جدی است؟

لطفا نظراتی را مطرح کنید که ارزش پرداخت داشته باشد.

تندروها دلواپسند که دیگر نتوانند به قدرت برگردند

این جریان تندرو خیلی هم خودش را دلواپس نظام و انقلاب نشان می دهد...

دلواپس خودشان هستند، دلواپس این هستند که قدرت سیاسی شان را از دست بدهند و دیگر نتوانند به قدرت برگردند. تندروی ضد نظام است، این افراد نمی‌توانند دلواپس نظام باشند. اگر معتدلین و افرادی که مطیع رهبری هستند، اظهارنظر کنند مورد قبول است، آنها دلواپس نظام هستند اما این تندروها نمی توانند مدعی دلواپسی برای نظام باشند.

مردم از دست دلواپس‌ها، دلواپس نظام شده‌اند

این دلواپسی را ناشی از نگرانی آنها می دانید یا عصانیت شان از روی کار آمدن دولت؟

دلواپس ها نگران هستند، اما من به دلواپس‌ها می گویم همه ملت از دست شماها دلواپس نظام هستند. همه مردم دلواپس وحدت دینی و ملی هستند که عملکرد شما آن را زیر سوال برده است، همه ملت دلواپس نقش آفرینی شما در حوزه تخریب وحدت دینی و ملی مردم هستند.

نگرانی و دلواپسی نسبت به دولت ندارم

از جایگاه امام جمعه، دلواپسی از عملکرد دولت دارید؟ به مرحله ای رسیده که شما را دلواپس کند.
من تا این لحظه نگرانی و دلواپسی ندارم ولی معتقدم دولت اقای روحانی باید نسبت به برخی مسائل باید حساس تر باشد.

مثلا در چه حوزه‌هایی؟
حوزه فرهنگ بسیار حساس و مهم است، این حوزه نیازمند برنامه‌ریزی دقیق همه دستگاه‌های وفادار به نظام است. من معتقدم دولت روحانی باید برای شکل دادن یک جامعه فرهنگی برنامه ریزی جدی داشته باشد. جامعه ای که وفادارتر به ارزش های اسلامی باشد. بسیاری از حوزه‌های فرهنگی برای جامعه ما ناشناخته است، مردم در بسیاری از مسائل فرهنگی دارای آگاهی نیستند، فرهنگ ما باید اسلامی باشد، دولت باید بتواند در جهت نهادینه کردن درست این فرهنگ برنامه ریزی کند و یک مسلمان الگو را به لحاظ اندیشه، منش و عملکرد تعریف کند، سیستم آموزشی کشور باید به گونه ای سازماندهی شوند که همه افراد جامعه متناسب با آن الگو تربیت شوند. باید یک سامانه آموزشی و تربیتی ملی طراحی شود تا اگر گفته می شود اخلاق باید اینگونه باشد، عملکرد اینگونه باشد، انگیزه و اندیشه اینگونه باشد و...آن سامانه در درون آموزش و پرورش و دانشگاه و دیگر نهادهای آموزشی و فرهنگی، این الگوها را آموزش دهد. دولت آقای روحانی باید خودش را برای سیاستگذاری کلان در حوزه فرهنگی و آموزش فرهنگ دینی آماده کند.

این حرف هایی که آقای روحانی درباره امر به معروف کردن مردم و مباحث دینی داشتند. اینها را مورد نقد می دانید؟
امر به معروف و نهی از منکر وظیفه دولت نیست، اما دولت هم باید این وظیفه را انجام دهد. امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مسلمان است اما دولت به عنوان یک شخصیت حقوقی که دارای قدرت است باید این کار را انجام دهد. من راجع به نظریات افراد اظهارنظر نمی کنم، معتقدم آقای روحانی باید ذهنش را متمرکز این کند که فضای آموزش و پرورش، دانشگاه، صداوسیما، حوزه علمیه و ... باید فضای انسان سازی براساس فرهنگ دینی و ملی ما باشد. این سازماندهی هنوز در کشور بوجود نیامده است.
/27220

عکس‌ها از : لیلا افشار

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.