۰

گفتمان دلواپس و افراط همين واكنش را مي‌طلبد

  • ۱۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
دلواپسان

عرصه سیاسی ایران از زمان روی کار آمدن حسن روحانی، فضای خاصی را تجربه می کند، فضای دوقطبی این یک سال شاید از نظر تقسیم آن به اصولگرا و اصلاح طلب اتفاق تازه ای نباشد اما از این نظر پدیده جالب توجهی است که هرچه بزرگان جناح اصولگرا به عقل و تدبیر حسن روحانی بیشتر ایمان می آورند و در صدد هموار کردن راه او بر می‌آیند، به همان میزان افراطیون رادیکال این طیف بیش از گذشته، دلواپس موفقیت های دولت روحانی می شوند و در راه دولتش تا می توانند سنگ اندازی می کنند.

هرقدر ناطق نوری، علی لاریجانی و بزرگان دیگر، راه به عقل و تدبیر داده اند، اعضای گروه پایداری، با هیچ منطق، دولت قانع نمی شوند و سلاح استیضاح و کارت زرد و قرمزشان را از رو بسته اند. گویی وزنه های سنگین جناح راست، آرام آرام در حال حرکت به سمت دیگری هستند که شاید هرگز به سمت چپ نرسند اما همین که در اعتدال و میانه قرار گیرند باری از روی دوش این مملکت برداشته اند. طبیعی است که با حرکت این وزنه های سنگین، سبکی و بی وزنی باقی می ماند و همین امر رادیکال های افراطی را عصبانی خواهد کرد و شاید نمود عینی این عصبانیت را در این یک سال و در رسانه های این عده بتوان دید.

رسانه های دلواپسان از یکسو نمی توانند رفتار و گفتار وحدت آفرین و صادقانه بزرگان اصولگرا را ببینند، و از سوی دیگر موفقیت های هرچند نسبی دولت در این یک سال را تاب نمی آورند، بنابراین از یک سو بزرگان جناح را، هشدار و انذار می دهند و دعوت به توبه می کنند و از سوی دیگر با ایرادات بنی اسرائیلی برنامه های اقتصادی و سیاسی دولت را زیر سوال می برند و کارد را به استخوان مرد صبور پاستور می رسانند که بگوید: «به جهنم که می ترسید و می‌لرزید. گوشه عافیت برگزینید و دست از دامان ایران بردارید.»

افشای لیست بی انتهای پوسیده ها و پوسیدگی در این رسانه ها، گویی قرار نیست به این زودی تمام شود و هرروز یک مورد جدید به آن اضافه می شود. کافی است نگاهی گذرا به این رسانه ها در طول یک ماه گذشته بیاندازیم، تا متوجه شویم که از بزرگاني چون هاشمی و ناطق نوری و خاتمی، تا مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی، از برنامه های فرهنگی و اجتماعی دولت یازدهم تا بسته جدید خروج از رکود تورمی، همه صفت پوسیده به خود گرفته اند! و گویا تنها چیزی که از گزند پوسیدگی در امان مانده است دلواپسی های فاقد منطق در این رسانه هاست.

روزی و روزنامه‌ای در رسانه های رادیکال نیست که بی دلیل و با دلیل بر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نتازد. سرزنش نکند، دعوت به توبه نکند، اتهامات واهی به ایشان نبندد، و رای بر انحراف ایشان ندهد و هاشمی را که خود از سرمایه داران و سرمایه گذاران این انقلاب بوده است به کج فهمی آرمان های انقلاب متهم نکند. یک روز اتهامش حمایت از روحانی است، روز دیگر ملاقات با مولوی عبدالحمید، روزی او را به جرم پدر « م.ه» بودن مورد بازخواست و شماتت قرار می دهند و روزی دیگر او را به دلیل مواضع متعادلش می کوبند. از نظر آنان بسته پوسیده دولت، بیش از انکه دلیل پوسیدگی اش برنامه غلط ان باشد، شباهتش به برنامه های اقتصادی دوران سازندگی است. گویی دشمنی با سازندگی و سردارش، چشم دلواپسان را روی حقایق هر بسته ای می بندد.

رسانه های دلواپس سیاست های اقتصادی دوران سازندگی را کثیف و غیرقابل دفاع می دانند و سیاست های دولت مهرورز! مورد حمایت شان را پاک و قابل دفاع! و عامدانه فراموش می کنند که اشتباهات ان مرد رفته ایران را در قعر رکود و تورم فرو برد، تا در دوره ای که ایران بالاترین درآمد حاصل از نفت را تجربه می کرد، پایین ترین سطح زندگی را برای مردمش به ارمغان بیاورد. اگر سیاست های اقتصادی دولت سازندگی منجر به ظهور طبقه موسوم به یقه سفید شد، سیاست های اقتصادی دوران احمدی نژاد منجر به ظهور طبقه موسوم به زندگی سیاه شد. طبقه ای که زندگی شان با رنگ سیاه بیکاری و تورم و رکود رنگ پاشی شد و شاید هرگز سپیدی به زندگی شان باز نگردد. رکود و تورم وحشتناک امروزه، نتیجه هزاران هزار تصمیم غلط هشت سال دوران مهر ورزی است وگرنه اگر کشور را در همان سال ۸۴ تحویل امثال روحانی می‌دادند شاید مدینه فاضله نبود، اما رکورد دار نرخ فلاکت هم نمی شد. تطهیر آن مرد رفته به هر قیمتی، بی آبرویی برای خود این رسانه هاست.

این رسانه ها که در ظاهر به مفهوم « ثبات رای و فکر از ابتدای زندگی تا انتهای آن» اعتقادی راسخ دارند، و روحانی را به سبب تغییر افکار و گفتارش، از تیر ۷۸ تا خرداد۹۲، نکوهش می کنند اما در باطن آرشیو نشریه خود را از دسترس خارج می کنند تا کسی نداند که هم ایشان در سال ۸۸ چه حمایت هایی از به اصطلاح عوامل فتنه نکردند، البته که ارشیو نشان خواهد داد که سال ۸۲، چه کسی پس از ۱۶ ساعت مصاحبه با هاشمی، از او به عنوان یکی از استوانه های نظام یاد می کند اما زمانی که ارشیو از دسترس خارج شد، می توان هر موضع سیاسی جدیدی اتخاذ کرد. البته تغییر موضع ابدا اتفاق زشتی جلوه نخواهد کرد، اگر در کنار این تغییر انصاف هم چاشنی مواضع جدید شود.

و هر پیشنهادی صرفا به این دلیل که از طرف هاشمی یا خاتمی و یا روحانی است، پوسیده و غیر قابل استفاده تلقی نشود و بالعکس هر طرحی از سمت و سوی افراطیون و برخی منتسبان جدیدشان ارائه شود ولو نادرست و غیر قانونی و ناعادلانه، زیبا و برازنده و قابل دفاع عنوان شود. این نوع طرز تفکر، البته به هر آیین و مذهبی می تواند ربط پیدا کند جز اسلام که در آن حدیث است که : به گوینده توجه نکن، به اصل سخن دقت کن.

و آخر سخن اینکه هرکس با شما بود نه تنها پوسیده نیست، بلکه فاخر و کارآمد هست، و هر کس که با شما نیست از بسته و آیت‌الله و اصلاحات و مدیر مسئول و اعتدال و کارگزاران و وزیر علوم ….. پوسیده و به درد نخور است تفکری پوسیده و از بین رفته است و صاحبان این تفکر بهتر است دنیا را از منظر دیگری هم ببینند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.