۰
/گزارش - ایسنا/

عرسال، داعش، لبنان و درستی مواضع حزب‌الله

  • ۴۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

مطالعات میدانی خاورمیانه و تشخیص و پیش‌بینی رویدادها در آن بدون حضور در صحنه حوادث امکان‌پذیر نیست. از سال 2003 با اشغال عراق توسط ارتش آمریکا، تحولات خاورمیانه سمت و سوی نظامی و امنیتی به خود گرفت و از آن تاریخ تاکنون سلسله حوادث نشان می‌دهد که ستون اصلی درستی تحلیل‌ها، ارزیابی‌ها و پیش‌بینی‌ها به اطلاعات دقیق میدانی بازمی‌گردد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از بیروت، از آن روز تاکنون حزب‌الله لبنان در قلب تحولات خاورمیانه قرار داشته است. در حقیقت یکی از اهداف اصلی اشغال عراق در سال 2003 به لبنان باز می گشته است؛ چه آن که از آن روز تا کنون لبنان روندی امنیتی و نظامی داشته است که روند آغازین آن به قطعنامه 1554 شورای امنیت، ترور رفیق حریری،خروج ارتش سوریه از لبنان، جنگ سی و سه روزه و سپس رویدادی متوالی پس از آن باز می گردد؛ رویدادهایی که سرفصل اصلی آن حفظ امنیت اسرائیل بوده است.

حزب الله لبنان هنگامی که با هدف حفاظت از مقاومت در سوریه حضور پیدا کرد، برخی از نیروهای لبنانی و غیر لبنانی که دلشان برای مقاومت و مبارزه با اسرائیل نمی سوخت، دخالت حزب الله در سوریه را رد می‌کردند و از آن به بهانه ای برای دخالت مجموعه های مسلح مخالف نظام سوری در لبنان تعبیر می کردند.

اما روند تحولات سوریه و سپس عراق و اخیرا تحولات عرسال در شرق لبنان ثابت کرده است که اگر حزب‌الله در سوریه حضور نمی یافت، باز هم شعله‌های خانمان‌سوز ترورریسم و اندیشه های تکفیری و داعشی به لبنان می رسید؛ همان‌گونه که پس از سوریه و اعلام تشکیل دولت اسلامی عراق و شام، به استان های الانبار، نینوا و صلاح الدین عراق تا نزدیکی دروازه‌های بغداد رسید.

لبنان از همان روز اول تحولات سوریه کاندیدای حضور مجموعه های تکفیری به منظور ایجاد استحکامات دفاعی و لجستیک و جذب و آموزش نیروهای خویش بود. پشت پرده مجموعه های تکفیری و داعشی هنوز روشن نیست که به شکل دقیق به کدام یک از سازمان‌های اطلاعاتی منطقه می رسد، اما از عمل و نتایج عملکرد این روند تروریستی و تکفیری روشن است که غرب به رهبری آمریکا در سطح بین‌الملل و اسرائیل به عنوان قطب منطقه‌ای از برندگان آن به شمار می روند.

سید حسن نصرالله در بدو ورود نیروهای حزب الله دو هدف اصلی برای حضور نیروهای مقاومت در سوریه اعلام کرد. اولی حمایت از مقاومت و پایگاه های آن در خاورمیانه بود و دومی حفظ امنیت ملی لبنان در برابر نیروهای تکفیری و تروریستی در سوریه.

تحولات نظامی و امنیتی عرسال و حضور بیش از پنج هزار نفر از نیروهای عملیاتی تکفیری های سوریه در این منطقه و آغاز جنگ آنها علیه ارتش لبنان ثابت کرد که اگر دخالت حزب الله در مرزهای غربی سوریه و شرقی لبنان نبود نیروهای داعش پیش از تغییر مسیر به سوی عراق بدون شک به سوی لبنان یورش می آوردند.

جان قهوجی، فرمانده ارتش لبنان سه سال پیش و هم زمان با تحولات داخلی سوریه نسبت به تمرکز مجموعه های تروریستی در منطقه عرسال هشدار داده بود اما نیروهای سلفی نزدیک به مجموعه های مسلح مخالف نظام سوریه با چتر سیاسی جریان المستقبل لبنان از هرگونه اقدام نظامی علیه این مجموعه ها جلوگیری کردند. فرمانده ارتش لبنان به شکل رسمی اعلام کرد که اگر اقدامات پیشگیرانه ارتش در این منطقه نبود همان وضعی در لبنان رخ می داد که در مرزهای شرقی عراق با سوریه در پی تشکیل دولت اسلامی عراق و شام (داعش) رخ داد.

حتی ولید جنبلاط، رییس حزب سوسیالیست‌های ترقی‌خواه از جامعه دروزی‌های لبنان هم‌زمان با آغاز نشانه های برخوردهای نظامی در عرسال در یک سخنرانی در حضور هواداران و هم حزبی هایش گفت که «ما روزهای سختی را پشت سر گذارده‌ایم اما روزهای آینده به مراتب سخت تر از امروز خواهد بود.»

با آن که جنبلاط در آغاز بحران سیاسی سوریه در صف جدانشدنی جریان المستقبل به ریاست سعد حریری و در جبهه مخالفان نظام سوریه بود اما هشدار وی از جمله هشدارهای سیاسی بسیار مهم در این کشور به شمار می رود که محوریت هشدارها را تلاش داعش برای نفوذ به لبنان تشکیل می‌داد.

براساس اطلاعات موجود در صورت پیروزی مجموعه های مسلح تکفیری سوری در برابر ارتش لبنان در عرسال و نواحی اطراف آن، آنگاه این منطقه به پایگاهی مستحکم برای آنها تبدیل شده و از این نقطه به سوی شمال لبنان یعنی طرابلس حرکت کرده و ضمن شکستن خطوط تماس مقاومت بین جنوب و شرق لبنان و نیز ایجاد شکاف بین نیروهای حزب الله در لبنان و سوریه،منطقه تحت سیطره خویش از عرسال تا شمال طرابلس را به عنوان یکی از امارت های داعش اعلام می کردند و آنگاه ضمن بر هم زدن معادلات در لبنان،سوریه را دستخوش تحولات نظامی جدیدی می کردند و آنگاه همان وضعی را در لبنان مشاهده می کردیم که در عراق و سوریه دیده بودیم.آیا کسی می تواند ادعا کند که اجرای چنین طرح و نقشه ای از سوی داعش و دیگر نیروهای تروریستی بدون هماهنگی با کشورهای منطقه ای و بین المللی حامی انها بوده است؟چنانچه کسی نمی تواند ادعا کند که تحولات عراق و سقوط موصل بدون هماهنگی ها ی منطقه ای از سوی برخی کشورها و به خصوص سعودی نبوده است. در صورت موفقیت عملیات داعش در عرسال،موج جدید جنگ مذهبی شیعی سنی سراسر لبنان را فرا می گرفت و سمت و سوی داعش به سوی جامعه مسیحی حرکت می کرد همانگونه که در عراق نظاره گر آن بودیم.

موفقیت های ارتش سوریه در منطقه حلب،حمص و قلمون و عقب راندن نیروهای تکفیری و سلفی از آنها باعث شد تا داعش زودتر از زمان تعیین شده نگاه های خود را به سوی عرسال جلب کند و به نیروهای چند هزار نفری خود در این منطقه اعلام اماده باش دهد. منطقه عرسال به دلیل حضور ده ها هزار نفر از پناهندگان سوری و حضور برخی نیروهای سیاسی و نظامی لبنانی همراه در عرسال،این امکان را به داعش می داد تا پایگاهی اجتماعی برای خود در عرسال دست و پا کند اما لازمه این کار در ابتدا این بود که ارتش لبنان را از این منطقه بیرون کند از همین رو با به گروگان گرفتن نیروهای اطلاعاتی و نظامی ارتش لبنان حمله خود را به آن آغاز کردند.

عرسال از سال ها پیش یکی از پایگاه های سیاسی حزب المستقبل لبنان در منطقه بقاع محسوب می شد لذا با آغاز بحران سیاسی و نظامی سوریه،سعد حریری و دوستانش در 14 مارس تلاش کردند تا ضمن حفظ پایگاه عرسال از آن به عنوان مرکز حمایت لجستیک مجموعه های مسلح مخالف نظام سوریه استفاده کنند و همین امر باعث شد تا هزاران نفر از جنگجویان تکفیری و سلفی زیر سقف حضور ده ها هزار پناهنده سوری در این منطقه مستقر شده و ضمن چنگ انداختن به آن از آن به عنوان پلی برای عبور و مرور به سوی سوریه و جنگ در آن استفاده کنند.

عرسال در طی دو سال اخیر نامی آشنا در پایتخت لبنان "بیروت" بوده است چه آن که تمام ماشین های حامل مواد منفجره که به سوی بیروت و ضاحیه جنوبی حرکت می کردند به شکلی از اشکال یا از عرسال حرکت و یا از آن عبور کرده بودند.

با آغاز حملات تکفیری ها و داعشی های مستقر در عرسال به ارتش لبنان،برنامه عملیاتی ارتش لبنان بدون توجه به گرایشات سیاسی احزاب 14 مارس آغاز و آنها را در عرسال به محاصره خود در آورد. حمایت افکار عمومی و شخصیت ها و اکثر احزاب سیاسی لبنان باعث شد تا ارتش لبنان با قاطعیت به ادامه عملیات خویش تا زمان خروج نیروهای داعشی از عرسال ادامه دهد اما این بی شک پایان ماجرا نخواهد بود.

عملیات عرسال و تحولات دو هفته ای اخیر در این منطقه درستی قرائت حزب الله از تحولات سوریه را نشان داد و بر همگان ثابت کرد که اگر حزب الله در تحولات سوریه به خصوص در بخش های غربی این کشور و شرقی لبنان دخالت نمی کرد آنگاه ما شاهد موصل جدیدی در لبنان بودیم از همین رو بسیاری از احزاب سیاسی 14 مارس و به خصوص از میان جناح های مسیحی آن باید سپاسگزار حزب الله باشند که آنها را از خطری حتمی نجات داده است و از بروز فتنه بزرگ جدال شیعی سنی در این کشور جلوگیری کرده است.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.