۰

نقدی بر سخنرانی پوتین در نشست با سفرایش

  • ۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ولادیمیر پوتین

چه شده که پوتین به جای انتخاب راه درست، به سراغ گمشده های خود در کوبا و آرژانتین و برزیل میرود، غافل از اینکه آزموده را آزمودن خطاست.

سخنرانی دو سالانه رئیس جمهور روسیه در جمع سفرای روسیه در دیگر کشورها از جمله مواردی است که در آن خطوط کلی سیاست خارجی روسیه ترسیم می شود. هرچند که پس از سخنرانیهای آتشین پوتین طی چند ماه گذشته و حملات مکرر وی به آمریکا و غرب این سخنان وی در مجموع از سوی صاحبنظران، آشتی جویانه تلقی و تحلیل شده است و در زمینه چرایی لحن آرام وی در این سخنرانی تفاسیر متفاوتی وجود دارد با این حال حتی نسبت به این شیوه مواجهه پوتین نیز می توان نکات قابل تأملی را استخراج نمود. 

در یادداشت حاضر ضمن اشاره به نکات محوری وی در سخنرانی اخیرش پیرامون تحولات اوکراین در جمع سفرای روسیه، اظهارات او را با واقعیات موجود منطبق و نقبی برای نقد این سخنان می زنیم.

پوتین درمورد حوادث اوکراین گفت: " پتانسیل درگیری زا در جهان رشد میکند، تضادهای قدیمی به طور جدی شدت یافته و تضادهای جدید تحریک میشوند. متأسفانه مشاهده میشود که حقوق بین المللی موثر واقع نمیشود، موازین اولیه نزاکت رعایت نمیشود، اصل خودسری حکمفرما شده است که این در نمونه اوکراین هم مشاهده میشود."

اگر منظور پوتین از نقض حقوق بین المللی، عدم رعایت نزاکت بین المللی و حاکمیت خودسری در نظام بین الملل همانا ورود غیرقانونی نظامیان روس به خاک اوکراین و اشغال شبه جزیره کریمه و برگزاری رفراندوم غیرقانونی در این منطقه و کمک به جدایی طلبان شرق اوکراین باشد، این اظهارات کاملاً صحیح و منطقی است.

اما اگر این تحرکات با استناد به قواعد حقوق بین الملل صورت گرفته است، پوتین باید استنادات حقوق بین المللی خود را دراین رابطه نشان دهد. مگرنه این است که روسیه پس از سقوط ویکتور یانوکوویچ رییس جمهوری وابسته به کرملین اوکراین دست به روسیه گشایی زد؟ آیا در دوره یانوکوویچ حقوق و نزاکت بین المللی رعایت می شد؟ به نظر میرسد منظور پوتین از قوانین حقوق بین الملل صرفاً حفظ منافع روسیه بوده است که چنین برداشتی از ریشه با حقوق بین المللی ناسازگاراست!

پوتین در قسمت دیگری ازسخنانش گفت: "وقایعی که در اوکراین تحریک شد، تبلور فشرده سیاست به اصطلاح بازدارندگی بود. این سیاست ریشه های عمیق تاریخی دارد و معلوم است که این سیاست پس از اتمام جنگ سرد هم، متأسفانه، به پایان نرسید."
این در حالیست که اساساً اعتقاد به ادامه جنگ سرد پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان نظام دو قطبی با مفاهیم نظریه های روابط بین الملل و واقعیات موجود درصحنه جهانی سنخیت ندارد و تقلای پوتین برای اثبات اینکه هنوز عصر بازدارندگی است شبیه کوبیدن بر هاونی مملو از آب است.

رییس کرملین در بخش دیگری از سخنرانی خود اشاره میکند که "شرکای روسیه انتظار داشتند که مسکو به روند حوادث اوکراین چه واکنشی نشان دهد؟ روسیه البته که حق نداشت مردم کریمه و سواستوپل را به حال خود رها کرده و اجازه دهد رادیکالها و ناسیونالیستهای پرخاشجو هر چه بخواهند با آنها بکنند، نمی‌توانست اجازه دهد دسترسی روسیه به پهنه دریای سیاه محدود شود و اجازه دهد نیروهای ناتو به سرزمین کریمه، به سواستوپل که شکوه رزمی سربازان و ملوانان روس در هر جای آن مشاهده می‌شود بیایند. این امر به زودی رخ میداد و توازن قوا در منطقه ساحلی دریای سیاه به طور بنیادی دگرگون میشد. یعنی فی الواقع هر امری که روسیه برای آن از دوران پتر و احتمالاً قبل از آن رزمیده بود روی همه اینها خط بطلان کشیده میشد."

اینکه پوتین از بازیگرانی که اینک و پیشتر نیز در بسیاری ازمسایل جهانی با یکدیگر چالش داشتند، دارند و خواهند داشت به عنوان شرکای روسیه یاد میکند با واقعیات موجود در روابط بین الملل مطابقت ندارد! اگر امریکا و اروپا و اسراییل با یکدیگر شریکند قابل فهم است اما روسیه و اروپا وامریکا نمی توانند برای همدیگر شریک محسوب شوند. هرچند محتمل است در برخی موارد و مقاطع بنا بر ضرورت ناگزیر از همکاری گردند.
پوتین در حالی از تهدید کریمه و روس تباران ساکن در این منطقه از سوی ناتو و رادیکالها و ناسیونالیستها سخن می گوید که چنین شرایطی پیش از اشغال کریمه توسط روسها وجود نداشت و غربگرایان معترض عمدتاً در میدان استقلال کی یف و برخی مناطق محدود دیگر به مبارزه علیه رییس جمهور وابسته به مسکو پرداخته بودند.
پوتین همچنین در شرایطی از نگرانی نسبت به عدم دسترسی به پهنه دریای سیاه سخن میگوید که بندر سواستوپل و ناوگان موجود در آن پس از استقلال اوکراین تحت الاجاره روسیه بود و ناوگان روسیه نیز درهمین منطقه مستقر بود و در واقع در کل شبه جزیره کریمه روسها فعال مایشاء بودند و براساس قراردادی که فیمابین دوکشور امضاء شده بود، این اجاره چند دهه تمدید شده بود!
پوتین همچنین با سخن گفتن از ضرورت حفظ میراث دوران پطر کبیر و دوران شوروی که ناقض اظهارات وی در زمینه حقوق بین الملل است، هرچند از نیات درونی خود پرده برداشته اما از یوتوپیایی سخن گفته است که آینده آنرا اثبات خواهد کرد.
رییس جمهور روسیه در این سخنرانی تاکید کرده است که "در آینده بطور فعال از حقوق روسها، از حقوق اتباع روس مقیم خارج دفاع کرده و برای این منظور از تمام ابزارهای موجود از اقتصادی و سیاسی گرفته تا عملیات انسانی مندرج در حقوق بین المللی و حق دفاع از خود استفاده خواهد کرد."

پوتین اما به این مهم نپرداخته که روس تبارهای اوکراین با چه مشکلاتی مواجه بودند که وی دستور تهاجم و دخالت آشکار و ایجاد ستون پنجم در خاک اوکراین صادر کرده بود؟ وانگهی مگر پوتین از حقوق اتباع روسیه ساکن در خاک روسیه به صورت شایسته دفاع میکند که اینگونه برای همشهریان مقیم اوکراین دلسوزی میکند؟ از طرف دیگر مگر برای حفظ حقوق اتباع یک کشور که مقیم کشور دیگری هستند باید در امور داخلی آن کشور دخالت کرد؟ ستون پنجم راه اندازی کرد؟ دخالت نظامی کرد؟ بخشی از آن کشور را تجزیه کرد؟ مزید بر همه اینها روس تبارهای اوکراینی، اتباع اوکراین بوده وهستند و باید تابع قوانین این کشور باشند. ازهمه اینها که بگذریم مگر پوتین در برابر خودمختاری خواهی و استقلال خواهی مسلمانان روسیه در مناطق قفقاز شمالی با آنها چه رفتاری میکند؟ مگر با اجرای سناریوهای مختلف آنها را به قتلگاه نمی فرستد؟

پوتین در ادامه سخنان خود" آنچه در اوکراین رخ داد را نقطه اوج روندهای منفی در امور جهانی و آن را بار منفی اندوخته شده طی سالیان دراز می پندارد و از اینکه پیش بینی‌های روسیه تحقق یافته ابراز تاسف نمیکند." اما به این اشاره نمی‌کند که این پیش بینی او نبوده که محقق گردیده، بلکه سناریوهایی است که پیشتر مسکو نسبت به تهیه و اجرای آن اهتمام ویژه ای به کار بسته بود. مگر نه این است که اگر مسکو از روس تبارهای جدایی طلب مقیم مناطق جنوبی، شرقی و جنوب شرقی اوکراین حمایتهای لجستیکی، مالی و سیاسی نمی‌کرد و نظامیان روس را با لباسهای مبدل به این مناطق گسیل نمی داشت این حوادث تلخ، کشته و زخمی شدن انسانهای بیگناه و تجزیه اوکراین صورت نمی گرفت؟
قابل تأمل تر اینکه، پوتین در بیاناتش "از مساعی فعالانه کارکنان وزارت امور خارجه و شخص وزیرامور خارجه در فرایند حفظ صلح در اوکراین سخن می گوید و از اینکه رئیس جمهور اوکراین (پوروشنکو) تصمیم گرفت عملیات رزمی را از سر گیرد و روسیه و همکاران اروپایی نتوانستند او را قانع کنند که راه به سوی صلح مطمئن، بادوام و بلندمدت نمیتواند از جنگ عبور کند و اینکه انتشار اعلامیه مربوط به ضرورت حفظ صلح و جستجوی راه حل قابل قبول که بین وزرای امور خارجه 4 کشور (آلمان، فرانسه، روسیه و اوکراین) هماهنگ شده بود میسر نگردید، اظهار تاسف میکند"! اما نمی خواهد دست از اوکراین و دخالت در امور داخلی این کشور بردارد تا غائله پایان یابد!

به این ترتیب تناقض میان مواضع و عملکرد روسیه موجب تشدید تحریمهای غرب علیه این کشور و وارد شدن خسارات فراوان به اقتصاد و صنعت و اشتغال این کشور میگردد و سبب میشود تا به جای انتخاب راه درست، پوتین به سراغ گمشده های خود در کوبا و آرژانتین و برزیل برود، غافل از اینکه آزموده را آزمودن خطاست.
در حالیکه بهترین رویکرد برخورد ایجابی و نه سلبی با کشورهای پیرامون و جلوگیری از غلتیدن بیشتر همسایگانش در دامان غرب بود و پوتین بسیاری از این فرصتها را از دست داد.

برای مشاهدۀ وبلاگ افشار سلیمانی در صفحۀ بلاگرهای خبرآنلاین اینجا کلیک کنید

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.