۰
یادداشتی از محسن رضایی:

زلزله سیاسی جدید خاورمیانه

  • ۱۰بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محسن رضايي,خاورميانه

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در یادداشتی، با توجه به اوضاع حساس کشور و منطقه و حوادثی که از چند سو جهان اسلام و بویژه محور مقاومت را در بر گرفته است، به تحلیل این شرایط پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) متن این یادداشت که در "پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر محسن رضایی" منتشر شده به شرح زیر است:

«یادداشت خود را با ذکر یک خاطره از دوران دفاع مقدس آغاز می‌کنم. بیست و پنج سال از پایان جنگ ایران و عراق می‌گذرد. در این مدت حوادث مهمی برای ملت ایران اتفاق افتاده که پیش از وقوع، پیش‌بینی شده بود. مسائل اقتصادی و تحریم‌های غرب علیه ایران، حوادث و فتنه‌های داخلی و ایران هراسی و رودرروسازی اعراب با ایران یا اختلاف سنی و شیعه در منطقه، نمونه‌هایی هستند که قبلا پیش‌بینی شده بود. شهید حسن باقری در زمستان 1360در خاطرات روزانه خود نقل میکند که، برادر محسن در جلسه فرماندهان تیپها به تحلیل روابط ایران وآمریکا پرداخت و گفت، آمریکا ازمساله بنی صدر ومنافقین وکردستان به نتیجه نرسید از جنگ هم به نتیجه نمی رسد، ولی بعدا به چند کار دست خواهد زد یکی اینکه ایران را به انزوای سیاسی می کشاند وبا محاصره شدید اقتصادی روبرو می سازد و دوم اتحاد کشورهای عربی است با این تفاوت که دیگر اسرائیل، دشمن اعراب نیست بلکه ایران، دشمن اعراب است وتعویض اسرائیل با ایران، ازطرف دیگر بلواهای سیاسی هم در داخل کشور بوجود می آورند. قدرتها ودولتها توان جمع کردن هرمقدار نیروی نظامی را ندارند و لازم است که تسلط حزبی وسیاسی روی نیروداشته باشند. (پی نوشت سردبیر :تصاویر دست خط شهیدباقری در انتهای متن)

درطی این مدت، تلاش امریکا وغرب برای انزوای سیاسی ایران وعلی الخصوص محاصره شدید اقتصادی، که همان تحریمهای شدید سالهای اخیر بوده کاملا آشکار است. بلواسازی‌های سیاسی در سال‌های 78 و 88 در تهران، نمونه عینی این مدعاست وآخرین تلاش غرب، درگیر ساختن اعراب با ایران که از سوریه شروع شده وامروز درعراق، درحال اوج گیری است ودرآینده می تواند تشدید شود. به نظرمیرسد این حوادث، حداقل ده سال طول طول خواهد کشید و ممکن است در پی آن باشند که این حوادث را به داخل ایران نیز بکشانندکه در اینصورت انشاءالله با، آمادگی وتوانایی فرزندان انقلاب، سرکوب خواهند شد.

محاصره اقتصادی

بی تردید اگر توسط دولتمردان و مجریان سیاستهای اقتصادی نظام، عملیاتی، اجرایی وپیاده شده بود یا تحریم، صورت نمی پذیرفت ویا اگر تحریمی صورت میگرفت هیچ اثری بر زندگی مردم نمی گذاشت. امروزهم اگر دولتمردان اقتصاد مقاومتی را بتوانند اجرایی و عملیاتی کنند ازفشارهای بین المللی با سرعت خوبی خارج می شویم. در غیر اینصورت همان مسیر اشتباه گذشته را ادامه خواهند داد. مذاکرات سیاسی اگر هم موفق شود تنها رفع یکی ازموانع است ولی تحرک اقتصادی و رونق و پیشرفت کشور، برنامه ریزی ورفع خود تحریمی های داخلی موانعی است که باید هر چه زود تر برطرف شود وگرنه دوباره ایران را تحریم خواهند کرد.

زلزله بزرگ خاورمیانه

همواره با به هم خوردن توازن قدرت‌های بین‌المللی، یک زلزله بزرگ شروع می شود. فروپاشی شوروی زلزله بزرگی را بدنبال خود داشت. چندین حادثه بزرگ دراثر آن در اروپا وخاورمیانه وخلیج فارس شکل گرفت. حمله عراق به کویت وحوادث بالکان در اروپا و بعد از آن حمله امریکا به افغانستان وعراق، ناشی از همان زلزله فروپاشی شوروی بود. چند سالی است که گسل‌های بین‌المللی دوباره فعال شده و زلزله جدیدی شروع شده است. هرچند برخی آن را به ناتوانی یا بی‌عرضگی آقای اوباما نسبت می‌دهند ولی مساله فراتر از ضعف مدیریت آقای اوباماست.

آمریکا درشکست‌های سریالی خود درعراق، افغانستان، لبنان و سوریه، نوعی ضعف بی سابقه از خود نشان داد. عدم حمله آمریکا به سوریه (با وجود انکه تا لحظه شلیک هم پیش رفته بود)، حاکی از همین وضعیت رو به ضعف است. مشغول شدن غرب و آمریکا در حادثه اکراین و شروع جنگ سرد جدید بین روسیه و آمریکا، موجب بهم خوردن بیشتر موازنه قدرت آمریکا در خاورمیانه شده در نتیجه یک خلاء قدرت در اروپا و خاورمیانه پیش آمده است. این خلا قدرت درحال تبدیل شدن به یک زلزله سیاسی بزرگ درمنطقه است. بیداری اسلامی وشکست آن درمصر وحمله به سوریه وپدیده تروریستهای تکفیری درسوریه وعراق وحمله اسرائیل به غزه شروع این زلزله سیاسی است. این چنین وضعیتی فرصت مناسبی را برای فرصت طلبی اسرائیل وبرخی کشورهای منطقه بوجود آورده است که آنها درمقابل پرکردن خلا قدرت غرب درمنطقه خاورمیانه ویا به تعبیری رفوکردن شلوار ارباب، سوء استفاده های خودرا هم داشته باشند. و این خود خبر از آن می دهد که در طی سالهای اینده حوادث دیگری درمنطقه ما رخ خواهد داد. اظهارات اوباما ونتانیاهو در این خصوص قابل توجه است:

اوباما چندی پیش درباره اوضاع عراق گفت : این یک چالش جهانی است و چالشی است که ایالات متحده بایستی به آن بپردازد اما ما قادر نخواهیم بود به تنهایی به آن بپردازیم ... او گفت: ما باید راهبردی متمرکزتر و هدفمندتر داشته باشیم و نیروهای نظامی و انتظامی منطقه را آموزش دهیم تا کارشان را به خوبی انجام دهند. نتانیاهو اظهار داشت: «آنچه امروز در خاورمیانه، در عراق و سوریه شاهد آن هستید، خصومتی شدید میان شیعیان افراطی - که در این مورد از سوی ایران هدایت می شوند - و سنی‌های تندرو است که رهبری آن ها را القاعده، داعش و دیگران بر عهده دارند. هر دو را تضعیف کنید» ... و دوم اینکه به ایران اجازه ندهید آن گونه که بر لبنان و سوریه مسلط شد، بر عراق مسلط شود». جالب اینکه روزنامه «جروزالم پست»، پیشنهاد نتانیاهو به آمریکایی‌ها را «استفاده از داعش برای ضربه زدن به ایران» دانسته است. در اظهارنظرهای رئیس جمهور آمریکا و نتانیاهو، ضعیف شدن آمریکا در منطقه وسوءاستفاده اسرائیل کاملا آشکار است.

به نظر می رسد روبرو کردن اعراب با ایران ویا جنگ شیعه و سنی، فتنه‌ای بزرگ است که با برنامه‌ریزی مشترک اسرائیل وبرخی کشورهای منطقه و آمریکا در اثر همین خلاء قدرت، شروع شده است. آنان به طراحی یک فتنه جدید که نام آن را "فرار به جلو" می گذارم دست زده‌اند. این فتنه ازمصر گرفته تا فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و تا افغانستان و بحرین و یمن ادامه دارد. هدف اصلی طراحان این برنامه، عقب انداختن جریان دموکراسی و تشکیل دولت‌های مستقل و همچنین بحران سازی علیه جمهوری اسلامی با استفاده ازضعیف شدن آمریکا و هژمونی کاخ سفید در منطقه است.

فرصت‌طلبی اسرائیل و برخی از کشورهای منطقه

سرنگونی مرسی و نادیده گرفتن انتخابات فلسطین و دولت حماس و محاصره غزه و حمله به دولت قانونی نوری مالکی و دخالت در انتخابات افغانستان، همه تکه‌های پازلی هستند که در حال تکمیل و ازیک چارچوب راهبردی حکایت می‌کند. وظیفه عمده آنان تشکیل دو جبهه هماهنگ در منطقه است:

1- جبهه سنی، شیعه یا اعراب، ایران

2- جبهه اسرائیل با فلسطین

کاملاً پیداست که جبهه اول به عنوان پشتیبانی ازجبهه دوم تشکیل می شود. اسرائیل برای موفقیت خود درسرکوب فلسطینی‌ها، باید ایران واعراب را به تقابل با یکدیگر بکشاند. البته این نخستین بار نیست. حمله عراق به ایران با شعار قادسیه و حمایت کشورهای عربی از صدام درهمین رابطه بوده است. امروزه بهترین راه را استفاده از تعصبات و احساسات غلط تکفیری‌ها و تشدید آن علیه ایران و شیعه، یافته‌اند. شعار دولت اموی برعلیه دولت صفویه تکرارهمان نقشه با ادبیات جدید است.

نتایج زلزله

این نقشه اگر هیچ دستاورد دیگری نداشته باشد حداقل بمدت ده سال، اسرائیل را درامان نگاه می‌دارد، جهان اسلام را با تفرقه شدید مواجه می سازد و امنیت ایران را تهدید خواهد کرد. در پی این حادثه بزرگ وجدید که در حال وقوع است، فرصتها وتهدیدات قابل توجهی برای کشور، ملت و نظام جمهوری اسلامی وجود دارد. اقتصاد و فرهنگ همچنان مهم است ولی تغییر نقشه ژئوپلتیک منطقه از اهمیت بیشتری برخوردار است. برخی از روی بی اطلاعی می گویند حوادث سوریه و عراق به ما چه ارتباطی دارد؟ درحالیکه این حوادث، پیش مقدمه فشارهای بعدی به ایران است. ازهمه دلسوزان به نظام وحتی ایران، انتظار میرود مسائل جاری منطقه را جدی بگیرند. بنظرمیرسد این وظیفه نخبگان کشور است که با آگاهی بخشی به جامعه، آمادگی‌های لازم را فراهم سازند. اگر مسائل اقتصادی، از بیست سال پیش جدی تلقی می شد و افرادتوانمند وکارشناس درمدیریت کشور، نقش آفرین بودند نباید مشکلات اقتصادی بوجود می آمد. اگر امروز هم برنامه تغییر ژئوپلتیک منطقه جدی گرفته نشود دامنه آن وارد ایران می شود. ما به تعبیر رهبر معظم انقلاب باید قویتر شویم درآنصورت است که امنیت و منافع ملی ایران در داخل و خارج کشور پایدار خواهد شد و از فرصت‌های این حوادث که بیشتر از تهدیدات آن برای ملت ما است بهره مند خواهیم شد.

بنابراین ما هم با یک فرصت بزرگ و هم با یک خطر بزرگ، مواجه هستیم. اینکه حاصل، چه خواهد بود، به نوع برخورد و عمل ما بستگی دارد. تاکنون کشور ما ازاین هنر و مهارت برخوردار بوده است که تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده است. دراین حادثه مهم، هم لازم است همه نخبگان و آحاد مردم دست همکاری به یکدیگر دهند و این فتنه‌ای که جهان اسلام را به سوی پرتگاه می‌برد خنثی سازند. وحدت برادران شیعه و سنی و تمرکز روی نقاط وحدت خویش یکی از مهمترین روش‌های باطل کردن این فتنه است.»

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.