چند کلمه حرف حساب با آقای بارزانی

دکتر عبدالخالق حسین*

هیچ وقت روزی را تصور نمی کردم که من منتقد یا مخالف آقای مسعود بارزانی،رئیس اقلیم کردستان باشم، اما در نهایت تاسف باید بگویم خود او باعث شد که منتقد او شوم. کسی که سیاست گسترش دموکراسی در عراق را پایه گذاری کرد و باعث شد تا ملت کردستان دستاوردهای عظیمی به دست آورند اکنون همان سیاست رهبران سابق کُرد به رهبری پدرش بعد از انقلاب جولای را دنبال می کند.

در حالی که شخص آقای مسعود بارزانی خود از منتقدان آن مواضع و تحرکات بود. از او می خواهیم کاری نکند که همان طور که انقلاب کردها در زمان عبدالکریم قاسم تباه شد حیات کردها این بار نیز تباه شود.
در این جا نمی خواهیم در برابر اشتباهی که مرتکب می شوند سکوت کنیم و به سادگی از کنار آن بگذریم و در برابر مخاطراتی که ملت مظلوم عراق را تهدید می کند، بی تفاوت باشیم.

نقد سازنده هدف اصلی ما در این مقاله است و همانا که نقد منصفانه اساس هر پیشرفتی است. کردها امروز، همانند دیگر
عناصر تشکیل دهنده ملت عراق، شرکای حقیقی این میهن هستند و از حقوقی برابر همانند دیگر شهروندان عراقی بدون هر گونه تبعیضی برخوردارند. عراق از سوی طرف های مختلف تحت فشار قرار گرفته تا تجربه دموکراسی اش به شکست بینجامد و دستاوردهای عظیم مردم در تمامی زمینه ها از بین بروند.

وضعیت عراق اکنون بسیار شکننده است و درگیری ها به سمتی می روند که حیات سیاسی کشور را به کلی فلج کند. برای همین همه وظیفه دارند که از فرایند سیاسی و کار برای تکامل آن حمایت کنند و اجازه ندهند از بین برود.

آن چه از بیشتر اظهارات آقای مسعود بارزانی و معاونانش این روزها می شنویم تنها این عبارت است "یا مشارکت حقیقی یا جدایی از عراق" و همیشه هم برای اثبات حرف خود قانون اساسی را شاهد می گیرند. ما به قانون اساسی عراق اعتقاد داریم اما حاضر نیستیم که آن قدر امتیاز بدهیم تا به کنفدارلیسم برسیم.

آن چه در قانون اساسی عراق آمده است و ملت عراق از جمله مردم کردستان به آن رای دادند فدرالیسم است نه کنفدرالیسم. ملت عراق از زمان تاسیس کشور مستقل عراق در سال 1921 تا زمان سقوط حکومت فاشیستی در سال 2003 متحمل خسارت ها و سختی ها و مشکلات بسیاری بوده است.

از جنگ های عبث و بی فایده گرفته تا سیاست های شکست خورده و درگیری های سیاسی بر سر قدرت که جان ملت عراق را به لبشان رساند.

اظهاراتی که این روزها آقایان رهبران کُرد اعم از شخص آقای مسعود بارزانی بر زبان می آورند و دائما تهدید می کنند اگر نوری مالکی برای بار سوم نخست وزیر شود، اعلام استقلال می کنند نه با جوهره دموکراسی هم خوانی دارد و نه احترام به رای اکثریت رای دهندگان عراقی است. دموکراسی هر گونه سیاست باج خواهی را رد می کند و هیچ گونه حق وتویی را برای هیچ جریان سیاسی ای در نظر نمی گیرد. یک گروه یا قومیت خاص در جوامع دموکراتیک هیچ گاه نمی توانند در برابر آرای دیگران از حق وتو برخوردار باشند. 

وتو با  روح دموکراسی مغایرت دارد و فرایند سیاسی هر کشوری را به مخاطره می  اندازد.  این را هم ملاحظه می کنیم که محبوبیت آقای مسعود بارزانی در میان افکار  عمومی کردستان سقوط کرده است یا حداقل ایشان با مشکلاتی در برابر رقبای  کردش مواجه شده است.

او خود بحران را با مقامات بغداد ایجاد کرد و حالا  در حالی دم از استقلال می زند که ملت کرد در انتخاب رئیس جمهوری عراق  مشارکت دارند و پنج پست وزارت در دولت مرکزی در اختیار دارند و مراکز  فرماندهی حساس ارتش عراق در دست کردها است. اما بحران هایی که آقای رئیس  اقلیم کردستان با دولت مرکزی ایجاد می کند پایانی ندارد در حالی که  مطالبات هر روز بالا و بالاتر می روند. آخرین این اقدامات صادرات نفت به  ترکیه بدون موافقت مقامات بغداد بود که نقض صریح قانون اساسی و مشارکت  حقیقی در حکومت فراگیر ملی عراق است. قانون اساسی عراق به روشنی و بدون  هیچ گونه تبصره یا بند یا استثنایی تاکید می کند که ثروت های طبیعی عراق  از جمله نفت در سراسر کشور از جمله کردستان از استخراج تا تولید و صادارت  آن صرفا تحت کنترل دولت اتحادیه مرکزی عراق است و این دولت عراق است که  مسئولیت توزیع عایدات نفتی میان استان ها را بر عهده دارد.

همچنین  مسئولیت دفاع از کشور و پاسداری از مناطق مرزی و تسلط بر مبانی ورودی  کشور و سیاست خارجی و امضای قراردادها با شرکت ها و توافقات بین کشورها  همگی از صلاحیت ها و مسئولیت های دولت اتحادیه مرکزی است.

در حالی که آن چه الآن می بینیم این است که اقلیم به ارتش خاص خود (پیشمرگ) تمسک جسته و نخست وزیر کل کشور هیچ گونه ارتباطی با آن ندارد و آنها تنها دستورات را از رئیس اقلیم می گیرند، با این حال از دولت مرکزی می خواهد که حقوق آنها را پرداخت کند و هزینه مسلح کردن آنها را بپردازد.

همچنین آقای بارزانی می خواهد که در سیاست خارجی به تنهایی وارد عمل شود و از اقلیم و نه از کانال دولت مرکزی روابط خارجی را برقرار کند. به شهروندان هر دولتی اجازه می دهد که بدون دریافت ویزا از سفارت خانه های عراق در خارج از کشور به کرستان وارند شوند در حالی که شهروندان عراقی نمی توانند به کردستان بروند مگر با ویزای اقلیم کردستان.

تازه با آنها هم به بدترین شکل ممکن رفتار می شود و در پاسگاه های مرزی بدترین رفتارها با آنها می شود و از ورود بسیاری از آنها جلوگیری می شود. اقلیم حق مشارکت در دولت مرکزی را دارد اما دولت مرکزی هیچ حقی در اعمال نظر خود در مورد اقلیم ندارد. این معنای مشارکت حقیقی و فدرالیسم از نظر آقای بارزانی است. تعریفی که در هیچ جای دنیا الا در عراق قابل تعریف نیست.

آقای بارزانی در حالی با دولت مرکزی بدترین نوع رفتارها را در پیش گرفته که گویی خود کشوری مستقل است و منطقه ای مستقل را اداره می کند.

آخرین بحرانی که رئیس اقلیم کردستان به دستان خود منفجر کرد، دستور صادرات نقت بدون موافقت بغداد بود که حتی مخالفت کاخ سفید امریکا را به دنبال داشت. وقتی که امریکایی ها هم به تحرکات آقای بارزانی اعتراض کردند و استقلال کردستان را رد کردند، آقایان عصبانی شدند و گفتند که کردها یا باید "شرکایی ضمن عراق فدرال اتحادی باشند یا این که خودشان سرنوشت
خودشان و مصالح اقلیم و ملتشان را تعیین می کنند."

اما مطالبات کردها که پایانی ندارد، آقایان تا آن جا رفتند که چرا حکومت مرکزی میلیاردها دلار غرامت جنایت های حکومت بعث در حق ملت کرد را نمی پردازد، گفتند: «چرا بغداد غرامت حمله شیمیایی به شهر حلبچه را نمی دهد و چرا پولی بابت ویران شدن 4500 روستا در اقلیم کردستان به دست رژیم بعثی را نمی پردازد، چرا به قوانین بین المللی احترام نمی گذارد و به شکایت از
صادرات نفت از اقلیم برخواسته است.»

کسی که اظهارات و مطالبات کردها را می شنود گمان می کند که حکومت سرنگون شده صدامی گویی فقط ملت عراق کردستان را سرکوب کرده و کاری با دیگر مردم عراق به ویژه ساکنان استان های مرکزی و جنوبی نداشته است. انگار که او از گازهای شیمیای علیه مردم اهوار در جنوب استفاده نکرد و در خلال انتفاضه شعبانیه 300 هزار نفر از انقلابیون را نکشت، انگار نه انگار که شمار کشته شدگان عراقی در نتیجه جنگ های داخلی و خارجی بیش از دو میلیون نفر بوده است، تا کنون بیش از 400 گور دسته جمعی کشف شده اند و نسل کشی های گسترده ای در مرکز و جنوب عراق صورت گرفته است، در پی همین حوادث حداقل 4 میلیون نفر از عراق مهاجرت کردند، چه کسی قرار است غرامت آنها را بپردازد؟

بر این باوریم تلاش های آقای مسعود بارزانی و خلق بحران های دائمی با بغداد و تفسیر قانون اساسی بر اساس اجتهادات شخصی و هر گونه که خودش دوست دارد چیزی جز عمل به دستور العمل های عربستان و قطر و ترکیه نیست. کما این که آقای عادل مراد، یکی از رهبران حزب اتحاد میهنی کردستان نیز در این باره گفت: «دستورالعمل های عربستان و ترکیه بر این متمرکز است که تلاش شود کردها از فرایند سیاسی در بغداد دور شوند و به بهانه تضمین امنیت و ثبات اقلیم کردستان تلاش شود که آنها اجازه نیابند در حکومت آینده، هر کس که پیروز انتخابات باشد، مشارکت داشته باشند.»

افزایش بحران میان بغداد و اربیل از سوی آقای بارزانی نه به سود عراق است و نه به سود مردم کرد بلکه تنها خوش خدمتی به دشمنان همه آنها است. این مساله را عقلای قوم کُرد به خوبی می دانند. کما این که دکتر محمود عثمان هم گفت: «اعتماد به ترکیه با هدف صادرات نفت از کردستان کاری اشتباه و غیرقابل قبول است. نفت عراق متعلق به همه عراق است و همه بر آن توافق داریم و لازم است که صادرات آن بر اساس چارچوب های رسمی صادرات نفت صورت بگیرد، سیاست ترکیه هیچ گاه مبتنی بر دوستی با کردها نبوده است و من اعتماد به آنها را قبول ندارم.»

حقیقت این است که دولت ترکیه اردوغانی سیاست های خبیثانه ای را در رابطه با کشورهای همسایه دنبال می کند. دولت اردوغان اگر بخواهد کشوری را ویران کند اول روابطش را با آن تقویت می کند، همان طور که در سوریه این کار را کرد و از آن سوء استفاده کرد تا از تروریسم در عراق پشتیبانی کند. سپس اردوغان علیه بشار اسد شد و رفت که از تروریسم علیه ملت سوریه حمایت کند.
آقای بارزانی باید بداند که باهوش تر از اردوغان نیست که همچنان به ملت کرد در ترکیه ستم می کند و حتی مانع از آن می شود که خود را کرد بنامند و همچنان آنها را "ترک های کوهستان" خطاب می کند. غرض اردوغان از رابطه با بارزانی تضعیف دولت فدرالیسم عراق است و اگر نتواند در این خواسته ننگین خود موفق شود، که البته غیرممکن است موفق شود، علیه خود بارزانی وارد عمل خواهد شد همان طور که علیه بشار اسد وارد عمل شد و در این میان بزرگترین بازنده ملت عراق و به خصوص کردها هستند. 
چه باید کرد؟

از آقای بارزانی خواهش می کنیم که اشتباه پدرش را تکرار نکند که به جمع توطئه چینان انقلاب 14 جولای پیوست و به دنبال آن سیلی از مصائب را متحمل ملت عراق و به ویژه ملت کُرد کرد. امروز فرصتی طلایی برای عراق به وجود آمده است، آقای مسعود بارزانی و همه مسئولان عراقی وظیفه دارند که این فرصت را از دست ندهند و الا تاریخ به هیچ کس رحم نمی کند. اما شعار جدایی که آقای بارزانی دائما از آن استفاده می کند، شعاری غیر عملی است که هدفشان فقط تحریک است، بارزانی نفت کردستان را برای کردستان می خواهد در حالی که از نگاه او نفت بصره باید برای همه باشد.

در حالی که همه می دانند 17 درصد از عایدات ثروت عراقی که به کردستان می رسد بیشتر از حق طبیعی آنها است چرا که بر اساس جمعیت کردستان حق اقلیم کردستان تنها 13 درصد از عایدات نفتی است. البته دولت مرکزی نیز باید دست از سیاست های تحریک آمیز خود بردارد و همان طور که در قانون اساسی آمده به طور حقیقی و نه بر اساس منظور آقای بارزانی فدرالیسم را در کشور پیاده کند. آقای بارزانی خودش خوب می داند که نتایج جدایی از عراق در وضعیت فعلی منطقه ای و بین المللی چه خواهد بود. 

*دکتر عبدالحسین خالق، نویسنده و روزنامه نگار عراقی مقیم اروپا است که  در معرفی خود همواره گفته به دلیل ظلم و ستم رژیم بعثی مجبور به ترک  کشورش شده است.

منبع: شبابیک الممنوع/ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

4949

کد N388139

وبگردی