۰

پيشنهادهايي به آقاي ظريف براي پاسخ به کري

  • ۵۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ظريف

بعد از بيانيه تهران و بروکسل که ايران پذيرفت غني سازي را به طور کامل تعليق کند و اجراي پروتکل الحاقي را نيز داوطلبانه اجرا کند، با بدعهدي سه کشور اروپايي روبرو شد و تصميم ايران مبني بر رفع تعليق ها باعث امضاي توافقنامه اي شد که به توافقنامه پاريس معروف شد. ايران بازهم به تعهدات خود در اين باره عمل کرد اما سه کشور اروپايي حاضر نشدند حتي طرحي براي اين که خواسته هايشان از ايران چيست ارائه کنند



محمد سعيد احديان در سرمقاله خراسان نوشت:

هرچه به روزهاي پاياني مهلت 6 ماهه توافقنامه ژنو نزديک تر مي شويم اهميت ديپلماسي عمومي بيش از گذشته نمايان تر مي شود چرا که با بالاتر رفتن احتمال شکست در مذاکرات اين مسئله که چه کسي مقصر اين شکست احتمالي است بيشتر مي شود. يادداشت وزيرامور خارجه آمريکا را مي توان در همين زمينه تحليل کرد. وي در اين يادداشت با دقت تمام و انتخاب ادبياتي دقيق و کليدواژه هايي حساب شده، تلاش کرده است تمام مسئوليت شکست احتمالي مذاکرات را با ادبياتي به ظاهر نرم ولي سراسر خلاف واقع به دوش ايران بيندازد. همانطور که چندي پيش آقاي عراقچي مذاکره کننده ارشد هسته اي تصريح کرد خيلي مهم است که براي جامعه بين الملل روشن شود که مقصر اصلي شکست مذاکرات کيست، لذا منطق حکم مي کند که بايد منتظر واکنش هوشمندانه و تاثيرگذار آقاي ظريف به همتاي خويش باشيم. حساسيت و دقت در انتخاب عبارات و واژه ها و مستدل و قانع کننده بودن اين واکنش به قدري اهميت دارد که در حد توان خود پيشنهادهايي در اين باره به آقاي ظريف ارائه مي دهيم:

1. اگر تا امروز برخي چنين احتمال مي دادند که اين قبيل اظهارات براي قانع کردن افکارعمومي داخل آمريکاست امروز بايد مطمئن باشيم که اين ادبيات بخشي از اجراي سناريوي از پيش تعيين شده آمريکا براي «بعد از شکست احتمالي مذاکرات» است لذا واکنش به اين موضع گيري و اقدامات بعدي مسئولان آمريکايي نبايد مقطعي و از روي انفعال باشد، بلکه بايد مطابق با سياست و استراتژي از پيش تعيين شده باشد استراتژي که هم رويکرد، هم ادبيات و حتي کليدواژه ها در آن مشخص شده باشد.

2. دولت يازدهم با «لبخند» به ميدان ديپلماسي آمد گرچه در مواقعي اين لبخند بايد با اخم و تندي بيشتري همراه مي شد اما در هر صورت اکنون اين لبخند فرصت خوبي براي شنيده شدن حرف هاي منطقي جمهوري اسلامي ايران ايجاد کرده است، لذا دولت يازدهم بايد ازفرصتي که خود ايجاد کرده است به خوبي استفاده کند. برخلاف بسياري از منتقدان تاکنون موافق بودم که براي لطمه نخوردن مذاکرات، بخش زيادي از محتواي مذاکرات محرمانه بماند اما حالا ديگر زمان آن رسيده است که همراه با «لبخند»، «منطق» ما هم از پشت درهاي بسته مذاکرات به عرصه جهاني ارائه شود تا همگان مخصوصا کشورها و نخبگان مستقل و منصف دنيا بدانند ما براي حل و فصل منطقي ماجرا تا چه ميزان حاضر به همراهي شده ايم و وقتي آقاي کري در پاسخ وزيرخارجه ما مي گويد «ما زياده خواهي نکرده ايم» تا چه حد اين ادعا خلاف واقع است.

3. اين نکته بايد مورد توجه باشد که تمام ادعاي آمريکايي ها اين است که ايران حاضر نيست اقداماتي براي اثبات صلح آميز بودن فعاليت هايش انجام دهد، کساني که اطلاع اندکي از روند مذاکرات يازده ساله دارند مي دانند اين ادعا تا چه حد خلاف واقع است اما مسئولين ايراني بايد بدانند که واقعيت اين است که نه تنها بسياري از مردم دنيا بلکه اکثر مسئولان کشورهاي دنيا از اين سابقه اطلاع چنداني ندارند و ايران به دليل ضعف ديپلماسي عمومي در دوره آقاي جليلي و پرده پوشي هاي تا حدي لازم آقاي ظريف، اين اطلاعات اعتمادآور را به آن ها منتقل نکرده است.

4. از نقايص مهمي که مي توان در تيم هسته اي فعلي برشمرد خط کشيدن بر کليت آنچه تا پيش از اين در پرونده هسته اي ايران وجود داشته است و استفاده نکردن از دستاوردهاي فعاليت هاي آنان از انتقادات مهمي است که مي توان به تيم فعلي وارد دانست در اين زمينه نيز تيم هسته اي ايران در بازگشت به گذشته دستي پر براي اثبات حقانيت ايران و زياده خواهي آمريکا دارد. آقاي ظريف بايد به دقت و حتي با ذکر جزئيات ليستي از اعتمادسازي هاي ايران و عدم همکاري هاي آمريکا را ارائه کند و به اين دليل که اين موارد مربوط به رفتارهاي عملي گذشته بوده، براي هر کارشناس منصفي روشنگر و قانع کننده است. مجال زيادي براي برشمردن و بازکردن همه مصاديق اين موضوع وجود ندارد اما اجازه دهيد چند تا ازآن ها را ارائه کنيم اهميت و تاثيرگذاري اين مصاديق در آن است که همگي توافقنامه هايي رسمي هستند که ايران آن ها را امضا کرده است و طرف مقابل يا با آن ها مخالفت کرده است يا درباره آن ها بدعهدي .

5• بعد از بيانيه تهران و بروکسل که ايران پذيرفت غني سازي را به طور کامل تعليق کند و اجراي پروتکل الحاقي را نيز داوطلبانه اجرا کند، با بدعهدي سه کشور اروپايي روبرو شد و تصميم ايران مبني بر رفع تعليق ها باعث امضاي توافقنامه اي شد که به توافقنامه پاريس معروف شد. ايران بازهم به تعهدات خود در اين باره عمل کرد اما سه کشور اروپايي حاضر نشدند حتي طرحي براي اين که خواسته هايشان از ايران چيست ارائه کنند و در جلسات خصوصي برتعطيلي کامل هرگونه فعاليت هسته اي ايران تاکيد کردند. اين بدعهدي به گونه اي بود که اخيرا جک استرا و وزيرخارجه وقت انگليس از آن انتقاد کرد.

6• چند سال بعد بين ايران و سولانا به نمايندگي از کشورهاي اروپايي توافقنامه اي يازده ماده اي امضا شد اما آمريکايي ها با آن مخالفت کردند و نشان دادند مسئله آنها اطمينان از صلح آميز بودن فعاليت هاي ايران نيست.

7• از همه اين موارد مهمتر توافقنامه بين ايران و آژانس بود که بين آقايان لاريجاني و البرادعي بسته شد و نکته مهم آن بود که البرادعي تنها زماني آن را امضا کرد که سولانا به نمايندگي از کشورهاي 1+5 آن را تاييد کرد. اين توافقنامه که به مداليته معروف شد به صراحت تاکيد کرده است که اگر به چهار سوال درباره فعاليت هايش پاسخ دهد و علاوه برآن مجموعه اي از همکاري ها را با آژانس انجام دهد، آژانس (بخوانيد 1+5) متعهد مي شود که پرونده ايران را به روال عادي برگرداند و جالب اينجاست که البرادعي به صورت رسمي پاسخ ايران را قانع کننده اعلام کرد اما در مقابل با اثبات حقانيت ايران به صورت رسمي فشارها به ايران به جاي کاهش، افزايش پيدا کرد. اين توافقنامه علاوه برآنکه همچنان از ظرفيت کافي حقوقي براي اينکه در جلسات مذاکره استفاده شود برخوردار است به خوبي گواهي است محکمه پسند بر زياده خواهي طرف مقابل.

8• آخرين مورد توافقنامه اي است که بين ايران از يک طرف و برزيل و ترکيه از طرف ديگر به عنوان ميانجي صورت گرفت روساي دولت اين دوکشور که مستقيم از شخص اوباما تضمين گرفته بودند توافق کردند که ايران اورانيوم هاي 20 درصد غني شده خود را به خارج از ايران منتقل و طي يک فرآيندي که بيشتر وعده محسوب مي شد ميله هاي سوخت مورد نياز راکتور دانشگاه تهران را که مخصوص تحقيقات و امور پزشکي است تامين کنند. بعد از عقب نشيني هاي فاحش ايران، توافق قطعي بين اين کشورها صورت گرفت اما در نهايت آمريکايي ها بدعهدي کردند و اين توافقنامه نيز بعد از امضا به نتيجه نرسيد به گونه اي که رئيس جمهور برزيل به صراحت از رفتار دوگانه اوباما انتقاد کرد.

موارد فوق فقط مثال هايي است که به دليل سنديت حقوقي آن قابل کتمان توسط طرف آمريکايي نيست فقط بايد با برنامه اي حساب شده و به گونه اي موثر متناسب با نوع مخاطب به افکار عمومي عرضه شود.

آقاي روحاني و ظريف بايد بدانند تا هنوز حرف آن ها شنيده مي شود بايد به صورت فعالانه با دنيا سخن بگويند والا بنگاه عظيم رسانه اي غرب براي هميشه درِ خود را به روي آن ها بازنگه نمي دارد حتي اگر آن ها همچنان لبخند بزنند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.