۰

«عراق» یک افسانه است

  • ۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

آرون دیوید میلر، مشاور شش ‌وزیر خارجه آمریکا از سال 1988 تا 2003 که اکنون به‌ عنوان پژوهشگر سیاست عمومی در اندیشکده «وودرو ویلسون» (یکی از برجسته‌ترین اتاق‌های فکر در ایالات‌متحده) در واشنگتن مشغول به کار است در یادداشتی برای نیوز تریبیون با اشاره به گزینه های پیش روی آمریکا در خاورمیانه نوشت: آمریکا نه می تواند شرایط خاورمیانه را درست کند و نه می تواند این منطقه را ترک کند.

به گزارش ایسنا، فرارو می‌نویسد:

آرون میلر در یادداشت خود در نیوز تریبیون با تشریح شرایط در خاورمیانه نوشت: سوریه روبه ویرانی است و عراق در آستانه ویرانی قرار گرفته است. سیل پناهندگان و تندروها در منطقه به راه افتاده است. سنی ها و شیعه ها- هرکدام با حامیان خود- مقابل یکدیگر قرار گرفته اند. حتی در اسرائیل و قلمرو فلسطینیان خشونت موج می زند و آیا تروریست ها با دسترسی به پول، تسلیحات و گذرنامه، اروپا و آمریکا را با جهاد خونبار تهدید می کنند؟ این گزینه ها نیز می توانند ممکن باشند.

هیچ ناظر جدی نمی خواهد این فجایع را آسان بگیرد. به عنوان یکی از تحلیل گران منفی تر این منطقه، قصد بی اهمیت جلوه دادن خشونت، خشم و ناکارآمدی در خاورمیانه ای که رو به فروپاشی است را ندارم. پیش از آنکه ناگهان به نقطه پایانی بپردازیم- همانطور که در مورد تحلیل های مربوط به بحران اوکراین که به عنوان یک جنگ سرد جدید بررسی شد یا پس از یازده سپتامبر که آمریکا با حمله به عراق یک پروژه علوم اجتماعی را با بیش از یک تریلیون دلار هزینه به راه انداخت- باید دلیل بروز مسائل را بیشتر بررسی کنیم.

در مورد شرایطی که آمریکا امروز در خاورمیانه دارد شاید گزینه های خوبی وجود نداشته باشد اما راه هایی برای متوقف کردن این سراشیبی و جلوگیری از فاجعه وجود دارد. در این صورت باید در گام نخست چند واقعیت کلیدی را ارزیابی و انتظارات خود را کمی تعدیل کنیم.

عراق یک افسانه است. حتی پیش از وقایع چند هفته اخیر نیز عراق واقعا یک کشور یکپارچه نبود. آمریکا در سال 2003 نتوانست شرایط را در این کشور درست کند؛ و مطمئنا امروز هم نمی تواند. البته اگر درست کردن به معنی ایجاد یک حکومت متحد، باثبات و پربار که در آن همه به طور منصفانه سهی از قدرت داشته باشند، باشد. مطمئنا رفتن مالکی مهم خواهد بود اما اینکه عراق چیست و چه جایگاهی دارد همچنان هرگونه دیدگاه جهانی در موردش را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

شاید عراق هرگز متحد نشود اما نباید یک دولت شکست خورده باشد. حتی اگر فرض کنیم که جلوی پیشروی های داعش گرفته شود، باز هم مسائل مربوط به کردها، شیعه ها و سنی ها که هرکدام به دنبال منافع خود بوده و می خواهند در برابر دیگری از خود دفاع کنند، باعث می شود عراق با مجموعه ای از حکومت های غیرمتمرکز ضعیف تر روبرو خواهد شد.

داعش پیشروی های بسیاری داشته اما غیرمحتمل است که بتواند حکومت سوریه یا عراق را به طور کامل به دست بگیرد، چه رسد به عملی کردن توهم برپایی خلافت اسلامی. در عوض داعش به یک مشکل اساسی در مبارزه با تروریسم در منطقه و شاید در اروپا خواهد شد و در مورد حمله به آمریکا نیز مسئله پیچیده تر خواهد شد. در مورد عملیات های اصلی القاعده که اینطور بود و همانطور که همکارم میکا زنکو، از مقام های رسمی در شورای روابط خارجی آمریکا یادآور می شود در سال 2013 بالغ بر 17 هزار و 800 مرگ و میر جهانی ناشی از حملات تروریستی وجود داشته که تنها 16 تن از آنها آمریکایی بوده اند.

با وجود آنکه ممانعت از حملات اولویت اول سیاست خارجه است اما تروریسم- از جمله داعش- در حال حاضر تهدید استراتژیک سرزمینی برای آمریکا نیستند.

اسد در شرایط خوبی قرار دارد. اگر توافق تسلیحات شیمیایی آمریکا- روسیه در سال 2013 اسباب نجات بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه را فراهم کرد، ظهور داعش به این امر استمرار بخشید. حال به نظر می رسد اسد مورد حمایت قرار گرفته و قدرت گرفته است. نه تنها توجه جهان از برکنار کردن وی دور شده، بلکه حال متحدانش، به خصوص روسیه اینطور استدلال خواهند کرد که بیرون راندن وی به دلیل مسائل امنیتی به این آسانی ها نخواهد بود. آیا جهان می خواهد که سوریه به دست داعش بیافتد؟

بازی خشنی در حال شکل گیری است که در آن روسیه، ایران، شیعیان عراق و علوی های سوریه کمتر از گذشته به عنوان بازیگران بد دیده می شوند و حتی از آنها به عنوان خط مقدم مقابله با گروه های جهادی یاد می شود. البته قرار نیست که آمریکا مستقیما با این گروه متحد شود اما مطمئنا خواستار برکناری اسد هم نخواهد شد.

در واقع آمریکا در پیوندی عجیب و غریب گرفتار شده است: خشونت اسد شکل گیری داعش را ممکن کرد اما این رژیم حالا در حرکت به سمت محدود کردن این گروه است. بنابراین واشنگتن در شرایط غیرعادی حمایت از عناصر معتدل سنی مخالف داعش قرار گرفته در حالی که باید داعش را تعقیب کند- شاید به زودی از طریق هوایی و حملات موشکی- و این مسئله به طور غیرمستقیم باعث تقویت رهبر سوریه خواهد شد.

آیا ایران یک شریک جدید است؟ مطمئنا اهداف ایران و آمریکا در عراق یا سوریه با هم سازگار نیست: واشنگتن خواستار یک عراق مستقل و یکپارچه است و تهران یک عراق در سایه شیعه را می خواهد. اما در بازی «دشمن دشمن من، دوست من است» که در حال حاضر در جریان است، تهران باید به عنوان راه دیگری که می تواند مانع پیشروی داعش شود مورد ملاحظه قرار گیرد. این کشور می تواند به نوبه خود به منظور اصلاحات بر مالکی اثر بگذارد و از سوی دیگر کنترل گروه های شبه نظامی شیعی را به دست بگیرد تا از یک جنگ فرقه ای جلوگیری شود.

دموکراسی را فراموش کنید. در شرایط فعلی سوریه و عراق، تمرکز باید بر ایجاد ثبات باشد نه تلاش برای تبدیل کردن عراق به یک یک کشور دموکراتیک واقعی. آمریکا به تمام دوستانی که می تواند در شرایط فعلی به دست آورد نیاز دارد و این یعنی تقویت روابط با مصر، همکاری با ترکیه و عربستان و کمک به اردن.

در سال 2003 دولت بوش تلاش کرد خاورمیانه را دگرگون کند و شکست خورد. امروز هدف آمریکا دگرگونی یا رستگاری خاورمیانه نیست؛ جداکردن مهم‌ها از موارد بی اهمیت است. فهم آنچه قابل انجام است و آنچه نیست. و از همه مهمتر اینکه آمریکا نمی تواند رویای درست کردن تمام مسائل در خاورمیانه یا ترک آن را داشته باشد. هیچ راه حلی برای مشکلات خاورمیانه وجود ندارد، تنها راه حل ها به پیامدها مربوط می شوند. واشنگتن باید هوش و تلاش خود را صرف شکل دادن به این پیامدها کند. البته این کار هم باید محتاطانه انجام شود.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.