مسوولیتی در قبال تصویر تخریب شده اسلام

عراق93,علمای اهل سنت

تهران-ایرنا-این سالها، عده ای معدود با تشکیل گروههایی خشن و عمدتا تروریستی، به نام اسلام و تحت عناوینی چون ˈجهادیˈ و ˈاسلام گراˈ، وارد صحنه سیاسی خاورمیانه شده و بیشترین زخم و آسیب را به نام اسلام، به این دین الهی زده اند.

در بیان عمق و اثرات تخریب صورت گرفته توسط این گروهها ، می توان به صراحت گفت که چنین لطماتی به چهره اسلام، از سوی هیچیک از دشمنان این دین الهی نبوده است.

گروههای افراطی ، اولین بار در دهه 80 میلادی و در بحبوحه اشغال افغانستان درصحنه سیاسی منطقه ظاهر شدند. طالبان و القاعده، پس از سالها نبرد مجاهدین با اشغالگران، و بعد از پایان اشغال افغانستان، سوار بر امواج اختلافات پایان ناپذیر گروههای مجاهدین ، سراسر این کشور را به تصرف درآوردند و اولین خلافت اسلامی را در عصر جدید تشکیل دادند.

جریان طالبان، از اتحاد میان دو مکتب تند و افراطی منطقه یعنی وهابیت در عربستان و مکتب دیوبندی در شبه قاره، بیرون زده بود و قوانین سخت گیرانه اجتماعی آنان ، تصویری زشت و مشمئز کننده از دین اسلام را به نمایش گذاشت.

طالبان در مدت کوتاه حکومتش در افغانستان، قوانین و مقرراتی را به مردم شهرها و روستاهای این کشور تحمیل کرد که نه با شرایط دوران صدر اسلام نسبتی داشته و نه سنخیتی با عصر جدید داشت.

اعدام های وحشیانه، حبس زنان در خانه ، شلاق زدن مردان بخاطر نداشتن ریش و استفاده از کراوات و شلاق زدن مردگانی که ریششان از حد استاندارد طالبان کوتاه تر بود، گوشه ای از این دست قوانین بدوی بود که حتی در شبه جزیره پیش از اسلام هم به این شدت وجود نداشته است.

اولین تجربه حکومت داری گروههای افراطی و خشن منتسب به اسلام گرایان، سرانجام با حمله به برج های دوقلوی نیویورک با هواپیماهای مسافربری و آغاز حمله آمریکا و ناتو به افغانستان در پاسخ به این حملات به پایان رسید.

اما این گروهها بعد از حمله ارتش آمریکا به عراق در 2003 میلادی و اشغال این کشور، به عراق کوچیدند. آنها کار خود را در عراق با عنوان جهاد با اشغالگران شروع کردند، اما آمارها و اطلاعات موجود از عملکرد آنان حکایت از چیزی دیگری دارد.

ارتش آمریکا از زمان آغاز حمله به عراق در مارس 2003 تا پایان 2011 ، هنگام ترک این کشور ، به مدت 8 سال، کمتر از 4هزار و 500 کشته داده است که بخش اعظم آنها در سوانح و حوادث غیرجنگی کشته شدند.

در مقابل بیش از میلیون ها عراقی در آتش کینه این گروهها سوختند. بیش از یک میلیون کشته ، میلیون ها زخمی و حدود 5 میلیون آواره در داخل و خارج از عراق، حاصل تحمیل جنگ فرقه ای به ملت عراق بود که در کارنامه القاعده جای می گیرد.

آنها در طول این سالها، کسانی را کشتار کردند که نه اسلحه داشتند و نه قصد جنگیدن ، فقط عقیده شان مخالف القاعده بود و این کارنامه القاعده در جنگ علیه اشغالگران محسوب می شود.

سالها بعد در میانه دهه اول قرن بیست و یکم، گروهی موسوم به دولت اسلامی عراق در مناطقی از استان های پاکسازی نشده، اعلام موجودیت کرد که می توان آن را مولود تازه القاعده معرفی کرد. این گروه هم همانند اسلاف خود داعیه تشکیل دولت اسلامی داشت.

آنها که کارشان بمب گذاری و عملیات انتحاری علیه شهروندان عادی در بغداد و سایر شهرهای عراق بود، با شروع بحران امنیتی سوریه، به این کشور کوچ کردند و گروه جدیدی با عنوان دولت اسلامی عراق و شام را تشکیل دادند که به داعش معروف شد.

این جنگجویان به اصطلاح جهادی به لطف برنامه ریزی القاعده و منابع مالی بی حساب و کتاب برخی کشورها بوی‍ژه عربستان سعودی و قطر و ترکیه، توانستند از سراسر جهان نیرو جذب کرده و با چراغ سبز غربی ها ، سوریه را به ویرانه ای تبدیل کنند که بازسازی آن به این زودی ها ممکن نخواهد بود.

داعش به همراه سایر گروههای تروریستی که همگی یک پسوند اسلامی هم دارند، جنایاتی در سه سال گذشته در سوریه آفریدند که هیچ مسلمان واقعی ایی نمی تواند آن را توجیه کند.

سربریدند و با سرهای بریده فوتبال بازی کرده و فیلم های آن را روی شبکه های اجتماعی قرار داده اند.

فیلم های مربوط به اعدام های وحشیانه خود را بر روی اینترنت گذاشتند تا همه مردمان دنیا ببینند. بدتر از همه آن جنایات، فتاوایی از سوی برخی افراد منتسب به اهل سنت ترویج شد که از بدترین انحرافات جنسی حاضر در جهان، هم غیر قابل تحمل تر است.

فتاوایی مانند جهاد نکاح، یعنی چه؟ راستی دشمنان اسلام چقدر باید سرمایه گذاری می کردند تا این چنین به ساحت دین اسلام زخم بزنند؟ کثیف ترین شکل روابط جنسی را به نام دین رواج دادند و شبکه های اجتماعی را پر کردند از صحنه های جنایت و وحشی گری؛ از اعدام دست بسته اسیران تا خوردن جگر سرباز کشته شده سوری!

در لیبی و نیجریه و یمن و سایر نقاط جهان نیز وضع به همین منوال است. بوکوحرام، عنوانی است که هیچ مسلمان واقعی نیست که از عملکرد آنان در ربودن دختران و فروش آنان در بازار ، شرم نکند.

اکنون در قبال این همه ضرباتی که بر پیکره اسلام ، به نام اسلام و دین خدا وارد شده، می بایست علما و مراجع جهان اسلام مسوولیت سنگین تری بر دوش خود احساس کنند.

ابتدا باید به این سوالات پاسخ داد:

- آیا گروههای تروریستی با عناوین مختلف و با پسوندهای اسلامی، مانند القاعده، داعش و بوکوحرام و النصره و ... مشکوک نیستند؟

- آیا صدور برخی فتاوا که تخم کینه و دشمنی و نفرت میان مسلمانان می کارد و یا فتاوایی که چهره ای زشت و کریه از دین عرضه می کند، شک برانگیز نیست؟

- چه کسانی از روند جاری و عملکرد این گروهها سود می برند؟ آیا غیر از دشمنان اسلام که همواره دنبال اسلام هراسی بوده اند و کسانی که همه زندگی خود را وقف ضربه زدن به این دین الهی کرده اند، کس دیگری سودی می برد؟

- آیا این تحرکات در مناطق مختلف، مشکوک نیست؟

اینها سوالاتی است که انتظار است، بویژه برخی علمای اهل سنت به آن پاسخ دهند. روند جاری، بویژه در خاورمیانه ، شکل خطرناکی به خود گرفته است و به نظر می رسد وقت آن رسیده که مراجع و علمای جهان اسلام عزم خود را در برابر جهل ، بربریت و تروریسم به نام اسلام به نمایش بگذارند. ˈجلوگیری از تداوم خدشه به چهره دین مبین اسلام و ترمیم تخریب های صورت گرفته، مسوولیتی است که بویژه در این مرحله تاریخی، برعهده علما است.ˈ

گزارش از محمد علی حیدری هایی

خاورم**1770**1586**
کد N369303