۰

حقوق بشر و دمکراسی با بوی ˈباروتˈ

  • ۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
داعش

تهران– ایرنا- کشورهای غربی بویژه آمریکا با دستاویز حقوق بشر و دمکراسی، تلاش می کنند با تغییر نقشه سیاسی کشورها و ملت سازی، نظمی تازه ایجاد کنند و با تحمیل نظم نوین جهانی به بازسازی ژئوپلتیک دنیا بپردازند.

نیروهای نظامی قدرت های بزرگ یا باصطلاح ˈمددکاران اجتماعی مسلحˈ ،به بهانه نبرد با تروریسم ، با حمایت از گروه های سیاسی ،دخالت در امور داخلی کشورها وحمله به دولت ها، اجرای ˈماموریت های باصطلاح ˈانساندوستانهˈ را پیگیری می کنند.

امروزه مبارزه با تروریسم به عنوان ترفندی تازه ، موجب شد تا قدرت های بزرگ نیروهای نظامی خود را به همه آن مناطق راهبردی که تا پیش از این بهانه ای برای حمله به آن نداشتند، گسیل کنند.

با سپری شدن 13 سال از مبارزه جهانی کشورها علیه تروریسم جهانی، این پدیده شوم همچنان رو به رشد است و امنیت جهانی را در وضعیتی بسیار شکننده قرار داده است.

قدرت های بزرگ در طول این سال ها موفق شدند با همین بهانه ها در مناطق حساس و سرشار از منابع دنیا برای خود جای پایی مهیا کنند.

ˈ ˈتد گالن کارپنترˈ (Ted Galen Carpenter) که خود از کارشناسان ارشد مطالعات دفاع و سیاست خارجی اندیشکده کیتو (Cato Institute) در واشنگتن است، می گوید که بعد از سقوط دیوار برلین و زمانی که غرب دیگر دلیلی نداشت تا دست به عملیات نظامی بزند، پاناما مورد حمله قرار گرفت و فصلی نوین در سیاست های توسعه طلبانه قدرت های بزرگ گشوده شد.

کارپنتر در مجله ˈامریکن کانزروتیوˈ (American Conservative) با اشاره به عملیات نظامی سال 1989 آمریکا در پاناما علیه ˈمانوئل نوریه گاˈ، می نویسد: ˈدیگر خبری از هیولا نبود، نه نشانی از ماشین جنگی نازی ها در میان بود و نه دسیسه چینی کمونیسم جهانی.ˈ

اما جورج دبلیو بوش پدر، رییس جمهوری وقت آمریکا، در توجیه حمله واشنگتن به پاناما، دستیابی به ˈاهداف بلندیˈ چون دموکراسی، صلح و آزادی را از دلایل اصلی مداخله نظامی کشورش بر شمرد.

بوش گفت: ˈمردم پاناما دموکراسی و صلح می خواهند. آن ها خواهان فرصتی هستند که زندگی بهتری را در عزت و آزادی تجربه کنند. این است که تمامی هم و غم مردم ایالات متحده این است که آن ها را در رسیدن به این اهداف بلند یاری کنند.ˈ

به نظر می رسید که قدرت های جهانی به کشفی تازه نایل شده بودند؛ برقراری صلح، دموکراسی و آزادی. به عبارتی، بهانه هایی راه گشا که آن ها را بی دردسر به مقصود می رساند.

ˈکارپنترˈ در این باره می نویسد: ˈبدین ترتیب، دستاویز قرار دادن دموکراسی، حقوق بشر و ملت سازی انگیزه ای برای ایفای نقش ژاندارم جهانی (توسط قدرت های بزرگ) شد.ˈ

این جاست که می بینیم، قدرت های بزرگ از ارزش هایی همچون دموکراسی، حقوق بشر و آزادی به نفع خویش استفاده کرده و موفق شده اند با استفاده از آنها جنگ های توسعه طلبانه خود را با هیاتی تازه به مردم دنیا عرضه کنند.

با این هیات تازه، آنها حتی موفق شده اند از سیاست های مداخله جویانه خود نیز تصویری روشن ارائه کنند.

ˈدی دی مایرزˈ سخنگوی بیل کلینتون رییس جمهوری پیشین آمریکا، مداخله سال 1992 واشنگتن در سومالی را یک ˈماموریت انساندوستانهˈ توصیف کرد.

او در این باره گفت: ˈما با تصور ملت سازی و ارائه کمک های انساندوستانه به آن جا رفتیم.ˈ

در دنیایی که جنگ های توسعه طلبانه را امداد رسانی و مددکاری اجتماعی تعبیر می کنند و نه پدیده هایی شوم و خونریز که صدها هزار نفر مردم بیگناه در آن ها از میان می روند، دیگر تعجبی ندارد اگر، آن گونه که کارپنتر توصیف می کند، سربازان مهاجم خارجی هم مددکاران اجتماعی مسلحی باشند که برای کمک به مردم دنیا فعالیت می کنند.

یا این که به عبارت بهتر، در این شکل و شمایل تازه، این ˈمددکاران اجتماعی مسلح ˈکمک می کنند دنیای مدرن طوری شکل بگیرد که پذیرای ارزش هایی چون صلح، دموکراسی و آزادی، البته به سبک غربی آن باشد تا از این رهگذر منافع خارجی قدرت های بزرگ تضمین شود.

با همین نگرش، ˈوارن کریستوفرˈ، وزیر خارجه آمریکا در زمان ریاست جمهوری کلینتون، اشاعه دموکراسی و ارزش هایی از این دست را نقش تازه آمریکا در سال های پس از جنگ سرد عنوان کرد.

او گفت: ˈملت ما به لحاظ نقشی که می تواند در این سال های پس از جنگ سرد در اروپا و جهان بیافریند، در برهه حساسی به سر می برد. این آزمونی است برای نشان دادن پایمردی ما در حمایت از دموکراسی و کمک به توسعه محیط هایی که دموکراسی در آن ها پا می گیرد و ریشه می دواند.ˈ

هنگامی که نیروهای متفقین روز ششم ژوئن سال 1944 در سواحل نورماندی فرانسه پیاده شدند تا جلوی نیروهای آلمان نازی را بگیرند، نبردی عظیم را رقم زدند که ظاهرا دنیا را برای همیشه تغییر داد، اما امروز پس از 70 سال جهان هنوز در همان مسیر به راه خود ادامه می دهد.

نازی ها برای جامه عمل پوشاندن به این سیاست بر آن بودند که مرزهای سیاسی کشورهای اروپایی را تغییر دهند تا از این رهگذر ساختار ژئوپلتیک مورد نظر خود را ایجاد کنند.

آن ها می پنداشتند که با حمله به کشورهای اروپایی و تعیین قلمروی کشورها به سبک و سیاقی که به گمان آنها پایه و اساسی به اصطلاح عادلانه تر داشت، قاره ای تازه خواهند ساخت که به لحاظ اقتصادی یکپارچه و به ˈسود همگانˈ است.

البته این همه داستان نبود، چرا که نازی ها دورنمای بزرگ تری را مد نظر داشتند و بعد از فتح اروپا خیال استیلای جهانی را در سر می پروراندند.

گوبلز وزیر تبلیغات دولت آلمان نازی گفت: ˈگرچه ما هنوز جنگ های بسیاری پیش رو داریم، اما این جنگ ها سرانجام ما را به پیروزی بزرگی رهنمون خواهد شد. از آن پس، مسیر استیلا بر جهان عملا پیش روی ما گشوده خواهد بود.ˈ

نازی ها این اندیشه را بهانه قرار دادند که یک اروپای واحد، نفعی همگانی را دارد و با این بهانه در صدد برآمدند بر این قاره و آن گاه احتمالا بر دنیا مسلط شوند.

اما این آرزوی دور و دراز آن ها به حقیقت نپیوست و ماشین جنگی آلمان نازی سرانجام در نورماندی برای همیشه از حرکت بازماند و سلطه آن ها بر بخش هایی از اروپا پایان یافت.

با این همه آنچه هنوز بر جاست، پیروی قدرت های جهانی از سیاست های توسعه طلبانه است. این قدرت ها برای در پیش گرفتن سیاست های توسعه طلبانه و رسیدن به هدف، هر از چند گاهی طرح و برنامه جدیدی ابداع می کنند. اما راهبرد همان است که بود. به عبارتی، تغییر نقشه های سیاسی کشورها و ملت سازی.

هیتلر اروپا را عرصه تاخت و تاز خود قرار داد تا به اصطلاح نظمی تازه ایجاد کند. قدرت های بزرگ هم باز به همین شیوه درصدد هستند که نقشه سیاسی کشورها را تغییر دهند و این بار با تحمیل نظم نوین جهانی به بازسازی ژئوپلتیک دنیا بپردازند.

این است که امروز شاهدیم تمامی کسانی که بر توسعه طلبی نازی ها خط بطلان کشیدند، به قول ˈ کارپنترˈ ، خود بیدرنگ در مسیر مداخله جویی گام برداشتند تا این بار نظم نوین مورد نظر خود را در دنیا ایجاد کنند.

درست در سال هایی که فرآیند ملت سازی قدرت های بزرگ پیش می رفت، حادثه تروریستی 11 سپتامبر سال 2001 به وقوع پیوست تا بسان کاتالیزوری این فرآیند را تسریع کند.

حال سووال مهم این است که در سال های آتی، دنیا چگونه سال های جنگ به بهانه حقوق بشر و مبارزه با تروریسم را در نقاط مختلف جهان به یاد خواهد آورد.

گزارش از: رضا بهار

اروپام **2044** 5981

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.