لبنان؛ قربانی جبر ساختاری در خاورمیانه

لبنان,تروریسم

تهران-ایرنا- انفجار دیروز لبنان را می توان ناشی از ساختار سیاسی-فرهنگی خاص منطقه خاورمیانه و در ادامه تلاش های تروریست ها و پشتیبانان خارجی آن ها برای دامن زدن به جنگ فرقه ای تحلیل کرد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) سی ام خرداد ماه گزارش کرد: انفجاری تروریستی روز جمعه در یک ایست بازرسی در منطقه «ضهر البیدر» در شرق لبنان رخ داد که به کشته شدن یک تن از نیروهای امنیتی لبنان و زخمی شدن بیش از 30 تن دیگر منجر شد.

گروهی تروریستی موسوم به «تیپ آزادگان اهل سنت بعلبک» مسوولیت این انفجار را بر عهده گرفته است.

منابع امنیتی لبنان خبر دادند: همزمان موفق به دستگیری اعضای یک باند تروریستی دیگر شده اند که قصد داشتند «نبیه بری» رییس پارلمان لبنان، را ترور کنند.

انفجار تازه لبنان سکوت چند ماهه گروه های ترویستی در این کشور را شکست و نشان داد که امنیت لبنان به شدت از تحولات محیط پیرامون خود متاثر است. به همین دلیل می توان گفت روشن است که انفجار در لبنان ریشه در ناآرامی های تازه عراق دارد؛ امری که به ساختار سیاسی خاص منطقه خاورمیانه باز می گردد.

**خاورمیانه و پیوستگی سیاسی-اجتماعی کشورهای عربی

کشورهای واقع در منطقه خاورمیانه همانند بسیاری از مناطق دیگر از ویژگی هایی برخوردارند که آن ها را حول یک تعریف واحد از منطقه گرد هم می آورد و آن ها را واجد ویژگی «منطقه بودگی» می کند. اما در این میان می توان از 2 ویژگی اصلی نام برد که باعث پیوستگی بیش از پیش کشورهای خاورمیانه با یکدیگر می شود.

نخست اینکه، تقریبا بیشتر تحلیل گران بر این امر اتفاق نظر دارند که تحولات جهان عرب به هم مرتبط بوده و هر اتفاقی در یک گوشه از کشورهای واقع در خاورمیانه عربی بر دیگر کشورهای این منطقه نیز تاثیر می گذارد. این امر باعث شده ناآرامی های جهان عرب از خاصیت سرایت پذیری بالایی در دیگر کشورهای عربی برخوردار باشد.

ویزگی دیگر تحولات در خاورمیانه به صورت کلی و جهان عرب به صورت ویژه، پشت پرده بودن رقابت ها و جنگ نیابتی کشورها با یکدیگر است. این ویژگی 2 تاثیر عمده بر جای می گذارد؛ نخست اینکه کوچک ترین بی ثباتی در یک کشور می تواند به یک بحران منطقه ای با دخالت دیگر کشورها تبدیل شود و دوم اینکه، به دلیل قطب بندی هایی که در خاورمیانه وجود دارد هر گونه بی ثباتی در یک کشور-با مداخله دیگر کشورها- می تواند به یک بحران دامنه دار ملی منجر شود.

نقطه تلاقی این 2 ویژگی اصلی جهان عرب و زیر سیستم منطقه ای خاورمیانه در خیزش های عربی به خوبی قابل مشاهده بود.

خیزش هایی که در پی خواسته های مدنی جوامع عربی در جهان عرب شکل گرفت و می رفت تا نقطه عطفی در تاریخ خاورمیانه عربی به حساب آید، با مداخله دیگر کشورها و انحراف آن از مسیر اصلی به یک بحران بزرگ منطقه ای تبدیل شد.

خاصیت سرایت پذیری تحولات جهان عرب سرایت دومینو وار تحولات جهان عرب را به دنبال داشت و باعث شد که خیزش ها در تونس به کل جهان عرب سرایت کند، اما ویژگی توازن قدرت و جنگ نیابتی زیر سیستم منطقه ای خاورمیانه باعث شد خیزش های عربی به عرصه ای برای جنگ قدرت و نفوذ کشورهای رقیب، و انحراف خیزش های مردمی از مسیر اصلی خود، تبدیل شود.

در چنین فضایی بود که تحولات سوریه به سمت یک جنگ داخلی کشیده شد و سوریه را به عرصه ای برای جنگ نیابتی کشورهای رقیب تبدیل کرد. در پی این جنگ نیابتی و رقابت منطقه ای بود که تلاش شد ناآرامی های سوریه به لبنان و عراق کشیده شود.

به دنبال این رخدادها، عرصه برای فعالیت و گسترش گروه های تروریستی در خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری مهیا شده است. غم انگیز تر این که، گسترش گروه های تروریستی نتیجه پشتیبانی برخی کشورهای منطقه از تندروهای تروریست است.

بنابراین می توان گفت یک سر گسترش افراط گرایی و تروریسم در خاورمیانه به رقابت های منطقه ای کشورهای این منطقه و استفاده ابزاری از گروه های تروریست در جنگ نیابتی آن ها باز می گردد.

دقیقا به همین دلیل است که این گروه ها تا این اندازه خشن عمل می کنند و به راحتی توانسته اند فضای عمل گسترده ای برای خود ایجاد کنند.

ناآرامی های تازه عراق نمونه بارز ویژگی سرایت پذیری بالای تحولات جهان عرب و جنگ قدرت کشورهای منطقه از راه پشتیبانی از گروه های مورد نظر خود است. پیوستگی عراق با منطقه شامات باعث شده این کشور نیز درگیر موزاییک قومی-مذهبی خاص این منطقه شود.

**منطقه شامات و موزاییک قومی-مذهبی

منطقه شامات همواره یکی از کانون های تحولات در منطقه ای جغرافیایی بوده که امروزه به «خاورمیانه» معروف است. تاریخ کهن این منطقه و خاصیت مهاجر پذیری آن باعث شده اقوام و مذاهب گوناگونی در طول سال ها در این منطقه ساکن شوند. همین مساله موزاییکی از اقوام و مذاهبی را در منطقه ای به محدوده سوریه، لبنان و شمال عراق به وجود آورده است.

تحولات تازه جهان عرب بار دیگر منطقه شامات را به کانون اصلی منازعات سیاسی منطقه خاورمیانه تبدیل کرد.

ویژگی موزاییکی بودن ساختار قومی-مذهبی این منطقه باعث شد جنگ نیابتی قدرت های منطقه خود را به ساختار سیاسی-اجتماعی شکننده منطقه شامات تحمیل کند. بر همین پایه، ما شاهد تبدیل یک اعتراض مدنی مسالمت آمیز در سوریه به یک جنگ داخلی گسترده هستیم که با گذشت بیش از سه سال هنوز این جنگ ادامه دارد.

دقیقا به دلیل همین ویژگی موزاییکی است که ما شاهد سرایت بحران از سوریه به عراق و لبنان هستیم.

پیروزی های «بشار اسد» رییس جمهوری سوریه، بر تروریست ها و موفقیت ارتش در عقب راندن آن ها از بخش های بزرگی از خاک این کشور باعث شد عناصر تروریست و پشتیبانان خارجی آن ها به دنبال سرایت بحران به عراق با استفاده از فضای مساعد این کشور باشند. بر همین بنیاد است که ما شاهد پیشروی سریع گروه تروریستی-بعثی موسوم به «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) در مناطق شمالی عراق هستیم.

با توجه به ساختار سیاسی منطقه شامات و جنگ قدرتی که بین کشورهای خاورمیانه در این منطقه وجود دارد به خوبی می توان انتظار داشت ناآرامی های عراق در فضای شکننده لبنان نیز بازتاب داشته باشد.

لبنان افزون بر این که دارای ساختار قومی-مذهبی پیچیده ای است که فضا را برای رقابت های دیگر کشورها در آن مهیا می سازد، با خلاء سیاسی ناشی از ناکامی در انتخاب رییس جمهوری نیز روبرو است. این امر فضای بسیار مساعدی را برای حضور گروه های تروریستی در این کشور ایجاد کرده است.

تلاش برای دامن زدن به تنش های مذهبی چه در عراق و چه در لبنان از جنگی نشان دارد که در پشت پرده اقدام های گروه های تروریستی وجود دارد. بر پایه این منطق است که تروریست ها تلاش دارند رویدادهای عراق را به جنگ شیعه و سنی تفسیر کنند و با عملیات تروریستی در لبنان تلاش دارند بعد وسیع تری به این جنگ به اصطلاح فرقه ای بدهند (در حالی که شاهدیم چه در عراق و چه در لبنان گروه های سنی و شیعه هم صدا با هم علیه اقدام های گروه های تروریستی عمل می کنند).

تروریست ها و پشتبانان خارجی آن ها تلاش دارند با عملیات تروریستی در لبنان این کشور را نیز درگیر کنند و قوس بحرانی در قلب خاورمیانه تشکیل دهند و از این راه فضای منطقه را در جهت اهداف خود متنشج سازند. آن ها تلاش دارند لعابی مذهبی به اقدام های خود ببخشند و از این راه اهداف خود را به پیش برند.

**نتیجه گیری

ما در این نوشتار تلاش کردیم رخدادهای تازه منطقه را از زاویه رقابت کشورهای منطقه تحلیل کنیم. هر چند منکر این نیستیم که یک پای این رخدادها ریشه در سطح خرد و ایدئولوژی گروه های تروریستی حاضر در منطقه دارد، اما با توجه به تعریفی که در بالا از ساختار سیاسی-اجتماعی جهان عرب و ساختار مبتنی بر رقابت قدرت زیر سیستم منطقه ای خاورمیانه ارایه کردیم معتقدیم تا زمانی که پشتیبانی خارجی از گروه های تروریستی نباشد و کشورها از آن ها به عنوان ابزار جنگ قدرت خود استفاده نکنند، این گروه ها نمی توانند چنین رشد سریعی داشته باشند.

بر پایه چنین استدلالی، می توان گفت که رخدادهای لبنان نیز یک حلقه از زنجیره سناریوی کشورهایی است که تلاش دارند با ابزار تروریسم و پشتیبانی از گروه های تروریستی اهداف منطقه ای خود را پیگیری کنند.

از مهدی جوکار-گروه تحقیق و تفسیر خبر

پژوهشم**م.ج**1358
کد N349851

وبگردی