• ۴۵بازدید

امیراحمدیان: ایران می‌تواند ترکیه را هاب انرژی کند/ توسعه زبان فارسی نفوذ ما را افزایش می‌‌دهد

حسن روحانی,ترکیه,بهرام امیراحمدیان

درگفتگو با دکتر بهرام امیراحمدیان در کافه خبر سعی کرده ایم فارغ از تحولات اخیر عراق که در جای خود بسیار مهم است به بررسی سفر دکتر روحانی به ترکیه و اهمیت منطقه قفقاز برای سیاست خارجی کشورمان بپردازیم.



محمدرضا نوروزپور
با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید تحرکات جدیدی در راستای ایجاد تعامل بیشتر، بهتر و مناسب تر با همسایگان و دنیا پدید آمده است. سفرهای رئیس جمهوری به کشورهای همسایه موید این ادعا است که دولت جدید برای اصلاح و بهبود مناسبات خود با همسایگانش اهتمام ویژه ای قائل است. آخرین سفر دکتر حسن روحانی به ترکیه بود کشوری که در میان همسایگان پیرامونی ما از هر لحاظ وضعیتی قابل قبول تر دارد و می توان از آن به عنوان همسایه ای استراتژیک یاد کرد که دروازه ورودی ما به اروپا و غرب است. با همه این تلاش ها منطقه ما همواره آبستن حوادث و رویدادهایی است که نه تنها کشورهای پیرامونی بلکه سایر کشورهای جهان را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد. تازه ترین نمونه آن پیشروی های گروه تروریستی داعش در عراق است که تقریبا همزمان با پایان سفر دکتر روحانی به ترکیه آغاز شد و فرصت را از رسانه ها برای بررسی دستاوردهای مهم سفر رئیس جمهوری به این کشور گرفت. درگفتگو با دکتر بهرام امیراحمدیان در کافه خبر سعی کرده ایم فارغ از تحولات اخیر عراق که در جای خود بسیار مهم است به بررسی سفر دکتر روحانی به ترکیه و اهمیت منطقه قفقاز برای سیاست خارجی کشورمان بپردازیم.


به کافه خبر خوش آمدید. رئیس جمهوری به تازگی از سفر ترکیه بازگشته است و متاسفانه بازگشت ایشان از این سفر با تحولات غیرقابل باوری در عراق همراه شده است و رسانه ها فرصتی برای بررسی سفر ایشان به ترکیه پیدا نکردند. در عراق ما شاهد هستیم که گروه تروریستی داعش توانسته است چندین شهر و بخش هایی از عراق را به تصرف خوددر آورد. بحث ما اکنون داعش و تحولات عراق نیست. دوست داریم با شما درباره ترکیه، اهمیت این کشور و منطقه قفقاز صحبت کنیم. ارزیابی کلی شما از سفر رئیس جمهوری به ترکیه چیست؟
خب، خیلی سپاسگزارم از اینکه این فرصت را دوباره به من دادید که در کافه خبر حضور داشته باشم. کافه ای که خیلی در محیط دیپلماتیک و روشنفکری ایران تاثیر گذار است و برای خودش یک برند خاصی شده است و هرگاه نشستی اینجا برگزار می شود حتما مسئله مهمی است که باید به آن پرداخته شود و افکار عمومی از آن بهره مند باشند.
لازم می دانم در باره داعش اندکی گفت و گو داشته باشیم. داعش زاییده تحولات منطقه است. بحران سوریه و عراق فرصتی برای بروز تندترین جریانهای تروریستی پدید آورده است. برخی زمینه های بروز این حرکت خشن و بی منطق تروریسم کور را می توان در انزوای گروههای سیاسی و نیروهای منزوی از سهیم شدن قدرت در عراق هم جستجو کرد. گفته می شود که نیروهای داعش حدود 15 هزار تن هستند. اما فضایی که این نیروها اشغال کرده اند بسیار گسترده است و نشان می دهد که برخی جمعیتهای سنی گریز از مرکز هم از آنها استقبال و حمایت می کنند. دولت عراق در سالهای اخیر در گیر بحرانهایی است که مرکز و جنوب را تحت تاثیر قرار داده و اقلیم کردستان عراق را بخود واگذار کرده و بخش کردنشین کشور، خارج از محاسبات و توجهات دولت مرکزی بوده است. اکنون این جریان تند و افراطی منتسب به گروههای سیاسی عمدتا سنی با استفاده از خلاء ژئوپلیتیکی و انزوای جغرافیایی بین دو کشور درگیر در بحران سوریه و عراق به حرکت خود ادامه می دهد و از نظر تاکتیک هم چون طالبان و القاعده در افغانستان عمل می کند. 

نباید غافل بود که ممکن است برخی جریانها بخواهند از احساسات مذهبی مردم شیعه ایران و حساسیتهای دولت جمهوری اسلامی ایران بهره گیری کرده و ایران را وارد این بازی خطرناک کنند و واکنش نظامی ایران را برای دخالت نظامی در عراق و به عنوان حفاظت از عتبات عالیات وارد جنگی ناخواسته سازند. اما تاکتیک ایران باید همانند عملکرد ما در برابر طالبان پس از حمله به کنسولگری ما در مزار شریف باشد. تهدید به اقدام و عدم ورود به صحنه نبرد با بازدارندگی و ابزارهای محلی. باید همراه با سازمان مللو با تقویت دولت عراق و ترکیب و سهم نیروهای سیاسی در قدرت و ایجاد تغییرات در ساختار قدرت و وارد کردن گروههای سنی در ساختار قدرت نسبت به بحران عمل کرد. این یک تله انفجاری برای ایران خواهد بود که ایران را که از پیش از سوی کشورهای عربی به دخالت در امور سیاسی و داخلی عراق متهم کرده اند، این بار متهم اصلی قلمداد کنند.

اما در باره سفر آقای روحانی به ترکیه. این سفر از چند جنبه می تواند اهمیت داشته باشد.
یکی اینکه در شرایطی هستیم که در سوریه تحولات مهمی رخ داده و انتخابات ریاست جمهوری انجام شده و اسد برای چندمین بار انتخاب شده است. به نظر بنده سفر روحانی به ترکیه در گام نخست در پاسخ به دیدار آقای اردوغان به ایران صصورت می گیرد. در شرایطی که اردوغان با چالش هایی مواجه است، سفرهای او به کشورهای منطقه و ایران نشان می دهد که چقدر این سفر مهم است و در افکار عمومی آن نقش دارد. به این معنی که وقتی یک دولت در بحران است به همسایه رو می آورد و آنها با آغوش باز او را می پذیرند، قردادهایی امضا می شود و نشان دهنده ثبات روابط میان دو کشور است. ما می دانیم ایران و ترکیه در طی سه قرن گذشته هیچ نوع مناقشه مرزی نداشته اند. مرزهایشان با ثبات بوده و ایران با ترکیه همکاری های زیادی داشته است. بویژه با وجود این تحولات تنش آمیز در عراق در مناطق مرزی دو کشور و سوریه در مز ترکیه، همکاری های همه جانبه اقتصادی و سیاسی و امنیتی دو کشور در حد خوبی ادامه دارد و از قبال این همکاری ها، مرزهایمان را حفط می کنیم و می دانیم که ثبات مرزها می تواند باعث بهره مندی هر دو کشور در حوزه های مختلف از جمله حوزه اقتصادی شود.

مسئله دیگر اقتصاد است، اینکه ما روابط اقتصادی نزدیکی با ترکیه داریم. در بخش انرژی، گاز ترکمنستان از طریق ایران به ترکیه ترانزیت می شود. بخشی از این گاز مورد استفاده ایران هم هست ولی عمدتا این خط لوله گاز ترکمنستان را به ترکیه می رساند.
نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت است اینکه در شرایطی که انتقال گاز روسیه به اوکراین با مشکلات و بحران مواجه شده است، این موضوع به جامعه روشنفکری و دیپلماتیک سرایت کرده که ایران هم می تواند در این حوزه پتانسیلهای بالقوه خود را طرح کند و در تنوع بخشی به منابع تامین گاز اروپا و در منشور انرژی اروپا ایفای نقش کند. ما در کنار قطر و عراق و دیگر کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان می توانیم نقش مرکزی در این حوزه داشته باشیم . اما سوال این است که گاز ما از کجا می تواند به اروپا برود؟ پاسخ آن روشن است، ترکیه. ما می توانیم به ترکیه کمک کنیم تا به هاب انرژی منطقه تبدیل شود و البته ما هم از این موضوع بهره مند می شویم فرض ما این است که هر تحول اقتصادی و سیاسی که در ترکیه به بهبود اوضاع کمک کند و همسایه ما قوی تر شود ما هم قوی تر خواهیم شد.

نکته دیگر این است که ایران و ترکیه هر دو عضو سازمان همکاریهای اقتصادی اکو هستند. ما دو کشور بزرگی هستیم که با پاکستان بنیانگذاران اکو محسوب می شویم و از این منظر نیز سفر روحانی به ترکیه می تواند در جهت تحکیم اکو نیز تفسیر شود. یعنی حالا که بحران های اقتصادی گریبانگیر کشورهای منطقه است، در حقیقت چسبندگی اقتصادی مان را به هم افزایش داده و از پتانسیل های یکدیگر در این خصوص استفاده کنیم. یکی از این ظرفیت ها بازسازی افغانستان است. ترکیه می تواند نقشی اساسی در این خصوص داشته باشد. اما آنکارا برای اینکه بتواند نقشی در این خصوص ایفا کند ناچار است که در درون جغرافیای اکو از ظرفیت های ترانزیتی ایران استفاده کند. ما با ترکیه می توانیم در افغانستان همکاری کنیم چون بعد از خروج نیروهای ائتلاف از افغانستان فضایی برای همکاری های اقتصادی، بازسازی و ثبات سیاسی و اقتصادی پدید خواهد آمد و چه بهتر اینکه دو کشور مسلمان بزرگ منطقه که با افغانستان در یک مجموعه اقتصادی و در یک سازمان همکاری منطقه ای هستند به هم کمک کننند. به نظر من این همکاری ها موجب بهتر شدن اوضاع اقتصادی در پاکستان نیز خواهد شد.

بنابراین از نظر شما سفر آقای روحانی به ترکیه مجموعه ای از مسائل مختلف را در بر داشته است که هر یک به تنهایی یک دستاورد محسوب می شود.
قطعا همینطور است. اینکه بالاخره پس از این موفقیت هایی که در مذاکره با 1+5 در بحثت هسته ای ایران به دست آمده و دنبال می شود، یک فضای جدیدی برای ایران باز می شود و این فضا را باید فضای اقتصادی سیاسی جدید نامگذاری کرد چون وقتی بوجود بیاید سرمایه ها به سمت ایران جذب خواهد شد. در ایران منابع زیادی برای کار کردن هست اما سرمایه گذاری نداریم. یعنی سرمایه های ملی به اندازه کافی نیست و سرمایه گذاری خارجی هم به خاطر این شرایط جذب نمی شوند و تشویق به آمدن نمی شوند.

همین حالا اگر بخواهید یک پیشنهاد سرمایه گذاری دندان گیر به خارجی ها بدهید دعوت می کنید که در کدام بخش ایران سرمایه گذاری کنند؟
حالا که ما در این فضا داریم پیش می رویم، می توانیم به اروپایی ها پیشنهاد بدهیم که شما می توانید در منشور انرژی خود، ایران را هم قرار دهید. ایران از هر نظر می تواند گزینه بسیار مناسبی برای تامین انرژی اروپا باشد. ریسک کمتر و ثباتی که در این خط لوله که حالا یا با ناباکوی جدیدی می تواند مطرح شود بسیار بیشتر از هر خط لوله دیگری است. آنها می توانند بیایند سرمایه گذاری کنند. سرمایه گذاری را خودشان بکنند، سرمایه گذاری در گاز برخلاف نفت یک سرمایه گذاری بلند مدت خواهد بود و از هر لحاظ به صرفه است چرا که ایران جزیره ثبات است. الان ببینید در اطراف ما همه نوع تحولاتی رخ می دهد اما اینجا ثبات برقرار است. آنها هم باید به این باور برسند که ایران می تواند در منطقه به بهتر شدن وضعیت اقتصادی و ثبات سیاسی در کشورها کمک کند.

وقتی درباره مناسبات ایران و ترکیه صحبت می کنیم ناچار باید منطقه مهم قفقاز را هم در نظر بگیریم. آیا می توان بدون در نظر گرفتن قفقاز صرفا به توسعه روابط با ترکیه و اروپا فکر کرد.
همانطور که گفتید مسئله قفقاز اساسی است. ما یک بخش دیگری داریم که بین ایران و ترکیه و در شمال ایران واقع شده و آن منطقه قفقاز است. در آنجا هم بحران داریم . بحران قره باغ بین آذربایجان و ارمنستان از یکسو و اوستیا و آبخازیا در گرجستان از سوی دیگر. به نظر می رسد که ایران می تواند از دیپلماسی خود استفاده کند و طرفین را به پای میز مذاکره بکشاند. اکنون که این شرایط پیش آمده و تحریم های ایران در حال برداشته شدن یا تضعیف است، یا اگر بخواهم بهتر بگویم آن فضایی که علیه ایران بوده دارد به نفع ایران عوض می شود و ایران نشان داده است دوست دارد به عنوان یک منطقه با ثبات نقش خود را ایفا کند، به نظر بنده، ما می توانیم گرجستان را نیز به عنوان یک طرف قضیه در نظر بگیریم . می دانیم که در سال گذشته گرجستان به عنوان کشوری معرفی شده که رتبه نخست را در شفاف سازی در جهان بدست آورده است. گرجستان از نظر داشتن وضعیت خیلی خوب اقتصادی و سرمایه گذاری و انجام هرنوع فعالیت های اقتصادی فضایی مناسب برای فعالیت های ایران است. البته مسائلی در گرجستان تحت تاثیر و تابع رفتارهای آمریکایی ها پیش آمد و در آنجا برای ایران محدودیت هایی ایجاد کردند و مثلا شرکت های ایرانی که در آنجا ثبت شده بودند با مشکلاتی مواجه شدند. در دیار معاون وزارت امور خارجه با مقامات گرجی آنها قول مساعدت داده اند که یان موانع را از سر راه بردارند. در فضای کنونی پیش آمده می توان امیدوار بود که در آنجا فضای بیشتری برای فعالیتهای ایران ایجاد خواهد شد. ما باید گرجستان را هم در راستای توسعه روابط با ترکیه و آذربایجان تعریف کنیم و این روابط سه جانبه ایران، آذربایجان و ترکیه را به روابط و نشست های چهارجانبه ایران، آذربایجان، ترکیه و گرجستان تبدیل کنیم. به نظر من این اقدام به هم افزایی بیشتر منجر خواهد شد و کل منطقه از آن نفع خواهند برد.

سفر آقای رئیس جمهور به ترکیه نشان داد دولت علاقمند است برخلاف آنچه بعضا گفته می شود که روابط تیره است نشان دهد روابط ما با ترکیه روابطی است مبتنی بر منافع ملی و اشتراکات فرهنگی و همسایگی است اما در این بین همچنان برخی از اختلافات پا برجا و غیرقابل انکار است و از آن جمله تفاوت نگاه و رویکرد ایران و ترکیه در خصوص مسئله سوریه را می توان مثال زد. مشخصا در این خصوص ایران و ترکیه چگونه باید رفتار کنند که سایر حوزه های مشترک همکاری آنها تحت تاثیر قرار نگیرد؟
ایران و ترکیه دارای منافع و نگرانی های متفاوتی درباره سوریه هستند. اگر فاکتور سوریه را ما وارد روابط دوجانبه ایران و ترکیه کنیم، روابط را خراب خواهیم کرد. به نظر من نگرانی هایی که ترکیه درباره سوریه دارد با نگرانی هایی که ما درباره سوریه داریم بسیار متفاوت هستند. ترکیه و سوریه هم مرز هستند و همین یک فاکتور برای متفاوت بودن این نگاه ها و منافع کافی است. آنها مسئله کردها را دارند، مسئله علوی ها را دارند از یکسو مسئله عربی را با سایر متحدان عربی خود دارند. در یک کلام مسائلشان با سوریه بسیار پیچیده تر از مسائل ما با سوریه است. ما با سوریه مرز مشترک نداریم. باید این را بپذیریم که ترکیه هم نگرانی هایی دارد و ما باید با آن نگرانی ها کنار بیایم. فاکتور سوریه را هرگاه وارد مسئله ایران و ترکیه کنیم به نظر من روابط را خراب خواهیم کرد.

ولی به هرحال این فاکتور وجود دارد نمی توان آن را نادیده گرفت یا انکار کرد.
باید به نوعی آن را مدیریت کرد. بحران سوریه بحرانی نیست که صفر بشود. اگر فاکتور سوریه وارد روابط ایران و ترکیه بشود اصلا نمی شود آن را از بین برد و نمی شود هم اصلا آن را فقط در نظر گرفت. ترکیه برای ما از نظر اقتصادی ارزشمند است، سوریه هم برای ما از لحاظ استراتژیک ارزش دارد ولی این را بپذیریم که ما باید با ترکیه روابطمان را در هر صورت ادامه بدهیم. شما نمی توانید بدون ترکیه به اقتصاد و گسترش روابط با اروپا فکر کنید. ساده ترینش ترانزیت است، ریشه های تاریخی و کهن است. ما قرن ها است از خاک ترکیه به عنوان ترانزیت استفاده می کنیم برای برقراری ارتباط با اروپا هیچ راه جایگزنی نداریم. چه راه دیگری هست؟ اینکه مثلا از عراق به سوریه و به دریای مدیترانه برویم. این راه ها توسعه نیافته است و هزاران مسئله دارد، اقتصادی نیست، امن نیست به صرفه نیست، زمان بر است، اما آنچه که راه های ترانزیت بین المللی از شرق به اروپا محسوب می شود همه از ایران به ترکیه و اروپا است. البته روسیه هم وجود دارد. مثلا کریدور ترانزیت شمال - جنوب. اما این راه بیشتر روی کاغذ است تا فضای واقعی. از سال 2000 موفقتنامه این راه بین ایران-روسیه-هند به امضاء رسیده است، اما از سوی روسیه اقدامی جدی صورت نمی گیرد. هرچند از نظر استراتژیک این راه برای روسیه بسیار ارزشمند است. دیگر اینکه روسیه ایران را در عرصه انرژی و ترانزیت و دریای خزر و مسائل هسته ای و نظامی، رقیب خود می داند. کارکردن با روسها واگذار کردن همه منافع به آنهاست. آنها همیشه در یک بازی با منافع حداکثری و بدون درنظرگرفتن منافع ملی طرف مقابل رفتار می کنند. ترکیه این گونه نیست. ما و دیگران برای دسترسی به اروپا قرن ها است که از این راه ها استفاده می کنیم و نقش ترانزیتی خودمان را اگر چه بسیار نا مناسب و ضعیف اما بالاخره، ایفا می کنیم. از آن سو به این سو هم همینطور بوده است روابط اروپا و ترکیه با آسیای مرکزی و افغانستان همیشه از طریق ایران صورت گرفته و می گیرد.

نظر شما این است که این ظرفیت به خوبی به کار گرفته نشده است؟
تا حدودی همین طور است، ایران به عنوان یک موقعیت چهار راهی در جهان نتوانسته بطور مطلوب از این ظرفیت که به تنهایی می تواند مایه آبادانی کشور شود استفاده کند. متاسفانه با اینکه این همه پتانسیل ها را داریم سال گذشته فقط ده میلیون تن کالا از ایران ترانزیت شده، حال آنکه کشور کوچکی مانند جمهوری آذربایجان به مراتب بیشتر از ما ترانزیت کرده است در صورتی که ظرفیتهای ترانزیتی ای که ما داریم به هیچ وجه در این کشور وجود ندارد. به هرحال تحت تضییقاتی که تحمیل شده، نتوانسته ایم از ظرفیت های خود استفاده کنیم. حتی در برخی مواقع بنادر ما هم با همین وضعیت مواجه بوده اند و فقط با نیمی از ظرفیت خود کار کرده اند. برای اینکه از این سرمایه ها استفاده کنیم، لاجرم باید دیپلماسی یا سیاست خارجی ما سیاست خارجی مثبتی باشد که دولت تدبیر و امید دارد این را دنبال می کند. هرچند در داخل با مسائل و مشکلاتی مواجه است و متاسفانه چالشی که در داخل ایجاد می کنند در دراز مدت می تواند در فضای خارج علیه ما تاثیر بگذارد. ما در داخل هم توصیه مان این است که سیاست داخلی ما هم حمایت از دولت باشد، همانطور که رهبری حمایت می کنند، از تیم مذاکره کننده حمایت می کنند، اگر ما در داخل متکی بشویم به نیروهای داخلی و آنها بتوانند دولت را تقویت کنند، ما در فضای بیرونی مشکلی نخواهیم داشت. این فضای کلانی که دولت ایجاد کرده مثبت است و باید مورد حمایت همه گروه های داخلی قرار گیرد.

یکی از موضوعاتی که در خصوص توسعه روابط ایران با همسایگان ما مطرح است توسعه حوزه دیپلماسی عمومی و فرهنگی است. به هرحال ملت های ترکیه و قفقاز هم مانند کشورهای آسیای میانه با ما وحدت و اشتراکات فرهنگی و مذهبی زیادی دارند در این خصوص نظرتان چیست؟
ببینید نکته اساسی در دیپلماسی عمومی این است که مردم در آن دخالت دارند. دولت ها سعی می کنند به نحوی مردم کشورهایشان را به یکدیگر نزدیک کنند. این موضوع می تواند از طریق کالاهای فرهنگی مانند فیلم، سینما، موسیقی، کتاب و ... پیش برود. همانطور که گفتید ما با کشورهای منطقه از اشتراکات فرهنگی زیادی برخورداریم. اما اشتراکات مذهبی ما با کشورهای منطقه زیاد نیست. به همین منطقه ترکیه و قفقاز نگاه کنید تنها کشوری که با ما اشتراکات مذهبی دارد آذربایجان است. فقط آنها هستند که شیعه مذهب هستند، بقیه این کشورها همه سنی مذهب هستند. ما نباید در این کشورها برویم و فقط روی مسائل مذهبی شیعه کار کنیم. قطعا این کار جواب که نمی دهد هیچ همیشه مایه تنش و تضاد و درگیری خواهد شد. مگر ما اجازه می دهیم که مثلا کشور ترکیه یک رایزنی در ایران راه بیندازد و شروع به تبلیغات برای سنی شدن مردم ایران بکند. یا کشورهای دیگر بیایند و کارهای مذهبی بکنند؟ پس خود ما هم نباید این کار را بکنیم. از سوی دیگر باید روی اشتراکات فرهنگی از جمله، زبان، ادبیات، شعر، موسیقی و فرهنگ عامه و مهمتر از همه آیینهای نوروزی کار کنیم تا وحدت و همگرایی بیشتری میان ما و ملت های منطقه ایجاد شود. در گرجستان نوع موسیقی که هست، موسیقی سنتی است. در ارمنستان و آذربایجان همینطور است. موسیقی سنتی و کلاسیک آنها تفاوت زیادی با موسیقی سنتی و کلاسیک ما در ایران ندارد. این اشتراک است و نقطه قوت. من در همه این کشورها حضور داشته ام نقصان اساسی که می بینم این است که ایرن یک واحدهایی به نام رایزنی فرهنگی در این کشورها دارد که برعکس اسمش که فرهنگی است فقط کار مذهبی می کند و چون عمده این کشورها سنی هستند و از نظر مذهبی کار کرد مذهبی نداریم، نتیجه معکوس می دهد و باعث جدایی ما از آنها می شود. به نظر من انحلال این رایزنی ها و سپردن کار آنها به بخش فرهنگی سفارت و کار مستقیم اینگونه فعالیتها زیر نظر مستقیم و تصمیم سفیر می تواند کارایی بیشتری داشته باشد.

به هرحال مذهب هم بخشی از فرهنگ است
ببینید شما حتی اگر کار مذهبی هم بخواهید بکنید در جهت ترویج معارف بلند شیعه نباید این کار را مستقیم به اسم کار مذهبی انجام دهید. آن هم راه دارد. اگر سیاست داشته باشیم می توانیم به جای این کارهای مرسوم و تکراری که بیشتر مردم و مسئولان این کشورها  را تحریک می کند، برویم برای آنها کار فرهنگی مبتنی بر ریشه های مشترک فرهنگی و تاریخی انجام دهیم. مثلا شما بروید آنجا روی آموزش زبان فارسی سرمایه گذاری کنید. وقتی در آنجا تعداد فراگیران زبان فارسی ولو سنی مذهب زیاد شد این ها نیاز به مطالعه آثار ادبیات فارسی دارند که زبان خود را بهبود بخشند و بیشتر آشنا بشوند، خب چه کار می کنند می آیند مولوی می خوانند، سعدی می خوانند، فردوسی و حافظ می خوانند یا کتاب های معارف ما به زبان فارسی را می خوانند و خب این کتاب ها همه مملو از همان معارف بلند اسلامی و شیعی است و شما بدون اینکه درگیری درست کرده باشید بدون اینکه حساسیت های مذهبی در کشورهای همسایه ایجاد کرده باشید به منظورتان هم رسیده اید.
در قفقاز در گرجستان و در آذریابجان اگر بخواهند به تاریخ و هنر خود بپردازند یک بخشی از آن خواه ناخواه فارسی است. آنها می خواهند به آن دسترسی پیدا کنند، اما از لحاظ آموزش زبان فارسی فقیرند. ما باید درباره زبان فارسی برنامه ریزی کنیم آموزش دهیم و توسعه بدهیم. این وظیفه این رایزنی های فرهنگی ما باید باشد. پس از زبان باید سراغ موسیقی ایرانی رفت. شما از طریق موسیقی و هنر می توانید بلندترین معارف را صادر کنید. موسیقی سنتی ما آمیخته با اشعار عرفانی و فرهنگ غنی ایرانی است اگر شما موسیقی ایرانی را گسترش بدهید ناخودآگاه بخش دیگری از اهدافتان را هم به دست آورده اید. موسیقی و هنر ایران برای آنها بسیار جاذبه دارد. هنری که بدور از سیاست زدگی باشد خیلی جای کار دارد. اگر بتوانیم همه این بودجه ای که صرف برخی کارهای تبلیغاتی مذهبی می کنیم و جواب نمی گیریم صرف آموزش زبان فارسی و موسیقی ایرانی کنیم، بسیار سریع به نتیجه می رسیم. نکته دیگر اینکه ما باید به دانشجویان کشورهای منطقه بورسیه آموزشی بدهیم. ایران از امکانات دانشگاهی خود استفاده نمی کند. اگر به قفقاز سفر کنید در آنجا افرادی را پیدا می کنید که زبان ترکی بلد هستند. ترک هایی را پیدا می کنید که در همه بخش ها کار می کنند. این افراد وقتی بورسیه گرفته و ترکیه رفته در آنجا درس خوانده و برگشته اند، به نوعی فرهنگ ترکی را به کشورش بازگردانده و در آنجا ترویج کرده و روابط را تسهیل کرده است.
در تاجیکستان من با برخی ازمقامات، ترکی صحبت کرده ام. اگر ما از طریق بورسیه هایی که به این ها می دهیم دانش آموختگان زبان فارسی را زیاد کنیم، فرهنگ خود را اشاعه داده ایم. وقتی این ها بعد از تحصیلات عالی در ایران به سرزمین های خودشان برگردند، مقامات عالی رتبه می شوند و این یعنی نفوذ ایران و زبان فارسی در آن کشورها. من با سفیر گرجستان در ایران به زبان ترکی صحبت کردم چون تحصیل کرده دانشگاه های ترکیه بود. زبان فارسی برای مردم قفقاز خیلی جذاب است و گیرایی زیادی دارد. حتی سینما و تئاتر ایران برای آنها جذابیت زیادی دارد ما حتی می توانیم با آنها سریال های تلویزیونی مشترک بسازیم. درباره موضوعات قفقاز و تاریخ این منطقه که بخشی از آن متعلق به ایران بوده است و آنها استقبال می کنند از این موضوع.

متاسفانه حتی ما تسهیل خدمات ویزایی نیز با این کشورها نداریم.
بله خود موضوع تسهیل خدمات ویزایی یکی از راه های توسعه و انتقال فرهنگ ما به این کشورها است. ما باید تورهای ارزان قیمت زمینی برای مردم منطقه قفقاز و حتی آسیای مرکزی تعریف و اجرا کنیم. وقتی گردشگران از راه زمینی بیایند اولا هزینه آن پایین تر می شود و استقبال بیشتری صورت می گیرد در ثانی با مردم و سرزمین ما آشنا می شوند. من بسیاری از توریست ها را در ایران هرکجا که دیده ام از آنها پرسیده ام: نظر و دیدگاهتان پیش از اینکه به ایران بیایید با حالا که در ایران هستید چه تفاوتیهایی دارد؟ همه آنها بدون استثنا گفته اند کاملا متفاوت است. ما اصلا فکر نمی کردیم مردم ایران این چنین بافرهنگ و مهربان و مهمان نواز هستند و ایران یک چنین جاذبه ای داشته باشد و چنین فرهنگ عالی داشته باشد که ما را جذب کند ما علاقمند هستیم دوباره بیایم. در این مسیر باید سایت های خبری را ارتقاء دهیم همین سایت خبری شما در خبرآنلاین باید به زبان های منطقه هم انتشار یابد. ما باید در زبان های منطقه فعال باشیم. زبان فارسی بسیار غنی است. اما زبان های دیگر نمی توانند از آن استفاده کنند، فقط در افغانستان می توانند فارسی بخوانند حتی در تاجیکستان که فارسی حرف می زنند و می فهمند چون الفبایشان با ما متفاوت است، نمی توانند از سایت های اینترنتی ما استفاده کنند. رایزنی های فرهنگی ایران باید وظایف جدیدی برای خود تعریف کنند و پویا تر بشوند، یا آنها را همان گونه که پیشتر یاد آور شدم منحل شوند و وظایف آنها به سفارتخانه ها داده شود. فرهنگ ایران برای همه این کشورها جاذبه دارد. حتی در مورد این هم بنویسید که پشتون ها با ما از یک خانواده زبانی هستند. ما با پشتون ها مخالف هستیم و آنها هم با ما. اما این از روی نا آگاهی است. ما باید کرسی های آموزش زبان پشتون را در دانشگاه هایمان حتما تاسیس کنیم وقتی در دانشگاه هایمان زبان سغدی و باستانی و ارمنی درس می دهیم، چرا زبان پشتون نداریم. زبان پشتون زبان ایرانی است. ما در آنجا هم برویم کرسی های آموزش زبان ایرانی را دایر کنیم. این دوستی وعلاقه را باید ایجاد کنیم، چرا که آنها چسبیده به ما هستند و پشتون ها با ما هم مرز هستند و ما باید با آنها برادری و دوستی را ادامه دهیم و سیاست فرهنگی خود را در دیپلماسی فرهنگی و عمومی مورد نظر قرار دهیم.

پیشنهادات شما درباره گسترش زبان فارسی در منطقه بسیار جالب است این خود می تواند یک نوع مبارزه معکوس در خصوص تهاجم فرهنگی باشد یعنی هم زمان ما می توانیم یک تهاجم نرم زبانی را در منطقه آغاز کنیم که متاسفانه مورد غفلت واقع شده است اما این سوال مطرح است که چرا اهمیت زبان و جایگاه آن در میان مسئولان ما جا نیفتاده و به آن توجه نمی شود؟
نکته بسیار خوبی است من به جای اینکه جواب سوال شما را بدهم یک نمونه از اهمیتی که دیگران در همین منطقه برای زبان خود قائل هستند را خدمت شما عرض می کنم. من اخیرا در یک کنفرانسی در گرجستان شرکت کردم که سفیر ما در این کشور هم در آنجا حضور داشت. این کنفرانس در ارتباط با چهارصدمین سال بزرگداشت کوچ گرجی ها به ایران برگزار شده بود. ما می دانیم که در منطقه اصفهان در فریدون شهر و فریدن و چند نقطه دیگر از ایران، تعداد زیادی گرجی زندگی می کنند که از بازماندگان همان گرجی هایی هستند که شاه عباس چهارصد سال پیش کوچانده و در آنجا ساکن کرده بود. این ها پس از اینکه ارتباطشان با سرزمین مادری قطع شد در داخل ایران یک جزیره زبانی به بوجود آوردند. این جزیره زبانی در درون خودش بدون اینکه با زبان مادری سرزمین خودش ارتباط داشته باشد تحول زبانی خود را ادامه داد و خود را حفظ کرد. حدود 150 سال پیش برای نخستین بار یکی از این گرجی ها می رود گرجستان و بعد آنجا می فهمند که یک چنین افرادی در ایران زندگی می کنند که با گذشت چند قرن هنوز زبان و فرهنگ خود را حفظ کرده اند و آرام آرام این خبر که تعدادی از ما گرجی ها جای دیگری زندگی می کنند پخش می شود. بعد از فروپاشی شوروی این فرصت پیش می آید که گرجی های ایران بتوانند به سرزمین آبا و اجدادی خود بروند. در همین اثنا ایران هم روابط دپیلماتیک با گرجستان برقرارمی کند، این ها با هم رفت و آمد می کنند و متوجه می شوند که اصلا زبان این ها همان زبان قدیمی گرجی هست و برخی از واژگانی که آنها در سرزمین مادری فراموش کرده بودند اینجا در ایران میان این هموطنانشان هنوز کار برد داشته است. نوع واژگان و تلفظ برای اینها خیلی جالب می شود. تعدادی از گرچی ها به ایران می آیند و در باره زبان گرجی تحقیق می کنند. چه اتفاقی می افتد؟ گرجی های مقیم ایران رفته اند آنجا و با تفاوت های اندکی می فهمند که زبانشان یکی است و می توانند درس بخوانند آرام آرام در منطقه ای که گرجی نشین ایران است، گفته اند ما که نمی توانیم ارتباط کتبی برقرار کنیم چون الفبایمان متفاوت است پس آموزش الفبا مهم است. سفیر قبلی گرجستان در ایران یک پروفسوری است به نام جمشید گیوناشویلی. ایشان در اینجا که بوده کوشش کرده و دولت را متقاعد کرده چه بهتر که این ها زبان یاد بگیرند و زبانشان ادبی بشود تا پل ارتباطی میان ایران و گرجستان شوند. خلاصه در آنجا برای شاید چند ده هزار گرجی که در ایران هنوز زبان خود را حفظ کرده بودند چه ها که نمی کنند و از همه جالب تر اینکه در سال 2003 وقتی انقلاب رنگی گل سرخ در گرجستان رخ داد، آقای ساکاشویلی اولین رئیس جمهور این انقلاب به ایران آمد و رفت فریدون شهر و با این هموطنان گرجی خود دیدار کرد.
لذا می خواهم بگویم در همه جای دنیا به مسئله زبان و توسعه زبان اهمیت می دهند آن هم زبان هایی که حتی مهمترینشان زیبایی زبان فارسی را ندارند که مملو از شاهکارهایی است که نه تنها افتخار ایران باشد بلکه افتخار بشری محسوب می شود و ما متاسفانه برای این زبان هیچ کاری نمی کنیم. آقای حداد عادل در سومین همایش زبان گرجی در اصفهان شرکت کرد و گفت ما استقبال می کنیم از اینکه روابط داشته باشیم و این ها می توانند روابط ما را با گرجستان سهل تر بکنند. من که در این کنفرانسی که عرض کردم درباره هویت گرجی سخنرانی داشتم مورد سوال تعداد زیادی از دانشمندان گرجی حاضر در این و یکی از وزرای مشاور رئیس جمهور واقع شدم. وزیر مشاور در گرجی های خارج از کشور از من پرسید چطور شد که در ترکیه گرجی ها زبانشان را فراموش کردند، گرجی ها در جاهای دیگر دنیا هم بعد از مهاجرت زبانشان را فراموش کردند اما این گرجی های مقیم ایران بعد از این همه سال زبانشان راحفظ کرده اند. من پاسخ آن وزیر را دادم و گفتم این نشان می دهد که در ایران قومیت ها آزاد هستند در داشتن فرهنگ و زبان خودشان. در ایران نوعی از تحمل و مدارا بین اقوام موجود است که یکدیگر را با هر فرهنگی احترام می کنند و این نکته مثبتی برای ایران بوده است.

4949

وبگردی