استراتژی جمهوری اسلامی در عراق

داعش امارت اسلامی عراق و شام ,نفت عراق,امنیت عراق,هادی اعلمی,خروج آمریکا از عراق,انتخابات پارلمانی عراق,حزب بعث,ایران و عراق,ایالات متحده آمریکا,عراق

حفظ خویشتن داری و بالابردن آستانه ی تحمل مطلوب ماست و نهایت همکاری را در بخش های غیرنظامی با هر کشوری که خواهان کنترل بحران است داشته باشیم و همکاری با آمریکایی ها رادر امور اطلاعاتی و مشاوره خلاصه کنیم.به نظرم تاکنون خط مشی اتخاذ شده فعلی توسط مسئولان اصلی نیروهای مسلح و برخی صاحب نظران سیاسی مبنی بر عدم مداخله سنجیده و مطلوب بوده است

در سال 1381 برای تصمیم گیران نوشتم سیاست همانندسازی در هیچ جای جهان به طور کامل اجرا نشده است و یکی از بهترین مدل های موجود برای عراق آینده استفاده از دموکراسی انجمنی constitutional democracyاست.این دموکراسی مختص جوامع غیرمتجانس و فرهنگی مانند هلند و سوئیس است،اما اقتباس یک مدل خرد و جزیی تر و کاهش انتظارات بیش از اندازه می توان عراق را به سوی آن هدایت کند با قالب اجزای 4گانه کوشش آگاهانه ومجدانه رهبران و نخبگان جامعه برای یافتن راه حل با ثبات از طریق مقابله با عوامل فرهنگی تفرقه ساز/کوشش نخبگان برای از بین بردن سیاست های رقابت آمیز از جمله انتخابات برمبنای اکثریت،اقلیت/ایجاد کارتلی از رهبران گروه ها و فرقه های مختلف/کاربرداصل نمایندگی تناسبی به جای اصل حکومت اکثریت با اهرم ها و وسایلی مانندائتلاف بزرگ،حق وتوی متقابل برای گروه های عمده و...آینده عراق مطلوب است تا ما هم ثبات داشته باشیم(نگاهی به روابط عراق و امریکا-ناجا1381)
درسال 1385 زمینه های بازسازی ساختار حزب بعث راباترکیبی از گروهی از وفاداران صدامFRL/former regime loyalists،ناسیونالیست های عراقی،جهادگران خارجی،شبه نظامیان مسلمان سنی ،جنایتکاران عادی و همراه با حامیان داخلی و خارجی هشدار داده و نوشتم هرچند در آینده ممکن است شاهد کاهش عملیات تروریستی باشیم اماFRL به عنوان شبکه مسلح و اپوزیسیون غیرقانونی در عراق باقی خواهند ماند،زیرا در توازن با شیعیان و کردها اکنون سنی ها خود را در محرومیتی تلقی می کنند که سالیان دراز آن را نداشته اند.حس محرومیت و ناتوانی ،عدم مشارکت فعال در حکومت و سایر مولفه های خارجی ،فضای حرکتی اهل سنت را به سمت پیوند یکپارچه با یکدیگرهمراه با مفهوم ناسیونالیسم سوق می دهد و این حرکت می تواند زایش یا بازسازی حزب بعث یا ساختاری شبیه آن تلقی گردد،حزبی که همراه شدن رهبر دیگری در شرایط جاری می تواند به عنصری موثر حتی در شرایطی با تبدیل استراتژی شورش به مشارکت در صحنه عراق تبدیل شود و این مساله به نحوه ی برخورد دولت عراق،ایالات متحده و همسایگان عراق بستگی دارد(همشهری دیپلماتیک1385استراتژی شورش شماره7)
اکنون معتقدم ما به شدت شیفته دولت مالکی و اقدامات او در عراق شدیم، شیعیان در درازمدت و کوتاه مدت باید تقریب و همزیستی باسایر بازیگران دیگررا بیاموزندمابایددرجهت خط مشی تقریب مذاهب حرکت کنیم،در تقریب مذاهب تندروهای شیعه و سنی جایگاهی ندارندنوری مالکی باید از سنی های معتدل یاری بگیردتا با دولتی فراگیر ارزش همزیستی و مدارا در عراق بهتر آموخته شود.این خط مشی باید در سیاست اعلانی و عملی حقیقتا جاری باشد.مشاهده می کنیم که اکنون دولت مالکی باید بین بقا و همزیستی یک گزینه را انتخاب کند. باید می پذیرفتیم در عراق بازیگران دیگری هم هستند.اکنون بحران عراق از منظری کلان و استراتژیک (به لحاظ مداخله ی مستقیم امریکایی ها در عراق)مربوط به ما نیست،اما بی ثباتی در عراق مستقیم به ما هم مربوط می شود،مساله داعش و بعثی ها مربوط به بازیگران داخلی و ایالات متحده است.هرحرکت کوچک کشورهای همسایه ،جنگ شیعه و سنی و جنگ نیابتی را به شدت دامن می زند،اگر قرار باشد کشورها در نمایندگی مذاهب درون خود به جنگ بپردازند ،دنیای اسلام هیچ گاه شاهد صلح بین خود نخواهدشد،مشکلات عراق را تا حد ممکن باید خود عراقی ها مدیریت کنند.خط مشی مداخله احساساتی و بدون استراتژی دقیقا تله ای است که آمریکایی ها قصد وادار کردن ما برای ورود به مناقشه را دارند.ما باید از شتاب زدگی منطبق با احساسات عمومی پرهیز کنیم.تناقض در شدت علاقه ی ما به آثار اهل بیت و کمک به شیعیان است و تا حد ممکن باید مساله مساعدت را در حد سیاسی و اطلاعاتی مدیریت نماییم،حفظ خویشتن داری و بالابردن آستانه ی تحمل مطلوب ماست و نهایت همکاری را در بخش های غیرنظامی با هر کشوری که خواهان کنترل بحران است داشته باشیم و همکاری با آمریکایی ها رادر امور اطلاعاتی و مشاوره خلاصه کنیم.به نظرم تاکنون خط مشی اتخاذ شده فعلی توسط مسئولان اصلی نیروهای مسلح و برخی صاحب نظران سیاسی مبنی بر عدم مداخله سنجیده و مطلوب بوده است.

کد N346495