۰

ظهور یک پدیده جدید سیاسی در کشور!

  • ۹۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
زیبا کلام

همه نتایج انتخابات 24 خرداد سال 92، پیروزی نامزد مورد حمایت جریان اعتدال و جناح اصلاح طلب نبود.

 به عقیده بسیاری از ناظران جغرافیای سیاست در ایران این انتخابات و پیروزی حسن روحانی نتایج دیگری هم به دنبال داشت و آن تغییر صورت بندی و جناح بندی جریانات سیاسی بوده است. برخی معتقدند که صحنه سیاست ایران دیگر میدان زورآزمایی و رقابت دو جریان قدرتمند نیست؛ دو جریانی که هر چند در نام ها و حتی اهداف و شعارها در این سه دهه تغییراتی داشته اند اما ماهیت کلی خود را حفظ کرده اند. زمانی این رقابت ها در دوقطبی خط امام - راست سنتی متجلی می شد و زمانی دیگر در جناح چپ و راست. زمانی نام محافظه کار و نوگرا را به خود اختصاص می دادند و دوره ای اصولگرا و اصلاح طلب. با این حال این عقیده وجود دارد که جریان تازه ای متولد شده در انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد موسوم به «اعتدال» جناح بندی سیاسی ایران را تغییر داده است. هرچند در این میان نظرات متفاوت دیگری هم وجود دارد.




صادق زیبا کلام استاد دانشگاه و تحلیل گر سیاسی معتقد است که «جناح بندی های سیاسی دستخوش تغییر نشده است» به گفته او همچنان تقسیم بندی کلی در جامعه ما همچنان میان دو جریان واقع بین، واقع گرا و دموکراسی خواه واصلاح طلب و یک جریان تندروی رادیکال است. با این حال زیباکلام معتقد است تغییر تازه در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران، ظهور و بروز جنبشی است که به گفته او می تواند در آینده به عنوان یک جریان اصلی نیرومند سیاسی در ایران تاثیر گذاری و نقش آفرینی خواهد داشت، جنبشی که او را جنبش دموکراسی خواه می نامد و معقتد است جریانات مختلف سیاسی هم به آن پیوسته اند حتی اصولگرایان.




به گزارش ایسنا، گفت و گو فرارو با صادق زیباکلام را در ادامه می خوانید.




آقای دکتر زیبا کلام به عقیده شما بعد از انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد سال گذشته، جناح بندی های سیاسی به عقیده شما دستخوش تغییر شده است.



نه خیلی فکر نمی کنم که جناح بندی های سیاسی دستخوش تغییر شده باشد. در انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد یک نوع پیوند نانوشته ای میان اصولگرایان میانه رو و بدنه اصلاح طلبانی که تند رو و رایکال نبودند شکل گرفت که به همان میزانی که اصولگریان معتدل و میانه رو به اصلاح طلبان و آقای خاتمی و هاشمی نزدیک شدند به همان میزان از جریان رادیکال و تند روی اصولگرایی فاصله گرفته اند. بنابراین می شود گفت که همچنان تقسیم بندی کلی در جامعه ما در اوایل سال 93 که الان باشد همچنان میان دو جریان واقع بین، واقع گرا و دموکراسی خواه واصلاح طلب و یک جریان تند روی رادیکال که همچنان به دنبال شعارهای رادیکال، آمریکاستیزی غرب ستیزی نابودی اسرائیل و... است. لذا خیلی معتقد نیستم که تغییرات خیلی اساسی در نقشه سیاسی ایران به وجود آمده باشد. اما تغییر مهم دیگری در جامعه سیاسی و اجتماعی ایران شکل گرفته است که بسیار قابل اعتنا است.




تغییری فراتر از جریانات سیاسی؟



بله من معتقدم که یک پدیده دیگری از اواخر سال 91 یا اوایل سال 92 و نزدیک شدن به انتخابات 24 خرداد شاهد بودیم که من اسم این جریان را خیلی کلی گذاشته ام جریان دموکراسی خواه و معتقدم که در افق سیاسی و سپر سیاسی ایران این جریان است که به حق می شود آن را یک جریان جدید خواند.




چطور این جریان شکل گرفته است.



معتقدم که دموکراسی و دموکراسی خواهی کم کم در حال تبدیل شدن به مهمترین مسئله بسیاری از کشورهای خاورمیانه از جمله ایران است. مسئله دموکراسی و دموکراسی خواهی بزرگترین چالشی است که آقای اردوغان در ترکیه، آقای عبدالفتاح السیسی در مصر، آقای بشار اسد در سوریه، جریانات تندرو و رادیکال در ایران با آن روبرو هستند.




بنابراین فکر می کنم زمانی که ناسیونالیسم و چپ جلودار جریات سیاسی بودند و زمانی جریانات اسلامی و اسلام خواه جلودار بودند که در انقلاب اسلامی ایران تبلور پیدا کرد گذشته است و به نوعی از این مراحل عبور کرده ایم و داریم به مرحله جدیدی ورود پیدا می کنیم که آن مرحله دموکراسی و دموکراسی خواهی است.




شما در حالی دموکراسی و دموکراسی خواهی را پدیده نو ای می نامید که این پدیده در دوم خرداد 76 هم ظهور و بروز پیدا کرده بود و به نوعی اصلاح طلبان خواستار تحقق آن بودند. بنابراین دموکراسی خواهی جریان سیاسی تازه ای نمی توان باشد.



اولا، چه دوم خرداد و چه جریانی که من آن را دموکراسی خواه می نامم بیشتر یک گفتمان هستند تا یک جریان مشخص سیاسی. وقتی راجع به سوسالیست و یا حزب چپ یا راجع به جریان محافظه کار و دست راستی صحبت می کنیم آن وقت می توانیم جریان شناسی سیاسی کنیم. ولی جریان دموکراسی خواه یک حزب سیاسی و یا یک گروه و دسته سیاسی نیست که بتوانیم آن را یک جریان سیاسی بنامیم بلکه دموکراسی خواهی را بیشتر به عنوان یک گفتمان، یک حرکت، یک افق است. اما در مورد اینکه اصلاح طلبان پیش از این طلایه دار دموکراسی خواهی بودند باید گفت که قطعا اصلاح طلبی و جریان موسوم به دوم خرداد هم یک جوری دموکراسی خواه بود ولی جریان دموکراسی خواه جدید دموکراسی را متفاوت از آنچه که اصلاح طلبان دنبال می کردند می خواهد.




تفاوت مطالبه دموکراسی از سوی دموکراسی خواهان با اصلاح طلبان چیست؟



جریان جدید که بنده فکر می کنم در حال ظهور در ایران است خیلی بیشتر از دوم خرداد و جریان اصلاح طلبی به دنبال دموکراسی است. ببینید آقای خاتمی و رهبران اصلاح طلبی و اصلاحات چه در قوه مجریه و در دولت های هفتم و هشتم و چه در قوه مققنه و در مجلس ششم ذیل دموکراسی و دموکراسی خواهی حرکت نمی کردند. ذیل اصلاحات حرکت می کردند و اصلاحات را شامل قانون گرایی و حاکمیت قانون می دانستند. ولی این جریان شعار و پرچم اصلی که دست گرفته است دموکراسی و دموکراسی خواهی است.




چه نشانه های بروز پیدا کرده است که شما به این اعتقاد رسیده اید که جریان تازه ای به نام دموکراسی خواهی شکل گرفته است.



برای اینکه به این اعتقاد برسید که جریان تازه دموکراسی و دموکراسی خواهی در کشور شکل گرفته نیاز است که شبکه های اجتماعی را رصد کنید. با توجه به اینکه ما در کشور هنوز با آزادی مطبوعات و رسانه هایی روبرو هستیم، مطبوعات و رسانه ها نمی توانند خیلی منعکس کننده آنچه در جامعه می گذرد باشند. مطبوعات دولتی و حکومتی طبیعی است که نمی توانند این جریانات را رصد کنند، مطبوعات مستقل و اصلاح طلب هم مجبور هستند فوق العاده دست به عصا باشند و خیلی چیزها را نگویند و منعکس نکنند. اما در فضای مجازی اینجور نیست. محافظه کاری در این فضا وجود ندارد. اگر این فضا را در کنار سایت های خبری رصد کنیم، خیلی از سایت های خبری که فیلتر هم نیستند مشاهد خواهید کرد که آن ایده هایی که در جریان اصلاحات و اصلاح طلبی تبلیغ می شد، در فضای مجازی طرفدار ندارد و اصلا پررنگ نیست. ولی مقوله دموکراسی خواهی آزادی خواهی خیلی جدی و پررنگ شده است. احساس می کنم که الان آدم ها دارند از دموکراسی صحبت می کنند. دموکراسی بدون هیچ پسوند و پیشوندی. در دواران اصلاحات تنها روشنفکران دینی همچون آقای دکتر سروش اعضای حلقه کیان همواره دموکراسی از صحبت می کردند. ولی الان به این شکل نیست. دموکراسی به نظر می رسد که دیگر برای طیف خاصی مهم نیست بلکه طیفی از طرفداران خواستار دموکراسی هستند.




نمونه ای که می تواند شاهدی برای همه گیر شدن دموکراسی خواهی در جامعه دانست بروز حساسیت نسبت به حوادث سه تا چهار هفته پیش زندان اوین است. مخالفت ها و موافقت های که نسبت به این حوادث شد اولا نشان داد که مسئله زندانیان سیاسی همچنان در جامعه ما مطرح است و نکته جالب تر آنکه این مباحث ذیل بحث دموکراسی خواهی مطرح شد. پس از آن صحبت از حقوق سیاسی شد، صحبت از جامعه مدنی شد صحبت از این شد که مخالف از حقوق سیاسی برخوردار هست یا نه. این ها نشانه هایی است که حکایت از آن دارد که دموکراسی خواهی خیلی جدی دارد شکل می گیرد.




بنابراین بر اساس آنچه که شما می فرمایید دموکراسی خواهی بیش از آنکه یک جریان سیاسی باشد یک جنبش است، جنبش اجتماعی که فاقد سر و رهبر است.



بله معتقدم که بیش از آنکه دموکرسی خواهی یک جریان سیاسی باشد یک جنبش اجتماعی است. وقتی طیف زیادی از افراد در شبکه های اجتماعی این موضوع را مطرح می کنند که انسان ها برای آنچه که می اندیشند نباید در زندان باشند، این یعنی دموکراسی. لوزا لوکزامبورگ می گفت بالاترین حق آن است که شما متفاوت از حکومت بیندیشید. این را اگر تعریفی از دموکراسی بدانیم یعنی اینکه من و شما بتوانیم متفاوت از حکومت بیندیشیم این همان اتفاقی است که در جامعه ایران در حال ظهور و بروز است. این یک جریان و گفتمانی است که دارد شکل می گیرد و البته خیلی هم سیاسی نیست.




احزاب و گروه های سیاسی در کجای جنبش دموکراسی و دموکراسی خواهی قرار دارد و شما چه جایگاهی برای آنها قائل هستید.



اگر چه معتقدم که این جنبش دموکراسی خواهی سیاسی نیست اما معتقدم که با گسترده شدن آن قطعا اصلاح طلبان، ملی - مذهبی ها و ملی گرایان جای بالایی در این جنبش دارند. به نظر من جمعی از اصولگریان، به خصوص افراد فرهیحته تر آنها می توانند در جنبش دموکراسی خواهی جایگاه ویژه ای داشته باشند و آنها هم در آینده در کنار سایر اعضای این جنبش پرچم دموکراسی و دموکارسی خواهی را بلند خواهند کرد. منتهی یادتان باشد من صحبت از یک حزب و یک جریان سیاسی نمی کنم. من صحبت از جنبش اجتماعی می کنم که در حال شکل گیری است و هدفش دموکراسی است دموکراسی هم که می گویم اصلا وارد بحث های معرفتی و متا معرفتی و فلسفی نمی شوم. دموکراسی یعنی اینکه عزل و نصب ها حاکمان توسط مردم باشد، دولت و حکومت پاسخگو باشد. دموکراسی یعنی اینها که دارد شکلی می گیرد.




آیا شما به صرف فعالیت های کاربران در شبکه های مجازی به چنین برداشتی رسیده اید که جنبش دموکراسی خواهی در جامعه در جال شکل گرفتن است؟ در این صورت این سوال مطرح می شود که اساسا چند درصد از مردم ایران وارد فضای مجازی می شوند و در آن فعال هستند.



فقط فضای مجازی نبوده است که بنده راه به این عقیده رسانده است که جنبش دموکراسی خواهی در حال شکل گیری است. شما می توانید در دانشگاه ها هم رشد و نمو جنبش دموکراسی خواهی را ببینید. در حال حاضر در دانشگاه ها جذاب ترین بحث های که مطرح می شود محدود به مسئله و مقوله دموکراسی و دموکراسی خواهی است.




آیا نتایج انتخابات ریاست جمهوری گذشته هم ذیل جنبش دموکراسی خواهی به دست آمد. آیا این جنبش در انتخابات آینده هم نقش آفرینی خواهد کرد.



بله بنده معتقدم که انتخابات گذشته هم بدون فعال شدن و شکل گیری جنبش دموکراسی خواهی می توانست نتیجه متفاوتی داشته باشد. قطعا در بلندمدت نقش آفرینی بیشتری از این جنبش شاهد خواهیم بود. جنبش دموکراسی خواهی در آینده بدل به یک جریان اصلی نیرومند سیاسی خواهد شد. هر چند ممکن است تا آن زمان هنوز خیلی فاصله وجود داشته باشد. هنوز تعیین کننده ساختارهای سنتی هستند. مقصودم جناح راست نیست مقصودم از سنتی آقای خاتمی هم هست. هنوز برای خیلی ها در ایران مهم است که آقای خاتمی و یا هاشمی چه می گویند و چطور اعلام موضوع می کنند. ولی معتقدم که جامعه ایران دارد به سمت و سویی می رود که دموکراسی و دموکراسی خواهی به تدریج بدل به اصلی ترین خواست اقشار و لایه های طبقه متوسطه خواهد شد.



انتهای پیام




نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.