• ۸بازدید

جنگ داعش، فرصتی برای یک پیروزی سیاسی

داعش امارت اسلامی عراق و شام ,عراق

یورش داعش به عراق بدون تردید اتفاق ناخوشایندی است اما اتفاق ناخوشایندتر هنگامی رخ خواهد داد که ابتکار عمل از دست دولت و همسایگان عراق خارج شود.

دیاکو حسینی:
یورش داعش به عراق بدون تردید اتفاق ناخوشایندی است اما اتفاق ناخوشایندتر هنگامی رخ خواهد داد که ابتکار عمل از دست دولت و همسایگان عراق خارج شود. باراک اوباما اعلام کرد که ایالات متحده قصد ندارد برای مقابله با داعش نیروی نظامی به عراق بفرستد و احتمالا در صورت موافقت با دخالت نظامی به حملات هوایی اکتفا خواهد کرد.
او بطرز باورنکردنی که حکایت از عدم تمایل آمریکا به گرفتار شدن در یک افغانستان دیگر دارد، امیدوار است که دولت عراق بتواند به تنهایی از عهده مقابله با شورشیان داعش برآید. به این ترتیب، ایران در یک وضعیت استثنایی قرار دارد که می تواند در همکاری با همسایگان عراق، قدرت و توانایی مدیریت بحران را در غیاب ایالات متحده به نمایش بگذارد. به چند دلیل دخالت نظامی محسوس، رسمی و یکجانبه ایران در عراق مطلوب نیست. نخست آنکه چنین دخالتی در عمل جنگ شیعه و سنی را در صحنه عراق و سرتاسر آسیای غربی مشروعیت خواهد داد که نه تنها چندان هم برای ایالات متحده نامطلوب نیست بلکه تاییدی خواهد بود بر مشروعیت و ضرورت اهداف داعش و حامیان آنها. دوم؛ به دنبال دخالت مستقیم و یک جانبه، ایران ناگزیر خواهد بود هزینه های شکست احتمالی در این نبرد را به تنهایی مقتبل شود و حتی در صورت پیروزی در معرض حملات انتقام جویانه داعش و همرزمان آنها قرار خواهد گرفت.سوم؛ نمایش عریان قدرت ایران، انگیزه های موازنه و ائتلاف های ضد ایرانی را در سایرین تقویت خواهد کرد. از دیدگاه همسایگان عراق، یک ایران قدرتمندتر که مجوز مداخلات نظامی رسمی را یافته باشد، خطرناک تر و کمتر قابل اعتماد است. آیا همه اینها بدان معنی است که ایران باید در حاشیه بنشیند؟ نباید در رابطه با تهدید نظامی داعش در برابر ایران اغراق کنیم (در هر حال جنگجویان داعش کمتر از 10 هزار نفر، فاقد آموزش های کافی و تماماً وابسته به کمک های خارجی هستند) اما به دلایل روشنی تهدید سیاسی داعش برای ایران به مراتب بیش از سایر همسایگان عراق است.


در صورت موفقیت داعش در عراق، این گروه و سایر گروه های شبه نظامی مشابه، جرات و اعتماد به نفس بیشتری در سوریه و احتمالاً لبنان به دست خواهند آورد. از این گذشته، ایران تنها کشوری است که سابقه جنگ با داعش را پیش از حمله آنها به عراق دارد. سایر همسایگان عراق بیش از سه سال در کنار آنها علیه رژیم سوریه جنگیده اند و اکنون تمایل ندارند که با مقابله نظامی در برابر داعش، جبهه نبرد را به سود دولت قانونی اسد تضعیف کنند. حتی اگر داعش تهدیدی برای پادشاهی های محافظه کار منطقه باشد، این تهدید پس از آن صورت خواهد گرفت که تکلیف گروه های تکفیری با تنها قدرت شیعه در منطقه روشن شده باشد. همسایگان سنی مذهب و عرب زبان عراق مصونیت بالاتری در مقایسه با آسیب پذیری ایران غیر عرب و شیعه مذهب دارند؛ به ویژه با این توجه که بخش مهمی از انگیزه های معنوی و مادی داعش مرهون حمایت این کشورها از آنهاست. ترکیه پس از ایران، آسیب پذیرترین همسایه عراق در این مناقشه است. اما دولت ترکیه امیدوار به توانایی دولت خودمختار کردستان در دفاع از مرزهای جنوبی ترکیه در برابر مهاجمان است. این سپر دفاعی دموگرافیک تا مدت ها، ترکیه را از گزند داعش از سمت مرزهای جنوبی محافظت خواهد کرد. یک دلیل قانع کننده دیگر باقی می ماند: صحنه عملیات داعش دو متحد مهم ما یعنی عراق و سوریه است. از دست دادن هرکدام از آنها، نزول جایگاه و نفوذ ایران در نظام جهانی را سرعت خواهد داد.

به اعتقاد من توطئه تکفیری ها در سوریه و عراق تهدید مستقیمی برای ایران نیست. زیرا نخستین شرط موفقیت این گروه های شبه نظامی، تداوم عملیات های مستمر و طولانی مدت در کشورهای درمانده عرب زبان است که امکان ایجاد اعمال مقداری از قدرت نرم و جلب حمایت های مردمی را که در آروزی یک نظم اجتماعی و سیاسی عربی- اسلامی هستند، تدارک می بیند. ایران غیرعرب با نیروهای مسلح منسجم و دولت مقتدر فاقد زمینه های لازم برای کسب کمترین موفقیت آنهاست. بعلاوه حامیان آنها به خوبی می دانند که حمله داعش به خاک ایران، در عمل به معنای اعلام جنگ با ایران و موجب واکنش های نظامی ایران در کشورهای حامی آنها خواهد بود. با این وجود به دلایلی که در بالا بحث شد، موضع ایران نمی تواند وابسته به مواضع سایر همسایگان عراق باشد. ایران به عنوان متحد عراق و یکی از ستون های امنیت منطقه می باید، ابتکار عمل در بحران ایجاد شده توسط داعش را بدست بگیرد. اگر دخالت نظامی مستقیم و یکجانبه ایران راه حل مناسبی نباشد چه راه دیگری باقی می ماند؟ باید دقت داشته باشیم که هر راه حل دیگری باید این این تضمین را بدهد که در خاتمه بحران، ایران از جایگاه رفیع تری در منطقه برخوردار باشد و همزمان شمار بیشتری را متقاعد کرده باشد که افزایش نقش آفرینی ایران، تهدیدی برای سایر کشورهای منطقه نیست. رئیس جمهور روحانی در نشست مطبوعاتی اخیر دیدگاه دولت در رابطه با بحران موجود را به این ترتیب آشکار کرد: «تا کنون جز دولت و ملت عراق کس دیگری علیه داعش وارد عمل نشده اما هرگاه آمریکا علیه داعش اقدامی کرد، می‌شود درباره همکاری با این کشور فکر کرد». مطابق با این طرز بیان محتاطانه، ایران به دلایل قابل درکی مایل نیست در صف اول جنگ با شورشیان قرار بگیرد.

همینطور معلوم نیست که چرا ایران باید برای دفاع از منافع ملی و متحدانش در انتظار اقدام ایالات متحده باشد. جمهوری اسلامی طی یک دهه گذشته خواستار خروج ایالات متحده از عراق و سپردن مسئولیت تامین امنیت و ثبات به ملت های منطقه بوده است. آیا پس از دست یافتن به این هدف، بار دیگر خواستار ورود نظامیان آمریکایی به عراق هستیم؟ با تحقق این فرض و موفقیت مشترک ایران و آمریکا در عقب راندن شورشیان، تنها تفسیر ممکن عبارت خواهد بود از نقش اجتناب ناپذیر آمریکا در حفظ ثبات و امنیت کشورهای منطقه. یک خطای مشابه از سوی کشورهایی اروپایی در نبرد کوزوو در 1999، به اثبات ادعای آمریکا به عنوان «پلیس جهانی» کمک فراوانی کرد. همسایگان عراق نباید این خطا را تکرار کنند. یک پیشنهاد مفید و جایگزین می تواند تشکیل نیروهای واکنش سریع از جانب همسایگان عراق با محوریت ایران و ترکیه و به درخواست رسمی دولت عراق باشد. به این منظور، باید دولت عراق را تشویق کنیم که این درخواست را بصورت رسمی به ایران ارائه دهد. گام بعدی تشکیل اجلاس کشورهای همسایه عراق و بررسی این موضوع و در نهایت تعیین ترکیب نیروها، اهداف و جدول زمانی برای اقدام مشترک به هدف « کمک به دولت عراق برای مبارزه با تروریسم» است.

در صورتی که این پیشنهاد مورد موافقت همسایگان قرار بگیرد، ایران توانسته است نقش رهبری خود را به عنوان ستون امنیت منطقه در راه مبارزه با تروریسم به اثبات برساند و همزمان ضربه مرگباری به سیاست های عربستان در سوریه خواهد بود. همچنین این اقدام مشترک نظام نوین منطقه ای در عصر کناره گیری تدریجی ایالات متحده از مسائل مناطق دور دست تشویق خواهد کرد و البته خواهد توانست این جهت گیری را درون جامعه آمریکایی نیز تقویت کند. در صورتی که این پیشنهاد با مخالفت همسایگان عراق مواجه شود، کشورهایی که با چنین اقدامی مخالفت کنند، به انزوای بیشتر در جامعه بین المللی فرو خواهند رفت و تایید دیگری خواهد بود بر نقش سازنده ایران. در هر دو صورت، نتیجه یک پیروزی سیاسی را برای ایران رقم خواهد زد. استدلال های توجیه کننده دخالت ایران در عراق به اندازه استدلال های ارائه شده در راه دخالت نظامی ایران در عمان در 1973 مجاب کننده اند. بزرگترین اشتباه ما در جنگ ظفار، دخالت یک جانبه در عمان بود که جان بیش از 700 سرباز ایرانی را گرفت. اینبار می توانیم در یک اقدام دسته جمعی هزینه ها و مدت زمان جنگ را به حداقل ممکن کاهش دهیم.

4949

وبگردی