چرا داعش در عراق ناگهان دست بالا را پیدا کرد؟

داعش امارت اسلامی عراق و شام ,عراق

داعش این روزها بر سر زبانهاست.نیروهایی که به سرعت در حال تسخیر بخش های شمالی عراق هستند و با عدم مقاومت ارتش در بعضی مناطق سرعت نفوذشان بارها بیشتر از نفوذشان در شهرها و مناطق سوریه شده است که در ظاهر درگیر جنگ داخلی بوده است.

زهرا رمضانی:

داعش این روزها بر سر زبانهاست.نیروهایی که به سرعت در حال تسخیر بخش های شمالی عراق هستند و با عدم مقاومت ارتش در بعضی مناطق سرعت نفوذشان بارها بیشتر از نفوذشان در شهرها و مناطق سوریه شده است که در ظاهر درگیر جنگ داخلی بوده است.

اینکه داعش و هسته های اولیه آن چگونه شکل گرفت و در نهایت به نیروی امروز تبدیل شد در بیشتر گزارش ها و تحلیل ها ذکر شده است.هرچند به نظر می رسد پرداختن به اهمیت و خطر داعش از همان ابتدا که به مرزهای الرمادی ، فلوجه و الانبار و این اواخر تا نزدیکی های بغداد رسیده بودند می بایست مورد توجه قرار می گرفت اما به دلایلی چند که مهمترین آنها سوءمدیریت دولتمردان ، شرایط پسا انتخاباتی عراق که هم چنان در ادامه روند اختلافات درونی این کشور است؛ مانع از رسیدگی به موقع شد.اما سوال اصلی اینجاست که آیا به واقع راهکار مقابله با این نیروها ، که کمابیش در تمامی تحلیل ها و گزارش های اخیر روند چگونگی شکل گیری آن به تفصیل بیان شده،در اعزام نیرو از پیشمرگه های کردستان گرفته تا نیرهای امریکایی در ترکیه است؟
در اینکه راهکار کوتاه مدت و موقت برای پیشگیری از نفوذ هرچه بیشتر این نیروها،به فعالیت های میدانی ختم شود هیچ شکی نیست؛همانطور که در ارزیابی دلایل شکل گیری این جریان ،توجه به نقش محوری امریکا از سال 1979 در پیدایش و توانمند کردن این جریان هیچ شکی نیست.چه بسا اگر روند آغاز شده پس از این دهه یعنی 1989 در کشورهای منطقه از افغانستان گرفته تا آسیای مرکزی و میانه،به سمت دیگری هدایت می شد؛شاید شاهد رشد و ادامه زندگی این جریان افراطی با حمله امریکا به عراق در این کشور نبودیم.هرچند که دور از منطق به نظر نمی رسد که همچنان رشد جریان افراط گرایی به این شیوه در منطقه را بدون دخالت های ایالات متحده ندانیم ؛اما اینها باعث نمی شود تا از نقش و تاثیر سیاست های کشورهای منطقه در بروز و ادامه این روند چشم پوشی کنیم.

در تمامی تحلیل ها بدون استثنا به نقش بی بدیل عربستان در تقویت این جریان برخورد خواهیم کرد.از نقش بندر بن سلطان 2004 گرفته تا بندر در سمت رئیس سازمان امنیت این کشور؛از شکست سیاسی عربستان در جریان وقایع پس از بهار عربی گرفته تا پرونده لبنان و سوریه و عراق،که همگی دلایلی شد برای اینکه بازیگر ناخرسند منطقه به منظور پر کردن خلا های به وجود آمده از شکست، دست به دامن افراط گرایان شود.

اما از سوی دیگر این امر نیز واضح و مبرهن است که تا اختلافات درونی در یک کشور وجود نداشته باشد نیروهای خارجی شانس چندانی برای نفوذ ندارند که در این میان نقش نیروهای حمایتی نیز کمتر از نقش مستقیم دولتهای درگیر در این جریان نیست.به نظر می رسد سیاستهای نامتوازن نوری مالکی در عراق به همان اندازه موثر در نتیجه امروز کشور است که جریانهایی که به روند اختلاف افکنی مذهبی دامن زده اند در این مسئله موثر می باشد.هرچند شاید اگر سیاستهای حمایتی از دولت عراق نیز به نحوی دیگر صورت می پذیرفت،جریان سنی سرخورده از دولتمردان به این راحتی با داعش در تصرف شهرها و واگذاری مناطقشان به آنها همکاری نمی کردند.

پس در یک سو عربستان سرخورده و در سوی دیگر سیاستهای نه چندان آینده نگرانه کشورهای منطقه که نه در جهت همگرایی بود،به همراه وجود پتانسیلی به نام نیروهای افراطی اسلام گرا که در برهه های اخیر همراه با رواج افکار و اندیشه های مبتنی بر تفرقه و واگرایی شد؛ همگی دست به دست هم دادند تا درمنطقه حاصل خیزی چون خاورمیانه که جای جای آن توان بالقوه پذیرفتن چنین آشوبی را دارد،جریانی بروز پیدا کند که بنا بر قرعه در عراق شاهد آن هستیم.


به نظر می رسد در میان تمام عوامل داخلی و خارجی موثر در وقایع امروز عراق،نقش خود کشورهای منطقه و دولتمردان آن بیش از سایرین باشد.درست است که اگر حمله شوروی به افغانستان،حمایت امریکا از نیروهای اسلام گرا در جبهه افغانستان،عدم توقف روند اصلاح سیاسی-اقتصادی در کشورهای آسیای مرکزی - میانه و سرکوب نیروهای اسلام گرای این منطقه ،انجام نمی شد؛ شاید چنین جریانی به وجود نمی آمد یا با تکیه بر پایه های نه چندان قوی ای شکل می گرفت که پس از مدتی رنگ می باخت ؛اما نکته ای که نمی بایست از آن غافل شد این است که بخشی از رشد این جریان در سایه افراط گرایی سیاست های اتخاذ شده کشورهای منطقه چه در بعد داخلی و چه بین المللی است که قابل چشم پوشی نیست.

شاید اگر روند همگرایی میان کشورهای منطقه پی گرفته شود،و کشورهایی چون عربستان خود را بازنده در تمامی جبهه ها نداند؛ و شاید اگر روند سیاست های داخلی کشورها با تنوع قومی و مذهبی ای که دارند، به سمت تکثر گرایی هدایت شود؛می توان امیدوار به توقف این جریان باشیم در غیر این صورت باید گفت جریانهایی مانند داعش در سایر کشورهای منطقه از ترکیه گرفته تا لبنان و سوریه و حتی کشورهای شمال افریقا، همچنان منبع تغذیه برای ادامه حیاتشان دارند .
در نهایت آنکه اگر معیار سیاستگذاری ها و تصمیم های منطقه ای (چه در صحنه داخلی و چه بین المللی) همچنان پیروزی در جنگ قدرت باشد،تنها برنده آن افراط گرایان خواهند بود.

4949

کد N332949