۰

دو روی یک حقیقت

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
سالگرد ارتحال امام خمینی ره ,امام خمینی ره ,جمهوری اسلامی,آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب

هندسۀ حکومت در نظام مردم سالارِ اسلامی از مهمترین حوزه های فکری و سیاسی است و طی سالهای اخیر موضوع اسلامیت و جمهوریت (و یا مشروعیت و مقبولیت) در ساختار حکومت دینی مورد بحث فراوانی بوده است.

افراطیونی در دو سو، این دو را رویاروی هم قرار داده و می دهند. از یک طرف کسانی که دین را افیون ملتها می دانند و از طرف دیگر افرادی که مردم و رای آنها را تزئینی قلمداد می کنند؛ همزیستی اسلامیت و جمهوریت را نا ممکن خوانده و در این باب سخن رانده اند.
اما این روزها، متاسفانه عده ای (عامدانه یا نا آگاهانه) تلسکوپ بدست گرفته اند و در میان واژه ها و کلمات، بدنبال بهانه ای می گردند تا خطِ مورد نظر دشمن، یعنی القایِ تقابل میان دیدگاههای رئیس جمهور محترم و رهبر معظم انقلاب را پی بگیرند و نگذارند این «آتش فتنه» خاموش شود!
سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) می تواند فصل الخطابی در این خصوص باشد. و ضمنا آوردگاهی ژرف و بدیع برای اندیشمندان و اهل نظر بیافریند تا این نگاه مبنایی را که بستر حل بسیاری از چالشهای مصنوعی، غیر ضروری و فرساینده است؛ بسط، و به بسته های کاربردی در عرصه های مختلف تبدیل نمایند. یک میدانِ فکریِ گرهگشا با این چهار گزاره اصلی:
1. در نظام اسلامی مشروعیت و مقبولیت قرین یکدیگرند
2. انتخابات و تکیه به آرای مردم جزو دین است
3. اقتدارِ مطلوب ناشی از انتخاب و اختیار مردم است
4. سینه سپر کردن در برابر قدرت مشروع، فتنه است
ایشان می فرمایند:
«در بنای نظم مدنی و سیاسی موردنظر امام، دو نکته اساسی وجود دارد که به هم پیوند خورده و دو روی یک حقیقت است. یکی عبارتست از سپردن کار کشور به مردم از طریق مردمسالاری و انتخابات و دوم اینکه این حرکت خود از اسلام سرچشمه گرفته بود.
... اگر انتخابات و مردمسالاری و تکیه به آرای مردم جزو دین نمی‌بود و از شریعت اسلامی استفاده نمی‌شد، امام هیچ تقیدی نداشت؛ آن شخصیت صریح و قاطع مطلب را بیان میکرد. این جزو دین است. لذا در همه قانون گذاری ها و رفتارهای عمومی که تابع این نظم سیاسی و مدنی است، باید شریعت اسلامی رعایت شود و گردش کار در این نظام به وسیله مردمسالاری است.
... هیچ قدرت و غلبه‌ای در مکتب امام که از تغلب و از اعمال زور حاصل شده باشد مورد قبول نیست. در نظام اسلامی قهر و غلبه معنا ندارد. قدرت معنا دارد، اقتدار معنا دارد، اما اقتدار برخاسته از اختیار و انتخاب مردم. اما در مقابل قدرت مشروع نباید کسی سینه سپر کرده و قهر و غلبه کند. اگر چنین کاری کرد اسم او فتنه است.»
دکتر حسن روحانی نیز یکروز پیش از سالگرد رحلت امام (13/3/93) و در جمع میهمانان خارجی این مراسم چنین گفت: «حضرت امام با صدای رسا به جهانیان اعلام کرد که اسلام در عصر جدید می تواند بر جامعه حکومت کند و مردم را برای دستیابی به تمام اهداف مادی و معنوی رهنمون کند ... و پس از ارتحال حضرت امام، خوشبختانه پرچم هدایت مردم در اختیار شخصیتی قرار گرفت که او همان راه و مسیر امام را ادامه داد و در برابر انواع توطئه ها توانست کشور، نظام و انقلاب را حراست کند.

 

امام عالم و فقیهی نبود که بگوید که چون نظر فقهی من است و آن را تبیین کرده‌ام و مردم من را به رهبری پذیرفته‌اند، پس نیازی به رأی مردم و صندوق آرا نیست، او خواست در عمل نشان دهد که اسلامیت در کنار جمهوریت و جمهوریت در کنار اسلامیت است.
(امام) اولین رهبر انقلابی در دنیاست که تنها ۴۷ روز پس از پیروزی انقلاب، مردم را پای صندوق آرا دعوت کرد. هیچ انقلابی در دنیا سراغ ندارید که کمتر از ۵۰ روز مردم پای صندوق آرا آمده باشند و برای تعیین نظام، آرای خود را به صندوق ریخته باشند. او نه تنها اصل نظام را به رأی مردم گذاشت که همه نهادهای این نظام را با رأی مردم و صندوق آرا مشروعیت بخشید.
... امام گفتمان حکومت دینی مردمی و مردم‌سالاری دینی را هم در تئوری و نظریه و هم در مقام عمل به اثبات رساند و اجرا کرد و در برابر مخالفت‌های همه قدرت‌های جهانی و ابرقدرت‌ها، انقلاب را پیروز و این نظام و کشور را با حضور مردم محافظت کرد و مسیر را ادامه داد.»
و در پایان؛ فراز دیگری از بیانات رهبر انقلاب، هشدار و انذار نسبت به خط تفرقه و تقابل به عنوان یکی از مصادیق اصلی چالش در درون نظام اسلامی است: «سرگرم شدن به اختلافات فرعی و سطحی در داخل کشور، و در مقابل هم قرار دادن و تعارض ایجاد کردن و غافل کردن از خطوط و مسائل اصلی، یکی از مصادیق چالش داخلی است. از دست دادن انسجام ملت از چالشهای ماست. دچار شدن به تنبلی و بی روحیه‌گی، دچار شدن به کم‌ کاری و دچار شدن به یاس و ناامیدی. باید عزم داشته باشیم، عزم ملی و مدیریت جهادی می تواند این گره ها را باز کند. جوانان عزیز و نخبگان و فضلای ما باید بنشینند این مسائل را بررسی کنند.»
بهتر است اندیشه هایمان را با 4 گزارۀ پیش گفته محک بزنیم تا مفهوم و مصادیق تاسّی و تقابل با اندیشه های امام عزیز و رهبر معظم انقلاب را بهتر در یابیم.

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.