۰

تظاهرات ضد سلطنتی در اسپانیا/آغازی بر پایان نظام پادشاهی یا تکرار حوادث تاریخی

  • ۴۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
آمریکا اروپا

خبرگزاری مهر-گروه بین الملل: شهر مادرید اسپانیا روز یکشنبه 18 خرداد صحنه برپائی تظاهرات ضد سلطنتی بود و همزمان با آن نتایج یک نظرسنجی در این کشور نشان داد که اغلب مردم این کشور خواهان پایان نظام پادشاهی در کشورشان هستند اما آیا این گونه اقدامات می تواند نظامی پادشاهی در اروپا را منقرض کند؟

نگاهی به نظام سلطنتی موجود در اروپا نشان می دهد که سیاست گذاران اروپایی با زیرکی خاصی تلاش دارند تا با نمایشی توصیف کردن جایگاه پادشاه و یا ملکه، خاندان سلطنتی را در مشکلات موجود در کشور بیگناه جلوه داده و به این ترتیب آنها را از هر گونه گزندی در امان نگه دارند.

واگذاری قدرت

در هفته گذشته "خوان کارلوس" پادشاه اسپانیا قدرت را به پسرش فلیپ واگذار کرد و پیش از آن در سال گذشته نیز چنین اقدامی در بلژیک و هلند انجام شده بود.  واگذاری قدرت پادشاه به فرزندش، نظیر اقدامی که در بلژیک و اسپانیا  انجام شد، اگرچه درچارچوب انتقال قدرت به نسل جدید صورت گرفت، اما در واقع اقدامی در جهت پویا و زنده نگه داشتن نظام پادشاهی ارزیابی می شود.

عمر اغلب نظام های پادشاهی اروپایی از زمان وقوع انقلاب کبیر فرانسه تا نیمه سده ۲۰ میلادی و در فاصله بین دوجنگ جهانی به سرآمد، اما نظام های سلطنتی برخی از کشورهای اروپایی توانستندخود را ازتوفان حرکت های جمهوری خواهانه و دموکراسی طلبانه نجات دهند و پس از ورود به هزاره سوم همچنان قدرت خود را حفظ کنند.

جالب آنکه به رغم تناقض ماهوی آشکار میان دموکراسی و سلطنت دراین کشورها، نظام های دموکراسی پارلمانی در کنار پادشاهانی که از حقوق و اختیارات ویژه ای برخوردارند، زندگی سیاسی مسالمت آمیزی دارند.

پادشاهان همواره برای توجیه فلسفه وجودی خود در جوامع امروزی، از هیچ کوششی فروگذار نکرده اند، اما روز به روز با توجه به مقتضیات زمانه، توجیه وجودی آنها سخت تر و پرهزینه‌ تر می شود. به عنوان نمونه بحران های مالی جهانی سال های اخیر که گریبان کشورهای اروپایی را نیز گرفته و معیشت را برای مردم سخت تر کرده است، افکار عمومی را بیشتر از گذشته متوجه هزینه های سرسام آور پادشاهان و زندگی پرتجمل آنها کرده است.

کشورهای غربی دارای نظام های پادشاهی، با اطلاع از ناهمخوانی اشرافی گری خود با اصول دموکراسی های غربی، تلاش می کنند هر از گاهی با اقداماتی نمادین، وجهه خود را ارتقاء ببخشند. باتوجه به این موضوع، پادشاهان از سیاست های متفاوتی برای همراه کردن افکار عمومی با خود استفاده می کنند؛ سیاست هایی که بعضا با بازگشت به سنن دیرپای ملی، تلاش می کند احساس ملی گرایی و هویت ملی مردم  را در ارتباط با حفظ نظام پادشاهی تعریف کرده و حمایت عمومی از نظام سلطنتی را افزایش دهد.

این سیاست ها شامل برگزاری جشن هایی به بهانه های متفاوت چون روزملی، سالگرد تاجگذاری، مراسم ازدواج و تولد شاهزاده و … می شود. بسیاری ازتحلیلگران، انتقال قدرت پادشاهان اروپایی به فرزندان را که اخیرا در کشورهای اسپانیا، هلند و بلژیک انجام شد در همین چارچوب تفسیر می کنند.

انواع نظامی های سلطنتی در اروپا

کشورهای اروپایی که هنوز در آنها نظام سلطنتی وجود دارد به روش های مختلفی وجود پادشاه و یا ملکه را در ساختار قدرت توجیه می کنند و بدین ترتیب نظام های مختلفی در این قاره شکل گرفته است.

هم اکنون 12 کشور اروپایی دارای نظام سلطنتی هستند. سلطنت در کشورهای اروپایی به چهار دسته تقسیم می‌شود:


- سلطنت خرده دولت ها

چهار کشور آندورا، لیختن اشتاین، موناکو، و واتیکان خرده دولت های اروپایی هستند که پادشاه در آن ها همچنان نقشی پررنگ در تصمیم گیری ها و سیاست های کشور دارد.  سلطنت در این کشورها ترکیبی و مطلق است. آندورا در این میان بطور همزمان دو پادشاه دارد. یکی رئیس جمهور فرانسه و دیگری اسقف اعظم کاتالان. آندورا بخشی میان فرانسه و اسپانیاست که از قرن 13 تا کنون طبق توافق پادشاهان وقت فرانسه و اسپانیا، توسط پادشاهی مشترک فرانسه و اسقف منطقه کاتالان اداره می شود.

- سلطنت‌های مشروطه

آندورا، بلژیک، دانمارک، لوگزامبورگ، هلند، نروژ، اسپانیا و سوئد کشورهایی با نظام پارلمانی هستند که پادشاه دارای نقشی محدود و صوری است. معمولاً مسیحیت دین رسمی این کشورهاست. دین رسمی در نروژ، سوئد، دانمارک و هلند مسیحیت پروتستان، و در بلژیک، لوکزامبورگ و آندورا کاتولیک است. اختیارات پادشاه یا ملکه در این کشورها محدود به خاندان سلطنتی، و یا ارتش و نیروهای گارد سلطنتی است.

- سلطنت‌های ترکیبی/ مشروطه - مطلق

سلطنت در لیختن اشتاین و موناکو از نوع مشروطه است اما شاهزاده دارای بسیاری از اختیارات یک پادشاه مطلق است. برای نمونه، طبق رفراندوم قانون اساسی در سال 2003، شاهزاده لیختن اشتاین می‌تواند پیشنهادات پارلمان را وتو کند و پارلمان نیز قادر است هر قانونی را که شاهزاده می‌کوشد به تصویب برساند وتو نماید.

در انگلستان ملکه و اعضای خانواده درجه یک وی دارای وظایف متعدد تشریفاتی، دیپلماتیک و رسمی، مانند انتصاب نخست وزیر، هستند. ملکه فرمانده نیروهای مسلح انگلستان نیز هست. در قانون اساسی غیرمدون انگلستان، ملکه (که فرمانروا یا اعلی حضرت نیز خوانده می‌شود) بالاترین مقام رسمی کشور است. سرود ملی انگلستان "خداوند ملکه را حفظ کند" است و تصویر وی بر روی تمبرهای پستی، سکه و اسکناس درج شده است. گفته می شود در این کشور ملکه نقش مستقیم اندکی در اداره کشور بر عهده دارد و تصمیمات درمورد تمام اقداماتی که به نام پادشاه انجام می‌گیرد، حتی اگر شخصاً توسط وی انجام گیرد، در جای دیگری گرفته می‌شود.

سلطنت مطلق - واتیکان

در میان کشورهای اروپایی تنها یک هویت سیاسی مستقل با سلطنت مطلق حکومت می کند و آن واتیکان مقر پاپ، رهبر کاتولیک های جهان است. واتیکان با مساحتی در حدود 44 هکتار و جمعیتی نزدیک به هزار نفر، کوچکترین واحد سیاسی یا شهر - دولت جهان نامیده می شود. پاپ قدرت مطلق این شهر را در اختیار داشته و تمام تصمیم گیری ها با نظر مستقیم وی صورت می گیرد. واتیکان پارلمانی متشکل از 7 کاردینال دارد که همگی از سوی پاپ برای دوره های پنج ساله انتخاب می شوند.

 دموکراسی های پادشاهی

بیش از۳۰ درصد کشورهای اروپایی هنوز از نظامی پارلمانی برخوردارند که مقام پادشاهی را در کشورشان ابقا کرده اند. پادشاه دراین نظام ها از قدرت تشریفاتی و محدود برخوردار است. در کشورهایی چون بریتانیا، اسپانیا،هلند،سوئد، بلژیک و برخی از کشورهای اسکاندیناوی، هنوز مقام پادشاهی پا برجا است.

به رغم اینکه پادشاه در این کشورها از یک مقام تشریفاتی باقدرت سیاسی محدود برخوردار است و اغلب، پارلمان قدرت سیاسی را در اختیار دارد، اما این دستگاه سلطنت است که نماد قدرت و هویت ملی معرفی می شود.

در انگلستان ملکه به عنوان بالاترین مقام رسمی کشور، دارای وظایف متعدد تشریفاتی، دیپلماتیک و رسمی مانند انتصاب نخست وزیر است. ملکه فرمانده نیروهای مسلح انگلستان نیز به حساب می آید. درانگلیس نخست وزیر هفته‌ای یک بار با ملکه دیدار می‌کند و او را درجریان امور قرارمی دهد. این رویه در هلند و بلژیک نیز اجرا می شود.

 هزینه های سلطنت

به رغم بحران مالی موجودکه اغلب کشورهای اروپایی را ناگزیر به اتخاذ تدابیر شدید ریاضتی کرد، طی این سال ها خانواده های سلطنتی مانند گذشته، هزینه های سنگینی را بر دوش مردم خود تحمیل کردند. در همه این کشورها، ردیف بودجه ای مجزا برای خاندان سلطنتی درنظرگرفته شده است.

به علاوه، خاندان سلطنتی منابع محرمانه گسترده ای برای تامین مالی خود دارد. خانواده سلطنتی انگلیس از منابع مالی عمومی و خصوصی گسترده ای بهره می برد. بر اساس گزارش های رسمی، هزینه خانواده سلطنتی در سال مالی ۲۰۰۸ _ ۲۰۰۹ حدود ۴۱٫۵ میلیون پوند برآورد شده است.

بودجه سالانه خاندان سلطنتی بلژیک رقمی معادل ۱۰ میلیون و ۶۰۰ هزار یورو برآورد شده است. این مبلغ برای هزینه های سلطنتی از جمله پرداخت حقوق کارکنان، نگهداری کاخ ها یا هزینه‌های سفر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در سایرکشورهای اروپایی پادشاهی نیز هزینه های خاندان سلطنتی به همین نسبت، بالا است. با این حال درصد بالایی از این هزینه‌ها صرف مشروعیت سازی و تقدس زایی برای پادشاهان می شود.

هزینه های بالای برگزاری مراسم پرخرج تشریفاتی از قبیل ازدواج سلطنتی و تاجگذاری، گذشته از زیاده طلبی قشر سلطنتی، تلاشی درجهت حفظ جایگاه سنتی شاه و ملکه در نزد افکار عمومی است.

به نظر می رسد این کشورها که عنوان دموکراسی را نیز یدک می‌کشند، در توجیه و تجمیع تناقضات نظام های سیاسی خود به بن بست رسیده باشند؛ بن بستی که تلاش می کنند بااستناد به سنت سیاسی، مشروعیت سازی، تقدس زایی، اقدامات نمادینی چون انتقال قدرت ودر نهایت صرف هزینه‌ های سیاسی هنگفت، از آن عبور کنند.

آنچه دیروز در شهر مادرید اسپانیا رخ داد اولین مورد از اعتراضات مردمی علیه نظامی های سلطنتی در اروپا نبود و آخرین مورد آن نیز نخواهد بود، ساختار سیاسی در کشورهای دارای نظام سلطنتی به گونه ای پیچیده است که هر چند اغلب آنها مدعی هستند پادشاه و یا ملکه صرفا یک پست تشریفاتی است اما با این وجود برچیدن این مقام های تشریفاتی تقریبا امری غیر ممکن به نظر می رسد.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.