۰

ریشه جدال لفظی روحانی و مصباح یزدی کجاست؟

  • ۴۰۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
روحانی, مصباح یزدی, مطبوعات ایران

پس از متوهم خواندن بعضی از افراد از سوی رئیس جمهور، پاسخ غیرمستقیم مصباح یزدی خطاب به عمامه به سرهایی که روشن نیست دینشان را از فیضیه گرفته‌اند با انگلیس، روزنامه‌های امروز به بررسی ریشه‌های جدل این دو پرداخته‌اند. ب

پس از متوهم خواندن بعضی از افراد از سوی رئیس جمهور، پاسخ غیرمستقیم مصباح یزدی خطاب به عمامه به سرهایی که روشن نیست دینشان را از فیضیه گرفته‌اند با انگلیس، روزنامه‌های امروز به بررسی ریشه‌های جدل این دو پرداخته‌اند. بررسی انتخابات در دو کشور سوریه و مصر به همراه مسائل برآمده از سخنرانی‌ها و برنامه‌های گرامی‌داشت رحلت امام دیگر مطالب مهم روزنامه‌های شنبه است.

ریشه جدال لفظی روحانی و مصباح یزدی کجاست؟

روزنامه آرمان در بخشی از نقل سخنان مصباح یزدی در جمع زائران حرم امام در مطلبی با عنوان «د‌ینت را از فیضیه یاد‌ گرفتی یا از انگلستان؟» نوشته: آیت‌ا... محمد‌تقی مصباح‌یزد‌ی طی سخنانی رئیس‌جمهور را به باد‌ شد‌ید‌ترین الفاظ گرفت و گفت: برخی افراد‌ عمامه به سر که د‌ارای مسئولیت هستند‌، د‌ر واکنش به اجتماع مرد‌م د‌رخصوص بد‌حجابی و نگرانی علما از وضع د‌ین و فرهنگ و تجمع روحانیت د‌ر فیضیه، آنها را کسانی معرفی می‌کنند‌ که اسلام را نشناخته‌اند‌ و آنها را متهم به توهم می‌کنند‌. باید‌ از وی پرسید‌ مگر خود‌ تو د‌ینت را از کجا یاد‌ گرفته‌ای؟ از فیضیه یا از انگلستان؟ رئیس‌جمهور چند‌ی پیش با بیان اینکه بعضی بیکار هستند‌ و د‌چار توهمات می‌شوند‌، گفته بود‌: عد‌ه‌ای مد‌ام غصه د‌ین و آخرت مرد‌م را می‌خورند‌ د‌رحالی که نه می‌د‌انند‌ د‌ین چیست و نه آخرت. اما همیشه غصه آخرت را می‌خورند‌. انتخاب نوشت؛ مصباح‌یزد‌ی د‌ر اد‌امه اضافه کرد‌: د‌ر ابتد‌ای نهضت امام خمینی(ره) عد‌ه‌ای می‌گفتند‌ نباید‌ با شاه د‌رافتاد‌ چراکه تنها شاه شیعه د‌ر جهان است و باید‌ با مسالمت و مد‌ارا از حکومت وی برای نشر تشیع استفاد‌ه شود‌. حتی د‌ر 8سال د‌فاع مقد‌س نیز عد‌ه‌ای معتقد‌ بود‌ند‌ این جنگ هرچه زود‌تر باید‌ تمام شود‌ چراکه جنگ غیر از د‌ست د‌اد‌ن جوان‌ها و بیوه شد‌ن زنان و تخریب منابع و ضربه به اقتصاد‌ کشور، حاصل د‌یگری ند‌ارد‌. وی با بیان اینکه این نحوه تحلیل‌ها و تفسیر‌ها از صد‌ر اسلام تاکنون وجود‌ د‌اشته و د‌ارد‌، خاطرنشان کرد‌: امام(ره) هنوز د‌ر پاریس بود‌ند‌ که مهند‌س بازرگان که یک شخصیت اسلامی و مورد‌ احترام تلقی می‌شد‌، از سر د‌لسوزی و خیرخواهی به امام پیشنهاد‌ کرد‌ که اختلافات با شاه را تمام کنند‌ چراکه نمی‌توان با شاه و ارتشی که د‌ارد‌، مقابله کرد‌ و این مقابله وضع را بد‌تر می‌کند‌ و البته امام(ره)، پس از سخنان وی، شاه را رفتنی د‌انستند‌ و ارتش را براد‌ران خود‌ خطاب کرد‌ند‌ که بعد‌ از رفتن شاه به جمهوری اسلامی می‌پیوند‌ند‌. این عضو مجلس خبرگان خاطرنشان کرد‌: د‌شمنان حتی برای لباس‌های افراد‌ نیز برنامه‌ریزی کرد‌ه‌اند‌، به‌گونه‌ای که وقتی فرد‌ی می‌خواهد‌ لباس مناسب و اسلامی تهیه کند‌، آن را د‌ر بازار نمی‌یابد‌.

ایران در توضیح ریشه‌ سخنان مصباح یزدی و در سرمقاله خود با عنوان « مناظره مجازی میان حقوق وفلسفه» نوشته: تا بوده ميان راويان انديشه‌هاي ديني بر سر حدود اختيارات و تكاليف حكومت ديني اختلاف نظر بوده است. توفيري ندارد كه اين راويان، از جبهه روشنفكران دين‌باور باشند يا از جماعت روحانيان سياستگرا. سنتي ديرپا در هندسه معرفت ديني مي توان جست وجو كرد كه طبق آن، گروهي پيام كانوني دين را از جنس «دعوت» دانسته‌اند و گروهي ديگر از جنس «الزام ». هر دو بر صدق و صحت رأي خود، مستنداتي از كتاب و سنت عرضه كرده‌اند و اين تمايز نظري را گويا هيچگاه پاياني متصور نيست. مناظره مجازي ميان دكتر حسن روحاني و آيت‌الله محمدتقي مصباح يزدي تو گويي بازتوليد همان سنت درازآهنگ تاريخي در عرصه منازعات نظري بر سر قلمرو تكاليف صاحبان قدرت در يك حكومت ديني است. پيداست كه پيشاپيش بر پيشاني هيچ يك از دو نظريه حك نشده است كه كدام نظريه باطل و كدام نظريه صحيح است. تنها در يك گفت و گوي متين و سليم مي توان قدرت تبيين‌گري يكي از دو ديدگاه را تخمين زد و پذيرفت. آنچه در اين ميان مهمتر است، پايبندي به آداب اين گفت وگو و مناظره است. بياييد مناظره ميان روحاني و مصباح يزدي را مجازاً مناظره فلسفه و حقوق به شمار آوريم. روحاني به اين فخر مي‌كند كه حقوقدان است و مصباح به اين شهره است كه راوي كوشاي فلسفه اسلامي است. به اين اعتبار پر بيراه نيست كه گفت و شنفت روحاني - مصباح را دهان به دهان شدن فلسفه با حقوق فرض كنيم.


جمهوری اسلامی به روایت‌های مختلف

عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی در بخشی از یادداشتی با عنوان « امام (ره) و دولت مدرن در ایران» در روزنامه شرق نوشته: 14خرداد93 بیست‌وپنجمین سالروز رحلت امام‌خمینی(ره) است. درباره ایشان سخن‌های بسیاری گفته شده‌ است. هرچند مهم‌ترین رهاورد انقلابی که با رهبری ایشان به‌ثمر رسید، پایان نظام شاهنشاهی و برپایی جمهوری‌اسلامی است. نقش ایشان در شکل‌گیری دولت مدرن در ایران مد نظر است. به‌یقین امام(ره) نه‌تنها با اندیشه‌های نوگرایی که با انقلاب مشروطه در ایران ریشه‌ دوانده بودند مخالفت نکردند که نتیجه انقلابی که با رهبری ایشان به نتیجه رسید، توسعه دولت مدرن در ایران بود. چه در پیش‌نویس اولیه قانون اساسی که به دستور ایشان توسط مرحوم دکتر حبیبی با همکاری تعدادی از حقوقدانان تنظیم شد و چه در متن نهایی قانون اساسی که پس از تصویب مجلس خبرگان قانون اساسی با تایید ایشان به نظرخواهی عمومی گذاشته شد، عناصر بنیادینی چون به‌رسمیت‌شناخته‌شدن چارچوب ملت-دولت ایران، استقلال ملی، حاکمیت ملت و پذیرش آرای عمومی به‌عنوان مبنای اعمال حاکمیت، تفکیک قوا، قبول حقوق شهروندی، پذیرش آزادی‌های مدنی، برابری اجتماعی زنان و اصولی از این دست نشانه‌های تداوم دولت مدرن و گسترش اندیشه‌های نوگرایی در ایران است. برخی ناقدان درونی و بیرونی از تقلیل مفاهیم نو یا ازدرون تهی‌شدن آنها در ایران سخن می‌رانند، ولی واقعیت آن است که ملت‌های مختلف در رویارویی با مدرنیته هر یک راه منحصر به خود را پیموده و می‌پیمایند. هر یک به‌نحوی به بازتعریف این مفاهیم در ساختار اجتماعی خود می‌پردازند و با توجه به ارزش‌های فرهنگی و ظرفیت ساختاری، منظومه خاص خود را می‌آفرینند.

ابتکار نیز «روايت مصباح از جمهوري اسلامي» را عجيب و خاص دانسته و نوشته: آيت الله مصباح يزدي در اسفند سال گذشته، در ديدار با جمعي از طلاب و مسئولان مدرسه علميه رشد، در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه امام(ره) چرا جمهوري اسلامي را مطرح كرد، نه حكومت اسلامي را، اظهار داشت: از آنجا كه واقعه انقلاب در اين جهان اتفاق مي‌افتد و جهان مي‌خواهد بداند چه حكومتي در ايران قرار است بر سركار بيايد، امام از ادبيات سياسي روز استفاده كرده و منطقي را اتخاذ كردند كه مورد توافق و فهم ديگران باشد.

اما با اين سخنان مي‌توان سؤال کرد که آيا ممکن است امام (ره) صرفا براي چنين هدفي که فهم ديگران از انقلاب است، ادبيات سياسي يکي از بزرگترين انقلاب‌هاي تاريخ بشر را دستخوش تغيير کند؟به گزارش انتخاب سخنان چند روز پيش رهبر معظم انقلاب در سالگرد امام راحل، چون هميشه داراي نکات حائز اهميتي بود. با اين حال، يکي از مهمترين بخش هاي سخنان ايشان در ميان حواشي رسانه اي از نظرها دور ماند.رهبر معظم انقلاب در تشريح ستون ها و پايه هاي اصلي نظم سياسي مدني مورد نظر امام (ره) به دو نکته اساسي و «کاملا به هم پيوند خورده»، اشاره کردند «اول شريعت اسلامي به عنوان روح و جوهره جمهوري اسلامي و دوم سپردن کارها به دست مردم از طريق مردمسالاري و انتخابات.»

ايشان تاکيد کردند: کسي گمان نبرد که امام، انتخابات را از فرهنگ غرب اتخاذ و با تفکر اسلامي مخلوط کرد چرا که بدون ترديد اگر انتخابات و مردمسالاري از متن شريعت اسلامي قابل اتخاذ نبود، «امامِ صريح و قاطعِ ما»، اين موضوع را بيان مي کردند.اين سخنان حکيمانه رهبر معظم انقلاب در حالي بيان مي شود که برخي چهره ها، از جمله آيت الله مصباح يزدي نظر متفاوتي در اين باره داشته و ادعاهاي متفاوتي مطرح کرده بودند.

وي در چند مدت اخير با برخي اظهار نظرهاي جنجال برانگيز درباره نظام جمهوري اسلامي، به نظر ميرسد که خواسته جنبه حاکميتي را بر جنبه مردمسالاري پوشانده و چنان بيان کند که امام خميني (ره) در پي ريزي انقلاب اسلامي بيشتر مفهومي با عنوان حکومت اسلامي را در نظر داشته است نه جمهوري اسلامي را مبتني بر انتخابات و مردمسالاري. اما از آن رو که لازم بوده با واژگان متعارف دنياي روزگار خود، انقلاب اسلامي را تبيين کند به ناچار از اصطلاح جمهوري استفاده کرده است.

مصباح يزدي تصريح کرد: امروز در ادبيات سياسي دو نوع حكومت سلطنتي و جمهوري وجود دارد و نوع سومي ذكر نشده است، لذا امام(ره) وقتي قرار است با كساني سخن بگويند كه حكومت را منحصر در دو نوع مي‌دانند،بايد به گونه‌اي سخن مي‌گفتند كه آنها هم متوجه شوند و لذا لفظ جمهوري را به كار بردند."

متن کامل اين بخش از سخنان مهم رهبر معظم انقلاب که خط بطلاني بر برخي نظريات نامتعارف است، در ادامه مي آيد:مساله اين نيست در کشور ما، که نظام پادشاهي برود به جاي او نظام پادشاهي يا شبه پادشاهي ديگري بنشيند. مساله اين است که آن خصوصياتي که نظام پادشاهي داشت، اين خصوصيات بايد ريشه کن مي شد و امام بزرگوار ريشه کن کرد. سخنان امام، رهنمودهاي امام، رفتار امام همه در اين جهت است.


تفاسیر متفاوت از انتخابات در سوریه و مصر

محمدعلي وکيلي در سرمقاله ابتکار با عنوان « ژنرال ها موتور دموکراسي خاورميانه » نوشته: هفته اي که گذشت نقط عطفي در تحولات خاورميانه بود. در يک سو انتخابات مصر انجام گرفت و ژنرال السيسي، فرمانده ارتش، کت و شلوار رئيس جمهوري را به جاي يونيفورم نظامي اش پوشيد و بر صندلي مرسي و حسني مبارک-که هر دو هم اکنون در زندان روزگار مي گذرانند- تکيه زد، تا فرمان ادار کشور را از دست اخواني ها بگيرد. در سوي ديگر، پس از يک دور طولاني جنگ و گريز، بالاخره انتخابات رياست جمهوري در سرزمين پر آشوب سوريه با شرکت سه نامزد برگزار شد و بشار اسد توانست رضايت 88 درصدي شرکت کننده ها را به دست آورد و مهر مشروعيت مجدد بر کارنامه خود بگذارد. اين دو انتخابات و نتيج به دست آمده پيامدهاي مهمي بر تحولات آيند منطقه خواهد داشت. دولت مستعجل اخوان نشان داد که دموکراسي در اين منطقه با موتور معيوب حرکت مي کند.

سرعت تحولات منطقه، انقلاب هاي خاورميانه و تحولات بعدي نشان داد که دموکراسي در اين منطقه حکم ميوه کال را دارد و به تعبير يکي از بزرگان ميوه کال خوراک حيوانات است. روش حاکميت دموکراسي مبتني بر سه ضلع است: نهاد هاي دموکراتيک، درک درست و گروه هاي حامي. دور کوتاه حاکميت اخوان المسلمين نشان داد که رهبران اخوان درک درستي از دموکراسي ندارند و آنرا در حد يک گفتگوي عادي تنزل داده اند. آنان نتوانستند با سکولارها و ديگر اقليت ها و گروه ها رابط خوبي برقرار کنند. اين در حالي است که با استفاده از ظرفيت دموکراسي مي توانستند تعاملي سازنده با اين گروه ها داشته باشند و زمين مشارکت آنان را در ساختار قدرت فراهم آورند. فقدان نهادهاي دموکراتيکي، که جوانان پرشور و انقلابي را در خود جذب و هضم نمايد، باعث شد در کوتاه زماني انرژي سلبي جوانان در خيابان ها صرف آشوب و شرارت و غارت شود.

نبود امنيت نيز شاخصي براي ناکارآمدي دولت اخواني بود. خرابي موتور دموکراسي در دست اخوان موجب شد تا السيسي فرصت را مغتنم شمرده و با اقبال ستاره هاي نظامي اش، کنترل اين موتور را به دست گيرد. حالا پرسش اين است که کدام دموکراسي بهتر است؛ دموکراسي اخواني يا دموکراسي ژنرالي؟ پاسخ به اين پرسش نياز به تحليلي مستقل دارد. مهم اين است که مردم مصر فعلاً ترجيح داده اند که با موتور ژنرالي به پيش روند؛ شايد امنيت براي حفظ وضع موجود مهمترين ثمر دموکراسي ژنرالي باشد.

اما سوريه، ديگر کشور عربي که موج انقلاب و جنبش هاي اعتراضي، آسايش را از مردمش گرفت و باعث خرابي کشور و آوارگي ميليونها زن و مرد سوري گرديد و به مرور کشور را به زمين زورآزمايي قدرت هاي بزرگ تبديل نمود. تحولات سوريه هم نشان داد که عبور دموکراسي از معبر خشونت ناممکن است و گذرگاه دموکراسي گفت و گو مي باشد. نمي توان با خشن ترين و راديکالترين گروههاي سلفي و تکفيري مدعي صلح و آرامش و دموکراسي شد. مردم سوريه تضاد ها را به چشم ديدند. آنان نسبت به ساختار جمهوري ملوکي خود، اعتراض داشتند. همانطورکه در مصر نيز مردم زمان مبارک به شکل جمهوري خود که يک نوع ملوکي بود معترض بودند؛ اما تجربه نشان داد که گويا انتظار يک جمهوري و دموکراسي واقعي کمي غير منطقي و دست نيافتني است، چرا که مصر پس از مبارک به صحن مبارز اقتدار گرايي سکولارها و افراط گرايي مذهبي تبديل شد و مردم ترجيح دادند با بازگشت به گذشته، شرايط قبلي را به دست آورند. در سوريه نيز کشور به ميدان تاخت و تاز گروه هاي تکفيري، سلفي و تروريست هاي آدم کش تبديل شد. در هر دو کشور مردم افسوس گذشته را خوردند و از جنبش هاي خود پشيمان شدند و داشته هاي گذشته را بر وعده هاي آرماني ترجيح دادند. هر دو ملت خواسته يا ناخواسته نوعي دموکراسي ژنرال موتور را تکيه گاه قرار دادند. مردم دو کشور تحمل آنارشيسم به نام انقلابيگري را ندارند و در شرايط کنوني جمع بين آزادي و اشتغال و رفاه را ناممکن مي پندارند. عمق و گستر فقر در هر دو کشور باعث شد تا مردم امنيت را بر آزادي خواهي ترجيح دهند و دموکراسي ژنرالي را بر دموکراسي روشنفکري و اخواني مقدم دارند. به هر روي اکنون از صندوق دموکراسي نام بشار اسد و السيسي بيرون آمده است. بي شک دولت اعتدال گراي روحاني فرصت تاريخي خوبي جهت ارتباط با هر دو دولت،پيش روي خود دارد. پيشنهاد نگارنده اين است که دولت آقاي روحاني در يک سطح جهت شرکت در مراسم تحليف رؤساي جمهور مصر و سوريه اقدام نمايد و هر دو کشور را به يک چشم بنگرد و از فرصت ايجاد شده جهت گسترش ارتباط با آنها بهره جويد. تجربه اين دو کشور نشان داد که دموکراسي نسخ شفابخش واحدي نيست؛ اقليم، زمينه و محيط فرهنگي و تاريخي نسخ دموکراسي را خاص و غير قابل تعميم مي سازد. دموکراسي مفهومي تشکيکي است که در هر زميني رنگ آن سرزمين را مي گيرد.

جمهوري اسلامي نیز در سرمقاله خود با عنوان «انتظار بيجاي ژنرال!» به دعوت از روحانی برای شرکت در مراسم تحلیف السیسی پرداخته و نوشته: ژنرال عبدالفتاح السيسي، كه خود را رئيس‌جمهور مصر مي‌داند، از رئيس‌جمهور كشورمان براي حضور در مراسم تحليف و آغاز رياست جمهوري خود دعوت كرده است. وي قصد دارد روز يكشنبه رسماً زمام امور كشور مصر را به دست بگيرد و با دعوت از سران كشورهاي مختلف درصدد است حاكميت خود را مشروع جلوه دهد.

هر چند هنوز مسئولان ايراني پاسخي به دعوت ژنرال نداده‌اند، ولي صورت مسأله كاملاً روشن است. پذيرفتن اين دعوت، به معناي به رسميت شناختن دو واقعه خلاف در مصر است؛ يكي كودتاي ارتش به فرماندهي ژنرال السيسي عليه دولت قانوني و ديگري انتخابات نمايشي و دروغيني كه كودتاچيان ترتيب دادند تا برنامه از قبل طراحي شده خود را تكميل كنند و حكومت مصر را با يك چرخش به عقب، به دست بقاياي رژيم مبارك بسپارند و مسير قبل از انقلاب را ادامه بدهند.

ترديدي وجود ندارد كه حاكميت ژنرال عبدالفتاح السيسي بر مصر، كاملاً نامشروع است و مردم مصر نه تنها زير بار آن نخواهند رفت، بلكه به مبارزه با آن برخواهند خاست و تا سرنگوني آن از پا نخواهند نشست.


گزارشی از تعطيلاتي كه پر از حمله به دولت بود

روزنامه‌های هوادار دولت، همه انتقادات از دولت در چند روز اخیر را شبنامه نامیده‌اند و اعتماد در این باره نوشته: ديگر نه رسانه هاي رنگارنگ شان راضي شان مي كند و نه تريبون هاي متعددي كه براي سخنراني در اختيارشان قرار دارد. رو آورده اند به توزيع شبنامه عليه دولتي كه حتي يك سال هم از آغاز به كارش نمي گذرد. خبري از صبوري هشت سال گذشته شان نيست و اين روزها توافقنامه ژنو تبديل به بهانه يي براي نشان دادن عجله شان شده است. بيست و پنجمين مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام شاهد مكتوبات ريز و درشتي عليه دولت بود. امكانات شان هم پيشرفته شده است. هماهنگ هستند و عليه رييس جمهور و تيمش اظهارنظر مي كنند، عليه دولت در سه شهر مختلف شبنامه توزيع كردند تا نشان بدهند كه هنوز هم دلواپس هستند. براي انتقاد از دولت شماره پيامك در نظر گرفتند و كسي هم جلوي شان را نگرفت. توزيع شبنامه ظاهرا ابتكار جديد مخالفان دولت است كه اگر تا چند وقت پيش تنها در حين بررسي صلاحيت وزرا در مجلس توزيع مي شد حالابه راحتي در اجتماعات مردمي توزيع شود و مذاكراتي را كه مقام معظم رهبري بر آنها صحه گذاشته را زير سوال ببرند. راهپيمايي ها و تجمعات 14 و 15 خرداد هم فرصت مناسبي بود براي نگرانان و دلواپسان كه آنان نيز از اين فرصت به بهترين شكل ممكن استفاده كردند. حجم شبنامه هاي توزيع شده عليه دولت هم درست در محل هاي اجتماع دلواپسان ديده مي شود. از سخنراني رييس جمهور در حرم امام هم نگذشتند و تلاش كردند تا اين سخنراني را با تابلوي «نيروهاي خودجوش» برهم بزنند: تلاشي كه بازهم ناكام ماند.

شبنامه هايي كه نگاهي سطحي به آنها نشان مي دهد كه دلواپسان هنوز هم قانع نشده اند و با عزمي جدي مشغول دنبال كردن اهداف شان اين بار در قالب نوشتارهاي مكتوب هستند. قم، تهران و ورامين شاهد توزيع شبنامه بود. در حاشيه مراسم بيست و پنجمين سالگرد امام خميني در حرم مطهر شبنامه و بولتن هايي عليه دولت و حسن روحاني رييس جمهوري توزيع شد. اين شبنامه ها و بولتن ها با عنوان«نگرانيم...، » «چه داده ايم؟ چه گرفته ايم؟» «روحاني زير ذره بين امام خميني» و «بي ادبانه هاي كدخدا» نام داشتند. در شبنامه «چه داده ايم؟ چه گرفته ايم؟» نيز به نقد توافق ژنو پرداخته است و در شبنامه «بي ادبانه هاي كدخدا» به بررسي صحبت هاي مقامات ايالات متحده امريكا عليه كشورمان پرداخته است. همچنين در ورامين نيز شرايط به همين شكل بود و در حاشيه مراسم راهپيمايي 15 خرداد شهرستان ورامين شبنامه و بولتن هايي عليه دولت و حسن روحاني رييس جمهوري در ميان مردم توزيع شد. توزيع اين شبنامه ها در راهپيمايي 15 خرداد شهرستان ورامين همزمان با حضور سعيد جليلي رخ داده است. قابل ذكر است همين شبنامه در حرم امام (ره) و در سالگرد رحلت ايشان توسط عده يي خاص توزيع شده است اما در قم توزيع شبنامه ها شكل جديدي به خود گرفته بود و در شبنامه مورد نظر شماره پيامك هم براي نظرخواهي از مردم گنجانده شده بود. اين شبنامه در حاشيه راهپيمايي سالگرد قيام خونين مردم قم در 15 خرداد 42 در اطراف حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) با عنوان «توقف نامه، چه داده ايم و چه گرفته ايم» توزيع شد. اين شبنامه كه در آن به تيم مذاكره كننده حمله شده است، بدون محدوديت و واكنش مسوولان توزيع شد. مشخص نيست چه فرد يا افرادي در پشت اين شبنامه قرار دارند اما متن آن، حاوي يك نظرسنجي است كه از مخاطبان خواسته است تا پاسخ «بله» يا «خير» به پرسش «آيا به نظر شما در توافق ژنو از منافع ملي ايران حراست شده است؟» در اين شبنامه كه در دو صفحه تهيه شده است با برشمردن تعهدات ايران و طرف مقابل، از واگذاري 27 امتياز ارزشمند، در قبال دريافت 10 الي 12 امتياز كه به گفته شبنامه نويسان «بعضا كم ارزش» يا «به نفع خود غربي ها» خواهد بود، سخن گفته است.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.