۲

رهبر معظم انقلاب: جمهوری اسلامی ایران در سیاست های منطقه حرف اول را می زند

  • ۱۸۱بازدید
  • ۲ رای
  • ۰ دیدگاه
آیت الله خامنه ای, ارتحال 93

رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: جمهوری اسلامی ایران در سیاست های منطقه حرف اول را می زند، در مقابل رژیم غاصب و مورد حمایت زورگویان عالم یک تنه می ایستد، با ظالم نمی سازد و از مظلوم دفاع می کند.

به گزارش خبرنگاران ایرنا، حضرت آیت الله خامنه ای در مراسم بیست و پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی بنیانگذار انقلاب اسلامی در حرم مطهر حضرت امام خمینی (ره) اظهار داشتند: در مکتب امام قدرتی که از تقلب و اعمال زور حاصل شده باشد مورد قبول نیست،اما اقتدار برخاسته از انتخاب مردم معنا دارد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: در مقابل قدرت مشروع، نباید کسی سینه سپر کند. اگر چنین کرد اسم او فتنه است.


متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین.


رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ


رَبَّنَا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِینَةً وَأَمْوَالًا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا رَبَّنَا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ ۖ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَیٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَیٰ قُلُوبِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُوا حَتَّیٰ یَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِیمَ.


قال الله الحکیم فی کتابه:أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا


عرایض خودم را در این روز به یاد ماندنی و مهم برای شما برادران و خواهران عزیز در سه بخش عرض می کنم. در بخش اول یک واقعیت مهمی درباره جمهوری اسلامی وجود دارد که توجه به آن واقعیت برای ما امروز حایز اهمیت است.


در بخش دوم یک اشاره و شرح توصیفی کوتاهی از مکتب ماندگار امام بزرگوارمان عرض می کنم. اگر چه درباره مکتب امام راحل سخن بسیار گفته اند و گفته ایم و شنیده ایم ولی این توصیف کوتاه در این مقطع برای ما لازم است تصویر کوتاهی از مجموعه آن چه که امام بزرگوار به عنوان یک پدیده بی نظیر در دنیای معاصر به وجود آورد.


بخش سوم، اشاره به دو چالش مهمی است که بر سر راه ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی قرار دارد. توجه به این دو چالش برای ما برای درست حرکت کردن ما و درست راه پیمودن ما مهم است.


در بخش اول آن واقعیتی که به آن اشاره کردم این است که 25 سال از رحلت امام عظیم الشان (ره)می گذرد ولی شور و اشتیاق برای شنیدن درباره او و دانستن از او کم نشده است؛ مخصوص کشور ما هم نیست در دنیای اسلام بلکه فراتر از دنیای اسلام این واقعیت وجود دارد.


نه تنها در کشور ما که نسل سوم انقلاب در حال بالیدن است بلکه در دنیای اسلام جوانان عصر ارتباطات و عصر اینترنت که با مسایل دور از محیط خود به راحتی ارتباط می توانند بگیرند، دنبال این هستند که درباره مسایل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و درباره معمار این بنای عظیم مطالب بیشتری بدانند.


پدیده مردم سالاری دینی، نظریه ولایت فقیه، اینها مسایلی است که برای محیط های فکری دنیای اسلام حایز اهمیت و دارای جاذبه است. دشمنان ما تلاش گسترده ای را از روزهای اول آغاز کردند و هرچه جلو رفتیم این تلاش بیشتر شده است. از صدها بلکه هزاران ایستگاه تلویزیونی و رادیویی و اینترنتی استفاده کردند برای دشنام دادن به جمهوری اسلامی و به بانی بزرگ آن و به طرفداران آن.


خود این مطلب به ما کمک کرده است یعنی حس کنجکاوی را در مستمعان و مخاطبان در سراسر دنیا برانگیخته است، می خواهند بدانند که علت این همه دشمنی کردن، سنگ پرانی کردن و لجن پراکنی کردن چیست و آن چیزی که، حقیقتی که آماج این دشمنی هاست، چه ماهیتی دارد، چه حقیقتی دارد؟ بنابراین، دشمنان ما به قصد دشمنی نام ما را بردند و درباره امام (ره) ما و نظام ما سخن گفتند؛ اما «انّهم یکیدون کیدا و اکید کیدا» این را خداوند متعال می فرماید.


آنها با این نیت این حرکت وسیع را آغاز کردند اما در نهایت برای ما یک فرصتی به وجود آمد چون حس کنجکاوی مستمعان این دستگاه ها در سراسر جهان تحریک شد.


در کشورهای اسلامی، در منطقه ما بیداری اسلامی که احساسات ضد استکباری در آن غلبه داشت بر هر پدیده دیگری، این خود نشانه همان کنجکاوی و پاسخ گیری و پاسخ یابی است و این همچنان ادامه دارد.


ممکن است دستگاه های اطلاعاتی غربی و آمریکایی اینجور گزارش کنند به بزرگترهای خودشان که توانسته اند بیداری اسلامی را در منطقه ما سرکوب کنند، اگر اینجور خیال کنند، این هم یکی دیگر از خطاهای راهبردی و غلط تحلیل کردن های دشمنان ما خواهد بود.


بیداری اسلامی ممکن است برای مدتی در بخشی از دنیای اسلامی سرکوب شود اما بلاشک ریشه کن نخواهد شد، گسترش خواهد یافت و این فهم، این ادراک، این دریافت در کشورها و در نسل جوان مسلمان در این منطقه چیزی نیست که به این آسانی ها بتوانند آن را از بین ببرند البته تلاش می کنند، تلاش های آنان ممکن است در بعضی از بخش ها برای مدت کوتاهی موفقیت آمیز هم به نظر برسد اما در نهایت ابتر است.


این کنجکاوی که در نسل جوان امروز در دنیا به خصوص در دنیای اسلام درباره پدیده مردم سالاری دینی وجود دارد ناشی از این است که جمهوری اسلامی یک پدیده ای بود که 35 سال از آغاز ولادت آن گذشت و در تمام این مدت 35 سال با واکنش خشن و خصمانه قدرت های مسلط دنیا مواجه بود، هم واکنش نظامی نشان دادند، هم واکنش تبلیغاتی نشان دادند، هم واکنش خصمانه اقتصادی نشان دادند، تحریم ها که از اول انقلاب آغاز شد و روز به روز تا امروز تشدید شده است، واکنش سیاسی نشان دادند.


این یک جبهه پرقدرت غربی در مقابل جمهوری اسلامی، 35 سال است که هر کاری از دستش برآمده، کرده است، تلاش نظامی کرده است، به مهاجم نظامی به کشور کمک کرده است، دشمنان را در هر نقطه ای علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده است، تبلیغات پرحجم علیه آن به کار برده است، تلاش تحریمی و محاصره اقتصادی در اعلا درجه ممکن و بدون سابقه به کار برده است اما در مقابل، جمهوری اسلامی در برابر این همه هجمه و این همه مخالفت خشن و بی ملاحظه هم از بین نرفت و هم دچار محافظه کاری نشد، هم به غرب باج نداد و روز به روز هم کشور پیشرفت کرد، این آن چیزی است که ماهیت این کنجکاوی را تشکیل می دهد.


قدرت های درجه یک نظامی و سیاسی و اقتصادی دنیا دست به دست هم دهند علیه یک کشوری و علیه یک حکومتی 35 سال تلاش کنند، آن حکومت علیرغم تلاش آن ها نه فقط از بین نرود بلکه روز به روز قوی تر شود، به آن ها باج هم ندهد، به آن ها اعتنا هم نکند.


در عرصه های مختلف جمهوری اسلامی اقتدار خود را و قابلیت بقای خود را نشان داد، امروز وقتی به جمهوری اسلامی نگاه می کنند نسل دوم و سوم انقلاب در این کشور دارای چند میلیون دانشجو، چندین هزار طلبه علوم دینی فاضل، چندین هزار پژوهشگر و محقق، چند ده هزار استاد دانشگاه و حوزه، هزاران نخبه علمی و فکری که بعضی از آن ها در عرصه بین المللی نام آورند و شناخته شده اند، هزاران فعال سیاسی، نخبه سیاسی و فرهنگی و تولیدی و اقتصادی؛ واقعیت جامعه ما امروز این است.


در میدان علم و فناوری جمهوری اسلامی با وجود همه این تحریم ها ماهواره به فضا می فرستد، موجود زنده به فضا می فرستد و بر می گرداند، انرژی هسته ای تولید می کند، در بسیاری از دانش های نوپدید جزو 10 کشور اول دنیا قرار می گیرد. شتاب پیشرفت علم در جمهوری اسلامی 13 برابر متوسط دنیا اعلام می شود از سوی مراکز مسوول این کار در دنیا. خدمات علمی و فنی به کشورهای مختلف صادر می کند، با وجود تحریم های بی سابقه یک کشور 75 میلیونی را اداره می کند.


در سیاست های منطقه حرف اول را می زند، در مقابل رژیم غاصب و مورد حمایت زورگویان عالم یک تنه می ایستد، با ظالم نمی سازد و از مظلوم دفاع می کند.


هر انسان آگاهی به کنجکاوی می افتد که این موجود چیست؟ این پدیده چه پدیده ای است که این همه دشمنی و این همه توانایی های ذاتی و نشانه های حیات و بقا؛ این، ماهیت این کنجکاوی این است


این در زمینه های مسائل علمی و فناوری و این ها، در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی جلوه بالای مردم سالاری در این کشور که ما 35 سال است از انقلابمان گذشته است، در طول این 35 سال 32 انتخابات داشتیم، 32 انتخابات سراسری در این کشور به وجود آمده؛ این شوخی است؟


یک نمونه بی نظیر، انتخابات های جمهوری اسلامی با مشارکت های بالا، بعضا از متوسط میانگین جهانی بالا و بعضا بسیار بالاتر. شرکت 70 درصدی و 72 درصدی، انتخابات ما از این قبیل است جلوه مردم سالاری؛ بعد، نمونه بی نظیر دیگر، دو پدیده ای است که ما مردم به آنها عادت کرده ایم، اما برای یک ناظر جهانی فوق العاده جذاب و مهم است و آن عبارت است از راهپیمایی 22 بهمن و راهپیمایی روز قدس در ماه رمضان.


جشن انقلاب را بعد از 35 سال، مردم به طور مداوم هر سال تا این 35 سال، جشن را گرفته اند با یک راهپیمایی عظیم پرشور پرشکوه در روزهای سرد پایان بهمن و عظمت موضوع به چشممان نمی آید اما ناظر جهانی اینها را می بیند و برای او بسیار خیره کننده است اینها عوامل آن جذابیتی است که کنجکاوی ها را تحریک می کند.


راه نویی را به ذهن های علاقه مندان و افرادی که اهل سوال و استفسار و تحقیقند ارائه می دهد. این واقعیت مهم دوران ماست که عبارت است از توجه و کنجکاوی عمومی در دنیای اسلام از سوی جوان ها، روشنفکران، آگاهان ،کسانی که اهل فهم مسائلند نسبت به این پدیده ای که در کشور ایران اسلامی به توفیق الهی و به تائید الهی تحقق یافته است و روز به روز رشد کرده است.


این واقعیت، ساخته و پرداخته دست معمار بزرگ است. درباره امام خیلی حرف زدیم شاید بعضی ها خیال کردند ما با اغراق و مبالغه حرف می زنیم ولی نه، آنچه گفتیم درباره امام بزرگوارمان نه اغراق است و نه مبالغه است، بخشی از واقعیت است. بیش از آنچه که توصیف کردیم و توانستیم ارائه بدهیم امام بزرگوار و عزیز ما دارای مضمون و معنا و مغز بود.


آنچه که در اختیار ملت ایران و در معرض دید و فکر ملت هاست در سراسر عالم، ساخته و پرداخته آن دست تواناست. ما برای اینکه راه را درست برویم باید نقشه معمار را بدانیم. اگر در یک بنای متعارف معمولی، نقشه در اختیار نباشد، نقشه اصلی معلوم نباشد، سازندگان و بنایان هرچه هم چیره دست باشند، ممکن است اشتباه کنند. باید نقشه اصلی را دانست تا بتوان بر اساس آن نقشه اصلی، اگر هنری در سازندگی و در احیا هست آن را به کار برد. نقشه او نقشه ای نبود که فقط از ذهن انسان صادر بشود. قطعا موید من عند الله بود. خود امام بزرگوار این را می دانست و به آن معترف بود. خود او می گفت آنچه پیش آمده است، با دست قدرت الهی است و درست فهیمده بود و چشم بصیر و بینای او درست دیده بود. ما مواظب باشیم آن نقشه را بشناسیم تا بتوانیم ادامه بدهیم راه را . اگر نقشه را ندانستیم، زاویه پیدا می کنیم. وقتی زاویه پیدا شد، روز به روز هر چه پیش برویم از راه اصلی و صراط مستقیم دور می شویم. وقتی از صراط مستقیم دور شدیم از هدف ها دور می شویم و به هدف ها نمی رسیم. برای اینکه به هدف برسیم باید راه را گم نکنیم. برای اینکه راه را گم نکنیم، باید نقشه اصلی و اساسی جلوی چشم ما باشد آن را بشناسیم و بدانیم.


نقشه امام، کار اصلی امام، بنای یک نظم مدنی - سیاسی بر اساس عقلانیت اسلامی بود. مقدمه لازم این کار این بود که نظام پادشاهی که هم فاسد بود، هم وابسته بود، هم دیکتاتور بود، این سه خصوصیت در نظام پادشاهی وجود داشت، هم دچار فساد بود، فسادهای گوناگون اخلاقی و مالی و غیره، هم وابسته به قدرت ها بود. یک روز وابسته به انگلیس، یک روز وابسته به آمریکا. منافع خود را و کشور را در مقابل منافع بیگانگان حاضر بود فراموش کند که این وابستگی بود و هم دیکتاتور بود، مستبد بود. رای مردم، خواست مردم برای نظام پادشاهی مطرح نبود. هر کدام از اینها یک فصل است، یک فصل بلند است، یک کتاب است. مقدمه آن کار بزرگی که امام می خواست انجام بدهد، ریشه کن کردن این نظام فاسد وابسته دیکتاتور بود. همت را بر این گماشت و نظام ریشه کن شد.


مساله این نیست در کشور ما، که نظام پادشاهی برود به جای او نظام پادشاهی یا شبه پادشاهی دیگری بنشیند. مساله این است که آن خصوصیاتی که نظام پادشاهی داشت، این خصوصیات باید ریشه کن می شد و امام بزرگوار ریشه کن کرد. سخنان امام، رهنمودهای امام، رفتار امام همه در این جهت است.


در بنای آن نظم مدنی و سیاسی، دو نکته اساسی وجود دارد که این دو نکته به هم پیوند خورده است. به یک معنا، دو روی یک حقیقت است. یکی، عبارت است از سپردن کار کشور به مردم از طریق مردمسالاری و از طریق انتخابات این یک، و دوم اینکه این حرکت که خود از اسلام سرچشمه گرفته بود و هر آنچه ناشی از حرکت مردمسالاری و سپردن کار به مردم است، باید در چارچوب شریعت اسلامی باشد. این دو بخش است یا با یک نگاه دو بُعد از یک حقیقت است.


گمان نکنند افرادی که امام بزرگوار ما، انتخابات را از فرهنگ غربی گرفت، آن را قاطی کرد با تفکر اسلامی و شریعت اسلامی، نه؛ اگر انتخابات و مردمسالاری و تکیه به آرای مردم جزو دین نمی بود و از شریعت اسلامی استفاده نمی شد، امام هیچ تقیدی نداشت، آن آدم صریح و قاطع، مطلب را بیان می کرد و این جزو دین است. لذا شریعت اسلامی چارچوب است در همه قانون گذاری ها و اجراها و عزل و نصب ها و رفتارهای عمومی که تابع این نظم سیاسی و مدنی است، باید شریعت اسلامی رعایت بشود و گردش کار در این نظام به وسیله مردمسالاری است.


یعنی آحاد مردم نماینده مجلس را انتخاب می کنند، رییس جمهور را انتخاب می کنند، وزرا را با واسطه انتخاب می کنند، خبرگان را انتخاب می کنند، رهبری را با واسطه انتخاب می کنند، کار دست مردم است. این پایه اصلی حرکت امام بزرگوار است، این بنای عظیمی که این بزرگوار گذاشت، این بنا، متکی به این دو پایه است.


التزام به شریعت اسلامی روح و حقیقت نظام اسلامی است؛ این را توجه داشته باشند. شریعت اسلامی اگر اجرا بشود در جامعه به طور کامل، هم آزادی های عمومی و مدنی را تامین می کند، آزادی افراد را، آزادی فردی را. هم آزادی ملت را که اسمش استقلال است، تضمین می کند. استقلال یعنی آزادی در ابعاد یک ملت که وابسته به کسی و جایی نباشد. یک ملت آزاد یعنی ملتی که تحت نفوذ و سیطره مخالفین خود یا دشمنان خود یا بیگانگان به هر صورت قرار ندارد. اسلام این را تضمین می کند، عدالت را در جامعه تضمین می کند شریعت اسلامی، معنویت را هم تضمین می کند؛ این چهار تا عنصر اصلی است: آزادی، استقلال، عدالت ، معنویت.


اگر شریعت اسلامی بر جامعه حاکم شد این پدیده های اساسی در نظم جامعه اسلامی خود را نشان می دهند، بنابراین، امام بزرگوار ما شریعت اسلامی را که روح جمهوری اسلامی است، مورد تکیه قرار داده است. مردمسالاری دینی هم یک وسیله و ابزار است که آن هم متخذ از شریعت است آن را هم مورد تکیه قرار داده است.


هیچ قدرت و غلبه ای در مکتب امام که از تقلب و از اعمال زور حاصل شده باشد، مورد قبول نیست. در نظام اسلامی، قهر و غلبه معنا ندارد. قدرت معنا دارد، اقتدار معنا دارد اما اقتدار برخاسته از اختیار مردم، انتخاب مردم؛ آن اقتداری که ناشی از زور و غلبه و سلاح باشد، در اسلام و در شریعت اسلامی و در مکتب امام معنا ندارد. آن قدرتی که از انتخاب مردم به وجود آمد، این محترم است. در مقابل آن نباید کسی سینه سپر بکند، در مقابل او کسی نباید قهر و غلبه ای به کار ببرد که اگر یک چنین کاری کرد، اسم کار او فتنه است.


این، آن نسخه جدیدی است که امام بزرگوار ما به دنیا عرضه کرد، به ادبیات سیاسی عالم این فصل مهم را افزود امام بزرگوار. در این نسخه جدید، یکی از عناصر اصلی همانطور که اشاره کردیم به کمک مظلوم شتافتن و با ظالم مقابله کردن است. به کمک مظلوم باید رفت که در دوره ما، در زمان ما از مصداق اتم مظلومیت ملت فلسطین بود که شما دیدید امام بزرگوار از روز اول تا آخر عمر راجع فلسطین تاکید کرد، تکیه کرد، حمایت کرد و وصیت کرد که این مساله را ملت ایران و مسوولان کشور فراموش نکنند.


کمک به مظلوم و ایستادگی در مقابل ظالم، نفی دست اندازی های ظالم، انکار صریح هیبت و ابهت ظالم و شکستن این ابهت این هم یکی از بخش های این نظامی است، این نسخه جدیدی است که امام بزرگوار ما عرضه کرد.


این یک خلاصه ای است، یک تصویر و توصیف کوتاهی است از مجموعه آن نظم سیاسی و مبنایی که امام بزرگوار ما پس از فروپاشی نظام پادشاهی به کشور آورد، عرضه کرد، مورد قبول قاطع مردم قرار گرفت و تحقق پیدا کرد و این نسخه مثل خیلی از حرف های سیاسی در کتاب ها نماند، آمد در واقعیت، تحقق پیدا کرد، تبلور پیدا کرد. ملت ایران هم همت کردند، وفاداری نشان دادند، فدارکاری کردند این را حفظ کردند و نگه داشتند و روز به روز قوی تر کردند تا به امروز رسیده است.


خب، پس امام موفق شد. امام در آن کاری که می خواست انجام بدهد به توفیق کامل دست پیدا کرد. آیا این کار بزرگ ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا بخش های خالی این جدول که به طور طبیعی بخش های خالی در این جدول های اجتماعی و تاریخی قرار دارند، آیا پر خواهد شد؟


این بستگی دارد به این که من و شما چقدر همت کنیم. ما چقدر آگاهی نشان بدهیم. ما چقدر آن خط روشن را مراعات کنیم و در آن خط روشن حرکت کنیم. بله، کاملا ممکن است. این ملتی که ما داریم مشاهده می کنیم این تجربه ای که این ملت نشان داده است و این حرکت موفق و سیر مستمری که در این 35 سال و بعد از رحلت امام در این 25 سال این ملت نشان داده است، بله، ادامه این راه ممکن است خانه های خالی پر خواهد شد، کار های بزرگ انجام خواهد گرفت و این ملت به اذن الله و به حول و قوه الهی به اوج قله ها خواهد رسید.


اما این راه مثل همه راه های مهم که به سمت هدف های بزرگ کشیده شده است، چالش هایی هم دارد، موانعی هم دارد. این موانع را باید بشناسیم تا بتوانیم از آنها عبور کنیم. اگر مانع را نشناختیم، عبور از مانع یا دشوار خواهد شد یا حتی غیر ممکن خواهد شد.


دو چالش را من ذکر می کنم. اینهایی که عرض می کنیم، بنده امروز دارم به شما عرض می کنم. حضار محترم این مجلس عظیم و با شکوه و در واقع به ملت ایران که این سخنان را خواهند شنید. اما باید جوانان ما، فرزانگان ما، زبدگان فکری ما، روی هر کدام از این سرفصل ها و بخش ها بنشینند فکر کنند، کار کنند، مطالعه کنند، نه فقط بحث های ذهنی شبه روشنفکری، بحث های کاربردی، بحث های علمیاتی، بحث های ناظر به واقعیت. این هایی که ما عرض می کنیم سرفصل هایی است برای کار های فکری که انشاء الله به وسیله جوانان ما که از ما خیلی بهترند، خیلی آماده ترند، انشاء الله دنبال خواهد شد.


من دو چالش را عرض می کنم. یک چالش بیرونی، یک چالش درونی. چالش بیرونی ما مزاحمت های استکبار جهانی است بی رودربایستی حرف بزنیم، مزاحمت های آمریکاست. سنگ اندازی می کنند، درست است که شاید در تحلیل های بعضی از متفکران سیاسی خودشان هم این هست که می گویند فایده ای ندارد، نمی شود با این حرکت عظیم مقابله کرد، لکن سنگ اندازی می کنند.


باید این سنگ اندازی ها را، نقشه کار آنها را دانست. این نقشه لو رفته آمریکاست، نقشه کلان آمریکاست که امروز در خلال بحث ها و گزارش ها و اظهار نظر و رفتارهای آنها این نقشه لو رفته است.


آمریکا، کشورهای دنیا، جریان های دنیا، آدم های دنیا را به 3 قسم تقسیم می کند: یک قسم گوش بفرمان ها. کشورهای گوش به فرمان، جریان های سیاسی و اجتماعی گوش به فرمان یا آدم های گوش به فرمان، یک عده اینها هستند. یک عده، کشورهایی که گوش به فرمان نیستند اما باید با آنها مدارا کرد. بعضی از این کشورها ، بعضی از شخصیت ها، بعضی از جریان ها به نظر آمریکا این جوری هستند که باید با آنها مدارا کرد، منافع مشترکی تعریف کرد، یک جوری با آنها فعلا کنار آمد که حالا بعد، توضیح عرض می کنم. قسم سوم، کشورهای نافرمان. آنهایی که زیر بار آمریکا نمی روند، باج به آمریکا نمی دهند. یک دسته هم اینها هستند.


همه کشورهای دنیا، همه جریان های سیاسی واجتماعی ومدنی عالم و اقتصادی عالم و همه آدم ها و شخصیت های برجسته و ممتاز و نشان دار عالم، از این سه قسم به نظر آمریکایی ها خارج نیستند. یا سرسپرده اند و گوش به فرمانند، یا مستقلی هستند که باید با آنها مدارا کرد و یا اینکه نافرمانند و دلیری نشان می دهند، گستاخی نشان می دهند، جور دیگری باید با آنها رفتار کرد .


آن دسته اول را آمریکایی ها، سیاستشان حمایت کامل است، حمایت می کنند. البته حمایت مفت و مجانی نیست بلکه حمایت می کنند و آنها رامی دوشند؛ در واقع از توانایی هایی آنها، از امکانات آنها استفاده می کنند به نفع خودشان، برای تامین منافع خودشان. از آنها سواری می گیرند، از آنها همه جور خدمت را می گیرند. همانطور که عرض کردیم، آنها را می دوشند، اهمیتی هم نمی دهند. البته اگر چنانچه رفتاری از آنها سر زد که در عرف جهانی زشت بود، آن رفتار را هم محکوم نمی کنند، از آن دفاع هم می کنند، آن را توجیه هم می کنند. مثلا کشورهای مستبدی وجود دارند که با نظام های ارتجاعی به شدت استبدادی اداره می شوند، با آمریکایی ها خوبند، به آمریکایی ها باج می دهند و حاضرند در خدمت آمریکا، سرسپرده اند. جزو گروه اولند. آمریکایی ها وقتی می خواهند این ها را توصیف بکنند نمی گویند کشورهای دیکتاتور، می گویند این ها کشورهای پدرسالارند، دیکتاتوری آن ها را پنهان می کنند، می گویند این ها دیکتاتور نیستند، پدرسالارند، پدرسالار یعنی چه در نظام سیاسی؟ معنایش چیست؟ کشوری که نه در آن مجلسی وجود دارد، نه انتخاباتی وجود ندارد، نه قدرت حرف زدنی وجود دارد، نه قلم آزادی وجود دارد، نه بیان آزادی وجود دارد، اندک تخلفی از خواسته های حاکم با شدت و حدّت و خشونت سرکوب می شود، این کشور، کشور پدر سالار است؟ این جوریند، صدام حسین در یک بخشی از زندگی جزو این سرسپرده ها و گوش به فرمان ها بود. در آن مدت همه حمایت های لازم را از او کردند، در خدمت او قرار گرفتند، به او سلاح شیمیایی دادند، به او نقشه های تحرکات نظامی ما را که با ماهواره ها کشف می شد، در اختیار او گذاشتند، نقشه جنگی دادند، چون در خدمت آن ها بود، علیه نظام متمرد جمهوری اسلامی بود، که نظام جمهوری اسلامی جزو گروه سوم بود. یک دسته اینها هستند.


دسته دوم، گفتیم کشورهایی هستند که سیاست آمریکا ونقشه آمریکا، مدارای با آن هاست. یعنی چه مدارا؟ یعنی فعلا منافع مشترکی با آن ها تعریف می کند، آن ها را در کنار خود قرار می دهد اما آن وقتی که فرصتی پیدا کرد خنجر را از پشت به قلب آن ها می کوبد و قلب آن ها را می درد، آن ها را هم ملاحظه نمی کند، مثل کی؟ مثل کشورهای اروپایی. امروز کشورهای اروپایی وضعشان این جوریست. آمریکا با این ها مدارا می کند، نه به معنای این که منافع آن ها را رعایت می کند، نه، آن جایی که بتواند لگد هم می زند، از شخص اول کشور همپیمان خود جاسوسی اینترنتی هم می کند، جاسوسی عرض کنم به وسیله تلفن همراه هم می کند. جاسوسی می کند، از زندگی خصوصی او جاسوسی می کنند، ابایی هم ندارند. وقتی هم که کشف می شود، می گویند که بله ببخشید این کار شد، دیگر چاره ای نبود، انجام گرفت. حاضر نیستند عذرخواهی درست و حسابی هم بکنند. این هم دسته دومند.


به نظر ما، بنده فهمم از مسایل سیاست این است که اروپایی ها در یک خطای بزرگ راهبردی قرار دارند که خودشان را در خدمت آمریکا قرار داده اند. منافع آمریکا را رعایت می کنند، آمریکا منافع آن ها را رعایت نمی کند و نخواهد کرد. تا آخر هم همین جوره. این هم دسته دوم.


دسته سوم، کشورهایی هستند که زیر بار آمریکا نمی روند، آمریکا سیاستش درباره این ها این است که از هر وسیله ممکن باید علیه این کشورهای نافرمان استفاده کرد، از هر وسیله ممکن. هیچ حد ومرزی نمی شناسند. اگر شما دیدید کشوری در مقابل آمریکا نافرمان است و آمریکا حمله نظامی مثلا نمی کند یا تحریم نمی کند، بدانید یک اشکالی آن جا وجود دارد، یعنی مانعی بر سر راه وجود دارد، به زبان ساده نمی تواند انجام دهد که انجام نمی دهد، اگر بتواند انجام می دهد. این کشور نافرمان، تنها جرمش هم این است که در مقابل آمریکا حاضر به تسلیم نیست، حاضر نیست باج بدهد، حاضر نیست منافع او را بر منافع خودش مقدم بدارد. این می شود کشور نافرمان؟ و آمریکایی ها برای این که این کشور را به زانو در بیاورند از هیچ کاری فروگذار نمی کنند. هر کاری برایشان ممکن باشد، انجام می دهند. اگر کاری انجام ندهند به خاطر نتوانستن است.


خب، حالا این کارهایی که آمریکایی ها انجام می دهند، چیست؟ حمله نظامی امروز از نظر آمریکایی ها یک اولویت نیست. فهمیدند که در قضیه عراق و در قضیه افغانستان که تهاجم نظامی کردند، ضرر کردند.


فهمیدند که تهاجم نظامی همان اندازه ای که برای کشور مورد تهاجم موجب خطر است گاهی همان اندازه، گاهی بیشتر برای کشور هجوم کننده و حمله کننده ممکن است موجب خطر باشد، این را درست فهمیدند.


لذا، از حمله نظامی و حرکات نظامی، می توان گفت منصرفند، راه های دیگری دارند. یکی از راه ها این است که پیشبرد هدف های خودشان را در آن کشور مورد نظر که آماج دشمنی آن هاست، به عناصر داخلی همان کشورها بسپارند. مساله ،مساله فقط ایران اسلامی و جمهوری اسلامی نیست، در همه جای دنیا این ها این کارها را می کنند و نمونه هایش را داریم مشاهده می کنیم. یا به وسیله کودتا، کسانی را تقویت کنند که در کشور کودتا راه بیندازند و آن نظامی را و دستگاه دولتی و سیاسی ای را که در مقابل آن ها تسلیم نمی شود با کودتا از سر راه بردارند. یکی از راه ها این است.


یکی از راه ها، کشاندن مردم، بخشی از مردم به خیابان هاست که این انقلاب های رنگی که در جای جای این منطقه در این چند سال اخیر به وجود آمد از این قبیل است. یک دولتی می آید سر کار، بالاخره هر دولتی که سرکار می آید، ممکن است اگر با 60 درصد آرای مردم هم آمده باشد، 40 درصد به او رای نداده اند، آمریکایی می روند سراغ آن 40 درصد، عناصر و لیدرهایی را در بین آن ها انتخاب می کنند، با تطمیع ، با پول، با تهدید، آن ها را وادار می کنند که آن 40 درصد یا بخشی از آن 40 درصد را بکشانند توی خیابان ها که همین این انقلاب های رنگین، انقلاب نارنجی در کشورهای مختلف در این چند سال دیده شد. دست آمریکایی ها پشت این کار بود، ما هیچ قضاوتی درباره حوادثی که این روزها در منطقه ای از اروپا در جریان است نمی خواهیم بکنیم اما انسان وقتی نگاه می کند، می بیند که سناتور آمریکایی، مسوول آمریکایی در تظاهرات یک اقلیتی علیه یک کشور چه نقشی می تواند ایفا کند که در آن جا حضور پیدا می کند؟


یکی از کارهایشان این است که با کشاندن گروهی از مردم به خیابان ها و نافرمانی مدنی؛ آن دولتی را مورد قبولشان نیست و حاضر نیست به آنها باج بدهد، این را از کار بیندازند.


یکی از کارها، فعال کردن گروه های ترور است. راه انداختن گروه های تروریست؛ این را در عراق انجام دادند، در افغانستان انجام دادند، در برخی از کشورهای عربی منطقه انجام دادند، در کشور خود ما هم انجام دادند، گروه های تروریست را راه بیندازند، آدم های مشخص را، چه دانشمند را که در کشور ما دانشمندان را زدند، متخصصین انرژی هسته ای را زدند و به شهادت رساندند. قبل از آن هم کسان دیگری، نخبگان سیاسی، نخبگان فرهنگی، شخصیت های علمی، شخصیت های روحانی را زدند و اینها زیر دامن آمریکا رشد کردند، بعضی هم به خاطر این خدماتی که به آمریکا کردند، مورد قبول و پذیرش آمریکایی ها قرار گرفتند.


امروز منافقین، در آغوش آمریکا قرار دارند، در جلسات گوناگون، در کمیسیون های کنگره آمریکا شرکت می کنند، همین عناصر منافق، همین هایی که در اینجا آحاد مردم را کشتند، بزرگان را کشتند، علما را کشتند، دانشمندان را کشتند، سیاسیون را کشتند و انفجارات به وجود آوردند، امروز آنجا با آنها هستند. یکی از راه ها هم این است.


یکی از راه ها ایجاد اختلاف در راس حاکمیت ها است. یکی از کارهایی که اینها می کنند این است. آن دستگاهی، آن نظامی که با آنها همراه نیست سعی می کنند در آن راس، اختلاف و شکاف به وجود بیاورند، حاکمیت دوگانه درست کنند، خیلی جاها موفق نمی شوند، بعضی جاها هم متاسفانه موفق می شوند، یکی از راه ها این است.


یکی از راه ها، این است که با تبلیغات خود دلهای مردم را، افکار مردم را از مبانی اعتقادی و ایمانی شان منصرف بکنند و راه های گوناگونی از این قبیل؛ و همه این کارها را رژیم ایالات متحده آمریکا در مورد ایران عزیز ما و ایران اسلامی ما؛ همه این کارها را انجام داده است و به فضل الهی در همه این کارها هم شکست خورده است.


کودتای نظامی، حمایت از فتنه گران، کشاندن مردم به خیابان ها، مقابله با انتخابات، ایجاد شکاف؛ از این کارها یا انجام دادند یا تلاش کردند که انجام دهند و بحمدالله در همه اینها ناموفق ماندند. چرا؟ چون ملت بیدار بود، چون ملت مومن بود و اینجاست که من می روم سراغ آن چالش دوم که چالش درونی است.


چالش درونی برای ملت ما، برادران و خواهران عزیز، عبارت است از اینکه روحیه و جهت نهضت امام بزرگوار را از نظر دور بداریم و فراموش کنیم و آن را از دست دهیم؛ این بزرگترین خطر است. در شناخت دشمنمان اشتباه کنیم، در شناخت دوستمان اشتباه کنیم، جبهه دشمن و دوست را با هم مخلوط کنیم، نفهمیم دشمن کیست، دوست کیست یا در شناخت دشمن اصلی و فرعی اشتباه کنیم، این هم خطر است.


توجه داشته باشند برادران عزیز، خواهران عزیز، عموم ملت ایران، گاهی یکی با شما دشمنی می کند اما اگر دقت کنید دشمنی او دشمنی اصلی نیست، تابعی است از یک عامل دیگر، از یک کس دیگر، دشمن اصلی را پیدا کنیم والا با دشمن فرعی، انسان سینه به سینه بشود هم قوای انسان تحلیل می رود، هم نتیجه کار، نتیجه مطلوبی نخواهد شد.


امروز یک عده ای در بخش های مختلف دنیای اسلام به نام گروه های تکفیری، وهابی و سلفی علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع تلاش می کنند، کارهای بد و زشتی می کنند اما این ها دشمنان اصلی نیستند. این را همه بدانند. دشمنی می کنند، حماقت می کنند اما دشمن اصلی، آن کسی است که این ها را تحریک می کند، آن کسی است که پول در اختیارشان می گذارد، آن کسی است که وقتی انگیزه آن ها اندکی ضعیف شد به وسایل گوناگون آن ها را انگیزه دار می کند. آن کسی است دشمن اصلی که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل و ملت مظلوم ایران می افشاند، این ها آن دست پنهان سرویس های امنیتی و اطلاعاتی است؛ لذا ما مکرر گفتیم این گروه های بی عقلی که به نام سلفی گری، به نام تفکیر، به نام اسلام با نظام جمهوری اسلامی مقابله می کنند، ما به این ها گفتیم ما شما را دشمن اصلی نمی دانیم، ما شما را فریب خورده می دانیم.


به این ها گفتیم « لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لَأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ»، تو اگر خطا می کنی، اشتباه می کنی، کمر به قتل برادر مسلمان خودت می بندی، ما توی نادان و جاهل را کسی نمی دانیم که بایستی کمر به قتل او ببندیم، البته از خودمان دفاع می کنیم. هر کسی به ما حمله کند با مشت محکم ما مواجه خواهد شد، این طبیعی است.


ما معتقدیم این ها دشمنان اصلی نیستند، فریب خورده هستند و دشمن اصلی آن دشمن پشت پرده است، آن دست نه چندان پنهانی است که از آستین سرویس های امنیتی بیرون می آید و گریبان مسلمانان را می گیرد، آن ها را به جان هم می اندازد، این ها چالش های درونی ماست.


سرگرم شدن به اختلافات در داخل کشور، اختلافات فرعی و اختلافات سطحی ما را سرگرم بکند، در مقابل هم قرار بدهد، تعارض بوجود بیاورد، از مسایل اصلی و از خطوط اصلی ما را غافل بکند، این یکی از مصادیق آن چالش اصلی است که عرض شد. از دست دادن انسجام ملت، از چالش های ماست. دچار شدن به تنبلی و بی روحیگی، دچار شدن به کم کاری، دچار شدن به یاس و ناامیدی، تصور اینکه ما نمی توانیم، تصور اینکه تا حالا نتوانستیم، این ها همه آن چالش های درونی ماست، باید با این ها مقابله کنیم؛ نخیر، همان طور که امام (ره) فرمودند ما می توانیم. باید عزم داشته باشیم، عزم ملی و مدیریت جهادی می تواند همه این گره ها را باز کند.


همانطور که عرض کردیم جوانان عزیز ما، نخبگان ما، فضلای ما باید بنشینند این مسایل را بررسی کنند، این ها سرفصل هایی است. نام مبارک امام بزرگوارمان و یاد آن بزرگ مرد و نقشه آن معمار بزرگ می تواند ما را در همه این فصول یاری کند و به ما امید ببخشد و نشاط بدهد و روحیه بدهد همچنانی که تا به امروز چنین بوده است و به توفیق الهی در آینده چنین خواهد بود.


پروردگارا! برکات خود را بر این ملت عزیز نازل بفرما. پروردگارا! جوانان عزیز ما را در راه بنای آرمانی نظام اسلامی کمک فرما. پروردگارا! ما را از کج روی ها و انحراف ها محفوظ بدار. پروردگارا! دست ملت ایران را از دشمنانش قوی تر قرار بده، آن ها را بر دشمنانشان پیروز فرما. قلب مقدس ولیعصر (ارواحنا فداه) را نسبت به ما مهربان بفرما. دعای آن بزرگوار را شامل حال ما بگردان. روح مطهر امام و شهدای عزیز را با پیغمبر محشور فرما. و السلام علیکم و الرحمه الله و برکاته.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.