گزارش خبرنگار اعزامی مهر از سوریه/9

روزهای دمشق چگونه به شب می‌رسد/ پژواک انفجارهای شدید، قهوه‌های تلخ و انتخابات!

آفریقا و خاورمیانه

این روزها دمشق پایتخت سوریه روزهای متفاوتی را حداقل برای ما که چندین روز است در این شهر اقامت کرده ایم، می گذراند، هر چند دقیقه یکبار صدای انفجارهای شدید ناشی حملات توپخانه ای ارتش سوریه به گروههای تروریستی در اقصی نقاط شهر شنیده می شود که البته برای اکثریت پایتخت نشینان به امری عادی تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به سوریه، این روزها در دمشق با گشت و گذاری کوتاه در شهر می توان از مسائل متعددی اطلاع پیدا کرد. رسانه های محور مخالف سوریه با جلوگیری از انتقال این واقعیت که مردم سوریه در این روزها در حال تجربه واقعیتی جدید و تاریخی هستند، جفای بزرگ به ملت بزرگ سوریه کردند.

بر خلاف آنچه در رسانه ها درباره شرایط بد امنیتی پایتخت سوریه منتشر شده بود، دمشق این روزها در وضعیت امنیتی نسبتا پایداری قرار دارد و تنها این صداهای انفجار از حومه دمشق هستند که آرامش پایتخت تاریخی سوریه را بر هم می زنند.

من امروز مادری را دیدم که برای دو کودک خردسال خود پرچم سوریه از بازار حمیدیه خریده بود و هنگامی که صدای انفجارهای شدید ناشی از حمله ارتش به گروههای تروریستی در فضا طنین انداز می شد، با آرامش به کودکانش توضیح می داد که نیروهای خوب در حال جنگ با نیروهای شر هستند و این صداها ناشی از جنگ میان این دو گروه است!

پدری تنها را دیدم که همسر، کودکان و خانواده خودش و نزدیکانش را در حملات گروههای تروریستی از دست داده بود و با دکه کوچکش امرار معاش می کرد. در چهره وی هیچ اثری از زندگی نبود، برایش مهم نبود که خرید کنی یا بی اعتنا از کنارش بگذری، مسئله بود که او همه چیزش را در این جنگ بی رحم از دست داده و دیگر رمقی برای ادامه زندگی ندارد!

من پیرزنی تنها را دیدم که با نوه هایش در خیابان دست گدایی دراز کرده بود و با نشان دادن نور چشمهایش فریاد می زد به خاطر نوه هایم به من کمک کنید! لحظه ای به خود لرزید و ساکت شد و باز هم صدای انفجار شدید او را در سکوتی عمیق فرو برد.

آن سوی شهر کمی که به منطقه قشر ثروتمند سوریه نزدیک می شویم، گویی اتفاق خاصی در کشور رخ نداده است. البته که رخ داده است اما به هر حال آنها نیز سعی می کنند با حضور در جشن و بزمهای شاد و طرب انگیز گوشه ای از این غم را فرو خورند.

یک انفجار شدید دیگر باز هم سکوت را بر مجلس آنها تحمیل می کند؛ گویی اصلا جشنی در کار نبوده است. حال و هوای کشور البته بر آنها نیز تاثیرگذار بوده و در مجالس شادی و عروسی این روزهای دمشق بیشتر آهنگها و ترانه های حماسی و ملی شنیده می شود. شاید همگی انتظار بازگشت آرامش و برقراری امنیت کامل در سوریه را می کشند.

اما از این سر شهر تا پایین ترین نقطه آن علاوه بر صدای انفجارها، رویداد دیگری نیز به چشم می خورد. در جای جای شهر برخی افراد را که شاید جوان و حتی کهنسال نیز هستند دیده می شوند که دور میزی کوچک گرد آمده اند و در حال نوشیدن یکی از تلخ ترین نوشیدنی های روی زمین هستند. قهوه های تلخ در فنجانهای بسیار کوچک طرفداران زیادی در سوریه دارد.

اما فصل مشترک این روزهای سوریه موضوع انتخابات ریاست جمهوری است که همه مردم به آن به عنوان تجربه ای نوین نگاه کرده و مشتاقانه برای آغاز آن انتظار می کشند. شرایط پایتخت نشینان نیز با توجه به اینکه در مرکز توجه افکارعمومی جهانی قرار دارند، کمی متفاوت تر است. البته دمشق نشینان به خوبی از این مسئله آگاه هستند و بار مسئولیت سنگینی بر دوش خود در موضوع مشارکت در انتخابات حس می کنند.

انتخابات ریاست جمهوری در سوریه در نگاه مردم به منزله پل عبوری به برقراری آرامش نهایی در کشورشان است که بیش از سه سال است انتظار آن را می کشند، لبخندهای جوانان سوری نوید همین ثبات و آرامش را می دهد که فکر می کنند هر لحظه بیشتر به آن نزدیک شده اند.

---------------------------------------
گزارش: محمدعلی تخت رونده