۰

پاسخی کوتاه به دوست دلواپس مان

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
دولت یازدهم,فرهنگ سیاسی

آنچه در ادامه می آید متن یادداشت مشترک سید محسن هاشمی- دکتر مهدی ذاکریان- محمد کاظم جعفری از دوستان و همکلاسی های دانشگاه امام صادق (ع) عباس مقتدایی، خطاب به این نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی است:

عباس مقتدایی، دوست و هم دانشگاهی محترم مان که اینک کسوت نمایندگی مردم اصفهان را به تن دارد، اخیرا در جمع دلواپسان اظهاراتی داشته که به حکم امر به معروف و نهی از منکر ضروت دیده شد تذکر و یادآوری به این همکلاسی دیروز بشود. به گزارش خبرگزاری ایسنا عباس مقتدایی نماینده مردم اصفهان طی سخنانی در جمع دلواپسان در شهر اصفهان اظهار کرد: "اصطلاح برد - برد را می‌توانستیم در هشت سال جنگ تحمیلی هم به کار ببریم و جنگ را سریع خاتمه دهیم، اما رزمندگان پای اعتقادشان ایستادند و جنگیدند و پس گرفتند آن‌چه می خواستند به زور از ما بگیرند، امروز هم ما در بین دو موضوع مهم اسلام ناب محمدی و اسلام ناب آمریکایی هستیم پس دولت باید بداند که بر روی لبه تیغ حرکت کرده و باید حواسش را جمع کند".
باید به دوستمان یادآوری کنیم که ظاهرا ایشان می بایست در طول تحصیل در دانشگاه بیشتر دقت می کرد و نکات کلیدی را از اساتید بنامی که آن روزها داشتیم، در ذهن نگاه می داشت تا متهم به ندانستن نشود هر چند از نظر ما همکلاسی ها، او دانشجویی کوشا و باهوش بود و حتما نکات را در ذهن دارد به همین دلیل ما هم نگرانیم که آن فرمایشات را خدای ناکرده به انگیزه های دیگری طرح کرده باشد که در چنین صورتی باید ایشان را دعوت به بازنگری کرد.
مبانی و اصول نظریه بازی ها که از سوی توماس شیلینگ طراحی شده را معمولا دانشجویان کارشناسی علوم سیاسی و روابط بین الملل به خوبی فرا می گیرند. آنها می دانند بر اساس این نظریه، در روابط سیاسی میان دو یا چند کشور، حاصل جمع یا صفر است یا غیر صفر. در دانش روابط بین الملل به کشورها توصیه می شود از بازی های با حاصل جمع جبری صفر اجتناب کنند. لذا معادله برد - برد را بهترین گزینه برای همه کشورها می دانند. به همین دلیل در زمانی که ریاست فعلی مجلس سکان مذاکرات هسته ای را در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی در دست داشت برای اولین بار موضوع برد - برد در مسایل هسته ای را وارد ادبیات سیاسی کارگزاران جمهوری اسلامی کرد. البته در آن زمان نه آقای مقندایی و نه دیگر دلواپسان امروز، دل نگران نشدند و این تعبیر را غلط ندانسته و آن را با جنگ تحمیلی مقایسه نکردند.
به علاوه، بر پایه نظریه های روابط بین الملل، آخرین گزینه در روابط سیاسی کشورها برای اخذ امتیاز از یکدیگر، جنگ است. صدام حسین، دیکتاتور مخلوع عراق با روحی بیمار و اندیشه های متوهمانه، جنگ را اولین گزینه در برابر جمهوری اسلامی ایران دانست و نتیجه آن بلایی بود که بر سر ملت و کشور عراق آمد و هنوز این کشور تاوان توهمات او و پیروانش را می دهد. اساسا دانشمندان روابط بین الملل به دلیل هزینه های فراوانی که جنگ برای یک ملت دارد، هیچگاه آن را توصیه نمی کنند، مگر برای دفاع، همانگونه که رزمندگان دلیر ما نیز در هشت سال دفاع مقدس نشان دادند که معقول و غیرتمندانه در مقابل بیماران و متوهمان ایستاده اند.
عباس مقتدایی در سخنان خود در جمع دلواپسان همچنین با اشاره به این‌که «ما انقلابی هستیم نه دیپلمات» ادامه داده است:" آقای ظریف قول دادند تا فرهنگ ناب اسلامی در توافقات جدی گرفته شود و ایشان گفتند مراقبند که کشور زیر سلطه کشوری نرود و ایشان باید بداند که کشور ما کشوری امت محور است نه ملت محور".
جناب مقتدایی، فراموش نفرمایند که انقلابی بودن به ذات خود، حُسن تلقی نمی شود. انقلابی بودن همچون تیغ است و بسته به اینکه به چه کار آید، ارزشیابی و داوری می شود. آنچه در فرهنگ دینی ( ونه ایدئولوژیک) ممدوح است، متخلق بودن به صفات راستگویی، عدالت ورزی، حسن خلق، وفای به عهد، نوعدوستی، انصاف، نصیحت (خیرخواهی)، شفقت و دیگر ارزش های محمدی (ص) است و نه révolutionnaire بودن که واژه ای مستحدث و اروپایی است. در دانشگاه با همدیگر آموختیم که موفقیت هر سازمان اجتماعی در انجام درست کارکردها و ایفای موفق نقش های آن است، بر این اساس خرده گرفتن بر کارکرد و نقش آفرینی درست وزارت امور خارجه کشور که کارکردی حرفه ای و دیپلماتیک است، به چه معناست و به کجا می انجامد؟
در پاسخ به دوست نگرانمان باید بگوییم، وزیر محترم امور خارجه، هم دیپلمات است و هم آگاه به دانش روابط بین الملل. از سوی دیگر نیز در فرآیند - خوب یا بد - جهانی شدن، کشوری زیر سلطه کشوری دیگر می رود که نتواند هنجارها، ارزش ها و منطق بحث هایش را با ادبیاتی مناسب مطرح و مخاطبان جهانی را اقناع کرده و با خنثی کردن تبلیغات منفی دشمنان یا رقیبان، تهدیدها را تبدیل به فرصت کند. اتفاقا در فرآیند جهانی شدن مرزهای حاکمیتی ضعیف می شود و آنچه ارزش های والای مشترک بشری نامیده می شود، نمود پیدا می کند. در چنین شرایطی، غرب درصدد است تا اقتصاد آزاد، لیبرال دموکراسی، مبارزه با تروریسم و حقوق بشر - و البته تطبیق های مصداقی خود از این اصول - را به عنوان ارزش مشترک بشریت به جهان ارایه کند و در این راه نیز به مدد ساخت قدرتمند اقتصادی، سیاسی و رسانه ای خود، موفقیت های فراوانی هم به دست آورده است. براساس منطق دولت تدبیر و امید که به رای مردم مستظهر است، در چنین فضایی، به قول شما انقلابی عمل کردن و شعارهای تند دادن چیزی جز خدمت به موفقیت پروژه های ایران هراسی و شیعه هراسی نخواهد بود، امری که رهبر معظم انقلاب نیز اخیرا نسبت به آن هشدار داده اند. دوستان دلواپس چه زود تجربه شعارهای تند و تحریک آمیز سالهای گذشته و آثارمخرب آن بر منافع ملی و زندگی روزمره مردمان را فراموش کردند.
جمهوری اسلامی ایران یک بار در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی با بحث گفت و گوی تمدن ها و بار دوم با بحث جهان عاری از خشونت توانست لگام جهانی شدن را تا اندازه ای در دستان خود بگیرد و ابتکار عمل در معادلات منطقه ای و بین المللی را از آن خود کند و این موفقیت ها البته با روشی که شما توصیه می فرمایید بدست نیامد. فراموش نکنیم که تصویب هر دوی این طرح های ایرانی - اسلامی به همت آقای دکتر ظریف در سازمان ملل بود. ما در این جا بر خلاف شما بر خود فرض می دانیم از زحمات این کارگزار متعهد و دیپلمات کاردان و استاد فرهیخته تشکر کنیم.
آقای دکتر عباس مقتدایی، در جمع دلواپسان توصیه ای هم به دکتر روحانی کرده و گفته است:" آقای روحانی باید متوجه باشد که قانون اساسی ما قانونی امت محور است نه ملت محور پس سخنانی از جمله این‌که به زور نمی‌توان کسی را به بهشت فرستاد یا این‌که نباید در زندگی مردم دخالت کرد، صحبت‌هایی است که با این اصل نمی‌خواند و ایشان بدانند ما آمده‌ایم تا جلوی جهنمی شدن عده‌ای را بگیریم".
مقتدایی عزیز، حتما خاطرشان هست که در درس حقوق اساسی و در مبحث قانون اساسی جمهوری اسلامی خواندیم که رییس جمهوری اسلامی ایران بر پایه همین قانون اساسی انتخاب شده، سوگند خورده و در حفاظت از آن و اجرای آن مسئول است، رییس جمهوری و دولت در قانون اساسی و سایر قوانین کشور، وظایف و مسوولیت های مشخص قانونی دارند و باید به آن عمل کنند ولی ظاهرا فضای سنگین عوام زدگی سالیان گذشته حتی بر برخی دانش آموختگان ما هم تاثیر گذاشته است تا مقدمات سست بچینند و نتایج ناصواب بگیرند. این امر بویژه برای کسانی که نگران جهنمی شدن مردم هستند، باید بیش از پیش هشدار دهنده باشد؛ نکند در روز قیامت از ما بپرسند چرا به آیه «ولایجرمنکم شنئان قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی (دشمنی با گروه دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید، عدالت ورزید که به تقوی نزدیک تر است)» عمل نکردید و در مخالفت و رقابت های سیاسی، انصاف به خرج ندادید و ناحق گفتید.
جناب آقای مقتدایی، فراموش نفرمایند که خداوند رحمان به پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) نهیب می زند که:" انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر" در این آیه خداوند بر ماموریت پیامبران تاکید می کند و می فرماید وظیفه پیامبران تذکر است و یادآوری می کند آنها نیز به مردم تسلطی ندارند. و "ما علی الرسول الاالبلاغ "اصلا قاعده خلقت بر انتخاب آزاد و تبیین اندیشه درست استوار است و نه الزام و تحمیل به مردم ! نه شما و نه هیچ کس دیگری نمی تواند جلوی جهنمی شدن عده ای از مردم را بگیرد و یا او را به زور به بهشت ببرد. این ماموریت را خداوند به شریف ترین مخلوقاتش (پیامبران) نیز نسپرده است. اما شما با طرح این نظریه دو کار انجام می دهید، نخست این که به دین گریزی در جامعه دامن می زنید و دوم این که عده ای را تحریک می کنید تا کارهایی بکنند که دنیای مان جهنم شود. بد نیست یاداوری کنیم که با هم آموخته ایم که امت و امامت ارتباطی معنوی و مختارانه است و ملت واژه ای برای تبیین حقوق و تکالیف ملت و دولت در عصر حاضر. در اصل نخست میثاق ملی آمده است:"حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه اش به حکومت حق و عدل قرآن در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالقدر تقلید حضرت آیتالله العظمی امام خمینی در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یمهزار و سیصد و پنجاه و هشت ....به آن رای مثبت داد". اگر به عقیده شما همان رابطه امت و امامت برای اداره امروز جامعه کفایت می کرد پس چرا میثاق ملی نوشته و به همه پرسی ملت گذاشته شد؟ چرا در این میثاق ملی، یک فصل کامل به حقوق ملت اختصاص یافت؟ چرا فصل هشتم در میان فصول سیزده گانه قانون اساسی مندرج و به رای ملت گذاشته شد؟ اگر اصول، اهداف و شعارهای بنیادین انقلاب اسلامی یادمان رفته، متن کامل مذاکرات خبرگان قانون اساسی در کتابخانه ها موجود است، می توان مطالعه کرد و دید که پایه گذران جمهوری اسلامی دنبال چه بودند و از قانون اساسی چه می خواستند.
از سوی دیگر، مباحثی چون امت محوری، اخلاق مداری، اصلاح جهانی و دیگر شعارهای والای بشری، مختص قانون اساسی جمهوری اسلامی نیست. در قانون اساسی همه کشورها چنین آرمان هایی وارد شده است و این هرگز به معنای نفی چارچوب های حقوقی و قانونی مندرج در قوانین اساسی این کشور نیست. برای نمونه: در قانون اساسی ژاپن بر "همکاری مسالمت آمیز با تمام ملل جهان، محو همیشگی استبداد و بردگی و ستم و ..." تاکید شده است. (مقدمه و اصل نهم). قانون اساسی عربستان، "دستیابی به آمال امت عرب در جهت همبستگی و وحدت کلمه" را اصل بیست و پنج خود قرار داده است. در قانون اساسی کره جنوبی، "اتحاد و سیاست وحدت مسالمت آمیز در پرتو صلح بین المللی" مورد تاکید قرار گرفته است (اصل چهارم و پنجم). و در قانون اساسی نیجر، نیز رسیدن به "اتحاد آفریقایی" یک هدف متعالی، تعریف شده است (اصل صد و بیست و دو).
پاره ای اصول انسانی و جهانی به عنوان اهداف متعالی در قوانین اساسی همه کشورها آمده است و همه به این منظور است که یک ملت به دنیا نشان دهد که آرمان غایی او اهداف والای انسانی است که از مسیر اجرا و تحقق اهداف قانون اساسی در چارچوب تعریف شده ملی می گذرد، نه اینکه تعریفی از آن ارایه کنند که ساختار ملی و ملت خود را زیر سوال ببرند و یا بر علیه منافع ملت خود عمل کنند و قانون اساسی را به ضد خود تبدیل کنند. قانون اساسی ما نیز ضمن اینکه اهداف والایی تعریف و ارایه کره است و در پی سعادت بشری است، به ساخت کشور و زندگی مناسب برای شهروندان این کشور توجه دارد نه اینکه وارد حریم خصوصی آدم ها بشود که مبادا به جهنم بروند. بدیهی است که وقتی چنین مجوزی به کارگزاران داده شود بدون شک زمینه انجام و توجیه صدها کار حرام و منکر شرعی نیز فراهم می شود و روشن است که به نام دین، نقض دیانت و شریعت کردن چه عواقب سویی بر اخلاق و دیانت جامعه و سرنوشت حکومت اسلامی دارد.
آقای عباس مقتدایی این همکلاسی سابق ما و نماینده فعلی مردم اصفهان همچنین چند دلواپسی دیگر هم ابراز داشته اند، دلواپسی از "بازسازی روحیه اشرافی گری در جامعه"، "دلواپسی از وزارت ارشاد" و دلواپسی از "حرکت جامعه با شیب ملایم به سمت غربی شدن". ایشان در جمع دلواپسان گفته اند: "کشور با یک شیب ملایم به سمتی غربی شدن در حال حرکت است و باید هوشیار بود؛ چراکه این کشور با شهادت به این جا رسیده است، کسانی که در غرب تحصیل کرده‌اند به خود و اطرافیان نگاه نکنند و بیدار باشند تا مردم آن‌ها را از خواب بیدار نکنند".
باید از این دوستمان بپرسیم، دوست عزیز! چرا در هشت سال گذشته وقتی برخی مشفقان و رسانه ها و حتی دستگاه های مسوول از تخلفات و اختلاس ها و رانت خواری های کلان در "پاک ترین دولت تاریخ ایران" سخن می گفتند، شما و دوستانتان دلواپس نشدید؟ نکند در جهان ارتباطات امروزین بی خبر مانده بودید؟
البته که روحیه اشرافی گری قبیح است ولی برخورد با آن نیازمند سازوکارهای شفاف و قانونی همچون اقتصاد شفاف و سالم، وجود رسانه های مستقل و قوی، وجود احزاب قوی و رقابت حزبی، مدیریت علمی، مدیران پاسخگو و تعامل با جامعه بین المللی است. با شعار، دلسوزی، توصیه و ابراز دلواپسی نمی توان ساده زیستی را در جامعه تقویت کرد بلکه این امر با ساخت کشوری که همه مردمش دسترسی آسان به آموزش و پرورش رایگان، بهداشت ارزان، شغل مناسب و اوقات فراغت سالم داشته باشند و بتوانند با فراغ بال در عرصه های موثر سیاسی و نظارتی، مشارکت فعال داشته باشند، میسر می شود.
وانگهی در تعالیم دینی به ما سفارش کرده اند هر اندیشه و ابزار نیک را از هر کجا که باشد، بیاموزیم و بکاربندیم. اساسا، نیکی و مفید بودن جغرافیا ندارد و متعلق به همه بشریت است. نه تحصیل در غرب به خودی خود عیب است و نه در دانشگاه آزاد فلان شهرستان به خودی خود حُسن تلقی می شود. فراموش نباید کرد همان مجلسی که آقای مقتدایی مفتخر به حضور در آن است و دهها نهاد و ساختار موجود دیگر، از دستاوردهای تجربه بشرغربی است.
از سوی دیگر فراموش نکنیم تغییر فرهنگ و سبک زندگی یک ملت یک شبه و با آمدن یک دولت و یا یک سخنرانی و یا عملکرد یک وزارتخانه اتفاق نمی افتد، یک روند تدریجی و وابسته به عوامل مختلف تاریخی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... است و مجموع عملکرد و رفتارهای همه نهادهای حاکمیتی در آن موثر است. اگر این دوستان واقعا دلواپس کشور هستند و دغدغه حل مشکلات مردم را دارند، در کنار سایر همکارانشان در مجلس شورای اسلامی، بدور از حب و بغض ها و نگاه های جناحی، مسائل را ریشه یابی کنند و به دولت برای رفع و حل مشکلات کمک نمایند.
اکنون دولت تدبیر و امید، پس از چند سالی که فضایی از یاس و سرخوردگی بر جامعه حاکم بود، پا به عرصه نهاده و امید آفریده است و با گردآوری مجموعه ای از مدیران توانمند، پر تلاش و بی وفقه در حال آماده سازی زیر ساخت های رفع مشکلات کشور بویژه تحقق حماسه اقتصادی است. روشن است که لازمه موفقیت دولت در این عرصه ها، عبور از تنش های سیاسی داخلی و خارجی، در امان بودن از بحران سازی های ساختگی با اهداف جناحی، وجود همگرایی کامل میان نیروهای جامعه، وجود چند صدایی منطقی بدور از عوام فریبی و وجود فضای آزاد سیاسی و حکومت قانون است و تحقق این مهم البته یاری همه دلسوزان و دلواپسان کشور و نظام جمهوری اسلامی را می طلبد.
با آرزوی توفیق برای همه خدمتگذاران دانا و صادق 
دوستان و همکلاسی های قدیمی شما در دانشگاه امام صادق (ع):
سید محسن هاشمی- دکتر مهدی ذاکریان- محمد کاظم جعفری

/2727

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.