هفتمین جایزه روزنامه نگاری امید به آمنه شیرافكن رسید

فرهنگ عمومی و مطبوعات,جایزه روزنامه نگاری امید

مراسم اهدای هفتمین جایزه خصوصی روزنامه نگاری مهدی سمسار (امید) که به گرامیداشت كاظم معتمدنژاد و محمدابراهیم باستانی پاریزی اختصاص داشت با تقدیر از آمنه شیرافکن برگزار شد.

مراسم اهدای هفتمین جایزه خصوصی روزنامه نگاری مهدی سمسار (امید) با حضور سید محمود دعایی سرپرست مؤسسه اطلاعات، هادی خانیكی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، علی دهباشی، حمید باستانی پاریزی، علیرضا خانی سردبیر روزنامه اطلاعات،احمد بنی احمد، هادی حیدری و... به همت گیتی الهی، شهرزاد و شیرین سمسار عصر چهارشنبه، هفتم خرداد در منزل زنده یاد سمسار برگزار شد.

در ابتدای این مراسم هادی حیدری، کارتونیست مطبوعاتی و برنده ششمین دوره جایزه روزنامه نگاری امید گفت:«خوشحالیم كه این جایزه با حمایت بزرگان فرهنگ، ادب و عرصه روزنامه نگاری به هفتمین دوره خود رسیده است. جایزه روزنامه نگاری امید از طرف بنیاد شادروان دكتر مهدی سمسار، هر سال به یك روزنامه نگار جوان اختصاص پیدا می کند.»

سپس گیتی الهی، همسر سمسار ضمن ارائه گزارشی از كارهای انجام شده در «بنیاد دكتر مهدی سمسار» افزود:«در سال 1388 گزارشی از سه سال برگزاری مراسم اهدای جایزه امید و شرح حال دریافت كنندگان این جایزه در ضمیمه نشریه پوری انترنسیونال با عنوان خبرنگاران امید چاپ شد، امیدوارم كه با این كار بتوانیم جایزه امید را جهانی كنیم.»

در ادامه فیلمی از سخنان باستانی پاریزی، مورخ، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقی‌پژوه و استاد دانشگاه تهران و كاظم معتمد نژاد، روزنامه‌نگار و حقوقدان ایرانی که مربوط به دوره های پیشین جایزه امید بود، پخش شد و پس از آن پرویز براتی، روزنامه‌نگار و از برندگان دوره های قبل جایزه امید، با اشاره به پاریزی و معتمد نژاد گفت:«در هفت سالی كه این جایزه تاسیس شده، این دو بزرگوار همیشه حضور داشتند، روی همین صندلی ها نشستند و تك تك ما جایزه هایمان را از دست این عزیزان گرفتیم. امروز قرار بود خدمت خانواده مرحوم معتمدنژاد هم باشیم كه نتوانستند حضور داشته باشند، در نتیجه تقدیر كوچكی برای خانواده محترم زنده یاد باستانی پاریزی در نظر گرفتیم. آقای هادی حیدری كه همه را به تصویر می كشند به شیوه خاص خودشان پرتره ای از دكتر باستانی پاریزی كشیده اند كه تقدیم خانواده ایشان می شود.»

در ادامه هادی حیدری از داود احمدی مونس، کارتونیست و برنده دومین جایزه امید كه با نام هنری «آروین» شناخته می شود، دعوت كرد تا متنی را كه هر سال از طرف فرزندان زنده یاد سمسار خوانده می شود و فلسفه این جایزه در آن بیان شده است، برای حضار قرائت كند.

در این متن آمده است:«وقتی تصمیم گرفتیم كه جایزه روزنامه نگاری بدهیم، به دلم افتاد كه علاوه بر اسم پدرم یك اسم نمادین به آن بدهیم كه هم به پدرم مربوط باشد و هم به روزنامه نگاری، به دنبال این اسم به یادنامه پدرم نگاه كردم كه شاید دوستان و همكاران پدرم بتوانند مرا كمك كنند. دیدم همگی آنها از عشق او به روزنامه خوانی كه او را به روزنامه نگاری كشاند نقل می كنند. از طریق مقاله یكی از دوستان فهمیدم كه پدرم در 18 سالگی، قبل از این كه حتی دانشجویی در تهران باشد، در یك مسابقه نظرخواهی شركت كرده بود، موضوع مسابقه این بود كه به نظر شما ایران باید به صورت فدرال اداره شود؟ خبر كه به پدرم رسید بلافاصله تا دكه روزنامه فروشی دوید، نه تنها دید كه یكی از برندگان است بلكه مطلبش در صفحه اول آن نشریه چاپ شده بود.»

در ادامه این متن عنوان شده است:«بدون تردید این جایزه به پدرم جرات طی كردن راه آینده اش را داد. اولین مقاله او چاپ شده بود و آن نشریه امید نام داشت. او جایزه امید را ربوده بود و من آنچه را كه باید، پیدا كردم. امروز در جمع شما عزیزان آرزو دارم جایزه امید را كه به یاد پدرم می دهیم، بتواند وسیله ای باشد كه روزنامه نگاران جوان و آینده ایران شمع امید را در دل فروزان نگاه دارند و در راهی كه انتخاب كرده اند چون پدرم مصمم، حقیقت جو، عدالت خواه و پیروز باشند.»

در ادامه آمنه شیرافكن به عنوان برنده هفتمین جایزه امید معرفی شد. او ضمن تشكر از حاضران و خانواده سمسار گفت:«بیشترین خوشحالی من از دریافت این جایزه به این دلیل است كه آقای دكتر سمسار از اساتید روزنامه نگاری بودند و من هم به عنوان دانشجوی این رشته این جایزه را با نام ایشان دریافت كرده ام.»

شیرافكن افزود:«سال هایی كه گذشت دوران خیلی جالبی برای روزنامه نگاری ایران و خیلی از حوزه های دیگر نبود، اما یكسری از دوستان كماكان و با تمام مشكلات موجود، ماندند و كار كردند، عده ای مهاجرت كردند و عده ای دیگر در جاهایی هستند كه امكان نوشتن ندارند، اما من همیشه وقتی كه به بحث روزنامه نگاری فكر می كنم، احساس می كنم اگر در سال هایی كه گذشت جریانات مختلف به نفس كار روزنامه نگاری و رسانه به عنوان ركن چهارم دموكراسی نگاه می كردند، ما واقعا امروز با این سطح وسیع فساد اقتصادی و اجتماعی مواجه نبودیم.»

این روزنامه نگار در مورد حوزه آکادمیک روزنامه نگاری گفت:«آرزو دارم كه در حوزه روزنامه نگاری آكادمیك بتوانیم كارهای جدی تری انجام بدهیم، خیلی وقت ها در حوزه خبری می بینم كه روزنامه نگاری شغلی باری به هر جهت شده است، گاهی می بینیم جاهایی منابع مالی دارند و می توانند روزنامه نگار به جامعه تزریق كنند ولی دانش كافی در این حوزه نیست، دوست دارم هم حوزه آكادمیك و هم حرفه ای روزنامه نگاری به سمتی برود كه ما روزنامه نگاران خیلی جدی تری را در عرصه مطبوعات داشته باشیم.»

در ادامه این مراسم، هدیه ای نیز از سوی خانواده باستانی پاریزی به آمنه شیرافكن اهدا شد. محمود دعایی، سرپرست مؤسسه اطلاعات با اشاره به سخنان شیرافكن گفت:«از سخنان خانم شیرافكن به این نتیجه رسیدم كه در انتخاب، بررسی خیلی دقیقی به عمل آمده و انتخابی خوبی شده است.ایشان خیلی هوشمندانه، مسلط و دقیق صحبت كردند. امیدوارم كه ما لیاقت داشته باشیم و در مسیری حركت كنیم كه آرزوهای شما جوانان به حقیقت بپیوندد.»

آخرین سخنران مراسم هم هادی خانیكی بود:«خوشحالم كه این سنت خوب پایه گذاشته شده كه علاوه بر نهادهای رسمی و آكادمیك و دولتی، یك خانواده فرهنگ دوستی هم میراث ماندگار كسی را كه در تاریخ روزنامه نگاری ایران شخصیت موثری بوده و با زحمات زیاد افرادی چون آقای دهباشی تا حدود زیادی به نسل بعد معرفی شده، زنده نگه داشته می شود.»

این استاد روزنامه نگاری عنوان کر:«به عنوان كسی كه حداقل وصل میان خانم شیرافكن و دكتر معتمد نژاد، دكتر باستانی و دكتر سمسار است، می توانم بگویم چیزی كه نسل گذشته برای انتقال دارد از نظر من اخلاق، منش روزنامه نگارانه و اجتماعی شان در كنار دانش علمی است.»

هادی خانیكی در مورد حرفه روزنامه نگاری اظهار کرد:«نمی توان روزنامه نگار شد و دردمند نبود، نمی شود روزنامه نگار شد و دائم در شرایطی كه دیگران برای او تعیین می كنند كار كرد به خصوص در جوامعی مثل ما كه در دوران گذار قرار دارد و دوران گذار یعنی مرتبا این انتخاب های عقلانی معطوف به سود ما را چه در دانشگاه و چه در روزنامه در معرض كارهایی قرار می دهد كه قطعا باعث تخطی از اصول حرفه ای و اخلاقی مان می شود.»

کد N309260