• ۸بازدید

دورنمای تحرکات دیپلماتیک ایران و عربستان سعودی/دعوت های پشت سر هم سعودی ها از مقامات ایرانی

ایران و عربستان

تحرکات جدیدی در رابطه ایران و عربستان از چند هفته پیش تا کنون به چشم می خورد.

به گزارش خبرآنلاین دو هفته پس از آنکه محمدجواد ظریف ابراز تمایل کرد که به عربستان سعودی برود و با مقامات این کشور دیدار کند ، سعود الفیصل همتای سعودی او اعلام کرد که دعوتنامه ظریف را به تهران فرستاده اند. اگرچه دریافت این دعوت نامه از سوی وزارت خارجه کشورمان تکذیب شد اما این اتفاقات همگی نشان از تغییر روابط دو کشور در دولت یازدهم دارد.

حالا غلامعلی رجایی مشاور ارشد رئیس مجمع تشخیص مصلحت گفته است که تا کنون دو بار از آقای هاشمی برای سفر به عربستان دعوت به عمل آمده اما هنوز شرایط سفر به عربستان برای وی پیش نیامده است و این هماهنگی‌ها نیز باید از داخل انجام شود.

هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری اش پایه گذار روابط مثبت دو کشور بود. این دعوت دوباره از وی در دولتی که با حمایت او بر سر کار آمده است نشاندهنده این است که دولت سعودی نگاه مثبتی به روابط دوکشور در دولت جدید دارد.

این مسایل در مطبوعات عربی نیز منکعس شده است. آنگونه که «دیپلماسی ایرانی » گزارش کرده است، روزنامه الحیات در اینباره نوشته است:ترس از ایران در مقاله های بعضی از نویسندگان در روزنامه های عربستانی روشن و مشهود است، به ویژه بعد از آن که امیر سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان از همتای ایرانی اش دعوت کرد که به ریاض سفر کند. برخی از آنها این دعوت را مانوری دیپلماتیک در کنفرانسی مطبوعاتی دانستند که نباید چندان جدی گرفت که به قول معروف برای «مجلس گرمی» است. در حالی که عده ای دیگر رنگ و بوی ترس به آن دادند و ایران را چهره مخوف «غول بی شاخ و دم» به تصویر کشیدند.

بعد اول به دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عربی باز می گردد. بعد دوم ادعای تحریک طایفه ای و شعله ور ساختن فتنه شیعه و سنی را مطرح می کند، بعد سوم توجه ایران برای هیمنه سیاسی بر منطقه را برجسته می کند و بعد چهارم از افزایش قدرت نظامی ایران ابراز نگرانی می کند و پرونده هسته ای ایران را غامض می داند!

در نظر ما ترس عربستان سعودی سنی از جمهوری اسلامی فارسی شیعی چه از لحاظ سیاسی چه از لحاظ استراتژیک غیر قابل قبول است و به هیچ وجه واقعیت ندارد، بلکه تنها توهمی است که به نوعی تلاش شده در آن بزرگ نمایی شود، این «غول» تنها ابعاد سیاسی دارد و از نظر ما توهمی است که دائما گسترده می شود بدون این که «در ذات خود با واقعیتی» منطبق باشد، و تنها مانعی جدی برای گسترش روابط حسن هم جواری میان دو کشور است در حالی که حکمای سیاسی باید تلاش کنند آن را از بین برده و به سرعت یخ این توهم را ذوب کنند.

لازم به یادآوری است که عربستان تا کنون در طول تاریخ شاهد سه موج خطرناک بوده که وجودش را مورد تهدید قرار داده است، همه آنها بر آمده از عنصر سنی - عربی و نه شیعی - فارسی بوده است. موج اول در دهه شست رخ داد، زمانی که عبدالناصر با مطرح کردن ایدئولوژی های قومی - جغرافیایی تهدید کرد که جنوب عربستان را با جنگنده هایش بمباران می کند و امنیت و وجود آن را مورد تهدید قرار می دهد و حکومت های پادشاهی کشورهای عربی حوزه خلیج ]فارس[ را با هدف رسیدن به نفت سرنگون می کند. موج دوم در دهه نود بود هنگامی که صدام حسین عربستان را با موشک هایش هدف قرار داد و تهدید کرد که بعد از کویت آن را اشغال می کند. تهدید سوم، تهدید تروریسم و خودروهای بمب گذاری شده در داخل عربستان از سوی گروه ها و شبکه های دینی تندروی وابسته به جریان های اهل تسنن بود. بنابراین تروریسم سیاسی و ترس از ایران نه زمینه سختی دارد و و نه از منطق تحلیل سیاسی سالمی برخوردار است.

انقلاب اسلامی ایران مثل همه انقلاب ها، عناصر واجبی دارد تا به بلوغ مطلوب برسد، این انقلاب از ابتدا تلاش کرد با عقلانیت سیاسی باب تعامل را بگشاید و می توان آن را به انقلاب عربی ناصر در مصر تشبیه کرد، هر دوی این انقلاب ها دو عنصر مشابه داشتند: طرد پادشاهی و پایگاه مردمی. در عین حال خصومت با غرب و جنگ محدود و صادرات انقلاب و گسترش ایدوئولوژی و حمایت از اقلیت ها و تهدید کشورهای همسایه نیز از عناصر مشترک ذاتی آنها هستند. از این رو بازگشت عقلانیت به روابط ایران با غرب و گشودن باب گفت وگو با امریکا به این اعتبار صورت می گیرد که انقلاب تثبیت و نهادینه شده است. بنابراین ایران امروز نیاز به تفاهم های عقلانی و حقیقی و جدی با کشورهای جهان در راس آنها عربستان سعودی دارد.

در راه رسیدن به این تفاهمات پرونده های عاجلی وحود دارند که دو کشور را پای میز مذاکره می کشاند، مهم ترین آنها کار بر روی تقویت مفهوم دولت در منطقه خاورمیانه است که در پی شورش های بهار عربی خسارت های سنگینی متحمل شده است، بعضی از این کشورها به کشورهای شکست خورده ای تبدیل شده اند، مثل یمن و لیبی، که پناهگاهی امن برای شبکه های تروریستی و رشد آنها هستند که می خواهند خشونت به طور مضاعف استمرار داشته باشد و آن را صادر کنند.

در مقابل سه کشور عربی فعال و اساسی در خاورمیانه یعنی عراق و سوریه و مصر هستند که هر سه از تروریسم رنج می برند و هم زمان در دوران انتخاباتی خود به سر می برند، عربستان و ایران باید تلاش های خود را با یکدیگر هماهنگ کنند تا از نتایج انتخابات در هر سه کشور حمایت شود، تا این کشورها بتوانند خود را تقویت کرده و با تروریسم مبارزه کنند و نیازهای جامعه خود را برطرف کنند. 

می ماند پرونده لبنان که ذاتا همیشه به عنوان یک طرح پابرجا بوده است، این کشور اکنون در مرحله ای است که نیاز به رئیس جمهوری قدرتمند و منطقی و فعال دارد، انتظار نمی رود که رئیس جمهور آن فردی محبوب و متمایل به یکی از دو کشور باشد، بلکه باید با حفظ جایگاه و اهمیتش مورد احترام داخل و خارج باشد تا به عنوان سنبلی برای ثبات و سدی در برابر مداهنه ها یا هیاهوهای سیاسی محسوب شود.

در آخر این که، دعوت وزیر امور خارجه در زمان مناسبی انجام شد چرا که عناصر مطلوب برای نتیجه بخش بودن این سفر فراهم شده است، کما این که تحولی نوعی در هماهنگی میان متغیرها و تحولات بین المللی محسوب می شود و سیاست دینامیکی عربستان را ثابت می کند و نشان می دهد که توانایی عقب نشینی از مواضع و پیمان های منطقه ای و بین المللی را در صورتی که نیاز به ضرورت هماهنگی استراتژیک میان دو کشور برای ثبات در منطقه و نیاز به تفاهم کافی حول قضایای منطقه ای و بین المللی باشد، دارد. در عین حال نشان می دهد که هر دو طرف به قوت و نفوذ طرف مقابل معترف است و می تواند به دور از توهم ها و ترس های خودساخته به تقسیم مسئولیت های سیاسی بپردازد.

2929

 

 

وبگردی